نهاونديان دانشآموخته دكتراي تخصصي اقتصاد از دانشگاه جورج واشنگتن است با پيشينه سالها حضور در بخشهاي اقتصادي. منتقدان دولت هم رييس دفتر رييسجمهوري را به صبر و آرامش ميشناسند. كلامش آرام و ترتيب واژههايش به گونهيي است كه نميتوان سخنانش را قطع كرد.
خبر اقتصادی- نخستين گفتوگوي رييس دفتر روحاني در دو سال گذشته كه با خبرگزاري ايرنا انجام شده را در ادامه ميخوانيد:
برنامه اقتصادي دولت، اقتصاد مقاومتي است
از دولت انتقاد ميشود كه سهم تحريمها در اقتصاد را بزرگنمايي ميكند. تا چه حد رفع تحريمها پس از توافق احتمالي هستهيي در رشد اقتصاد ايران موثر خواهد بود؟
به نظر بنده پاسخ به اين سوال در 20ماهه گذشته بايد ديده شود ما هنوز در شرايط تحريم به سر ميبريم، اينكه رويكرد جديد دولت توانسته در علاج مشكلات اصلي اقتصادي كشور موثر باشد، تورم را كاهش دهد، اقتصاد را از ركود خارج كند به خوبي نشاندهنده اين است كه برنامه اقتصادي دولت اتكاي صرف به رفع تحريم ندارد و برنامه اقتصادي دولت در يك كلمه اقتصاد مقاومتي است. اقتصاد مقاومتي در شرايط تحريم، رفع تحريم به دليل اقتصاد مقاومتي و اقتصاد مقاومتي پس از رفع تحريم؛ در واقع ما فقط بايد رشد و توسعه كشور را متكي بر منابع داخلي كشور جستوجو كنيم البته استفاده از فرصتهاي بينالمللي لازمه يك هوشمندي آگاهانه است. به اين جهت است كه به هيچوجه توسعه اقتصادي كشور و دستيابي به اهداف نظام منوط به رفع تحريم نيست اما رفع تحريم لازمه دستيابي به اهداف ماست در واقع تمثيل و تشبيه مقاومت پايمردانه مردم در اين جنگ اقتصادي با دفاع مقدس از بسياري لحاظ ميتواند كمككننده باشد. دفاع مقدس هشت سال طول كشيد، ما مردم صلحطلبي بوديم، جنگ را تحميلي ميدانستيم؛ ملت ايران حاضر نشد تا لحظه آخر اين تهمت دشمن را بپذيرد كه ايران آغازكننده جنگ بود. خوشبختانه محافل بينالمللي هم اين موضوع را پس از هشت سال دفاع مقدس ثابت كردند. هم دفاع و هم اصول خود را حفظ كرديم؛ اصولي كه صلح و توجه به كرامت انسان سرلوحه آن است.
داشتن فضاي كسب و كار مطلوب حق ملت ايران است
در جنگ اقتصادي هم همين طور است هم در شرايط تحريمي مقاومت ميكنيم و هم با بهتر كردن تدبير و مديريت اقتصادي كشور ميتوانيم بسياري از عوارض را برطرف كنيم، اين سخن شعار نيست، عمل بوده و تحقق يافته است اما در عين حال دستيابي به بازارهاي جهاني را جزو حقوق اين مردم ميدانيم همچنين جزو حقوق اين مردم ميدانيم كه فضاي كسب وكار جذبكننده همه سرمايههاي انساني و مالي باشد، سرمايههاي داخلي در كشور حفظ شود و به گونهيي نباشد كه شرايط تحريمي فضاي كسب وكار ايران را در مقابل رقبا غيرمطلوبتر نشان دهد چراكه در آن صورت مغزهاي متفكر ايراني به اين نتيجه ميرسند كه از كشور بروند و در جاي ديگر كار كنند بنابراين اين حق ملت ايران است كه فضاي كسب وكار مطلوبي داشته باشند.
در صورتي هم كه تحريم رفع شود، جز با نگاه متكي به داخل به رشد مطلوب و آن چيزي كه در سند چشمانداز آمده است، دست پيدا نميكنيم، حركت بايد از خودمان باشد تا خدا نيز بركت را شامل حال ما كند به هيچوجه اين طور نيست كساني كه مجدانه دنبال رفع تحريم ظالمانه هستند چشم به ديگري دوخته باشند. هدف اين است كه يك سرمايهگذار ايراني از همان شرايط رقابتي برخوردار باشد كه يك رقيب ترك، يك رقب اروپايي و چيني برخوردار است. چرا بايد يك صادركننده ايراني در شرايط رقابت نابرابر باشد؟ وظيفه دولت اين است كه اين موانع را از سر راه فعالان اقتصادي بردارد و اين كار را خواهد كرد.
