هوای صنعت ابری است
در روزهای اخیر گزارشی به نقل از اتاق بازرگانی ایران در برخی سایتهای اقتصادی منتشر شد که از تعطیلی ۶۷درصدی صنایع کشور خبر میداد و در عین حال، شنیدهها از محرمانه بودن این گزارش حکایت میکرد. بهار طی پرسوجوهای خود از برخی اعضای اتاق به اینجا رسید که ریشه این گزارش را باید در کمیسیون صنایع و معادن مجلس ردیابی کند. برای همین نمایندگان این کمیسیون را پشت سیم تلفن کشیدیم. راستش را بخواهید ارتباط تلفنی گاهی اوقات با نمایندگان زیادی سخت میشود ولی با وجود این، حمیدرضا فولادگر از پشت خطوط تلفن به پرسشهای ما پاسخ داد و ظاهرا آن طور که ما فکر میکردیم گزارش کمیسیون صنایع خیلی هم محرمانه نیست. به قول یکی از فعالان صنعتی اوضاع تولید آنقدر شفاف شده است که برای دیدن و ارزیابی آن هیچ نیازی به بازیهای اداری نیست. منظور این فعال صنعتی، این بود که تولید رو بازی میکند و افتادن یا برخواستنش را نمیتوان محرمانه کرد. فولادگر هم به نوعی سخنان این فعال صنعتی را تایید کرد. او به ما گفت که گزارش کمیسیون صنایع بر مبنای آماری است که از سوی مرکز پژوهشهای مجلس به کمیسیون مورد نظر ارائه شده است.

حمیدرضا فولادگر، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با بهار اعلام کرد: براساس گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس، در حدود ۷۰درصد از واحدهای صنعتی اعم از دولتی و خصوصی تعطیل شدهاند.
او افزود: طبق این گزارش زیر ۵۰درصد از واحدهای خصوصی در حال فعالیت بوده و اغلب واحدها پایینتر از ظرفیت خود در حال فعالیت هستند. در اینباره نظر اعضای اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران را نیز جویا شدیم؛ مسعود دانشمند، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران اظهار داشت: بنده این آمار را تایید یا رد نمیکنم و حتما مرکز پژوهشها برای کسب این آمار سرشماری به عمل آورده و چنین گزارشی را منتشر کرده است. اما تردیدی وجود ندارد که در شرایط تحریم، از یک سو با وجود محدودیتهای بینالمللی که منابع ارزی را تا حد زیادی محدود کرده است و از سوی دیگر مشکل بودن واردات مواد اولیه، واحدهای تولیدی با معضلی مواجه هستند که مشخص نیست چه زمانی حل خواهد شد.
دانشمند افزود: در چنین شرایطی تلاش واحدها بر این است که مواد اولیه خود را از کشورهای جایگزین مانند هند و چین تهیه کنند؛ اما مسئله اینجاست که تمام مواد اولیه مورد نیاز صنایع، هندی و چینی نیستند.
او با اشاره به اینکه واحدهای تولیدی کشور، در کنار معضل تهیه مواد اولیه، با چالشهای دیگری نیز مواجه هستند، این موانع را اینگونه بر شمرد: مشکل بودن تامین نقدینگی برای تولید که ناشی از دستورالعملهای نظام بانکی است و همچنین عدم ارائه راهکار مناسب برای تسهیلاتدهی به تولیدکنندگان، در شرایط فعلی صنایع کشور را با بحرانی جدی مواجه کرده است.
این عضو اتاق بازرگانی، دلیل عدم ارائه تسهیلات از سوی بانکها را نیز از یک سو نگرانی از افزایش تسهیلات معوق دانست که در حال حاضر به حداکثر خود یعنی رقم بیسابقه ۷۰هزارمیلیارد تومان رسیده است و یعنی بخش مهمی از منابع بانکی بلااستفاده شده است و از سوی دیگر، عنوان داشت که افزایش حجم نقدینگی در کنار افزایش نرخ ارز، نرخ تورم را بهشدت بالا برده و میزان نیاز به سرمایه در گردش را برای واحدهای صنعتی بیشتر کرده است، اما در عین حال، توان سیستم بانکی برای تامین این سرمایه در گردش کفایت نمیکند؛ چراکه افزایش سپردهگذاری در بانکها متناسب با افزایش حجم نقدینگی نبوده و به همین جهت، اگرچه نقدینگی افزایش یافته، اما قدرت تسهیلاتدهی بانکها به همان میزان تقویت نشده است.
