به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
پريسا هاشمي- علي اسدي

خوددرماني ايراني‌ها به خاطر دسترسي آسان به دارو، بودجه دولت براي اعتياد 30ميليارد تومان

بايد در سنوات آتي درمان‌هاي اقامتي در داخل كمپ‌ها را هم ببريم زير پوشش بيمه‌ها. چون اعتبارات بيمه‌يي كه به ما داده مي‌شود، رقم قابل توجهي است. مثلا براي معتادان كم بضاعت، حدود 30ميليارد تومان در بيمه اعتبار در نظر گرفته شده است.
کد خبر: ۶۱۱۴۴
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۸
خبراقتصادي - اعتياد و وابستگي دارويي، يكي از معضلاتي است كه نظام سلامت كشور را تهديد مي‌كند. اما اين تهديد وقتي توامان مي‌شود كه با معضلي ديگر، هم‌افزايي داشته باشد. يك پنجم ايراني‌ها دچار افسردگي هستند و بسياري از آنها به خوددرماني روي مي‌آورند. اين خوددرماني، باعث مي‌شود كه مصرف‌كنندگان داروهاي ضدافسردگي، به اين داروها وابستگي پيدا كنند و البته اين تمام ماجرا نيست؛ وابستگي و اعتياد دارويي، خود عاملي است كه سبب ايجاد افسردگي مي‌شود. اين يعني اعتياد و افسردگي، دور باطلي را ايجاد كرده‌اند كه سلامت ايراني‌ها را به خطر انداخته است. 


به سراغ دكتر پرويز افشار، معاون مقابله با عرضه و امور بين‌الملل ستاد مبارزه با مواد مخدر مي‌رويم تا از او بپرسيم كه چه عواملي اين دور باطل را ايجاد كرده است. دفترش در طبقه نهم ستاد است و رنگ و بوي سادگي دارد. آرام و شمرده شمرده حرف مي‌زند و با حوصله توضيح مي‌دهد. نگران است، چراكه اعتقاد دارد دسترسي آسان به داروهاي ضدافسردگي، به خوددرماني دامن زده است و اين مساله، به سادگي حل نخواهد شد. 


***


مصرف سالانه داروهاي اعتيادآور در ايران چقدر است؟ باتوجه به اينكه اعلام مي‌شود، يك‌پنجم ايراني‌ها مبتلا به افسردگي هستند، تجويز اين داروها افزايش يافته است. چگونه مي‌توان اين تجويز را كاهش داد؟


قبل از آنكه به بحث دارو بپردازم، بايد بگويم اكثر موادي كه در كشور سوءمصرف مي‌شوند، قبل از اينكه به‌عنوان موادمخدر يا محرك شناخته شوند، جنبه دارويي داشتند. كلمه «ناركوتيك»، گرفته شده از كلمه «ناركان» است كه در زبان يونان باستان به معناي سم- داروست. يعني دارويي كه براي تسكين آلام، بيهوشي، بي‌حسي و اثرات ضددردي استفاده مي‌شده، چون مورد سوءمصرف قرار گرفته و بدن نسبت به آن تحمل پيدا كرده، درنهايت معضلات و بيماري‌هايي را ايجاد كرده و تبديل به يك سم شده است. درمورد ساير مواد دارويي هم كه اكنون مورد سوءمصرف قرار مي‌گيرند، همين مساله ساري و جاري است. 