رفع تحريم جايگزين دويدن نيست
امنيت براي سرمايهگذار ايراني چه داخل و چه خارج از كشور طي دو سال اخير تامين شده است، چه اقداماتي انجام دادهايد كه بتوان جذب سرمايه كرد به خصوص در مورد ايرانيان خارج از كشور؟
بخش عمده تحريمها باقي است اما همين مقدار گامها و تحريمهايي كه پس از توافق ژنو برداشته شد به عنوان مثال در زمينه صادرات پتروشيمي مشاهده كرديد پتانسيلي كه در اقتصاد كشور وجود داشت به محض اينكه مانع برداشته شد، رقم صادرات ما را چگونه به جهش رساند همين كه توانستيم در رابطه با تامين مواد لازم براي كشاورزي برخي از محدوديتهاي بانكي را برداريم و دركنار آن با تدبير درست يك تصميم گرفته شد و آن اعلام به موقع قيمت خريد تضميني گندم بود البته كمكهايي كه از جهت نهادههاي كشاورزي انجام، مديريت و پرداخت بهينه شد، آثار آن را در آمار داخلي ببينيد. انشاءالله امسال حتما ميزان برداشت بيشتر از سال قبل خواهد بود. با دو سه قدم كوچكي كه برداشته شد، امكان فعاليت به فعالان اقتصادي داد و فعالان اقتصادي هم ثابت كردند كه بهتر از رقبا عمل ميكنند. اعتقاد ما اين است كه رفع تحريم فقط برداشتن مانع است و جايگزين دويدن و برنده شدن در مسابقه نيست. اين تصور نابجايي است كسي تصور كند رفع تحريم يك عصاي جادويي خواهد بود كه مشكلات ناشي از سوءتدبيرهاي گذشته را برطرف ميكند. سوءتدبير را بايد با حسن تدبير برطرف كرد، تحريم را بايد شكست و موانع را از سر راه برداشت.
كاهش شفافيت اقتصادي يكي از هزينههاي تحريم است
طي اين سالها تا قبل از سال 92 پديدههايي همچون بابك زنجاني داشتيم؛ كار تبليغاتي و رسانهيي كه در مورد آنها شد، مردم را نسبت به ثروتمند شدن و برخي سرمايهگذاريها در داخل بدبين كرد. با توجه به اينكه آفتها و فسادهايي را شاهد بوديم و با توجه به اين موضوع و اينكه گفته ميشود بسياري از شركتهاي خارجي بزرگ بينالمللي منتظر ورود به بازار ايران هستند، چه تضميني ميتوانيد به مردم بدهيد كه اين اقتصاد در جهت سالم حركت كند؟
مثلثي طلايي امنيت اقتصادي، شفافيت اقتصادي، سهولت در كسب وكار اقتصادي وجود دارد، اين سه مورد اگر دركنار هم قرار گيرند، يك اقتصاد را ميتواند به اهداف توسعه پايدار خود برساند. متاسفانه ازجمله هزينههاي تحريم، كاهش شفافيت اقتصادي است بدان معنا كه وقتي راهكارهاي رسمي و قانوني بسته ميشود، استفاده از راهكارهاي غيررسمي و غيرشفاف توجيهپذير ميشود البته اين كار در آغاز با اهداف خوب انجام ميشود.
به هر حال شاهراه اصلي را بستهاند و شما ميخواهيد از مسير خاكي به مقصد برسيد اما در اين گرد و خاكي كه بلند ميشود، كساني ميآيند و تخلفاتي ميكنند و در گردوغبار ناشي از توجيه، رفتار غيررسمي ديده نميشود و اين اتفاقي است كه افتاده نه فقط در مورد ما و در هر جاي ديگر دنيا نيز اينگونه است.
