خبر اقتصادی - برخلاف ايران كه در قيمت گاز فرمولي ثابت داشته و تنها طبق تصميمهاي دولت بهاي آن به مصرفكنندگان مختلف ازجمله خانگي، تجاري و صنعتي، اين قيمت تغيير ميكند؛ در ديگر مناطق دنيا قيمت گاز در بازار رقابتي تعيين ميشود؛ از ژوئن سال گذشته و با آغاز موج شديد كاهش قيمت نفت، بهاي گاز طبيعي در بازار نايمكس امريكا نيز رو به كاهش گذاشت. از آن زمان تاكنون بهاي گاز در اغلب اوقات زير 4دلار در هر ميليون بيتييو بوده است. هرچند كه بهاي گاز طبيعي «منطقهيي» تعيين شده و تاثير آن به شكل جهاني، بسيار كمرنگتر از بهاي نفتخام است؛ اما وضعيت فعلي گاز طبيعي ميتواند به تبيين آينده مصرف انرژي درجهان كمك كند. ازسوي ديگر بررسي بازار گاز طبيعي در دنيا نشان ميدهد كه به مرور تقاضا براي زغالسنگ رو به كاهش گذاشته و در نتيجه تقاضا براي گاز افزايش مييابد. اين مساله فرصتي را براي ايران به عنوان دومين دارنده ذخاير گاز طبيعي ايجاد ميكند؛ البته طبق آمار و بررسيها مهمترين عوامل «افزايش توليد گاز طبيعي» در دنيا و به خصوص درامريكا در سال گذشته استفاده از فناوريها و تكنولوژيهايي بوده است كه ايران عموما دسترسي چنداني به آنها ندارد.
روز گذشته نشريه پلاتس در گزارشي به اين موضوع پرداخت كه با وجود افزايش تقاضا براي گاز طبيعي، بهاي گاز همچنان رو به كاهش است.
جف مور، تحليلگر ارشد انرژي در 38 امين كنفرانس سالانه بازيابي زغالسنگ كه روز جمعه در پيترزبورك برگزار شد، گفته بود: «ركود در توليد، توان توليد كم و ذخيرهسازي از دلايل قيمت گاز طبيعي در سال2015 است.»
تحليلگر ارشد انرژي پلاتس در ادامه بيان كرده بود: «درحالي كه تعطيلي كارخانههاي زغالسنگ به افزايش توليد گاز طبيعي كمك كرده و از طرفي ديگر نيز شاهد افزايش تقاضا براي گاز طبيعي بودهايم، در مقابل و برخلاف انتظار، بهاي گاز طبيعي با كاهش مواجه شده است.»
جف مور در اين كنفرانس بيان كرده است: «با پايين ماندن قيمت گاز طبيعي به زير 3دلار، گاز كمكم جاي زغالسنگ را گرفت. آمار و ارقام نشان ميدهد تقاضا براي گاز طبيعي در 5سال اخير بالا بوده است، همچنين پيشبينيها از اين حكايت ميكند كه در سالهاي بعد از 2015 نيز تقاضا براي گاز طبيعي بالا خواهد بود.»
مساله افزايش تقاضا براي گاز طبيعي كه جف مور به آن اشاره كرده، نشان ميدهد كه ايران ميتواند با برنامهريزي مناسب در سالهاي آينده بخشي از اين بازار تقاضا به ويژه در اروپا را به خود اختصاص دهد. مور ادامه داده است: «تنها موردي در تاريخ كه شاهد نزديك شدن عرضه و تقاضا براي گاز طبيعي بودهايم سال2012 است كه بهاي گاز طبيعي به حدود 2دلار رسيد. هرچند در اين سال نيز همچنان برابري در عرضه و تقاضا اتفاق نيفتاد.» از ديدگاه تحليلگران يكي از مهمترين مسائلي كه موجب تفاوت ماهوي ميان نفت و گاز در اين زمينه ميشود، اين مساله است كه در بازار نفت، سازمانهايي مانند اوپك وجود دارند كه در زمينه هماهنگ بودن عرضه و تقاضا، عملكردهايي نسبتا همگرايانه دارند اما در بازار گاز، اوپك گازي، قدرت و آتوريته اوپك نفتي را دراختيار ندارد. اما تحليلگر پلاتس مهمترين عامل افزايش توليد گاز طبيعي در يكسال اخير را «حفاري افقي» و «افزايش شديد در ميزان توليد اوليه از چاه» دانسته است. عنوان شدن چنين عواملي ازسوي آقاي مور نشان ميدهد كه اكنون در صنعت گاز دسترسي به «تكنولوژيهاي بهروز» ميتواند سرنوشت كشورهاي دارنده اين گاز را تحت تاثير قرار دهد.
