دانشكده انرژي دانشگاه صنعتيشريف از آن دسته دانشكدههايي است كه به دليل حضور استادهايي فعال، به صورت مستمر كارشناسان و استادهاي مختلف حوزه انرژي را از نقاط مختلف دنيا دعوت ميكند و به دانشجويانش اين فرصت را ميدهد كه از تجارب آنها بهره ببرند. اكنون كه سال تحصيلي جديد آغاز شده است اين روند ادامه دارد.
خبر اقتصادی - روز سهشنبه 14 مهر دانشجويان سحرخيز رأس ساعت 30 و 7 دقيقه در كلاس كوچكي حاضر شده بودند تا از صحبتهاي كاستيس استامبوليس مدير اجرايي موسسه انرژي جنوب شرق اروپا (IENE) استفاده كنند. حلقه زردرنگ باريك سادهيي در دست داشت، ظاهرش نيز مثل همان حلقه ساده بود؛ در مورد موضوعي كه ارائه ميداد اطلاعات و تسلط كافي داشت و به آرامي و بدون وقفه اسلايدها را نشان داده و در مورد «امنيت انرژي اروپا و نقش و جايگاه ايران» توضيح ميداد.
ايران يكي از مهمترين توليدكنندگان گاز و برق است؛ براي استمابوليس همين دليل كافي بود تا به عنوان يكي از فعالان اين حوزه به اين كشور سفر كند. او صحبتهاي خود را با توضيح مختصري در مورد موسسه انرژي جنوب شرقي اروپا آغاز كرد و سپس بحث امنيت انرژي اروپا را ادامه داد. بر اساس گفتههاي اين مدير 66 ساله، تقاضاي انرژي در اروپا براي سالهاي آتي هم در ميانمدت و هم در درازمدت رو به رشد است. از آنجا كه توليد داخلي و بومي نفت و گاز در اروپا به نهايت خود رسيده و اكنون در حال كاهش است، نياز به واردات اين كالاهاي اساسي رو به افزايش ميرود. امروزه 28 دولتي كه عضو اتحاديه اروپا هستند بيش از 58 درصد از منابع انرژي خود را از طريق واردات تامين ميكنند. علاوه بر آنكه اين رقم در حال افزايش است، ميزان توليد داخلي نفت و گاز و مهمتر از آن زغالسنگ رو به كاهش است. به اين ترتيب وقتي صحبت از امنيت انرژي در اروپا در درازمدت به ميان ميآيد، واردات گاز بيش از پيش مورد توجه قرار ميگيرد.
همانطور كه گفته شد در اروپا شكافي ميان توليد داخلي و واردات وجود دارد. استامبوليس با اشاره به اينكه بسياري از افراد معتقدند اين شكاف عادي است و جاي نگراني وجود ندارد، گفت: «اين شايد درست باشد اما در هر منطقهيي دوران بحراني به وجود خواهد آمد كه بايد منابع خود را داشته باشد چرا كه فقط ميتواند روي همان منابع حساب باز كند. در نتيجه بايد سياستي وجود داشته باشد تا بين توليد داخلي و واردات تعادلي برقرار شود.» به اين ترتيب اروپا چارهيي ندارد جز اينكه واردات خود را براي برقراري امنيت انرژي افزايش دهد. روسيه يكي از كشورهايي است كه سالانه 150 بيسيام گاز به اروپا وارد ميكند اما اتحاديه اروپا به دلايل سياسي تمايلي به افزايش اين ميزان ندارد. استامبوليس در اين باره اينطور توضيح داد: «وقتي شما كالايي را از كشوري وارد ميكنيد بايد مساله امنيت تحويل را نيز در نظر بگيريد يعني نبايد وقفهيي در تحويل گرفتن كالا به وجود بيايد. اروپا در اين باره تجربه بدي در سالهاي 2006 و 2009 داشت.» مدير موسسه IENE به زماني اشاره كرد كه روسيه در تحويل گاز به اروپا وقفه ايجاد كرد. او همچنين به اين نكته مهم اشاره كرد كه اين مساله ربطي به سياستهاي اروپا ندارد بلكه به مشكلات ميان روسيه و اوكراين مربوط ميشود. البته همهچيز به اين مشكلات ختم نميشود، آنطور كه استامبوليس اظهار كرد، روسيه در قيمتگذاري گاز نيز اروپاييها را بازي داده و قيمت را به آلمان، فرانسه يا ايتاليا «رقابتي» عرضه ميكرد. يكي از نكات جالبي كه اين فعال بازار انرژي به آن اشاره كرد، اين بود كه تمامي قراردادهاي گازي روسيه با اروپا تماما بر پايه قيمت نفت هستند. به اين ترتيب اتحاديه اروپا تمايلي ندارد بيش از اين مقدار براي واردات گاز به روسيه وابسته باشد. علاوه بر آن ظرفيت بسياري از كشورها براي واردات الانجي نيز محدود است پس اتحاديه اروپا براي تامين درازمدت گاز بايد به فكر راهكار ديگري باشد. يكي از اين راهكارها توسعه خط لولههاي ترانسآناتولي و ترانس آدرياتيك است. ترانسآناتولي گاز طبيعي آذربايجان را از گرجستان و تركيه به اروپا خواهد رساند. خط لوله ترانس آدرياتيك نيز از 7كشور عبور ميكند. بر اساس برآوردهاي صورت گرفته اين دو خط قادرند سالانه 10.00 بيسيام گاز به اروپا برسانند. علاوه بر آن الانجي توجه بسياري را به خود جلب كرده است.