هزينه تحريم ايران در عدم شفافيت مناسبات بينالمللي
اما نكته ديگر اين است كه ما اين منطق را در مجامع بينالمللي عرضه كردهايم كه به تحريمكنندگان بايد گفت گمان نكنيد با تحريم كردن ميتوانيد تجارت و اقتصاد ايران را متوقف كنيد چراكه هزينه آن را در عدم شفافيت مناسبات بينالمللي ميدهيد. يك سر اين عدم شفافيت اقتصاد ايران است، يك سر آن هم طرف فروشنده يا خريدار خارجي است. عدم شفافيت ممكن است به برخي تخلفات تبديل شود كه متاسفانه اين مورد در اقتصاد ما هم اتفاق افتاده است. البته اين صحبت بنده نبايد به عنوان توجيهي براي بروز اين فسادها تلقي شود. اگر دقت كافي و مراقبتهاي لازم انجام ميشد نبايد چنين تخلفاتي در داخل اقتصاد ما رخ ميداد.
متاسفانه وقتي فضا غيررقابتي ميشود، گاهي تصميمهاي اقتصادي با انگيزههاي سياسي گرفته ميشود. به موقع به تذكرات دلسوزان به دلايل گرايشهاي سياسي توجه نميشود و همكاري همه قوا در برخي مسايل ملي جلب نميشود اينها اتفاقاتي بود كه متاسفانه در سالهاي گذشته شاهد بوديم كه به چنين پديدههاي ناگواري هم منجر شد. به عنوان مثال فروش نفت كشور ما طبق قانون داراي قواعدي است كه تخلف از اين قواعد طبعا به تخلفات پشت سرهمي در مسايل بانكي، پرداخت به خزانه و احتساب اين هزينهها در انجام تعهدات انجاميده است. البته به هر حال دستگاههاي نظارتي و قضايي به طور جدي پيگيري ميكنند و اميدواريم هم ريشههاي اينگونه انحرافها خشكانده شود و هم در مقررات ما با رقابتي كردن هرچه بيشتر نظارت عمومي بر فعاليتهاي اقتصادي ارتقا يابد.
ريشههاي رانت را بايد خشكاند
به سوال شما باز ميگردم. در همه حوزههاي فعاليت اقتصادي به عنوان مثال اگر كسي ميخواهد در حوزه معدن كار كند، گرفتن مجوز معدن شفاف و رقابتي و براساس صلاحيت و توانايي باشد. اگر شخصي ميخواهد از ارز استفاده كند، شرايط، شرايط شفاف و رقابتي باشد و اين طور نباشد كه اگر كسي از جايي سفارش شد به او ارز ارزان بدهند و به شخص ديگر ندهند. اينها همه مبادي فساد است و بنده هميشه معتقد بودم كه اگر ما ميخواهيم با فساد در كشور مبارزه كنيم، ريشههاي رانت را بايد شناسايي كنيم و بخشكانيم. موارد اينچنيني را ميتوان در حوزه نفت، صنعت، تجارت، در تعرفهها، قيمتگذاريها و در طول و عرض اقتصاد يافت.
تاريخ 100ساله اقتصاد كشورمان را ببينيد هر جا رانت و چند قيمتي ميبينيد حتي اگر در آغاز با نيت خوب و عدالتجويانه وضع شده باشد اما پس از مدتي در جريان عمل به مبدايي براي سوءاستفاده، تخلف، تبعيض و شكافهاي طبقاتي تبديل شده است.