درهمين زمينه والاستريت ژورنال در گزارشي به اين مساله اشاره كرده است كه روز جمعه بهاي گاز طبيعي به «كمترين ميزان خود» در سه ماه گذشته رسيده است. اين افت قيمت از ديدگاه اين رسانه به اين واسطه رخ داده است كه مشاهدات از مازاد عرضه بازار در هفتههاي آينده به واسطه كمرنگ شدن تقاضا حكايت دارد. بهاي گاز طبيعي در ماه اكتبر 4.7سنت كه معادل 1.8درصد بهاي كل است با افت مواجه شد. بهاي گاز در اين ماه به 2.605دلار در هر ميليون بيتييو رسيد. قيمتهاي گاز طبيعي براي چهارمين دوره متوالي به كاهش بهاي خود ادامه دادند.
به گزارش والاستريت ژورنال، تقاضاي گاز طبيعي در جهان عموما در فصل تابستان و به واسطه افزايش مصرف برق رو به فزوني ميگذارد؛ اما در پاييز و به واسطه معتدل شدن آب و هوا، اين مصرف كاهش ميپذيرد.
ازسوي ديگر زمستان همواره به واسطه مصرف بالاي خانوار، به عنوان «پرتقاضاترين فصل سال براي گاز طبيعي» عنوان ميگيرد؛ اكنون و درحالي كه زمستاني گرمتر از حد معمول دربعضي از كشورها مانند امريكا پيشبيني شده است اما مازاد عرضه گاز طبيعي همچنان در بازار وجود دارد. اداره اطلاعات انرژي امريكا روز چهارشنبه اعلام كرد كه ميزان ذخاير گاز طبيعي در دنيا رشدي آهسته اما بيشتر از حد معمول داشته و 3.9درصد بالاتر از سطح متوسط اين ذخاير در پنج سال گذشته بوده است. تحليلگر انرژي پلاتس گفته است: «امسال متوسط توليد گاز طبيعي 72 تا 72.5ميليارد فوت مكعب است. در سال2014 نيز متوسط توليد 73ميليارد فوت مكعب بود كه پيشبيني ميشود تا پايان سال2015 به 74ميليارد فوت مكعب برسد. معمولا در اواخر سال به دليل شرايط آب و هوايي مثل زمستان، سطح توليد افزايش مييابد، ولي اگر يك زمستان معتدل در راه باشد، قيمت گاز تحت فشار قرار خواهد گرفت كه پيشبيني ميشود در سال2016 اين اتفاق بيفتد.»
ايستگاههاي بهاي گاز طبيعي در آينده
طبق برآوردهاي موسسه بنتوك قيمت گاز طبيعي در سال2015 بهطور متوسط 2.68دلار در هر ميليون بيتييو خواهد بود و در سال2016 به 2.84دلار افزايش خواهد يافت. بنتوك همچنين پيشبيني ميكند قيمت در سال2017 به 3.38 تا 3.85دلار و در سال2020 از 4.23 به 4.42دلار تغيير كند.
اما چه دليلي موجب ميشود تا بهاي گاز طبيعي با وجود افزايش تقاضا رو به كاهش باشد؟ بسياري از تحليلگران بر اين باور هستند كه «افزايش تقاضا» در بازار گاز همچنان ياراي رقابت با كفه «عرضه» را ندارد. توليد سرسامآور گاز طبيعي در امريكا از طريق شيل گس موجب شده است دنيا بهطور كلي با مازاد عرضهيي نسبتا هميشگي در بازار گاز مواجه شود. ازسوي ديگر ماهيت بازار گاز و منطقهيي بودن آن يكي از ديگر دلايل اين وضعيت عنوان ميشود؛ در بازار گاز هر منطقه با توجه به شرايط خودش ميزان قيمت آن را تعيين ميكنند. بهطور مثال در اروپا قيمت گاز تحت تاثير فرآوردههاي نفتي قرار دارد يا در آسيا متاثر از نفت و فرآوردههاي نفتي است. ديگر مساله نيز وابستگي نسبي بهاي گاز به بهاي نفتخام است؛ در دنيا هرچقدر ميزان قيمت نفت پايين بيايد، ميتواند قيمت گاز را نيز با خود به پايين بكشاند؛ اين بدان معناست كه گاز الزاما كالاي مستقلي نيست و تحت تاثير تغييرات قيمت نفت قرار ميگيرد.
در مورد زغالسنگ نيز اين نكته وجود دارد كه با وجود كاهش تقاضا براي اين محصول به واسطه آلايندگي همچنان 50درصد انرژي كشور چين به عنوان يكي از مهمترين مصرفكنندگان انرژي در جهان از زغالسنگ تامين ميشود.