جنگ عراق با ايران طولانيترين جنگ متعارف در قرن بيستم و دومين جنگ طولاني اين قرن پس از جنگ ويتنام بود كه نزديك به هشت سال به طول انجاميد. جنگ به صورت رسمي در 31 شهريور 1359 آغاز شد. در اين روز درگيريهاي پراكنده مرزي دو كشور با يورش همزمان نيروي هوايي عراق به 10فرودگاه نظامي و غيرنظامي ايران و تهاجم نيروي زميني اين كشور در تمام مرزها به يك جنگ تمام عيار تبديل شد.
خبر اقتصادی - جنگ ايران و عراق از لحاظ استراتژيك يكي از مهمترين برخوردهاي نظامي دوران معاصر بود كه منافع تقريبا همه كشورهاي جهان را بدون استثنا تهديد كرد و تاثير مستقيم آن بر كشورهايي وارد شد كه بيشترين ذخاير نفتي جهان را داشتند. توليد و فروش نفت خام همواره يكي از مهمترين بخشهاي اقتصاد ايران بوده است كه در دوره هشت ساله جنگ بهشدت تحت تاثير قرار گرفت. در همين رابطه و به مناسبت فرارسيدن هفته دفاع مقدس «تعادل» گفتوگويي با سيدحسن ضياءكاشاني، مديرعامل اسبق شركت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي ايران انجام داده است.
تجربيات مديريت در شرايط جنگ
ضياءكاشاني در پاسخ به اين سوال كه مديريت حوزه نفت در شرايط جنگي چگونه بود و با چه دشواريهايي مواجه بود، ميگويد: «در تاريخ 29 شهريور 59 با حمله صدام به تاسيسات نفتي، جنگ تحميلي آغاز شد. در آن مقطع بزرگترين پالايشگاه ايران، پالايشگاه نفت آبادان با ظرفيت 700هزار بشكه در روز بود كه در همان روز ابتدايي جنگ مورد هجمه رژيم عراق قرار گرفت. با توجه به اين واقعيت كه پالايشگاه مملو از مواد اشتعالزاست و كوچكترين جرقهيي ميتواند يك انفجار مهيب ايجاد كند، بديهي است كه پالايشگاه آبادان دچار آسيبهاي جدي شد و به سرعت اين پالايشگاه از مدار خارج شد. به عبارت بهتر «نفت وارد جنگ شد».
با لجنكشي به كشور بنزين ميرسانديم
ضياءكاشاني كه مانند تاريخچهيي شفاهي بسياري از مسائل آن روزها را بياد دارد در ادامه ميگويد: «در آن دوره من فرماندار مهريز در استان يزد بودم. پيش از جنگ هم با توجه به اوضاع متشنج و نابسامان كشور توزيع نفت در سراسر كشور با مشكلات عديدهيي روبهرو بود. با شروع جنگ تحميلي اين مشكلات چند برابر شد. كشور با مشكلات جدي در زمينه توزيع سوخت مواجه بود. در آن دوران روزهايي داشتيم كه مجموع ذخاير بنزين كشور تنها 150 ميليون ليتر بود كه مقدار زيادي از آن نيز قابل دستيابي نبود. براي استفاده حداكثري از منابع موجود، ناچار بوديم با لجنكش همه ذخاير را بيرون بكشيم و مورد استفاده قرار دهيم. در چنين شرايطي، در صورتي كه مردم متوجه كمبود شديد ذخاير بنزين و نفت سفيد ميشدند ابعاد بحران پيچيدهتر نيز ميشد. بنابراين تمام تلاش ما اين بود كه نگذاريم اين كمبود بهطور جدي در سطح كشور احساس شود. با توجه به وضع موجود و مشكلات به بارآمده، من در جايگاه فرماندار مهريز اقدام به سهميهبندي و توزيع كوپني نفت سفيد در ميان مردم كردم. اين اقدام باعث شد كه تا حدود زيادي تقاضاي نفت ساماندهي شود. با توفيق در اجراي اين طرح، امام جمعه يزد پيشنهاد اجراي طرحهاي مشابه در استانهاي مختلف را به ائمهجمعه ارائه داد كه با استقبال روبهرو شد. همين موضوع باعث شد مهندس غرضي حضور در حوزه نفت را به من پيشنهاد كند.