ميزان اختلالات رواني در مملكت ما باتوجه به وضعيت موجود، متوسط رو به بالاست. طرح پيمايش ملي بررسي اختلالات رواني در كشور نشان مي‌دهد كه افسردگي، اضطراب و ساير اختلالات رواني شيوع دارند. بخشي از ساماندهي و درمان اختلالات رواني، درمان دارويي آنهاست و بايد اين درمان دارويي وجود داشته باشد. كما اينكه در كنار درمان دارويي، مداخلات روانشناسي، روان‌ درمانگري، مشاوره خانواده، شناخت درماني و بعضي امكانات ديگر بايد براي درمان اختلالات رواني، به اندازه كفايت موجود باشد. در پيشگيري از اختلالات رواني هم سر و ته قضيه تنها مربوط به مشاوره و روان درماني نيست. خيلي اتفاقات بايد بيفتد، در سبك زندگي افراد، در محيط خانواده كه انسان به سمت اختلالات رواني نرود. فشارهاي اجتماعي، بيكاري، دوران گذار، دوراني كه بعد از يك بحران اجتماعي اتفاق مي‌افتد، جزو عوامل مستعد‌كننده اين اختلالات است. در دوران جنگ و بحران هم برخي اختلالات رواني، مثل PTSD كه ما به آنها موج گرفتگي مي‌گوييم، اتفاق مي‌افتند. يكسري حملات پانيك هست كه بعد از يك اتفاق ناگوار يا ناگهاني براي فرد اتفاق مي‌افتد و حملات شديد اضطرابي به فرد وارد مي‌كند. عوامل محيطي در ابتلاي فرد به اختلالات رواني بسيار موثر هستند. 


بعد از آنكه اختلالات رواني به‌وجود آمد، درمان دارويي را بايد به‌عنوان يك برگ برنده در درمان آن همراه خود داشته باشيم. درمان دارويي يكي از عوامل موثري است كه انحصارا توسط روانپزشكان بايد تجويز شوند. 


چند اتفاق افتاده كه باعث شده اين داروها كه مصرف درماني دارند، تبديل به يك تيغ دو لبه شده و بلاي جان افراد شوند. يكي خودسري و خوددرماني كساني است كه اختلالات رواني دارند. كسي كه دچار افسردگي يا اضطراب است يا مبتلا نيست اما علائم آن را دارد، با الگو‌گيري از فرد ديگري كه وضعيتش، نسبتا با فرد مشابه است، اما ممكن است اختلال رواني ديگري داشته باشد، اقدام به خوددرماني مي‌كنند. درحالي كه علائم بسياري از اختلالات رواني شبيه هم هست و براي تشخيص آن حتما بايد به پزشك مراجعه شود. 


بحث ديگر، دخالت‌هاي غيرمجاز پاره‌يي از افراد در درمان است. يعني تعدادي از غيرمتخصصان يا پزشكان حيطه‌هاي ديگر علاوه بر درمان بيماري‌هاي جسمي افراد، تا علائم كم‌خوابي، افسردگي يا اضطراب را در افراد مي‌بينند، شروع مي‌كنند به درمان اختلالات روانپزشكي كه معمولا با دوز و ميزان نامناسب دارو شروع مي‌شود، چون دوز پايين است و نتيجه ‌حاصل نمي‌شود، بيمار به‌صورت خودسرانه دوز دارو را افزايش مي‌دهد و باعث مي‌شود كه وابستگي ايجاد شود. 


آمارهايي كه در كشور وجود دارد، حاكي از آن است كه ميزان مصرف خودسرانه دارو در كشور خيلي بالا نيست. اما شيوع اعتياد در كشور متوسط رو به بالاست. چيزي حدود يك‌ميليون و 350هزار معتاد داريم. اينها اكثرا مواد سنتي مثل هروئين و ترياك مصرف مي‌كنند. نزديك به 26درصد آنها شيشه مصرف كرده و رقمي حدود 10درصد حشيش مصرف مي‌كنند. البته مصرف چند ماده‌يي هم وجود دارد، يعني كسي ممكن است هم شيشه و هم هروئين مصرف كند. آن چيزي كه مهم است، اين است كه يك همبودي يا همراهي قابل‌توجهي ميان اختلالات رواني و سوءمصرف مواد وجود دارد. يعني شيوع اختلالات رواني در معتادان بالاست همچنين احتمال آنكه كساني كه اختلالات رواني دارند، دچار سوءمصرف مواد شوند، بالاتر است. اين موضوعي كاملا اثبات شده است و براي ما علامتي هشدار‌دهنده محسوب مي‌شود. در كشوري كه شيوع اعتياد در آن متوسط رو به بالاست، به‌خوبي بايد به درمان اختلالات رواني بپردازيم، چون كساني كه مبتلا به اين اختلالات هستند اگر درمان نشوند، مشتريان آينده موادمخدر خواهند بود و به معتادان اضافه مي‌شوند. آنگاه دو مشكل عمده وجود خواهد داشت؛ سوءمصرف مواد و شيوع اختلالات رواني كه هر دو به درمان نياز دارند. انسجام و همبودي بين اختلالات رواني و سوءمصرف مواد به قدري بالاست كه كارشناسان مي‌گويند، هروقت معتادي را ديديد، حتما به‌دنبال اختلالات رواني در او باشيد و بالعكس، هروقت كسي با اختلالات رواني ديديد، حتما كنكاش كنيد كه او سوءمصرف مواد به‌صورت وابستگي يا تفنني دارد يا ندارد. 