پيام توانايي و عزت اقتصاد؛ افزايش چانهزني مذاكرهكنندگان
جنابعالي در جريان جزييات مذاكرات هستيد، تيم اقتصادي دولت تا چه حد پشتيبان تيم مذاكرهكننده است؟ بحثي بود كه مذاكرهكنندگان ميگفتند، اگر قرار است تحريمها برداشته شود 9 يا 6 ماه طول ميكشد كه ريز تحريمها را كه امريكا تحريمكننده اصلي است، بخش بخش بنويسد و ليست كند؛ خوب وقتي مجموعه عظيمي پشت سر آنهاست و به هر حال از نظر توازن تعداد مذاكرهكننده، كفه آن طرف از نظر تعداد سنگينتر است. تيم اقتصادي دولت تا چه حد به مذاكرهكنندگان كشورمان كمك ميكند يعني در جاهايي كه گلوگاههاي اقتصادي و نبض اقتصادي است چه كمكي از سوي تيم اقتصادي دولت انجام ميشود و چه اطلاعاتي به مذاكرهكنندگان ميدهد، اكنون اولويتبنديها مشخص شده يا بعد از توافق مشخص ميشود؟
بزرگترين كمكي كه تاكنون تيم اقتصادي دولت به تيم مذاكرهكننده هستهيي كرده اين است كه در اقتصاد ما در يكسالونيم گذشته پيام توانايي و عزت برخاسته است. مقايسه كنيد شرايطي را كه با اصلاح سياستها به جاي تورم بالاي 40درصد در همين شرايط تحريم، تورم به حدود 15درصد رسيده است. به جاي اينكه شرايط ركودي باشد اقتصاد از ركود خارج شده است البته نه در همه بخشهاي اقتصادي اما برخي بخشهاي پيشران، توانستهاند مجموعا رشد اقتصادي را به جاي منفي بودن، مثبت و رشد را آغاز كنند. خود اين پيام قدرت چانهزني ما را در مذاكرات بالا برده است. اين را با شرايطي مقايسه كنيد كه بدخواهان ايران، ايران را تحريم كنند به فاصله يكسال ارزش و قدرت خريد پول ملي به يكسوم كاهش يابد، تورم يكباره جهش پيدا كند، نابساماني و نوسانات پرالتهاب در اقتصاد ما مردم را دچار نگراني كند، سرمايهگذاريها متوقف شود، چنين اقتصادي چه پيامي به تحريمكننده ميدهد؟ تحريمكننده را تشويق ميكند به اينكه تحريم نتيجه خوبي دارد و تحريمها را بايد افزايش داد.
ثبات و آرامش در اقتصاد قدرت چانهزني مذاكرهكنندگان را افزايش داد
به نظر بنده از اصليترين دلايلي كه طرف مذاكراتي ناچار شد پاي ميز مذاكره واقعي بنشيند، اين بود كه در اقتصاد ما وضعيت ثبات، آرامش، اميد و اطمينان نسبت به آينده به وجود آمد، دليل آن اين نيست كه دولت اقدام كرده باشد بلكه خود مردم با انتخابات و فضاي اميدواري كه نسبت به آينده به وجود آمد، به مذاكرهكنندگان ما از نظر قدرت چانهزني كمك شد.
نكته دومي كه اشاره كرديد، اين است كه مذاكره ما قرار است عزتمندانه و برد ـ برد باشد يعني طرفين تعهداتي كرده و درباره امتيازاتي با هم گفتوگو ميكنند. يك طرف، طرف هستهيي است، يك سو، طرف تحريم اقتصادي است. موضع ايران اين بوده است كه من حق هستهيي خودم را بايد حفظ كنم و اين موضوع به هيچوجه جاي مذاكره ندارد، در مورد شكل و شيوه با حفظ غنيسازي و فرآيند توان هستهيي نيز ميتوانم در زمينه چند و چون آن گفتوگو كنم. از سوي ديگر كل تحريمهاي اقتصادي كه مربوط به هستهيي است بايد برداشته شود.
تيم فني اقتصادي به موازات تيم فني هستهاي كار كرده است
تيم اقتصادي در احصا همه اين موارد و ارايه متون لازم براي درج و لحاظ شدن در متن موافقتنامه كار جدي كرده است و همزمان و به موازات تيم فني هستهيي، تيم فني اقتصادي هم در طول ماههاي گذشته كار كرده است. نكته بسيار مهم اين است كه در مذاكرات 3 دوره قبل پس از لوزان با اتكا به همين كار فني كه شده بود، تيم مذاكرهكننده ايران اعلام كرد كه ما نگارش را بايد با بخش رفع تحريم آغاز كنيم و متني هم كه از سوي ايران تهيه شده بود، ارايه شد و مبناي كار قرار گرفت.
فكر ميكنم از اين جهت گامهاي خوبي برداشته شده است و جزييات بيشتري كه هماكنون در متن و ضمايم انجام ميشود، بتواند اطمينان لازم را به فعالان اقتصادي و كارآفرينان چه در داخل ايران و چه طرفهاي اقتصادي در خارج بدهد كه فضاي كار با ايران ديگر كاملا به دور از تحريمهاي هستهيي خواهد بود.