حضور در پالايشگاه در وضعيت قرمز
مناطق جنگي ايران و عراق در بسياري از موارد شامل تاسيسات نفتي بودند و يكي از مهمترين اهداف عراق نيز همين تاسيسات بود؛ اما كاركنان اين مجموعهها در مواقع حمله چه ميكردند؛ مديرعامل اسبق شركت ملي پخش فرآوردههاي نفتي در ادامه صحبتهاي خود خاطرهيي را در اين زمينه بازگو كرده و بيان ميكند: «در يك مورد كه براي سركشي و بازبيني از روند كار يكي از پالايشگاهها در آنجا حضور پيدا كرديم، به محض ورود، آژير وضعيت قرمز به صدا درآمد. در اين حين كه ما براي رفتن به پناهگاه خود را آماده ميكرديم، متوجه شديم يكي از همكاران ما به كارشان ادامه ميدهند. از ايشان خواستيم كه به پناهگاه بيايند اما ايشان با خونسردي جواب دادند: «ما به اين مسائل عادت داريم، بگذاريد به كارمان برسيم» كه با اصرار ساير كاركنان حاضر به ترك محل كار و رفتن به پناهگاه شدند. به محض ورود ما به پناهگاه دقيقا محلي كه ما مشغول به كار بوديم، بمباران شد.»
شهيدان پالايشگاهي
پالايشگاههاي نفتي ايران در جريان جنگ تحميلي همواره يكي از اهداف مورد توجه رژيم عراق بود. در چنين شرايطي كار براي مديران و كاركنان اين مجموعهها بسيار دشوار بود. از يك سو به اين دليل كه هرلحظه امكان حمله هوايي يا حمله موشكي به تاسيسات پالايشگاهي وجود داشت، كاركنان با شرايط نااطميناني مواجه بودند. از ديگرسو به دليل خسارات وارده ناشي از اين حملات و كمبودهاي تكنولوژيكي كه به خصوص در شرايط جنگي حس ميشد، كار براي توليد و توزيع نفت در اين پالايشگاهها بسيار سخت ميشد. ضياءكاشاني در اين رابطه ميگويد: «در روزهاي جنگ هيچيك از پالايشگاههاي ما از آتش حملات عراق در امان نبودند و پرسنل متعهد اين پالايشگاهها هر روز با علم به اينكه مورد حمله واقع خواهند شد در محل كار حاضر ميشدند. در هريك از اين حملات تعداد زيادي از اين عزيزان شهيد ميشدند. اما اوج شگفتي من در دوران جنگ در روزهاي حمله رقم خورد. لحظاتي پس از پايان حملات، همزمان با تلاش ماموران آتشنشاني و پرسنل براي اطفاي حريق و در حالي كه هنوز كاركنان مشغول جمع كردن اجزاي پراكنده پيكر پاك شهدا از محل بودند، عمليات بازسازي در حال اجرا بود و مهندسان متخصص و متعهد ما مشغول بازسازي خسارات وارد شده به تاسيسات ميشدند. در آن روزها شاهد حجم بالايي از ايمان، تعهد، تلاش همهجانبه، خلوص و انسانيت بوديم. همه پرسنل فداكار، چه در شركت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي چه در پالايشگاهها، با حداكثر توان و ظرفيت خود براي پاسخ دادن به نياز مردم و كشور به سوخت، تلاشي ستودني انجام ميدادند. محدوديتهاي جدياي كه در راه بازسازي تاسيسات آسيبديده وجود داشت در برابر اراده پولادين و عظيم مهندسان و ساير كاركنان صنعت نفت به چشم نميآمد.»
كاشاني كه با يادآوري اين خاطرات احساساتي شده است، ميگويد: «هرگز در هيچ شرايطي خلوص و ايمان و همدلي و رشادتهايي كه در طول دوران جنگ در صنعت نفت مشاهده كردم را در هيچ جاي ديگر تجربه نكردهام.»
