تم صحبتهاي رييس كانون تشكلهاي صنايع غذايي، انتقاد از قيمتگذاري دولتي درخريد تضميني گندم است. او معتقد است كه دولت با اصرار بر قيمتگذاري براي خريد تضميني گندم، قيمت آرد توليدي ايران را به قدري بالا برده كه اين محصول توان رقابتش را از دست داده و همين مسببي شده است براي از بين رفتن توان صادراتي محصولاتي مثل ماكاروني، كيك، كلوچه و شيريني.
***
دفعه قبل كه با شما صحبت ميكردم، پيشبيني كرده بوديد كه ايران به زودي به يكي از 5 توليدكننده بزرگ آرد درجهان تبديل ميشود. الان چند ماه از ديدار قبلي ما گذشته است، فكر ميكنيد ايران همچنان اين پتانسيل را دارد كه به يكي از چند توليدكننده بزرگ آرد درجهان تبديل بشود؟
بله فكر ميكنم ايران ظرفيتش را دارد. ما الان از نظر توليد هيچ مشكلي نداريم. 10ميليون تن ظرفيت توليد خالي آرد دركشور داريم كه تقريبا نيمي از ظرفيت توليدمان است و توليد هم دايما درحال افزايش است، البته اگر بگذارند و اينقدر سنگ پيش پاي اين صنعت نيندازند! يكي از اين سنگها، حمايت بدون دليل و كارشناسي نشده از بخش زراعت است. قيمتهاي خريد تضميني گندم را بدون توجه به قيمتهاي بينالمللي بالا ميبرند و گندم ايران را از قابليت رقابتپذيري با گندمهاي توليدي درجهان بيرون ميآورند. صريح بگويم، من سياست خريد گندم 1250توماني و فروش گندم 1650توماني و در يك كلام يارانه دولتي را قبول ندارم و به نظرم اشتباه است. اميدوارم فكري به حالش بشود، هرچند فكر ميكنم تا قبل از انتخابات مجلس، شجاعت لازم براي اقدام در اين زمينه وجود ندارد.
پس به نظر شما چه سياستي در مورد خريد تضميني گندم بايد پي گرفته شود؟
من فكر ميكنم تزريق پول يارانه به بخش زراعت، بدون درنظر گرفتن قيمتهاي جهاني كاملا اشتباه است. اگر قرار است دولت يارانهيي به كشاورزان بدهد، چرا اين كار را در قالب ارائه تسهيلاتي با وام كمبهره در زمينه هزينههاي تسطيح زمين، زهكشي، خريد تراكتور، آبياري قطرهيي و امثال اينها انجام نميشود تا قيمت گندم هم واقعي بشود؟ قضيه از 2 حالت خارج نيست، اگر گندم را به قيمتي كمتر از قيمت جهاني ميخرند كه خيانت كردهاند و اگر به قيمتي بالاتر از قيمت جهاني ميخرند هم عملا آن را در سطح جهان غيررقابتي كردهاند. من فكر ميكنم به جاي تشويق يا تغيير قيمت به شيوه دستوري بايد از روشهاي ديگري استفاده بشود.
در واقع فكر ميكنيد مشكل اصلي صنعت توليد آرد و نان در ايران همين قيمتگذاري دولتي است؟
مشكل نان و گندم در ايران، به نحوه آبياري برميگردد. اگر اشتباه نكنم الان ما در سراسر كشور چيزي درحدود 87هزاركيلومتر مربع تحت پوشش آبياري غرقابي داريم و براي تغيير اين مدل آبياري به آبياري قطرهيي، اين دولت است كه بايد تسهيلات بدهد. بگذاريد مثالي بزنم. الان در استان خوزستان، مقدار توليد گندم در مزارع نمونه ما به 9-8 تن در هر هكتار ميرسد. از طرفي در 800هزار هكتار زمين تحت كشت گندمي كه در اين استان وجود دارد، ميانگين برداشت گندم فقط 1.6 تن به ازاي هر هكتار است. شما فقط فرض كنيد كه با بهبود روشهاي آبياري، توليد گندم در مزارع اين استان از 1.6 تن در هر هكتار به 4.8 تن در هكتار برسد. توليد گندم در كشور در اثر اين اضافه توليد، 2.4ميليون تن افزايش پيدا ميكند. بنابراين من فكر ميكنم ما اگر به فكر سود كشاورزان هم هستيم بايد براي بالا بردن توليد گندم به ازاي هر هكتار تلاش كنيم نه اينكه قيمت خريد تضميني گندم را بيدليل بالا ببريم. بالا رفتن قيمت گندم باعث شده كه صنعت توليد آرد در ايران، توان رقابتش را از دست بدهد و براي مثال توليد ماكاروني كشور كه اين همه هم براي آن زحمت كشيده شده، غيرقابل صادرات بشود يا مثلا صادرات كيك، كلوچه و شيريني ما به عراق كه بسيار هم طرفدار اين قسم محصولات ماست، از بين برود. تازه فقط هم اين نيست. بالاتربودن قيمت گندم توليدي در ايران نسبت به كشورهاي همسايه باعث شده كه خيليها فرصت را مهياي قاچاق ببينند. گندم را از خارج به داخل قاچاق ميكنند و به نام گندم داخلي، با قيمت خريد تضميني به دولت ميفروشند و پول به جيب ميزنند.