مشخصا كدام وزارتخانهها درگير تهيه آن متن بودند؟
از همه دستگاهها گزارشهاي مربوطه خواسته شده است، احصا موارد را انجام دادهاند. وزارت اقتصاد، وزارت صنعت، معدن و تجارت، بانك مركزي، وزارت جهاد كشاورزي، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، وزارت نيرو و همه وزارتخانههايي كه حتي درصد كمي ازحوزه كار آنها با زمينههاي تحريمي ارتباط داشته، خواسته شده موارد را استخراج كنند كه همه آنها تجميع شده و براي ارايه پيشنهادهايي كه هرگونه ابهامي را از متن نگارش شده بردارد و زمينه سوء تفسير يا ترديد در مفاهيم را برطرف كند، مبنا قرار گرفته است.
تضعيف مذاكرهكنندگان اقدام خوبي نيست
آيا اين كار با مركزيت هيات دولت است و سپس نتيجه را به وزارت خارجه ميدهد؟ در مورد تيم مذاكرهكننده؛ تعداد محدودي هستند كه برخي از آنها دفاعهاي شديد و برخي ديگر هم انتقادهاي بسيار تندي ميكنند، اين انتقاد، اين فضا و جو رسانهيي چه در مجلس و چه در فضاي مجازي ايجاد شده را تا چه حد به نفع مذاكره ميدانيد؟ عدهيي معتقدند كه اين انتقادها به تيم مذاكرهكننده كمك ميكند و عدهيي نيز معتقدند كه اين باعث تضعيف موقعيت ايران ميشود، ارزيابي شما به عنوان يك چهره سياسي و اقتصادي چيست؟
همه مردم ايران در مساله دفاع مقدس در صحنه بودند. در اين مساله نيز كه به نظر بنده موضوع حراست از حق پيشرفت ملت است چرا كه بحث فقط هستهيي نيست، ملت ايران حق پيشرفت خود را از سويي يك مساله مربوط به همه ميداند از سوي ديگر حق حضور در صحنه جهاني دارد، اين دو حق مسالهيي است كه به همه مردم مربوط است و ملت ايران نيز در صحنه هستند و تا جايي كه اين چهره و واقعيت به دنيا نشان داده شود بسيار خوب و كمككننده به مذاكرات است. اينكه طرفهاي مذاكرهكننده بدانند كه مذاكرهكنندگان ما با جديت و قاطعيت از حقوق ايران دفاع ميكنند و اين حرف شخص مذاكرهكننده نيست كه اگر آنها را راضي كردند، بتوانند به مقاصد خود برسند، نكتهيي مهم است. مذاكرهكنندگان ما سخنگويان غيور و شجاع خاص مردم هستند اينكه حمايت مردم از مواضع مذاكرهكنندگان بروز يابد و ابراز شود مفيد هم هست اما اگر بحثهاي هستهيي كه ممكن است در آن اختلاف سليقههايي هم وجود داشته باشد به نوعي تضعيف مذاكرهكنندگان ما را به دنبال داشته باشد در آن صورت خوب نيست.
برخي باعث ميشوند كه مذاكرهكنندگان ترفندها را بيان كنند
اگر در اين مساله كه يك مساله ملي همچون دفاع مقدس است، رويكردهاي جناحي و موضعگيريهاي گروهي ـ سياسي شائبه مصارف داخلي پيدا كند در آن صورت به صلاح ملي نيست. مرز اين موضوع را بايد بسياردقت كرد. حمايت، پشتيباني، بيداري و آگاهي عمومي نسبت به مساله مذاكرات حايز اهميت است، اينكه مردم پشت سر اين مذاكرات هستند و با ابراز اعتماد مكرر و مستمر به هدايتهايي كه رهبرمعظم انقلاب در اين بحث و چارچوب كار دارند، مديريتي كه دولت انجام ميدهد، براي مذاكرات بسيار كمككننده است اما گاهي وارد برخي جزييات ميشوند كه در واقع اهرمهاي مذاكراتي مذاكرهكنندگان ايراني است.
