اگرچه در 25 ژوئن 1857 نخستين معاهده مودت بين نمايندگان ايران و آلمان توسط فرخ خان امينالملك، سفير وقت ايران در پاريس و كنت كارل فرانس فلدويلدنبورگ امضا شد اما 11سال طول كشيد تا نخستين قرارداد بزرگ اقتصادي بين دو كشور منعقد شود، قراردادي كه طي آن شركت زيمنس امتياز ساخت خط تلگرافي را از دولت ايران گرفت تا لندن را با عبور از برلين و مسكو به تهران وصل كند.
خبر اقتصادی - روابط اقتصادي دو طرف تا پايان دوره قاجاريه با فراز و فرودهايي همراه بود اما با ظهور دولت وايمار و دولت پهلوي اول روابط اقتصادي به سرعت گسترش يافت به نحوي كه با آغاز دولت هيتلر تبديل به اتحاد استراتژيك شد و عملا در سال 1319 آلمان به شريك اول تجاري ايران تبديل شد. پس از جنگ جهاني به خصوص با كمرنگ شدن حضور انگليسيها بعد از ملي شدن صنعت نفت، آلمانها در اقتصاد ايران مجددا حضور پررنگتري پيدا كردند و پس از امريكا تبديل به دومين شريك تجاري و صنعتي ايران شدند.
با رفتن امريكاييها در سال 1357 و با وجود فراز و فرودهاي مختلف در روابط دو طرف، آلمان موقعيت خود را به عنوان بزرگترين صادركننده و شريك اول صنعتي در ايران تثبيت كرد و حتي در دولت اصلاحات قراردادهاي متعددي با شركتهاي بزرگ آلماني در ايران نظير زيمنس، لينده، دايملر و ايكر منعقد شد اما سطح همكاري از يك حد مشخصي عبور نكرد تا در دوره تحريمها به شدت كاهش يافت.
طي دو سال اخير آلمان به عنوان يكي از كشورهاي 1+5 تلاش بسياري در حل موضوع هستهيي كرد و پس از توافق بلندپايهترين هيات اقتصادي بعد از انقلاب را روانه ايران كرد. به نظر ميرسد آلمانها نخستين كشوري هستند كه واقعيت فضاي جديد منطقهيي پس از توافق را به خوبي درك كردهاند. پيشنهادهاي جديد غولهاي صنعت آلمان نشان از تغيير رويكرد آلمانها از يك شريك اقتصادي صرف به يك اتحاد استراتژيك صنعتي- اقتصادي ميان دو كشور است.
به عنوان مثال شركت فولكس واگن كه در سال 1382 تنها حاضر به توليد كم شمار خودرو آن هم به صورت CKD و از طريق مشاركت با كرمان خودرو بود، اكنون حاضر به سرمايهگذاري مشترك با بزرگترين خودروساز ايران براي توليد انبوه خودرو است. (و توسعه صنعت قطعهسازي ايران) يا شركت باسف كه پيش از اين تنها در قالب فروش ليسانس و ساير خدمات مهندسي در صنايع شيميايي و پتروشيمي ايران حضور داشت، اكنون پيشنهاد ساخت بزرگترين واحد توليدي شيميايي جهان در ايران را ميدهد، پيشنهادهاي بنز، زيمنس، لينده و ساير شركتها نيز در قالبي ارائه شده كه ظن حضور قدرتمند شركتهاي آلماني در ايران پساتحريم را قوت ميبخشد. پيشينه مثبت رابطه تاريخي- صنعتي ايران و آلمان (جز چند مساله خاص) حس آريايي دوستي مشترك و اختلافات لاينحل ايران و امريكا نيز تقويتكننده حضور فعالتر آلمانها در عرصه صنعت و اقتصاد ايران مثل سالهاي دور خواهد بود.
*محمود باقري كارشناس اقتصادي