چه مقدار دارو در حال حاضر استفاده مي‌شود كه اعتيادآور است؟


داروهايي كه در كشور وجود دارند و شامل سوءمصرف مي‌شوند، در چند طبقه مهم قرار مي‌گيرند. از داروهاي ناركوتيك كه ريشه مرفيني و ترياك دارند، ترامادول، ديفنوكسيلات و استامينوفن كدئين بيشترين سوءمصرف را دارند. متادون نيز از داروهاي پرمصرف است كه در درمان اعتياد به هروئين استفاده مي‌شود، اما خود نيز ممكن است سوءمصرف شود. 


آيا متادون براي اختلالات رواني هم تجويز مي‌شود؟


خير. در درمان اختلالات رواني مصرفي ندارد و تنها براي كساني كه هروئين يا ترياك را در درازمدت مصرف مي‌كنند، تجويز مي‌شود. اينها را با دوز معادل متادون درمان مي‌كنند. متادون دارويي «لانگ اكتينگ» است. يعني اگر مواد را بايد هر دو ساعت يك‌بار مصرف كنند، اما مصرف متادون هر 24ساعت يك‌بار است. اين كار باعث مي‌شود كه بتوانند كارهاي روزمره خود را انجام دهند. 


ترامادول يك داروي ناكوتيك است، با اثر متوسط. بيشتر در تسكين دردهاي ارتوپدي و عضلاني و اسكلتي استفاده مي‌شود. يافته‌هاي ما حاكي از آن است كه حداكثر 5درصد از ترامادول مصرفي در كشور، توسط پزشكان تجويز مي‌شود. باقي مصرف، به‌صورت خودسرانه براي تسكين درد توسط افراد مصرف مي‌شود. اين كار عوارض جدي دارد. باعث مسموميت‌ها و سميت‌هاي كبدي مي‌شود. باعث تشنج‌هاي مقاوم به درمان مي‌شود. در زنان باردار باعث ناهنجاري‌هاي جنيني كاملا بارز و واضح مي‌شود. تلاش ما اين است كه مصرف آن را در كشور به حداقل برسانيم و اين كار در حال انجام است. 


پس چرا در داروخانه‌ها به‌راحتي به فروش مي‌رسد؟


قاعده امر اين است كه داروخانه‌ها به‌راحتي دراختيار نگذارند. اين دارو بايد با نسخه تحويل بيمار شود. اما اكنون به‌راحتي دراختيار قرار مي‌گيرد. پيشنهاد ما اين بوده كه اين دارو يا حذف شود يا به‌عنوان يك خدمت بيمارستاني با نظارت پزشك تجويز‌كننده آن هم به مدت محدود 5 تا 7روزه دراختيار بيماران قرار بگيرد. 


يعني مصرف بيشتر به اعتياد منجر مي‌شود؟


توصيه نمي‌شود كه بيشتر از دوره كوتاه‌مدت مصرف شود. هرچه مدت مصرف بيشتر شود، احتمال اعتياد و وابستگي بالاتر مي‌رود. مصرف بيشتر اين دارو باعث ايجاد تحمل در بدن مي‌شود و بيمار دوز را تا جايي بالا مي‌برد كه اعتياد ايجاد شده و بازگيري بسيار سخت مي‌شود. 