به هر حال كساني كه با فنون مذاكره آشنا هستند ميدانند مذاكره مراحلي دارد، شما در يك مرحله امتناع ميكنيد، در يك مرحله مفاهيمي را در مقابل هم قرار ميدهيد، در مرحلهيي ديگر يك مشوقي را به طرف مقابل ارايه ميكنيد تا امتيازي بگيريد. مذاكره ابراز موضع يكطرفه نيست، مذاكره قابل تشبيه به يك معامله اقتصادي است در يك معامله اقتصادي شما بارها قيمت را بالا ميبريد، شرايط قرارداد را بالا و پايين ميكنيد و امتيازي ميگيريد و به آن طرف امتيازي ميدهيد، در آخر هم به جايي ميرسيد كه طرفين راضي هستند. در مذاكره بينالمللي كار حتما سختتر از يك قرارداد ساده تجاري يا صنعتي است. نبايد ما با پرداختن به برخي از جزييات و در فشار قراردادن مذاكرهكنندگان جلوي دوربين، آنها را ناچار كنيم كه برخي ترفندهاي مذاكراتي خود را در پاسخ به يك اتهام نامربوطي كه به آنها نسبت داده شده، بيان كنند؛ در اين صورت است كه به قدرت چانهزني خود ضربه زدهايم و به صلاح نيست اما اگر اين مرز دقت شود انشاءالله ميتوانيم با يك اجماع ملي در اين موضوع ملي به مقصود دست يابيم.
مردم رويكرد تعامل سازنده با جهان را انتخاب كردند
برخي منتقدهاي تندرو هر گام و كاري كه مذاكرهكنندگان انجام دهند، اقناع نميشوند به نظرتان آنها با چه هدف و انگيزهيي اين كار را ميكنند. بهطور مشخص چند روز قبل دو سوال هستهيي از دكتر ظريف در مجلس شوراي اسلامي اعلام وصول شد و در مورد اين بود كه از حقوق هستهيي مردم عقبنشيني كردهاند و بايد در صحن مجلس حاضر شده و توضيح دهند. به نظر ميرسد فشارهايي كه به ويژه در مجلس وجود دارد، تيم مذاكرهكننده را تحت فشار بسيار قرار داده است. راهكار برون رفت از اين وضعيت چيست؟
به هر حال در برخورد با مساله هستهيي سليقهها و رويكردهاي گوناگوني در كشور وجود داشته و دارد، مذاكرات هستهيي 14 سال سابقه دارد، نتايج رويكردهاي مختلف هم پيش چشم ملت ايران بوده و هست، مردم حدود2 سال قبل در همين روزها با انتخابي كه انجام دادند، رويكردي را بهطور قاطع مورد حمايت قرار دادند و آن رويكرد تعامل سازنده با جهان بود، معناي تعامل سازنده اين است كه ما ميخواهيم از حقوق خود و حق پيشرفت در همه حوزهها حراست كنيم اما اين حراست در يك تقابل و تضاد جستوجو نميشود بلكه در تعامل جستوجو ميشود، اينكه با زبان منطق به سمت تفاهم حركت كنيم و در تفاهم حقوق خود را به دست آوريم. مردم، اين رويكرد را مورد تاييد و تاكيد قرار دادهاند، رهبري نظام هم رويكرد حل مساله از طريق مذاكره را مورد تاكيد قرار دادهاند البته مذاكره عزتمندانه، مذاكره با رعايت اصول و چارچوبها و اين مسيري است كه دولت پيموده و الحمدالله هر چه زمان پيش ميرود گامهاي مثبتي را به جلو برميداريم.
البته ممكن است اين رويكرد مخالفيني هم داشته باشد، اين مخالفين يا منتقدين حق دارند اظهارنظر كنند تعداد زيادي از آنها دلسوزانه اظهارنظر ميكنند دولت هم از اين اظهارنظرها استقبال ميكند جلسات عديدهيي به خصوص پس از تذكر و تاكيدي كه رهبر معظم انقلاب داشتند، برگزار شده و نكات و پيشنهادهاي ناقدين دلسوز هم شنيده شده است.
