خبر اقتصادی - تاكنون اميد سهامداران حقيقي براي نجات از دامن ركود عميق اقتصادي و پايان داستان دنبالهدار ريزش بازار سهام در طول تابستاني كه گذشت، به حضور سهامداران بزرگ حقوقي بوده است، حال آنكه رفتار بيتفاوت حقوقيها و دورانديشي اقتصاديشان در پرهيز از چنين بازار فرو روندهيي، اعتماد خرده سهامداران حقيقي را از بازار سلب كرده است و جلوي ورود سرمايههاي تازه نفس را به عرصه بورس گرفته است. به طوري كه در هفتههاي اخير مشاهده ميشود پاگندهها از رخوت ركود و احتياط سرمايه دست نگه داشتهاند در حالي كه سهامداران حقيقي هرگز توان كافي براي حركتهاي مستقل را نداشتهاند و در اين شرايط دچار سرگرداني شدهاند؛ به همين دليل نگاه بلندمدت خود را از دست داده و با رو آوردن به سهمهاي كوچك براي فرار از زيان بيشتر مشغول نوسانگيري هستند.
وابستگي بازار سرمايه به دولت
بسياري از كارشناسان عقيده دارند، بازار سرمايه تحت هدايت و كنترل بخش دولتي است و دولت كماكان بزرگترين سرمايهدار بازار سرمايه محسوب ميشود.
بلوكهاي مديريتي در بسياري از شركتهاي حاضر در بورس و نمادهاي ليدر بازار توسط حقوقيهاي شبهدولتي تملك شده است.
از سوي ديگر ارتباط بورس با اقتصاد واقعي به دليل اندازه كوچك و كارايي ضعيف آن يك ارتباط نامتناسب است و اين بازار هنوز نتوانسته نقش خود را در تامين منابع بنگاههاي اقتصادي، آن طور كه مورد انتظار است، ايفا كند.
برهمين اساس بايد گفت كه شرايط ركودي اقتصاد نميتواند تنها عامل بازدارنده بورس و علت غايي ريزشهاي پياپي بازار سهام باشد. اين مساله را از دو جنبه ميتوان بررسي كرد؛ نخست آنكه حجم كل نقدينگي در شرايط ركودي حاكم بر اقتصاد كاهش يافته است. دوم آنكه بورس توان و جذابيت كافي را براي جذب سرمايههاي موجود از دست داده است.
بايد توجه داشت بزرگترين سرمايههاي كشور در اختيار دولت است و سهم بخش خصوصي از ابتدا در بازار سرمايه ناچيز بوده است. از گذشته به ياد داريم كه دوران اوج شكوفايي بورس مربوط به زمان ورود جدي سازمان خصوصيسازي و حضور شركتهاي غولآساي دولتي و شبهدولتي در بازار سرمايه بوده است كه بورس را به كانون توجه دولت تبديل كرد.
توجه دولت به اين بازار طي دو سال گذشته به دليل معطوفشدن نگاهش به زيرساختها و امور زيربنايي اقتصاد واقعي كمتر از قبل شده است و ساختارهاي شبهدولتي و حقوقيهاي بزرگ در غياب دولت بازار را راهبري ميكنند.
اين در حالي است كه با تغيير روند بورسها پس از توافق هستهيي و استيلاي ركود عميق اقتصادي بر تالار، توجه به سهم گروههاي بزرگ حقوقيها به دليل كمبود نقدينگي به شدت كاهش يافت و با سقوط حجم و ارزش روز به روز مبادلات شاخص كل 11درصد افت كرد و براي نخستينبار در شهريور سال جاري بازدهي بازار بورس منفي شد.
روند بازار مشخص كرده است كه حقوقيها نيز توان ايستادگي در برابر اين ركود را ندارند.
