65درصد كارانه سلامت در جيب پزشكان، شريفيمقدم ميگويد اختلاف درآمدي پزشك-پرستار در امريكا 1.8برابر، در عربستان 1.5برابر و در ايران حدود 100برابر است
خبر اقتصادی - پرستاران را هميشه تمام و كمال تكريم ميكنند. آنها روزي براي خودشان در تقويم دارند كه سر رسيدش كه ميشود، همه مسوولان براي عرض ارادت به آنها از يكديگر سبقت ميگيرند. با اين حال همين پرستاراني كه همه در تكريمشان بر هم سبقت ميگيرند مدتهاست كه معترض ناعادلانه بودن نظام پرداخت كارانهها هستند. آنطور كه دبيركل خانه پرستار به «تعادل» خبر ميدهد، بيش از 65درصد از حقالعملي كه بيماران و مراجعان نظام درمان در كشور پرداخت ميكنند، مستقيم به جيب پزشك متخصص ميرود، حدود 10درصد سهم بيمارستان است و تنها 27.5درصد به جيب بيش از 93درصد پرسنل ديگر ميرود.

با دكتر ابوالفضل جارياني رييس انجمن پرستاري ايران تماس ميگيرم تا از او درمورد پيگيري نارضايتي پرستاران از نظام پرداخت كارانهها بپرسم. جارياني با خوشرويي پاسخ ميدهد، اما ميگويد كه بهدليل برگزاري انتخابات جديد در انجمن پرستاري، ترجيح ميدهد گفتوگو نكند. قول گفتوگويي در فرصتي ديگر را از او ميگيرم و با محمد شريفيمقدم دبيركل خانه پرستار تماس ميگيرم. شريفيمقدم ميگويد كه داستان پرستاران داستان مفصلي است؛ «پرداخت كارانهها از سال1378 شروع شد و قرار بود براساس ميزان تحصيلات پرداخت شود. ما هم توقع نداريم كه پرستاري كه براي مثال تا سطح فوقليسانس تحصيل كرده به اندازه پزشك متخصص كارانه دريافت كند اما موضوع اين است كه اختلاف در پرداخت كارانه به پرسنل درماني به قدري زياد است كه نميتوان توجيهي برايش پيدا كرد.» شريفيمقدم ميگويد كه او و همكارانش در خانه پرستار نظامهاي پرداخت در كشورهاي مختلف را بررسي كردهاند و تقريبا در هيچ كشور و نظام درماني موفقي، به شكافي بر نخوردهاند كه ميان حقوق پزشكان و پرستاران در ايران وجود دارد؛ «در امريكا اختلاف دريافتي پزشك و پرستار 1.8برابر است، در انگليس و تركيه 2.4برابر، در عربستانسعودي 1.5برابر و در ايران حدود 100برابر است. ما معتقديم اگر نظام سلامت ما كپي شده از روي نظام سلامت اين كشورهاست، چرا درمورد پرداخت كارانه نبايد نيم نگاهي به كاري كه آنها كردهاند، بيندازيم؟»
كاسه كوچكي كه همه در آن سهيمند
دبيركل خانه پرستار معتقد است كه به دلايل مختلف، دريافتي پرستاران بسيار كم است؛ «پرستاري جزو مشاغل سخت و زيانآور به حساب ميآيد، چون جو بيمارستانها و مراكز درماني، بيماريهاي صعبالعلاج، قرار گرفتن در معرض بيماريهاي مختلف و همه اينها باعث ميشوند كه شرايط كاري پرستار سخت باشد.» شريفيمقدم ادامه ميدهد: «در محيط بيمارستان، پزشك مسوول است و پرستار زيرنظر او كار ميكند، اما اگر اتفاقي براي بيمار رخ بدهد و مثلا فوت كند، پرستاري كه بالاي سر بيمار است، خودش مسوول مرگ اوست و بايد ديه بدهد. اما عمده اعتراض ما درمورد مسائل مالي است.»
وي مشكل اصلي پرستاران را، تبعيض در ميزان كارانهيي ميداند كه به آنها پرداخت ميشود؛ «بيماري كه به يك مركز درماني مراجعه ميكند، بابت خدماتي كه دريافت ميكند حقالعمل ميپردازد يا درواقع بيمهها اين حقالعمل را پرداخت ميكنند. از 100درصد پولي كه براي مثال يك بيمارستان از يك بيمار دريافت ميكند تا سقف حدود 65درصد آن مستقيم به جيب پزشك متخصص بالاي سر بيمار كه عضو هيات علمي باشد ميرود، 10درصد را هم بيمارستان بر ميدارد و طبق قانون، حداكثر 27.5درصد هم به جيب 93درصد پرسنل باقيمانده آن مجموعه درماني ميرود. يعني درواقع اين 27.5درصد در يك كاسهيي ريخته ميشود كه پرستاران، تكنيسين بيهوشي، دبيرخانه بيمارستان، حراست و حتي انترنها و رزيدنتها هم در آن سهيمند.
جالب است كه حتي رزيدنتها كه دستياران پزشكان متخصص هستند هم دريافتي بسيار كمي دارند، هر چند در بسياري از پروندههاي پزشكي در بيمارستانهاي دولتي، آنها هستند كه بيماران را ويزيت ميكنند اما درنهايت مهر ويزيت پزشك متخصص پاي كار ميخورد.»