در مجلس محترم هم كه برخي از اين مباحث و اظهارنظرهايي كه ميشود با رعايت نكتهيي كه گفتم بايد باشد؛ به هرحال ميدان مصاف ما، مصاف با خارجيان است و اين يك مساله داخلي ما نيست، جنس اين مساله از زماني كه بحراني شده است، در رويكرد و ارتباط با قدرتهاي جهاني است حتما بايد مباحث درون خانواده ما قوت بخش مصاف ما و مذاكره ما با قدرتهاي جهاني باشد نه تضعيفكننده و اين اصل مهمي است كه بايد رعايت كنيم. هم در توجه به ترفندهاي مذاكراتي، هم در ارايه راهحلها، برخي از راهحلها بايد در جلسات خصوصي ارايه شود كه مذاكرهكنندگان بتوانند در نقطه زماني لازم از آن استفاده كنند اگر پيش از زمان آن راهحل گفته شود ممكن است از اثربخشي خود در زمان مناسب بيفتد. بهطور حتم اين مباحث و مذاكرات به معناي ترديد در عزم نظام براي حل اين موضوع نبايد تلقي شود. به دليل اينكه ما از طرف مقابل اراده سياسي براي حل موضوع ميخواهيم. هميشه به آنها ايراد وارد كردهايم كه در بسياري از اين مراحل اراده سياسي لازم را نداشتهايد و به دنبال اعمال فشار و محدود كردن ايران بوديد، نگراني شما موضوع هستهيي ما نبوده شما با ايران اسلامي مشكل داشتهايد، حالا اگر آنها جلو آمدهاند و مدعي اراده سياسي هستند، نبايد اين موضوع را كه در اراده سياسيشان ترديد داريم، در مذاكرات نشان دهيم.
حذف حتي يك خانواده نيازمند از يارانه براي دولت قابل تحمل نيست
براي دولت اين نكته بسيار مهم بود تا به هيچوجه اين خطا اتفاق نيفتد كه يك خانوادهيي نيازمند يارانه حذف شود، اين براي دولت قابل تحمل نبود و دولت حاضر بود تحمل كند افرادي كه بايد حذف شوند، حذف نشوند؛ اما نيازمندان يارانهشان را دريافت كنند. اين مشكلي است كه دولت از لحاظ اخلاقي با آن مواجه است، البته دولت اين كار را آغاز كرده است، ملاكي كه رياستجمهوري براي دستگاههاي ذيربط تعيين كرده، اين است كه بايد مطمئن شويد و معيارهاي مختلفي را مدنظر بگيريد، به هرحال دولت از درآمدهاي مردم يك به يك اطلاع ندارد و به خود هم اجازه نميدهد به اطلاعات خصوصي مردم ورود كند اما ميتواند معيارهايي را درنظر بگيرد. دستور رييسجمهوري همواره اين بوده كه بايد از معيارهايي استفاده كنيد تا براي شما قطعيت حاصل شود و دولت در اين زمينه از خودش هم شروع كرده است. دولت همه ليستهايي را كه از مديران خود و همكاران دولتي دراختيار داشته از آنها آغاز كرده است، سپس در گروههاي ديگر درآمدي كساني كه با ملاكهاي مالياتي و ملاكهاي ديگر قابل تشخيص بودهاند كار را ادامه داده است اما درعين حال براي آنها هم فرصت اعتراض قرارداده است اگر كسي حذف شده اما فكر ميكند كه نيازمند است براي او اين امكان ايجاد شده كه مراجعه كند و عدله خود را ارايه كند.
آغاز حذف يارانه اقشار پردرآمد
بنابراين به هيچوجه دولت حاضر نيست حتي يك خانواده كه نيازمند يارانه است، حذف شود اما مسير حذف يارانه خانوارهاي پردرآمد را آغاز كرده است و اميدواريم كه به نتيجه مطلوب برسيم.
مردم واقعا آرامش ميخواهند
درخصوص تعامل دولت با ساير قوا به ويژه مجلس شوراي اسلامي باتوجه به اينكه در سال آخر مجلس نهم به سر ميبريم و استيضاحهايي كه كليد زده ميشود، تعامل دولت با ساير قوا به ويژه مجلس چگونه است؟ چراكه ممكن است سال آخر مجلس شوراي اسلامي براي دولت سال سختي باشد.
مردم با انتخابي كه در 24خرداد 92 انجام دادند، دلزدگي خودشان را از آن شرايط پرتنش در اركان مختلف حكومتي ابراز كردند و به نامزدي راي دادند كه از آشتي و تعامل سخن ميگفت. مردم واقعا آرامش را ميخواهند، مردم دوست ندارند جدايي، شكاف، اختلاف، ترشرويي و تندخويي را بين خادمان ملت ببينند. مردم از خادمان ملت در هر يك از قوا انتظار خدمت دارند نه اينكه به هم بپردازند به همين جهت خوشبختانه يكي از دستاوردهاي دوساله اين دولت، فضاي آرامش و حسن روابطي است كه بين سه قوه وجود دارد. چون اتكاي دولت به اين راي آرامشجويانه مردم است و مردم به اعتدال راي دادهاند، خود را موظف ميداند كه با بردباري و تحمل، تمام سعي خود را براي حسن روابط بين قوا به كار گيرد.