ديفنوكسيلات دارويي است كه بيشتر براي افرادي كه دچار اسهال بودند استفاده مي‌شد. الان اين موضوع درمان‌هاي علمي جايگزين دارد. 


استامينوفن كدئين هم يك داروي ضددرد است. البته خطرش از ترامادول كمتر است. اگر افراد به‌خاطر استفاده از كدئين، استامينوفن كدئين مصرف كنند، بيشترين صدمه را از استامينوفن خواهند ديد چون باعث ايجاد مسموميت شديد كبدي مي‌شود. 


يكي از مهم‌ترين داروهايي كه مورد سوءاستفاده قرار مي‌گيرد، ريتالين است. ريتالين از دسته داروهاي محرك است. كاربرد علمي و تخصصي آن درمان كودكاني است كه بيش‌فعالند يا كاهش تمركز و توجه دارند. اما متاسفانه اين دارو كه يك داروي كاملا داروخانه‌يي و تحت كنترل است و بايد حتما با نسخه توزيع شود، به‌راحتي در دسترس است و افراد از آن سوءاستفاده مي‌كنند. دو گروه از اين دارو استفاده مي‌كنند؛ يكي دانشجويان كه به‌عنوان قرص شب امتحان براي افزايش تمركز، ايجاد كم‌خوابي و مطالعه بيشتر آن را مصرف مي‌كنند. 


گروه ديگر خانم‌ها هستند. در كلوب‌هاي ورزشي و در آرايشگاه‌هاي زنانه اين‌گونه تبليغ مي‌شود كه اين دارو موجب افزايش تمركز شده، باعث مي‌شود در كانون توجه قرار بگيريد، اشتها كم مي‌شود، لاغر مي‌شويد و باعث تناسب اندام مي‌شود. به همين علت خانم‌ها به سمت مصرف ريتالين يا آمفتامين‌ها مي‌روند. 


گروه بعدي كه مورد سوءاستفاده قرار مي‌گيرند داروهاي روانپزشكي‌اند. خود اينها به دو دسته تقسيم مي‌شوند؛ دسته ضدافسردگي‌ها و دسته بنزوديازپين‌ها. دسته دوم مثل ديازپام، كلورازفام است. ضدافسردگي‌ها هم شامل آميتريتلين، نورتليپتلين و غيره است. 


گرچه شيوع سوءمصرف مواد دارويي با مصرف دوگانه در مقايسه با شيوع اعتياد دركشور بالا نيست، اما وجود آن حكايت از يك واقعيت مهم دارد و آن اينكه افراد مبتلا به اختلالات رواني به خوبي دچار غربال‌گري و پوشش قرار نمي‌گيرند و در نتيجه، براي پوشاندن علائم رواني خود به مصرف خودسرانه اين داروها پناه مي‌برند. لذا توصيه جدي ما اين است كه براساس پيمايش ملي بهداشت روان كشور توجهي جدي به بحث اختلالات رواني شود. بحث‌هاي پيشگيرانه را به خوبي رعايت كنيم و هم بيماريابي را. 


اتفاقي كه در وزارت بهداشت درحال وقوع است، ادغام برنامه‌هاي بهداشت روان در برنامه‌هاي شبكه يا پزشك خانواده يا طرح تحول سلامت است. اگر اين كار به خوبي انجام شود و افراد در نقاط مختلف كشور دسترسي به خدمات بهداشت روان، اعم از درمان‌هاي دارويي و غيردارويي داشته باشند، سوء‌مصرف اين مواد به حداقل خواهد رسيد. 


