بهصورت اخص در ماده13 قطعنامه2231، تاكيد شده كه همه كشورهاي عضو در ارتقا و تسهيل مراودات اقتصادي با ايران قادر به گام برداشتن خواهند بود.
خبراقتصادی - روز گذشته ايران به محور اصلي كانونهاي بزرگ سياسي جهان تبديل شد و پس از سالها و شايد دههها دست نمايندگان قدرتهاي جهاني در بروكسل پايتخت بلژيك و در نيويورك امريكا به سود مردم ايران بالا رفت. با اينكه يك هفته از اعلام توافق تاريخي هستهيي گذشته است اما پيدا كردن وجهه قانوني براي اين توافق در نهادهاي بينالمللي، گواه شروع يك فصل تازه براي بازيابي جايگاه ايران در جامعه بينالملل خواهد بود. در گام اول وزراي امور خارجه شوراي اروپا كليات توافق هستهيي را در بروكسل تاييد كردند و براي تصويب جزييات منتظر تصويب قطعنامه شوراي امنيت در سازمان ملل ماندند. در گام دوم هم طبق قرار قبلي همه 15عضو شوراي امنيت سازمان ملل متحد به قطنامه2231 راي دادند كه براساس اين قطعنامه توافق هستهيي ايران به رسميت شناخته شد.
اين قطعنامه ويژگيهاي بارزي دارد كه نشان ميدهد تحريمهاي گسترده عليه ايران تا 90روز ديگر برچيده ميشود. براساس اصول حقوق بينالملل و باتوجه به متن قطعنامه، تمام كشورهاي عضو سازمان ملل متحد بدون هيچ استثنايي موظف به رعايت مفاد اين قطعنامه خواهند بود. قبلا بهدليل مناقشه هستهيي، 6قطعنامه عليه ايران تصويب شده كه براساس بند12 قطعنامه فعلي، تمامي قطعنامههاي پيشين لغو خواهند شد و از اين پس ضمانت اجرايي ندارند. هر چند كه 90روز تا انتشار گزارش آژانس بينالمللي انرژي اتمي درخصوص تاييد حسن اجراي تعهدات ايران باقي مانده است اما واقعيت غيرقابل انكاري وجود دارد كه نشان ميدهد رژيم تحريمها فرو ريخته است.
بهصورت اخص در ماده13 قطعنامه2231، تاكيد شده كه همه كشورهاي عضو در ارتقا و تسهيل مراودات اقتصادي با ايران قادر به گام برداشتن خواهند بود.
نكته بسيار جالب، در پيگيري رفتار متفاوت امريكاييها و اروپاييها قبل و بعد از توافق است. قبل از توافق، تمام تلاش امريكا اين بود تا اروپاييها را در سنگر خود عليه ملت ايران نگه دارد ولي آنها بارها موانعي براي رسيدن به توافق ايجاد كردند.
اما بعد از توافق، امريكاييها اجراي توافق را به بعد از استماع نظر كنگره ناسازگار و طي همه راههاي قانوني آن موكول كرده و بارها اروپاييها را به خويشتنداري به از سرگيري ارتباط اقتصادي با ايران دعوت كردهاند.
رمزگشايي از اين دو رفتار متناقض، از دو استراتژي كلي پرده برخواهد داشت؛ استراتژي اول مختص اروپاييهايي است كه باتوجه به شرايط دشوار اقتصادي و سابقه رابطه تجاري موفقيتآميز، به سهمخواهي از پيامدهاي اقتصادي اين توافق بسنده كردهاند. لذا كارشكني آنها در مقاطعي از مذاكرات اگرچه در نقاب حمايت از مواضع زيادي خواهانه رژيمصهيونيستي مطرح ميشد اما پايبندي خاصي به آن وجود نداشت. تنها تلاش اروپاييها سبقت گرفتن از يكديگر و تجهيز در پايتختهايشان براي حضور در بازار ايران بود.
استراتژي دوم هم در راس سياستهاي امريكا قرار گرفته است. آنجا كه با بازخواني تحليل خود از وضعيت سياسي خاورميانه دريافتهاند كه ايران تهديدي براي هيچ كشوري در منطقه يا جهان نيست و نخواهد بود و اين به صورت رسمي ازسوي مقامات عالي كشور هم اعلام شده است. پس طولاني كردن اين خصومت بيهوده، ممكن است نتيجه عكس در پي داشته باشد، لذا دنبال راهي بودند تا فضاي سياسي بين دو كشور را تا حد زيادي تعديل كنند. آنها به خوبي از فروپاشي عملي قريبالوقوع تحريمها با پيشگامي متحدان اروپايي خود آگاهند و تنها براي مصرف داخلي محدوديتهايي نمايشي بر آن وضع كردهاند. پرواضح است كه نظر كنگره توانايي مغلوب كردن قطعنامه شوراي امنيت را نخواهد داشت و با هر سناريويي بايد به مفاد قطعنامه پايبند باشند.
سخن آخر اينكه اين دو استراتژي كه رفتارهاي متناقضي در پي داشته است، بهطور كامل در خدمت منافع ايران در ماههاي آتي عمل خواهد كرد و همه آنچه دولت يازدهم بهعنوان رفع دايمي تحريمها بهدنبالش بود در همين لحظه عملا اتفاق افتاده است.
تعادل - هوشیار رستمی