بعد از خواندن اخبار فوق به طور تصادفي به ياد يكي از دوستانم افتادم كه در يك زماني در بخش پرستاري فعاليت داشت ولي بنا به دلايلي تغيير رشته داده بود و اين سوال در ذهنم خطور كرد كه اين عدم علاقه به حرفه در سطح كلان تا چه حد سبب بروز مازاد تقاضاي پرستاري در اين بخش شده است و اين شد كه به پرس و جو پيرامون اين موضوع پرداختم.
عارف، فارغالتحصيل رشته پرستاري دانشگاه تهران علت اصلي عدم رضايت از رشته را متوجه پايين بودن دستمزد در اين حرفه ميداند و اين واقعيت تلخ را ميگويد كه در ميان همكارانش اكثر كساني كه توانايي خروج از كشور را دارند، به خارج از ايران رفته و پرستاري را ادامه ميدهند.
عارف در ادامه از عدم وجود سنديكاي پرستاران ابراز گلايه كرد و آن را دليلي مهم در پايين بودن حقوق و مزاياي پرستاران دانست. طبق گفته عارف درحال حاضر تنها انجمني كه متولي حقوق پرستاران است يك انجمن دولتي است و به طور كامل در جهت احياي حقوق پرستاران قدم بر نميدارد.
هنگامي كه در رابطه با افزايش ظرفيت دانشكدههاي پرستاري پرسيدم جواب داد كه اكثر اين افزايش ظرفيتها در دانشگاههاي آزاد صورت گرفته و به طرز دور از ذهني از امسال افزايش يافته است.
عارف معتقد است كه صرف اين افزايش ناگهاني ظرفيتها ميتواند موجب افت محسوسي در كيفيت آموزش شود كه اين خود موجب كاهش كيفيت خدمترساني در بلندمدت ميشود. در ادامه براي صحت و سقم اين صحبتها با ابوالفضل جارياني، رييس پيشين انجمن پرستاري ايران صحبت كرديم.
مشكلات عميقتر از كمبود پرستاري است
وي در ابتدا با اشاره به اين موضوع كه در تمامي مشاغل مشكلاتي وجود دارد، پرستاري را نيز از اين حرف مستثنا ندانست. اما به گفته جارياني«مشكلات در بخش پرستاري خود به چند بخش تقسيم ميشود كه كمبود پرستار در كنار عواملي مانند كمبود تخت بيمارستاني تنها يكي از آنهاست.» جارياني افزود«در كشوري مانند دانمارك به ازاي هر هزار نفر 12 الي 14پرستار وجود دارد درحالي كه اين رقم در ايران بين يك الي يك و نيم نفر است كه اين رقم يك سوم ميانگين جهاني است.
يعني هر پرستار در ايران به اندازه سه پرستار خدمترساني ميكند. اما در كنار تمامي اين موارد شاهد اين هستيم كه پرستاران در بيمارستانها جور ديگر پستهايي كه تخصصشان نيست نيز ميكشند و در حيطههايي از قبيل مديريت، كمك پرستار و بهيار هم خدمترساني ميكنند.»
جارياني در رابطه با افزايش ظرفيت دانشكدههاي پرستاري نيز ميگويد: «تا زماني كه پرستاران از تضمين برخي امتيازات مانند ارتقاي بهرهوري، سختي كار و تعرفهگذاري مناسب برخوردار نيستند نميتوان اميدوار بود كه اين افزايش ظرفيتها گرهگشاي وضعيت بازار كار در اين حوزه باشد.»
اما جارياني در بخش ديگري از صحبتهايش ميگويد: «البته در حرفه پرستاري اين مزيت وجود دارد كه ما هيچگاه پرستار بيكار نداريم و هميشه در اين بخش، بيمارستانها و مراكز درماني متقاضي جذب نيروي كار هستند.»