به خاطر داريم كه مصوبات دولت قبل و بسياري از آييننامههاي مصوب دولت مورد اعتراض قوه مقننه قرار ميگرفت برهمين اساس درمورد حق قانوني نظارت، آماري دوسال اخير با سالهاي قبل قابل مقايسه نيست چراكه دولت سعي بر عمل به وظيفه خود را در قانونمداري و رعايت حسن مناسبات با قوه قضاييه و مقننه دارد. در مواردي هم كه به هرحال قوه محترم مقننه سوال ميكند، استيضاح ميكند دولت وظيفه خود دانسته كه برود و توضيح دهد. البته اين تفاوت رقم سوالها در اين دوسال در مقايسه با سالهاي گذشته براي همگان آشكار است كه سعي دولت نيز بر اين بوده كه ميزان پاسخگويي خود را افزايش دهد اما به هرحال رفتار همه خادمان مردم درنظر مردم مورد توجه و ارزيابي قرار ميگيرد.
به جاي سوءظن مبنا بايد حسن ظن باشد
به هرحال هركسي تلاش بيشتري در اين همگرايي كند، نمره بالاتري ميگيرد به خصوص امسال كه سال همدلي و همزباني نام گرفته توقع از همه اين است كه براي اين حسن روابط تلاش بيشتري كنند و به جاي سوءظن همچنان كه رهبر معظم انقلاب تاكيد كردند مبنا بايد حسن ظن به خادمان باشد، لحن گفتار بايد لحني باشد كه همگرايي از آن حاصل شود. همه بايد به اين توصيهها عمل كنيم.
گاهي اوقات ديده ميشود مقامات استاني خلاف جهت حركت دولت هستند و مدتي بحث بود كه تغييراتي در دولت به وجود ميآيد، آيا قرار است تغييرات مديريتي اعمال شود يا خير؟
مبناي كار در اين دولت گروهگرايي و رويكرد جناحي نبوده و دولت به مردم شعار اعتدال و حركت فراجناحي داده و بر اين شعار و اصل خود هم صادقانه پافشاري كرده است.
در انتخاب مديران ملاك صلاحيت، اهليت، توانايي، كارآمدي و امانت بوده و هست البته درجريان زمان، مديران همواره بايد مورد ارزيابي قرار بگيرند و ميگيرند و براساس ارزيابي، تصميمات مديريتي بهطور طبيعي انجام ميشود.
اين موضوعي كه منتشر شد و مورد توجه تيترهاي برخي رسانهها قرار گرفت، صحت نداشت اينكه تصميمي در مورد تغييرات در كابينه گرفته شده، درست نبود. هرگاه چنين تصميمي اتخاذ شود، بسيار صريح و روشن و بدون حاشيه اعلام ميشود، نيازي به حاشيهپردازي در اينگونه موارد نيست. اينگونه حاشيهپردازيها مفيد نيست چراكه مدير تا لحظه آخر مديريت بايد با قوت عمل كند و لحظهيي كه كار اتمام مييابد و مدير جانشين كار را تحويل بگيرد، مدير قبلي هم بايد همكاري كند كه مدير بعدي بهتر از قبل كار كند. در نگاه اسلامي اينطور مسووليتها به عنوان طعمه و غنيمت نيست بلكه مسووليت امانتي بر دوش مسوولان است لذا بهطور كلي نحوه پرداختن به اينگونه انتصابها كه برد كسي و باخت فرد ديگري است، قاعدتا با ملاكهاي اسلامي نزديك نيست.
اما نكته ديگري كه به آن اشاره كرديد كه برخي مديران ممكن است در عمل همسويي با سياستهاي دولت عمل نكنند اين موضوع فقط در مسووليتهاي سياسي نيست در هر مسووليتي همچون اقتصادي و فرهنگي باشد كسي كه خود را در جزو خادمان دولت، ملت قرار داده، قبول كرده است كه منطبق با سياستهاي مصوب دولت عمل كند. تخلف از سياستها پذيرفته نيست و نبايد تحمل شود البته ممكن است درجايي سهوي صورت گيرد، بايد تذكر داده شود اما اگر كسي بهطور عمد از سياستها تخلف كند، حتما بايد تصميمات مديريتي لازم در مورد آنها اتخاذ شود و ميشود.