خبر اقتصادی -علي مرتضويراد - دامنهدارترين چالشهاي بورس مسائلي است كه كارايي اين بازار مهم و كليدي را در اقتصاد ايران با پرسش جدي روبهرو ميكند. فراهم نشدن زمينههاي توسعهيي و آموزشي در حد انتظار از سازمان بورس و ابهامات مربوط به شفافسازي صورتهاي مالي شركتها دركنار قوانين دشوار و مسير ناهموار ورود شركتها به بورس از يكسو و نقصهاي قانوني ناشي از دخالتهاي دستوري در بازار نظير تعيين قيمت گندله كه 8درصد بازار بورس را نزديك به 45روز متوقف كرده بود ازسوي ديگر و اضافه شدن مسائلي نظير عدم فراهم شدن شرايط ظهور تشكلهاي مستقل نظير كانون سهامداران حقيقي در بازار مواردي است كه ما را به آينده بازار سرمايه بدبين ميكند و به ناچار بايد يادآوري كرد كه مشكل بورس امروز ما نه افت شاخص يا واكنش ريزشياش به توافق بزرگ است و نه حجم كمنقدينگي بلكه عملكرد ناكارا و هدر دادن منابع اقتصادي است.
شرط اول يك بازار سرمايه موفق كارايي آن است. كارايي بازار سرمايه به اين معني است كه اين بازار چقدر در تعيين قيمت اوراق بهادار موفق عمل كرده است و موفق بودن بازار به اين معناست كه قيمتها واقعي و بهطور پيوسته منعكسكننده اطلاعات بهروز بازار باشند. بارها اشاره شده است كه فلسفه وجودي بورس اوراق بهادار به عنوان ركن اصلي بازار سرمايه جذب پساندازها و نقدينگي خرد و سرگردان جامعه و هدايت آن به سمت بنگاههاي اقتصادي است. اين تخصيص منابع هنگامي بهينه است كه شركتها و پروژههايي كه فرصتهاي سرمايهگذاري بهتر و بازدهي بيشتري دارند، بتوانند سرمايه مورد نياز خود را تامين كنند و شركتها و پروژههايي كه بازدهي كمتري دارند استفاده از سرمايه محروم شوند. از طرف ديگر از آنجايي كه ويژگي اصلي سرمايهگذاري ريسك آن است، صاحبان پسانداز يا سرمايهگذاران بايد مطمئن شوند كه براساس ريسكي قابل قبول، بازدهي مناسب از سرمايهگذاريشان به دست ميآورند و اين نيز معناي ديگر تخصيص بهينه منابع مالي كمياب است. زماني اين اتفاق به درستي ميافتد كه بورس يك ويژگي اساسي داشته باشد و آن داشتن كارايي لازم است. كارايي زماني حاصل ميشود كه تخصيص به بهترين موقعيتهاي سرمايهگذاري با كمترين هزينه واسطهگري و درقيمتي صورت گيرد كه منعكسكننده كامل و سريع اطلاعات موجود در بازار باشد. براين اساس كارايي در سه سطح طبقهبندي ميشود كه عبارت از كارايي ضعيف، نيمه قوي و قوي است. سطوح كارايي بر ميزان واقعي بودن قيمتها استوار است. هرچه قيمتهاي جاري بيشتر تحت تاثير روند قيمت درگذشته باشد از كارايي بازار كاسته ميشود و هرچه قيمتها بهطور لحظهيي و متكي به اطلاعات بهروز و جديد بازار باشد كارايي بيشتر ميشود. به همين خاطر قدرت بازار در انتشار اطلاعات و ايجاد دسترسي همگن و سريع به آن يكي از فاكتورهاي مهم كارايي محسوب ميشود.
مطالعات دانشگاهي انجام شده در ايران روي كارايي بازار سرمايه كارايي ضعيف يا نيمه قوي بورس را براساس ضريبهاي تعديل قيمت، سير حركت تصادفي و اثر تنوع شركتهاي بورسي آزمون كردهاند كه در كليه موارد بازار در هر دوسطح غيركارا تشخيص داده شده است. عدم كارايي بازار سرمايه نشاندهنده شكست آن در تخصيص منابع اقتصادي است و نكته قابل تامل اين است كه كارشناسان و تحليلگران توجه چنداني به اين مهم ندارند و عمده توجهات بر رشد اسمي شاخص كل معاملات است.
درحالي كه شاخص كل تركيبي از سود تقسيمي شركتها و قيمتهاي سهام است. بورس در شرايط عدم كارايي تابلوهاي غلطي را در آزاد راه اقتصاد به ما نشان ميدهد كه تكيه بر بالا يا پايين بودن شاخص بيانگر رفتن راه اشتباه است. البته شوراي عالي بورس و سازمان بورس اوراق در رابطه با افزايش كارايي بازار سرمايه گامهاي مهمي را درچند سال اخير برداشتهاند كه از آن دست ميتوان به كاهش حجم مبنا در ماههاي گذشته، انتشار مستقيم اطلاعات ناشران روي كدال و افزايش دامنه نوسان قيمتي به 5درصد اشاره كرد كه طي ماههاي خرداد و تير سال جاري به وقوع پيوست.
البته اوضاع نابسامان بنگاههاي اقتصادي در تنگناي ركود و وضعيت وخيم رشد اقتصادي را نيز نبايد از نظر دور داشت با اين همه مشكل اصلي بازار سرمايه كاهش حجم معاملات و افت شاخص كل نيست بلكه ناكارايي آن است چراكه در بهترين حالت ممكن، اين بازار تامينكننده سود غيرعادلانه بخشي از شركتكنندگان است كه از نظر تخصيص منابع هيچ استحقاق اثبات شدهيي ندارند. افت بازار افت روند توزيع ناعادلانه منابع اقتصادي كشور است.