دولت تدبیر امید ؛ قدمهای موثر و کلیدی را در تعامل مثبت با دنیا بر داشته است و تصویر متفاوت از ایران اسلامی به دنیای بیرون نمایش داده است و ضرورت فعالیت سازمانهای مردم نهاد بیشتر حس می شود در این میان نقش پر رنگ در مقوله توسعه کسب و کار و کارآفرینی به اتاقهای بازرگانی کشورها واگذار گردیده است که مطمئنا این نقش می بایستی به صورت کاملا حرفه ای تعریف و گسترش داده شود
خبراقتصادی - تعاملات و فرجام ها نادرست سیاست مداران در فضا های سیاسی اغلب نفس کشیدن را برای صاحبان کسب وکار تنگ و خفقان آور می کند و به کرات ما شاهد این صحنه ها بوده ایم که چگونه کج فهمی یک موقعیت اجتماعی باعث از هم گسیختگی روابط و ارتباطات حساس کاری و تجاری گردیده است و اغلب هم بهای گزاف این رفتارها را سطوح پایین دست جامعه ها که کمترین دخالت را داشته اند می پردازند برجسته ترین و نزدیک ترین مصداق فرآیند پیاده سازی تحریم های اقتصادی که این رفتار سلطه جویانه سیاسی تبدیل به رویکرد اقتصادی گردید
و متاسفانه طولانی بودن آن و باعث بازگشت های کند و اغلب بدون برنامه زمان بندی مشخص می باشد حال چه روشها یا مسیرهای برای سرعت بخشیدن به توسعه فضای کسب و کار می باشد ؟ آیا جلسات و مذاکرات بی پایان و گاها با وقفه مقامات دولتی کفایت می کند؟ آیا بیانیه های مستقیم و غیر مستقیم برای از سر گیری روابط تجاری کارکرد موثر دارد؟
اگر به مصداق ضرب المثل انگلیسی زمان را به مثابه طلا بدانیم و طلا را نمادی از پول بدانیم پس لحظه لحظه تاخیر در تبادلات تجاری را باید ضرر و زیان بدانیم و با اتخاذ تصمیمات موثر می بایستی به سرعت و توسعه سریع در کسب و کار دامن زده و جلوی ضرر را از هرجا که می توانیم بگیریم! در بخش دوم این مجال می خواهم به این نکته کوتاه بپردازم در تعاملات تجاری اگر در ذهن رویکرد تفکر قدیمی بازنده و برنده را داشته باشیم و مطمئنا خود این تفکر مانع حرکت و رشد و پویای خواهد شد در صحنه اقتصاد بین الملل بیان این نکته که طرفین تجاری قطع یقین به هم نیاز داشته و لازم و ملزوم هم هستند قابل انکار نیست و از این روی هست که اگر هر دو طرف تجاری با عاقبت اندیشی و تفکر تجاری ناشی از منافع طرفین به مذاکره و مبادله روی آورند هر دو برنده خواهند بود.
پس تفکر استعمارگر و استعمارپذیر زمانی شکل می گیرد که در تعاملات تجاری اندیشه بالغ و کارآمد وجود نداشته و بازی های کسب و کار را از پیش باخته تصور کنیم فلذا از قبل محکوم به شکست و از پیش باختگی هستیم چگونه است که در تعاملات تجاری در کشورهای توسعه یافته اغلب سیاسیون در مذاکرات چارچوب و قالب تعاملات را تعریف می کنند و تنظیم روابط تجاری را به سازمانها و شرکتهای خصوصی واگذار می کنند ؟
آیا کمبود نیروی متخصص باعث می گردد که در تعاملات تجاری مردان دولتی صحنه را به نفع متولیان اقتصاد بخش خصوصی ترک می کنند؟ یا نگاه جامع و رفتارها و تفکرات عقلانی اقتصادی نزد بخش خصوصی پایگاه و تکیه گاه ارکان دولتی می باشد ؟
پاسخ به سوالاتی از این قسم مطمئنا بر همه واضح و روشن است که بنیاد اقتصاد توسعه یافته مبتنی بر اتکاء به تفکر تجاری بخش خصوصی می باشد و لذا حرکت بر روی جزئیات مبادلات تجاری واگذار گردیده و جاده حرکت اقتصادی توسط مقامات سیاسی واقتصادی دولت ریز سازی می شود ولی حرکت بر روی آن به بخش خصوصی واگذار می گردد.
حال با بیان دو محور اصلی فوق به بحث کلیدی و مبتلا به روز می پردازم که مردان و سیاستمداران کشورها به هردلیل بر حسب اتفاقات رخ داده فاصله های از هم گرفتنی آیا حال که این فضا شکسته و تعاملات به سمت نزدیک شدن کشورها به هم می شود می توانیم با بهره گیری از کاتالیزورهای این موضوع را سرعت بدهیم مثال یا واژه کاتالیزورها را بکار بردم تا کمی نزدیک تر به مقصود باشم عمدا" از واژه کاتالیزور استفاده کردم زیرا نقش و واژه تسهیل گری آنقدر آغشته به حواشی شده که بیان آن می تواند شائبه های داشته باشد.
بر می گردیم به همان واژه کاتالیزور چرا این واژه زیر در این واژه مفهوم مهمی نهفته است و آن عبارتست از آغاز گری فرایند و سرعت دهند بگونه ای که در حین تحول و حتی در پایان کاتالیزور بدون تغییر پس از ایفای نقش پایدار باقی مانده و بصورت کاملا جدا پذیر می تواند از فرآیند خارج شود. این نقش و تعریف دقیق مشابه آن در کسب کار را می تواند در سازمان های مردم نهاد همچون اتاق های بازرگانی جستجو کرد و این فارغ از هزاران نقشی است که این سازمان ها بصورت رسمی یا غیر رسمی بر عهده دارند.
کلیدی ترین نقش این سازمانها ایجاد هماهنگ های درون سازمانی در نقاط یا مراحل کاری که مردان سیاست به هردلیلی یا تاخیر دارند و یا توقف های از جنس نظامهای بروکراتیک بر آنها مستولی می باشد.فلذا در موقعیت حال حاضر که از آن به دوران پسا تحریم یاد می شود ضرورت ایجاب می کند اتاقهای بازرگانی هر کشور نقش خود را در کمال نقش آفرینی پذیرا بوده و بسیار فعال تر نمایش داده شوند و حتی پیشقراول حرکتها و تعاملات باشند در این میان ایجاد بستر حرکت هایی از نوع: جلسات و کارگروه های تخصصی با تجار و فرهیختگان کشور مقابل ، ایجاد فعالیتهای از جنس نمایشگاههای تخصصی ، کارگاهها و بازدید های آموزسی از فضاهای جدید کسب و کار و ......... می تواند زمینه ساز سرعت بخشیدن تعاملات در بخش دولتی باشد حال که دولت تدبیر امید ؛ قدمهای موثر و کلیدی را در تعامل مثبت با دنیا بر داشته است و تصویر متفاوت از ایران اسلامی به دنیای بیرون نمایش داده است ضرورت فعالیت سازمانهای مردم نهاد بیشتر حس می شود در این میان نقش پر رنگ در مقوله توسعه کسب و کار و کارآفرینی به اتاقهای بازرگانی کشورها واگذار گردیده است که مطمئنا این نقش می بایستی به صورت کاملا حرفه ای تعریف و گسترش داده شود.
حمیدرضا امیری مقدم
مدیر دفتر تهران شرکت بازرگانی ایهاگ
عضو اتاق بازرگانی ایران و آلمان