هزينه توليد داروهاي اعتيادآور، در سال چقدر است؟


هزينه توليد داروهاي روانپزشكي، دركشور ما خيلي زياد نيست. چون دانش آن بومي است. بخشي از داروها مثل بنزوديازپين‌ها دركشور توليد مي‌شوند و به همين علت قيمت آنها بسيار پايين است. اما پاره‌يي از آنها مانند ريتالين، عمدتا وارداتي‌ هستند يا مواد اوليه آنها وارد مي‌شود. هزينه اينها بالاتر است. هزينه توليد اين مواد خيلي مهم نيست. هزينه درمان سرسام‌آور خواهد شد. يعني اگر فرد وابستگي پيدا كند به اين دارو‌ها محرك و ريتالين هزينه درمان بسيار بالايي را متحمل خواهد شد. چراكه اين داروها، برخلاف داروهاي ناروتيك، درمان جسمي ندارند. نمي‌شود با متادون يا... سم‌زدايي كرد. 


درمان داروهاي محرك طولاني است و بين 6 تا يك‌سال طول مي‌كشد. اين درمان مبتني بر روان‌درماني، خانواده درماني، شناخت‌درماني و مداخلاتي مانند پاداش مشروط است. چون اين مداخلات بسيار زمان‌بر هستند و توسط متخصصين انجام مي‌شوند، هزينه بالايي دارند. 


به‌طور تقريبي، يك فرد بايد چه مبلغي را براي درمان در يك ماه هزينه كند؟


در زمينه درمان‌هاي مرتبط بر شيشه، حداقل ماهي يك تا يك‌ونيم ميليون تومان بايد هزينه مشاوره بشود. اين درمان سم‌زدايي ندارد چون شيشه وابستگي جسمي ندارد. جز در مواردي از اختلالات رواني خاص مانند سايكوز و پارانويا كه در آن فرد بايد يك تا دو روز دارو مصرف كند، در 95درصد موارد درمان اينها مبتني بر اعمال روانشناختي است. اين را مقايسه كنيد با موادي چون ترامادول، ديفلوكسينات، يا مواد مخدر سنتي كه هزينه درمانشان ماهيانه چيزي درحدود 100هزارتومان است. يعني درمان شيشه، هزينه‌يي درحدود 10برابر درمان ساير مواد روانگردان و اعتيادآور دارد.  مواد ديگر مثل بنزوديازپين‌ها مراكز درماني مخصوص ندارند. وابستگان به دارو معمولا به روانشناسان محترم رجوع مي‌كنند و روانشناسان نيز با روان‌درماني و كم‌كردن دوز دارو و جايگزين كردنش با داروهاي ديگر، اين اعتياد را درمان مي‌كنند. وابستگي به اين دسته داروها دركشور زياد نيست. 


اين درمان چقدر در ماه هزينه دارد؟


هزينه درمان وابستگي به بنزو ديازپين‌ها، چيزي في‌مابين مواد سنتي و صنعتي است. يعني رقمي در حدود 200هزارتومان در ماه بايد براي اين درمان هزينه شود. دوره آن‌ هم طولاني نيست. اگر افراد همكاري خوبي با پزشك معالج داشته باشند، ظرف حدود 2ماه مي‌توانند دوز مصرفي دارو را كم كنند و به حد قابل قبولي برسانند. 


پس مي‌توان گفت به اين علت كه داروهاي اعتيادآور ارزان هستند، مردم بيشتر به سمت خوددرماني با اين داروها مي‌روند. 


قيمت فاكتور خيلي مهمي نيست. داروهاي ديگري هم هستند كه قيمت پايين دارند اما مورد سوءاستفاده قرار نمي‌گيرند. چند عامل باعث سوءاستفاده از يك دارو با مصرف شايع مي‌شود: اول اينكه احتمالا فرد به اين مواد نيازمند است اما نياز او كشف نشده است. يعني فرد اختلالات رواني دارد و براي درمان آن به اين مواد پناه مي‌برد. عامل ديگر اين است كه فرد به ماده‌يي اعتياد دارد و براي جبران عوارض آن ماده ديگري را مصرف مي‌كند. به عنوان مثال براي جبران كم‌خوابي، به سراغ مصرف بنزوديازپام مي‌رود. لذا درشيوع سوءمصرف مواد، فاكتورهاي مختلفي دخيل است و تنها يكي از آنها قيمت است. 