بيمهها هم چوب كارانهها را خوردهاند
شريفيمقدم ميگويد كه بخشي از فشاري كه روي دوش بيمهها اعمال شده هم ناشي از همين تبعيض درآمدي است؛ «تعرفههاي پزشكي بعد از اجراي طرح نحول سلامت سهبرابر شدهاند، يعني اگر شما قبلا براي درمان آپانديسيت بايد 80هزار تومان ميپرداختيد، الان بايد 240هزار تومان بدهيد. سهم پزشكان اما همچنان همان 65درصدي است كه عرض كردم، بنابراين دريافتي آنها بيشتر هم شده و اينباري است كه روي دوش شركتهاي بيمهگر سنگيني ميكند و ميبينيد كه بهتازگي صداي آنها هم بلند شده. البته سهم بقيه پرسنل جز پزشكان متخصص از حقالعملهاي درماني، از 22درصد قبل از اجراي طرح تحول سلامت به 27.5درصد افزايش پيدا كرده است.
«يكدرصديهاي» 10هزار نفري
او ادامه ميدهد: «بگذاريد آماري به شما بدهم. در كل كشور، حدود 90هزار پرستار زيرنظر وزارت بهداشت به فعاليت مشغولند كه همه مشمول دريافت كارانهاند. در مقابل، 16 تا 17هزار پزشك متخصص در كشور وجود دارد كه اگر پزشكان داخلي و براي مثال اطفال را كه دريافتي آنها هم كم است از كل اين تعداد كم كنيم، تقريبا 10هزار نفر باقي ميمانند. اين 10هزار نفرند كه درآمدهاي كلان دارند، درآمدهاي ماهانه 70-60ميليون توماني و حتي گاهي چند صد ميليوني. ما تعدادي از فيشهاي حقوقي اين پزشكان را داريم اما بنا به ملاحظات اخلاقي منتشرشان نكردهايم.» شريفيمقدم ادامه ميدهد: «الان همين فيشهاي حقوقي اينها 6قفله و 7قفله شده است و كسي نميتواند به آنها دسترسي داشته باشد. چرا اين دريافتيها علني نيست؟ بهنظر شما اگر مشكلي وجود نداشته باشد نبايد فيشهاي حقوقي هم شفاف باشند؟ ما معتقديم كه آقايان بايد شفافسازي كنند. تمام حرفمان هم همين است. ميگويند كه اين اختلاف درآمدي عجيبوغريب درمورد همه پزشكان صدق نميكند، راست هم ميگويند ولي اين باعث نميشود كه صورت مساله پاك شود. علاوه بر اين موضوعي كه مطرح است اين است كه حدود 10هزار نفر از پزشكان متخصص و عضو هيات علمي، بخش اعظمي از بودجه و درآمد وزارت بهداشت را به خود اختصاص ميدهند.»
از شريفي ميپرسم كه شفافسازي درمورد درآمدهاي نجومي پزشكان چطور ممكن است؟ ميشنوم: «رييس سازمان نظام پزشكي انتقاد كرده و گفته بود صحبتهايي كه در رسانهها درمورد دريافتيهاي بالاي پزشكان هست، صحيح نيست. بله، بسياري از پزشكان عمومي هم درآمد كمي دارند و حتي قبلا گفته شده بود كه اعضاي هيات علمي دانشگاه علومپزشكي تهران هم دريافتي حداكثر 4.8ميليون توماني دارند. بحث ما اينها نيست، من حتي قبلا هم گفتهام كه دريافتي تا 12-10ميليون تومان را هم ما غيرطبيعي نميدانيم، مثل كشورهاي ديگر كه تفاوتها حداكثر تا دو، سه برابر است، اما درآمد 100برابري واقعا جاي تامل دارد.»
ما ميگوييم نه حرف ما نه حرف شما، يك نهاد بيطرف بيايد و تاييد كند كه درآمد و دريافتي پزشكان در حد رقمهاي نجومي كه عرض كردم هست يا نه. بايد بازرسهاي وزارتخانه بيايند تا مساله روشن شود. الان بخش بزرگي از جامعه پرستاران و پرسنل وزارت بهداشت بهدليل همين قسم تبعيضهاي درآمدي، به وزارت بهداشت بياعتماد شدهاند.»
جامعه پزشك- سالار
از او ميپرسم كه كدام نهاد ميتواند اين وساطت و بيطرفي را داشته باشد، ميشنوم: «متاسفانه جامعه ما بهشدت پزشك-سالار شده و ما شكايتمان را به هر جا كه ميبريم به در بسته ميخوريم. در كميسيون بهداشت مجلس و شوراي عالي بيمه هم اكثريت با پزشكان است و گوش شنوايي براي صداي ما وجود ندارد. من فكر ميكنم شايد اداره ماليات وزارت امور اقتصادي و دارايي، نهاد مناسبي باشد كه بتواند طبق مالياتي كه ميگيرد راجع به تبعيضهاي درآمدي در حوزه سلامت نظر بدهد.»
پرستاران خود معترفند كه در هر حال، درآمد پزشكان متخصص بهدليل سطح تخصصشان، منطقا بايد بالاتر از درآمد آنها باشد اما سوال اينجاست كه چه اندازه اختلاف درآمدي اخلاقي و مجاز است؟ عدالت در پرداخت دستمزدها، عنصر مهمي در بررسي وضعيت اقتصادي يك جامعه است. تنها اندازه ثروت نيست كه مهم است، بلكه توزيع ثروت هم مهم است. در اقتصاد، «ضريب جيني» نشان ميدهد كه ثروت به چه شكل در جامعه توزيع شد و بنا به اصطلاح مشهور، هر كسي چه سهمي از «كيك» برداشته است. شايد بد نباشد روزي كسي با عدد و رقم نشان بدهد كه تفاوت 100برابري در دريافت كارانه، چه تاثيري روي ضريب جيني داشته است.
تعادل - محمد مهدي حاتمي