در اينجا به نظر ميرسد كه بازار كار در بخش پرستاري از مشكلات ساختاري عميقي رنج ميبرد. در بازار با اضافه تقاضاي زيادي روبهرو هستيم كه به گفته وي رقم نزديك به 200هزار پرستار ميرسد. اين اضافه تقاضاي كار اين سيگنال را به بازار ميدهد بايد دستمزدها در اين حوزه افزايش پيدا كند زيرا با دستمزد فعلي انگيزهيي براي افزايش عرضه كار وجود ندارد. اما گويي در بين سياستگذاران اين بخش با نوعي پاك كردن صورت مساله مواجه هستيم به طوري كه سياستهاي بلندمدت اين بخش مبني بر افزايش ظرفيت در دانشكدههاي پرستاري برنامهريزي ميشوند.
در بخش پرستاري جذابيت لازم ايجاد شود
جارياني در رابطه با اين موضوع عقيده دارد: «دولت بايد سرمايهگذاري در بخش پرستاري را هدفمند كند با بالا بردن دستمزدها در حد ايدهآل جذابيت كار در بيمارستانها را براي پرستاران بالا ببرد. به عنوان مثال قوانين سختي كار در بخش خصوصي به هيچوجه پرستاران را شامل نميشود و اين درحالي است كه در بخش دولتي هم تنها در برخي مكانها شامل حال پرستاران ميشود. تعرفهگذاري در اين بخش در 7 يا 8 سال پيش تصويب شده ولي هنوز اجرايي نشده است. در شرايط كنوني بسياري از پرستاران در حوزهيي نامرتبط با تخصصشان جذب ميشوند يا بسياري از آنها چندين شغل دارند. سالي هفت هزار نفري كه هر سال فارغالتحصيل پرستاري هستند در صورت عدم جذابيت اين بخش باعث اتلاف هزينههاي گزاف دولت در اين بخش ميشوند.»
در واقع دولت در اين بخش هزينههاي بسيار زيادي را متحمل ميشود كه با توجه به عدم جذابيت، اين بازار كار عملا منافعي را براي كشور در پي ندارد. شايد بهتر باشد دولت برخي از اين هزينهها را در جهت ايجاد جذابيت بازار كار پرستاران اختصاص دهد.
جارياني نيز اولويت را به اصلاح سازوكارهاي بازار كار در اين بخش ميدهد و اين نكته را يادآور ميشود كه پرستاران در بسياري از موارد مانند ديگر كاركنان نظام بخش سلامت كه به مراتب دستمزدي بيشتر از آنها ميگيرند هزينههاي زيادي را پرداخت ميكنند. «به عنوان مثال در بحث ويروس كرونا پرستاران هم به اندازه ديگر پرسنل بيمارستانها اين ريسك را متحمل ميشوند درحالي كه هيچ اين نوع ريسكها در جايي محاسبه نميشود.»
در پايان بايد ديد كه اين گره كور بخش سلامت كه مدتهاست وعده حل وفصل آن داده شده بالاخره باز ميشود يا خير؟
قطعا افزايش ظرفيت دانشكدهها نميتواند به خودي خود راه برونرفت مناسبي براي كمبود پرستار باشد ضمن اينكه مشخص نيست زيرساختهاي لازم جهت افزايش ظرفيت دانشكده درحال حاضر وجود دارد يا خير. كما اينكه به نقل از تسنيم وزير بهداشت در صحبتهايش گفته است: «در حوزه پرستاري اميدواريم شاهد تحولات باشيم زيرا در پرستاري كارهاي زيادي زمين مانده است و آنقدر كه به مسائل صنفي پرستاري پرداخته شده، مساله آموزشي آن سالهاست كه مغفول مانده است».
اميدواريم اين كمبود در بخش پرستاران را با سياستهايي كه به طور موقت تنها در كوتاهمدت اثربخش هستند، جبران نكنيم كه خود ممكن است در آينده باعث هزينههايي به مراتب بيشتر چه در تعادل اين بازار و چه در كاهش كيفيت خدمترساني شود.