به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵

پسر توهمی ،شيشه عمر مادر را شكست+عکس

: مردي كه در پي توهم ناشي از مصرف ماده مخدر شيشه مادرش را به قتل رسانده بود، از سوي پليس دستگير شد.
کد خبر: ۵۸۴۴
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۲


به گزارش جام‌جم، روز بيست و هفتم دي امسال مردي با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 شهرستان شهريار تماس گرفت و خبرداد كه برادرش، مادر هفتاد ساله‌شان را درخانه‌شان در منطقه عباس‌آباد حبس كرده و جان وي در خطر است.

ماموران انتظامي با اطلاع از اين موضوع، براي نجات زن سالخورده عازم محل شدند و با ورود به مجتمع مسكوني، با مرد گروگانگير به گفت‌وگو پرداختند تا اين‌كه ديگر پسر خانواده، كليد يدك آپارتمان را در اختيار پليس قرار داد وآنها وارد آپارتمان شدند.

كشف جسد زن سالخورده

ماموران با ورود به خانه، مشاهده كردند همه جا به هم ريخته و شيشه‌ها شكسته است. سپس در اتاق نشيمن با جسد زن سالخورده كه بر اثر اصابت هشت ضربه چاقو كشته شده بود، مواجه شدند.

در ادامه ماموران براي دستگيري عامل جنايت به جستجو پرداختند و با شنيدن سر و صدا از يكي از اتاق‌ها، مشاهده كردند مردي در حال فرار از پنجره و پريدن به خيابان است كه او را پيش از فرار، دستگير كردند.

جسد زن سالخورده در پي هماهنگي با ولايي، بازپرس شعبه دوم دادسراي شهرستان شهريار به پزشكي قانوني و عامل جنايت نيز به پليس آگاهي منتقل شد.

انكار جنايت

متهم 36 ساله كه معتاد است، در بازجويي مقدماتي ادعا كرد در مرگ مادرش نقشي نداشته و برادر ديگرش براي اين‌كه از وي انتقام بگيرد، مادرشان را كشته و با محبوس كردن وي در خانه با پليس تماس گرفته تا دستگيرش كنند.

در پي اظهارات متناقض متهم، ماموران با تحقيق از اعضاي خانواده مقتول متوجه شدند مرد متهم، در پي توهم ناشي از مصرف شيشه اعضاي خانواده‌اش را با چاقو تهديد و آرامش را از آنها سلب كرده است.

در اين مرحله، متهم دوباره بازجويي شد و اين بار به قتل مادرش اعتراف كرد.

مرد معتاد با اشاره به نحوه جنايت گفت: به دليل مصرف ماده مخدر شيشه، همسرم از من جدا شد و من با مادرم زندگي مي‌كردم. چند بار هم خانواده‌ام مرا به كمپ ترك اعتياد بردند اما نتيجه‌اي نداشت پس از مصرف موادمخدر دچار توهم مي‌شدم و گمان مي‌بردم افرادي در تعقيبم هستند كه با چاقو همه را تهديد مي‌كردم.

متهم اضافه كرد شب پيش از جنايت نيز در پي توهم ناشي از مصرف شيشه، در حالي كه رانندگي مي‌كردم، احساس كردم، همه رانندگان قصد جانم را دارند. بنابراين با سرعت ادامه مسير دادم و به همين دليل براثر برخورد با گاردريل خودرويم متوقف شد.

متهم يادآور شد: با خواهرزاده‌ام تماس گرفتم و خواستم مرا به خانه مان ببرد كه او به كمكم آمد. آن شب تا صبح تصاوير افراد مختلفي مقابل چشمانم ظاهر مي‌شد كه مي‌خواستند مرا بكشند. صداهايي مي‌شنيدم كه مي‌گفت عروسك را بكش، او خانواده‌ات را كشته است. اگر او را نكشي، بمب درونش منفجر شده و تو را خواهد كشت.

متهم گفت: صبح با ديدن مادرم، گمان بردم او همان عروسكي است كه قصد جانم را دارد. من هم با چاقوي آشپزخانه به سمت آن عروسك حمله كرده و ضربه‌هايي به پيكر آن وارد مي‌كردم تا او را بكشم و بمبي را كه در لباسش جاسازي كرده، پيدا كنم. گمان نمي‌بردم چاقويي كه به آن عروسك مي‌زنم، بر قلب مادرم وارد مي‌شود و...

بنابراين گزارش، در پي اين اعترافات متهم با قرارقانوني از سوي ولايي، بازپرس شعبه دوم دادسراي عمومي و انقلاب شهريار روانه زندان شد. تحقيقات تكميلي از وي ادامه دارد.
captcha