در ميان راهكارهاي اتحاديه اروپا، ايران نقش بسيار مهمي را ايفا خواهد كرد. مدير موسسه انرژي جنوب شرقي اروپا اهميت ايران را به اين شكل تشريح كرد: «پس از توافقي كه در 14 جولاي صورت گرفت، روابط تجاري ايران و اروپا نيز وارد مرحله تازهيي شد. اكنون ديگر اين پرسش كه آيا ايران يك عرضهكننده جايگزين در بازار گاز اروپا به شمار ميرود از مرحله تئوري خارج شده و رنگ و بوي واقعيتري به خود گرفته است. از آنجا كه اروپا يكي از بزرگترين مصرفكنندگان گاز به عنوان سوختي پاك و دوستدار طبيعت است تمام تمركز خود را بر توانايي و ظرفيت ايران براي عرضه گاز به اين منطقه به كار برده است.
پرسش اين است: آيا ايران ميتواند گاز مورد نياز اروپا را تامين كند و شكافي كه پيشتر در مورد آن صحبت شد را برطرف كند؟ از چه طريقي ميتوان به اين هدف دست يافت؟» به اين ترتيب از آنجا كه اتحاديه اروپا به دنبال تنوعبخشي منابع انرژي است، ايران بازيگر مهمي در اين منطقه خواهد بود و اكنون اين پرسش مطرح است كه چگونه؟
وقتي پاي چگونگي صادرات گاز ايران به اروپا به ميان ميآيد، نبايد از ياد برد كه روابط استراتژيك ايران و روسيه، مانعي جدي بر سر راه اين صادرات تلقي ميشود. به نوعي ايران نميتواند به سادگي و بدون داشتن سياستخارجي بسيار متناسب، به راحتي بازار گاز روسيه در اروپا را از آن خود كند.
البته تنها گاز نيست كه براي اروپا اهميت دارد بلكه نفت نيز از اهميت ويژهيي برخوردار است چرا كه اتحاديه اروپا ميزان زيادي نفت وارد ميكند. بر اساس آماري كه استامبوليس ارائه داد روسيه بزرگترين تامينكننده نفت 27 كشور اتحاديه اروپا بوده و 40 درصد نفت مورد نياز اين اتحاديه را تامين خواهد كرد. علاوه بر آن، خاورميانه نيز قريب به 15 درصد از نفت اروپا را تامين ميكند و پس از آن آفريقا، ايالات متحده امريكا و آسيا قرار دارند. او تاكيد كرد كه ايران نقش مهمي در واردات نفت اروپا داشته و دارد. بر اساس آماري كه اين فعال بازار انرژي از دوران پيش از تحريمهاي بينالمللي نشان داد، ايران تا سال 2011 به چهار كشور اصلي اروپا يعني ايتاليا، اسپانيا، يونان و فرانسه نفت صادر كرده است. اين كشورها بيش از 15 سال براي تامين نفت خود به ميزان بالايي به ايران وابسته بودهاند. اين مدير اروپايي اظهار اميدواري كرد كه ايران پس از برداشته شدن تحريمها به اصليترين عرضهكننده نفت در اروپا تبديل خواهد شد.
خط لوله انتقال گاز ايران به اروپا از طريق تركيه، مورد ديگري بود كه استامبوليس به آن اشاره كرد. بر اساس اين پروژه گاز از منطقه عسلويه از طريق تركيه به اروپا ميرود. خط نياز به قرار دادن خطوط لوله در سطوح عميق دريا دارد كه هر چند تا به حال اخباري پراكنده درباره آغاز به كار ساخت اين خط لوله منتشر شده اما طبق اظهارات مدير موسسه انرژي جنوب شرق اروپا، اين اخبار صحت چنداني نداشته و اين پروژه هنوز آغاز به كار نكرده است.
در پايان استامبوليس در مورد گزينههاي مختلفي كه ايران براي صادرات گاز طبيعي به اروپا در اختيار دارد صحبت كرد. برخي از اين گزينهها آني هستند و برخي ديگر ميانمدت به شمار ميروند. براي نمونه صادرات گاز ايران از طريق خطوط موجود در تركيه قابل انجام است. خط ترانسآناتولي نيز در صورتيكه بين سالهاي 2018 تا 2019 راهاندازي شود براي صادرات گاز ايران قابل استفاده است. راهكار آني سوم نيز از طريق اتصال اهواز-آستاراست. او تاكيد كرد: «هيچ يك از اينها داستان علمي-تخيلي نيست. همه اينها قابل اجرا هستند.» در پايان يكي از دانشجويان در مورد سياست اروپا براي وارد كردن گاز ايران به اين منطقه پرسيد و پاسخ استامبوليس اين بود كه هيچ سياستي در اين باره وجود ندارد و فعلا همهچيز در حد مذاكره است. در حالي كه استاد كلاس ميگفت انشاالله به مرحله عملي وارد ميشود استامبوليس با لهجه اروپايي خود پاسخ داد: «انشاالله.»
منبع: تعادل