اصولا ما تجربههايي دركشور داشتهايم كه دولت به جاي ارائه يارانه مستقيم به كشاورزان، به آنها تسهيلات داده باشد؟
بله قبلا چنين تجربههايي داشتهايم. قبل از انقلاب در مناطق روستايي بنگاه تامين ماشينآلات كشاورزي داشتيم كه به كشاورزان تراكتورهاي رومانيايي با تسهيلات ارزانقيمت ارائه ميداد و در اواخر دهه50 هم نيمي از هزينههاي راهاندازي آبياري قطرهيي را وزارت كشاورزي و بانك كشاورزي تامين ميكردند و دراختيار كشاورزان ميگذاشتند.
كمي هم در مورد توليد نان دركشور بگوييد آقاي مرتضوي. الان آرد مورد نياز صنايع توليدكننده نان، آزاد شده و فكر ميكنم ديگر آن مشكلي كه در مورد قيمتگذاري دستوري گندم به آن اشاره كرده بوديد، اينجا وجود نداشته باشد.
بله اما اين صنعت هم همچنان درگير مشكلات خاص خودش است. درحال حاضر ۷۰هزار واحد نانوايي در سراسر ايران فعال است كه بهطور ميانگين ۴۰۰كيلوگرم در روز نان توليد ميكنند. آرد اين واحدها به دليل يارانهيي كه دولت در مراحل مختلف، از كشت گندم و خريد تضميني آن گرفته تا خود فرآيند توليد آرد پرداخت ميكند، ارزان تمام ميشود. هم سهميه اين واحدها مشخص است و هم سقف توليدشان، چون بيشتر از اين آرد به آنها داده نميشود. قيمت نان هم به همين دليل تقريبا ثابت است. حالا سوال من اين است كه در يك چنين سيستمي، چه جايي براي نوآوري و خلاقيت وجود دارد و مثلا اگر كسي خلاقيت به خرج بدهد، ميتواند سهميه آردش را به ۱۰۰۰كيلو در روز برساند؟
يعني در مورد نان هم همچنان همان معضل حضور دولت محسوس است؟
تا نظارت و حضور دولت در اين صنايع برقرار باشد، نميتوان چشم اميد به پيشرفت آنها بست. صنعت نان را با صنعت ماكاروني مقايسه كنيد تا ببينيد خروج از زير يوغ دولت چقدر ميتواند تغيير ايجاد كند. تا اواسط دهه۱۳۶۰، آردي كه براي توليد ماكاروني استفاده ميشد يارانهيي بود. ماكارونيهاي توليدي هم به دليل همين يارانهها ارزان و البته بيكيفيت بود اما از زماني كه دولت از اين حوزه خارج شده، توليدش در ايران جهش پيدا كرده و ما الآن به ۴۰ كشور جهان صادرات ماكاروني داريم. صنعت توليد ماكاروني در ايران الآن به قدري قوي است كه من فكر ميكنم ميتوانيم به زودي به يكي از بزرگترين توليدكنندگان و صادركنندگان ماكاروني در جهان تبديل شويم.
نانواييهاي فانتزي هم قبلا از آرد دولتي استفاده ميكردند كه مدتي است آردشان آزاد شده. تعداد اينها در تهران حدود 600-500واحد بود كه بعد از قطع شدن سهميه آرد دولتي، خيليهايشان ورشكست شدند و البته آنهايي كه ماندند به خاطر افزايش قيمتها سود بالايي بردند و ثروتمند شدند.
از كل توليدكنندگان نان دركشور، حدود 8-7درصدشان هم توليدكنندگان نان صنعتياند، اما بازار اين دسته هم متاسفانه چندان خوب نيست، چراكه هزينههاي توزيعشان خيلي بالاست. نانواييهاي سنتي در خود محلهها فروش دارند و هزينه توزيعشان به صفر ميل ميكند، اما صنعتيها مجبورند هزينه بسيار بالايي براي توزيع بپردازند. با اين حال شركتهاي بسيار معظمي هستند كه عمده بار توليد نان صنعتي را در كشور به دوش ميكشند.