او تاکید کرد: امروز با وجود فشار اقتصادی وارده بر مردم، قدرت خرید به شدت کاهش یافته و به دنبال آن معضل واحدهای تولیدی نیز دو چندان شده است.
مسعود دانشمند، راهحل برونرفت از این بحران را در درجه اول باز کردن زنجیر دستورالعملهای سختگیرانه نظام بانکی از پای تولیدکنندگان عنوان کرد و گفت: اینکه واحدها به واسطه معوقات یا چکهای برگشتی از تسهیلات محروم شوند، کمکی به اصلاح اوضاع نمیکند و باید این قید و بندها از پای تولیدکنندگان باز شود. با برقراری جریان نقدینگی به سمت واحدهای تولیدی شاهد خواهیم بود که این واحدها رفتهرفته قوای لازم را پیدا میکنند تا کمر راست کرده و جایگاه حمایتجویانه خود را در اقتصاد کشور به نقشی حمایتگر مبدل کنند.
او همچنین اظهار داشت: اگر سهم ۳۰درصدی تعیین شده برای بخش تولید از درآمد حاصل از هدفمندی یارانهها، هرچه زودتر پرداخت شود قطعا قیمت نهایی تولید آنها در بازار رقابتی میشود. اگر این واحدها، بازار مورد نیاز برای تولیدات خود را پیدا کنند، طبیعتا ظرفیت تولید خود را تکمیل کرده، به تعهدات خود عمل میکنند. در نتیجه این امر، شاهد خواهیم بود که واحدها به جای تعدیل و اخراج نیروی کار، به ایجاد اشتغال و جذب نیروی کار میپردازند.
او تصریح کرد: باید به این مهم توجه داشت که وقتی یک واحد تولیدی تعطیل میشود، راهاندازی مجدد آن بسیار مشکل خواهد بود. از این رو، در درجه اول باید تلاش کرد از تعطیلی آنها جلوگیری شود.
دانشمند درخصوص بیماری هلندی اقتصاد ایران که طی سالهای گذشته به آن دامن زده شده است، گفت: رشد شاخصهای سهام از جمله تناقضاتی است که در سالهای اخیر در کشور شاهد آن هستیم؛ در شرایطی که اغلب واحدهای صنعتی با حداقل ظرفیت خود فعال هستند، چطور ارزش سهام شرکتها رشدی روزافزون را تجربه میکند؟! اصولا باید شاخص سهام با رشد اقتصادی، تولید ناخالص داخلی و سایر شاخصهای اقتصادی رابطهای منطقی داشته باشد که برای ما که از بیرون شاهد اوضاع هستیم چنین رابطهای مشهود نیست.
کارشناسان بورس باید در این خصوص توضیح داده و اگر منطقی در میان هست درباره آن اطلاعرسانی کنند. با این گزارشهایی که به بیرون نشت میکند به نظر میرسد که حالا دیگر زمان آن رسیده است تا مدیران و برنامهریزان صنعتی کمی جدیتر به مقوله تولید نگاه کنند. در سالی که عقلانیت حاکم بر کشور سالجاری را سال تولید ملی نام نهاد، عقبنشینی ۶۷درصدی بنگاههای تولید به نظر میرسد میتواند یک اتفاق برای تاریخ اقتصادی کشور باشد. البته پیش از این فعالان صنعتی بارها از بن بست تولید در برنامههای اقتصادی کشور سخن گفته بودند اما حال به نظر میرسد گرفتاری تولید پایش را کمی از گلیم صنعت خارج کرده و به کارشناسان و نمایندگان مجلس رسیده است. آیا در چنین شرایطی باز هم مدیران دولتی میتوانند بگویند که تولید و صنعت در ایران هیچ گرهای ندارد؟ شما به این پرسش پاسخ بدهید.
بهار