اما مهم‌ترين علت آن، در دسترس بودن و امكان تهيه بدون نسخه پزشك است. 


بله، مهم‌ترين علت آن اين است كه دسترسي افراد به موادي كه مي‌خواهند مصرف كنند، چه دارويي و چه غيردارويي آسان است. سخت‌گيري‌ها كم است و به همين علت سوءمصرف رواج دارد. در برخي از كشورها، اگر فرد بخواهد بنزوديازپين مصرف كند، حتما بايد به پزشك مراجعه كند، پزشك اين دارو را تجويز كند و اسمش در سامانه‌يي مخصوص ثبت شود. اگر در اين كشورها كسي داروهاي اعتيادآور همراه داشته باشد، حتما بايد نسخه ارائه كند يا اسمش در سامانه مورد نظر موجود باشد. در كشور ما اين مساله خيلي كمرنگ است. 


آيا بيمه‌ها هزينه درمان اعتياد به اين داروها را تقبل مي‌كنند؟ گويا هزينه خدمات روان‌درماني و مشاوره تحت پوشش بيمه‌ها نيست. 


مساله پوشش بيمه‌يي خدمات درمان اعتياد، نزديك به يك دهه توسط فعالان درمان اعتياد دنبال مي‌شد. در سال92 براي نخستين‌بار موفق شدند در اعتبارات سازمان بيمه سلامت، مبلغ 225ميليارد ريال يعني 22.5ميليارد تومان با مصوبه هيات دولت، بودجه به درمان اعتياد اختصاص بدهند. اين مبلغ قرار بود از طريق ايجاد پوشش بيمه‌يي خرج درمان اعتياد معتادين شود. متاسفانه در سال92، آيين‌نامه مرتبط با اين موضوع تدوين نشد. سال93 مجددا 30ميليارد تومان به اين امر اختصاص پيدا كرد. اما آيين‌نامه‌يي كه در اين سال نوشته شده بود، درمان اعتياد را به گروه‌‌هاي پرخطري مانند زنان و كودكان و صرفا از طريق ارائه خدمت توسط مراكز دولتي محدود كرده بود. اين درحالي است كه مراكز دولتي، تنها 3درصد از مراكز ترك اعتياد كشور را به خود اختصاص مي‌دهند. 97درصد درمان روي دوش بخش خصوصي است. لذا در سال93، كمتر از 5درصد اين مبلغ 30ميليارد تومان جذب شد. 


در سال94 نخستين اقدامي كه من انجام دادم، امضاي تفاهمنامه‌يي با سازمان بيمه سلامت بود كه بودجه سال94 كه دقيقا 30ميليارد تومان است، به بحث درمان معتادين، بدون محدوديت سني اختصاص داده شود و تسري پيدا كند به تمام مراكز ترك اعتياد دولتي و خصوصي كه از وزارت بهداشت يا سازمان بهزيستي كشور مجوز دارند. دستورالعمل اجرايي اين امر تدوين شده، با حضور سازمان‌هاي عضو به بحث گذاشته شده، توافق حاصل شده و به زودي ابلاغ خواهد شد. 


خدمات بيمه‌يي كه به بيماران ارائه مي‌شود، شامل خدمات بيمه پايه، يعني سرپايي و خدمات بستري است. خدمات بستري آن دسته از خدماتي است كه بيشتر توسط بخش روانشناسي دانشگاه‌ها ارائه مي‌شود. خدمات سرپايي هم همان خدماتي را شامل مي‌شود كه معتادين در اين 5700 مركز ترك اعتياد كشور براي درمان اعتياد به مواد سنتي و محرك دريافت مي‌كنند. 


 خدمات‌درماني اعتياد اقامتي مثل كمپ‌ها متاسفانه تحت پوشش بيمه قرار نگرفته‌اند. چراكه مصوبه دولت در مورد بيمه پايه و خدمات بستري صراحت دارد. اما ما درحال فعاليت هستيم تا بتوانيم براي سنوات آتي، بحث خدمات اقامتي را هم در اين مصوبه بگنجانيم. 