جنگي ميان نفتكشها
مراكز نفتي ايران، به عنوان مهمترين اهداف جنگي ارتش عراق در ايران قلمداد ميشد. نخستين تاثير جنگ بر كاهش شديد توليد نفت دو كشور بود. دو كشور ايران و عراق مجموعا 4ميليون بشكه كاهش توليد نفت را تجربه كردند. علاوه بر كاهش توليد نفت، يكي ديگر از دلايلي كه باعث كاهش فروش نفت ايران شده بود، ناامن شدن شديد خليجفارس در پي درگرفتن جنگ نفتكشها بود. حتي اگر ايران كمافيسابق به توليد نفت خود ادامه ميداد بازهم به دليل ناامن شدن خليجفارس و انهدام تعداد زيادي از نفتكشهاي خارجي در خليجفارس، عملا مشتري زيادي براي نفت ايران باقي نمانده بود. در همين رابطه ضياءكاشاني به «تعادل» ميگويد: «يكي از اهداف اصلي صدام اين بود كه مانع از فروش نفت ايران شوند. فروش نفت خام منبع حياتي اقتصاد ايران در دوره جنگ بود و در صورت توقف صادرات اين محصول، كشور براي تامين نيازهاي بسيار ضروري خود دچار بحران ميشد. به همين دليل صدام با كمك سرويسهاي اطلاعاتي كشورهاي غربي به تاسيسات نفتي ايران حملات بسيار پردامنهيي صورت ميداد. پايانه خارك به عنوان پايانه اصلي صادرات نفت خام ايران بارها و بارها مورد حمله قرار گرفت اما رشادت كاركنان آن هربار مانع از دستيابي عراق به اهداف خود در اين موضوع ميشد.»
وعدههاي فراموش شده
در طول هشت سال دفاع مقدس تاسيسات مختلف نفتي در نقاط مختلف كشور مورد حمله ارتش عراق قرار گرفت و خسارات و تلفات بسياري بر جاي گذاشت. خطوط لوله، تاسيسات فرآورشي و بهرهبرداري، مخازن ذخيرهسازي، تلمبهخانهها، پالايشگاهها، مراكز توزيع و پايانههاي صادراتي از جمله اهدافي بود كه در اين مدت مورد حمله واقع شدند. اين موضوع لزوم ايجاد پدافند عامل و غيرعامل در محل اين تاسيسات را نمايان كرد. پدافند غيرعامل در واقع مجموعه تمهيدات و اقداماتي است كه بايد با استفاده از ابزار و شرايط محيطي و جغرافياي موجود و بدون نياز به نيروي انساني انجام شود بهگونهيي كه اين اقدامات هم توان دفاع از آن تاسيسات نفتي را افزايش دهد و هم موجب كاهش پيامدهاي بحراني شود؛ ضمن اينكه بايد امكان بازسازي مناطق آسيبديده را با كمترين هزينه فراهم سازد. مديرعامل اسبق شركت ملي پخش فرآوردههاي نفتي كه دل پري در اين باره دارد، ميگويد: «با توجه به خسارتها و مرارتهايي كه پالايشگاههاي كشور و كاركنان آنها در دوره جنگ متحمل شدند، بنا بر اين گذاشته شد كه پس از جنگ پالايشگاهي ساخته نشود مگر با داشتن پدافندغيرعامل و جانپناه. اين تصميم براي كاهش خسارات و تلفات احتمالي در صورت وقوع جنگ بسيار ضروري بود. اما بلافاصله پس از اتمام جنگ تمام اين برنامهريزيها به دست فراموشي سپرده شد و در حال حاضر پالايشگاههاي ما فاقد پدافند غيرعامل و جانپناه هستند. با وجود چنين تجربه بزرگ و البته تلخي از جنگ و تلفات آن، واقعا جاي تاسف است كه مساله پدافند غيرعامل مغفول مانده است.» او ادامه ميدهد: «مساله ديگري كه پس از جنگ به دست فراموشي سپرده شد بحث استفاده از تجربيات و كاركنان صنعت نفت بود. قرار بود پس از فرو خفتن شعلههاي جنگ، روابطعمومي شركت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي، خاطرات كاركنان را جمعآوري كند و تعدادي از اين بين دستچين شود. بنا بود اين خاطرات در ساخت سريال و فيلم سينمايي و تئاتر يا انتشار بهصورت كتاب مورد استفاده قرار گيرند. همچنين قرار بود از تجربيات اين «مردان مرد تاريخ» در اداره شركت استفاده شود. ولي افسوس كه قصههاي شنيدني اين رشادتها با مرور زمان در حال از بين رفتن است و با گذر زمان آن نسل طلايي يكي پس از ديگري از جمع ما ميروند و قصههايشان را با خود به سراي جاويد ميبرند. امروز نهتنها خاطرات از دست رفتهاند كه حتي بخشي از اين عزيزان توسط دولت پيشين و بخشي نيز توسط دولت فعلي از مناصب خود بركنار شدند.»
منبع: سعيد كاظميمبين - تعادل