فرار از زيان در كوتاهمدت
برخي كارشناسان عقيده دارند كه تسري ديدگاه نوسانگيري به قصد جلوگيري از زيان در كوتاهمدت، در ميان سهامداران ميتواند ذائقه بازار سرمايه را به مرور دستخوش تغيير كند و موجب شود شرايط روز بازار جاي تحليلها را بگيرد. مشخص است كه در اين وضعيت با سرخوردگي غيرحرفهييها و سرمايههاي تازهوارد، اعتماد از بازار سلب ميشود و تنها گروهي از نوسانگيران سود ميبرند. طي روزهاي اخير روي آوردن به گروه سهمهاي كوچك كه حجم مبناي پاييني دارند رشد قابل توجهي داشته است.
روي آوردن سهامداران به خريد سهمهاي صنعت مواد غذايي و صنعت قند و شكر موجب شده است تا اين صنايع بهويژه در روزهاي اخير، برخلاف جريان حاكم بر ساير صنايع، بازار گرمي داشته باشند. اين روند برخي از صاحبنظران بازار سرمايه را نگران كرده است.
كمشدن تمايل عمومي به سهمهاي بزرگ، عقب كشيدن حقوقيها و تكاپوي سهامداران براي نوسانگيري بورس را دستخوش نوسان كرده است كه بيش از هر چيز منجر به سلب اعتماد از آينده بازار، تلاش براي خروج و سرخوردگي سرمايههاي تازه وارد ميشود.
بسياري انتظار دارند كه حقوقيها با تزريق سرمايه، بار ديگر رهبري بازار را به دست گيرند؛ در طول ماههاي اخير آمار خريد حقوقيها نشان ميدهد كه آنها در روزهاي مثبت بازار تمايل چنداني براي ورود به صف خريد ندارند و در حالت شكننده كنوني اين رفتار آنها منتقدان فراواني دارد.
بسياري از سهامداران حقيقي اين رفتار حقوقيها را فرصتطلبي براي جمع كردن سهام ارزان در روزهاي وخيم بازار تلقي ميكنند.
در عين حال، سعيد شيرزادي عضو هياتمديره شركت سرمايهگذاري صندوق بازنشستگي كشوري (وصندوق) عنوان داشت: اگر ما به فاندامنتال بازار، ميزان نياز نقدينگي حقوقيها و فشارهاي مالي اطراف آنها نگاه كنيم، دليل فروش حقوقيها را بنا به دلايل اضطرار موجود ميبينيم، نه اينكه واقعا بخواهند به بازار لطمه بزنند؛ اما چيزي كه مهم به نظر ميرسد اين است كه كساني كه در اين شرايط وارد بازار ميشوند، به علت اينكه اين تامين نقدينگي بسيار گذرا و كوتاه است، ميتوانند سودهاي زيادي كسب كنند، با اين حال رفتار شركتهاي حقوقي شايد نامناسب ديده شود اما ميتوان گفت حتي اگر هر حقيقياي هم وارد شركتهاي حقوقي شود، همان عملكرد حقوقيها را تكرار ميكند.
چارلي چاپلين در جويندگان طلا به ما نشان داده است، دنيايي كه تب طلا آن را فرا گرفته و هركس تنها به منفعت خويش ميانديشد، دنياي سرد و بيرحمي است كه انسانها در حسرت غذا، گرما و سرپناه با سوداي طمع خود تنها ماندهاند. پانتوميم شاخص بورس نيز اين روزها تالار شيشهيي را به كوهستان سرد كلوندايك تبديل كرده است؛ جايي كه حقوقيها پا را از بازار پس كشيدهاند و حقيقيها در سرازيري زياندهياند و عدهيي در حال نوسانگيري.
دنياي جويندگان طلا دنياي سرد و بيرحم كوهستانهاي يخ زده است. دنياي ناامن بياعتمادي، گرسنگي، سرگرداني، طمع، وحشت و تنهايي است. دنيايي كه قرصهاي كوچك نان بر چنگال ميرقصند و ميشود چكمههاي پاره را با لذت پخت و خورد. رشد شكننده بازار در گرهخوردگي با اميد پايان ركود شايد آن پايانبندي را براي خرده سهامداران رقم بزند كه چارلي ساده دل را با پالتوپوست و سيگاربرگش راهي سرزمينهاي گرم كرد.