تعرفه مورد پذيرش بيمه، براساس تعرفه‌هاي بخش دولتي است. يعني مراكز خصوصي اگر بيمار را مي‌پذيرند، بايد براساس تعرفه دولتي او را درمان كنند. سامانه‌يي ملي نيز ايجاد شده كه در آن مراكز مجاز درمان اعتياد ثبت شده‌اند و اين مراكز مي‌توانند خدمات ترك اعتياد را تحت پوشش بيمه به مراجعين ارائه كنند. 


 اتفاقا حسن بيمه اين است كه خدمات مشاوره‌يي شامل مشاوره و روان‌درماني، چه براي معتادين به مواد سنتي و چه مصرف‌كنندگان شيشه و مواد محرك صنعتي را پوشش مي‌دهد و اين در آيين‌نامه امسال آمده است. 


اين دستورالعمل چه وقت اجرايي خواهد شد؟


مراحل تدوين اين دستورالعمل تمام شده، در بين سازمان‌هاي ذي‌ربط شامل بيمه‌هاي درماني، ستاد مبارزه با مواد مخدر، سازمان بهزيستي، وزارت بهداشت و وزارت تعاون و كار به بحث گذاشته شده و نهايي شده است. منتظر هستيم كه شوراي عالي بيمه و وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي آن را ابلاغ كند. آيين‌نامه به محض ابلاغ لازم‌الاجراست. يعني در طول سال94 اين بودجه جذب خواهد شد. 


 مساله ديگري هم وجود دارد و آن اين است كه نگهداري يك كمپ 50 نفره، پرسنل زيادي نياز دارد و هرچند كه هزينه‌ها به دليل تعداد بيشتر معتادان سرشكن مي‌شود اما با پرسنل بيشتر در واقع كل هزينه هم بالا مي‌رود. 


كاملا درست مي‌فرماييد. نگاه ما بايد علمي باشد و پرسنل درماني به تعداد كافي بايد وجود داشته باشد، اما عمده مراكز درماني-اقامتي ما، از درمان‌هاي پرهيزمدار يا به اصطلاح 


abstinence-oriented است. درمان دارويي آنچنان ندارند و هزينه‌هاي دارويي‌شان كم است. علاوه بر اين از افراد داوطلب استفاده مي‌كنند و همين طور از درمان‌هاي غير دارويي 12 قدمي و امثال آن استفاده مي‌كنند و عمده افرادي كه آنجا كار مي‌كنند، خودشان قبلا مصرف‌كننده موادمخدر بوده‌اند كه الان درمان شده‌اند.


به اين دليل در اين كمپ‌ها هزينه دارو و درمان‌هاي دارويي خيلي بالا نيست. بيشترين هزينه‌يي كه در آنجا هست، هزينه خوراك و نگهداري روزانه است و در كنار آن هزينه فضا و مكان و هزينه‌هاي بهداشتي. مثالي مي‌زنم. غذايي كه براي 300 نفر تهيه مي‌شود هزينه‌اش 3برابر غذايي كه براي 100 نفر تهيه مي‌شود نيست، بلكه مثلا حدود 2برابر است، چون هزينه آشپز و مواد اوليه كم مي‌شود اما باز هم من كاملا معترف هستم كه اين يارانه‌ها پايين است اما بضاعت ما بيشتر از اين نيست و اگر بخواهيم پوشش بيشتري ايجاد كنيم، معتقدم با اين بودجه‌هاي پايين به جايي نمي‌رسيم. فكر مي‌كنم بايد به همان بحث ابتدايي‌مان اشاره كنم كه ما بايد در سنوات آتي درمان‌هاي اقامتي در داخل كمپ‌ها را هم ببريم زير پوشش بيمه‌ها. چون اعتبارات بيمه‌يي كه به ما داده مي‌شود، رقم قابل توجهي است. مثلا براي معتادان كم بضاعت، حدود 30ميليارد تومان در بيمه اعتبار در نظر گرفته شده است. 



 



 
captcha