نباید منتظر معجزه در روابط سیاسی و اقتصادی پس از توافق بود. ضمن آنکه آثار واقعی آن در اقتصاد از نیمه دوم سال نمایان میشود. اين توافق در بهترين حالت ما را مي رساند به وضعيت سال 84 و كلا حساب ويژه اي روي اين رويداد باز نكنيد. همان طور كه سال ها طول كشيده كه اقتصاد به اين نقطه برسد بايد سال ها بگذرد تا به تدريج انتظارات ما تحقق يابد
خبراقتصادي- روز سه شنبه 26 خرداد 94 سمينار بورس در دو راهي مذاكرات با موضوع بررسي ابعاد مالي، اقتصادي و استراتژيك آثار وضعيت كنوني اقتصاد بر بازار سرمايه، در محل سالن همايش قلم كتابخانه ملي ايران برگزار شد و آقايان دكتر سعيد خزايي، سعيد ليلاز، و حسين عبده تبريزي، كارشناسان بورس و اقتصاد ايران به بحث و تبادل نظر و ارائه ديدگاه هاي خود پرداختند.
همایش بورس بر دو راهی مذاکرات به همت کارگزاری های بانک کشاورزی و بانک صنعت و معدن در محل کتابخانه ملی برگزار شد. سخنرانان اصلی این همایش حسین عبده تبریزی عضو شورای عالی بورس ، سعید لیلاز تحلیلگر اقتصادی بودند. عبده تبریزی وضعیت بازار سرمایه و آینده پیش روی آن در شرایط پیش از مذاکرات و بعد از آن، لیلاز وضعیت کلان اقتصادی و آسیب هایی که با آن مواجه است را مورد بررسی قرار دادند.
بزرگترین مطالبه ما از دولت تک نرخی شدن ارز است
سعید لیلاز درخصوص وضعیت اقتصاد گفت: وضعیت اقتصادی ایران در ده سال گذشته به گونه ای بوده است که در دوره جدیدی از حیات خود به سر می برد و بازگشت به گذشته برای آن بسیار دشوار است. این دشواری از آنجا حاصل شده است که سه چالش اقتصاد ایران را تهدید می کند و این چالش ها پس از توافق تبدیل به تهدید های آسیب زای جدی تری می شوند.
او افزود: چالش اول که چالش اجتماعی است، مربوط به شکاف طبقاتی است که از سال 1389 به بعد بسیار افسار گسیخته رو به گسترش است و البته این موضوع هیچ ارتباطی به تحریم ها ندارد.
لیلاز در ادامه گفت: چالش ها بعدی، چالش سیاسی و امنیت منطقه ای هستند. این چالش ها در دوران پساتحریم باعث می شود جریانهایی شکل بگیرند که در کنار فشار اجتماعی حاصل از شکاف طبقاتی، عرصه را برای نهاد های اجرایی و قانون گذار تنگ میکند.
لیلاز تصریح کرد: بازار سرمایه ایران، هنوز بازار کوچکی است زیرا حجم اندکی در تولید ناخالص داخلی دارد و وقتی یک بازار کوچک و البته استراتژیک باشد، تاثیر پذیری آن بیشتر می شود. گفتنی است در همین بازار کوچک هم بخش خصوصی واقعی میزان کمی را در دست دارد.
او در خصوص حبابی شدن مجدد بازار ها اظهار کرد: تا وقتی که دولت ها دست به بازار ها می برند، حباب ایجاد می شود. اما اگر بازارها خودشان به تعادل برسند، احتمال ایجاد حباب کمتر است.
او افزود: از سوی دیگر وابستگی ایالات متحده به نفت خاورمیانه در حال کاهش است. این موضوع در وهله اول اهمیت عربستان را برای آمریکا کاهش می دهد.
لیلاز گفت: البته افزایش تولید و به تبع آن افزایش فروش یک میلیون بشکه نفت برای ایران کار سختی است و باید با اوپک وارد دعوا شود.
این تحلیگر اقتصادی معتقد است: توافق هسته ای را نباید بزرگ کنیم. توافق در واقع ایران را به سال 1384 برمی گرداند، نه سال 1354. در ضمن منازعات داخلی و منطقه ای نیز ادامه خواهد داشت.
او افزود: هرچند اکنون ارز به سمت تک نرخی شدن در حال حرکت است، اما در واقع مهمترین مطالبه ما از دولت هم همین است. اگر توافق انجام شود ارز کمتر از سه هزارتومان و بیش از 3200 توامن نخواهد شد و پس از آن نیز نوسانات نرخ ارز به نرخ تورم و رشد اقتصادی بستگی خواهد داشت.
بي نظمي ها و چالش هاي پيش رو
به گزارش تعادل، دكتر سعيد لیلاز كارشناس اقتصادي در سخنان خود باموضوع وضعيت اقتصاد کلان ایران در آینده گفت: در 10 سال گذشته ما وارد فاز جدیدی شده ایم و با یا بدون تحریم به نظر میرسد هرگز به دوران قبل بازنخواهیم گشت یعنی سیمای جدیدی در انتظار مردم است.انتظار این که باوجود چنین شرایطی اوضاع را به گذشته برگردانیم به نظر من بخاطر تحولات عظیمی که صورت گرفته بسیار انتظار تندی است و عملی نخواهد شد.در اثر مجموعه ی این تغیرات هم در سطح داخلی هم در سطح منطقه ای و بین المللی بوجود آمده است.
ایران در حال حاضر درگیر چالش های جدیدی است که در گذشته نبوده و علاوه بر تمام مشکلاتی که ما در گذشته داشتیم،مانند بهروه وری پایین،رشد ناکافی سرمایه؛تورم و.. این موارد نیز اضافه شده اند.این 3 چالش مربوط به دوران بعد از توافق هسته ایست و این دوران را تحت تاثیر قرار می دهد .
از نظر بنده نیز ایران و آمریکا به توافق خواهند رسید و در نهایت چاره ای جز مصالحه با هم ندارند.اگر برای آمریکایی ها راهی به عنوان عملیات نظامی وجود نداشته باشه بنابراین راه دوم همان دموکراسیست و چیزی جز این نیست.
در طرف مقابل کشور جمهوری اسلامی ایران نیز در منطقه ای پر از تنش و درگیری قرار گرفته است واگر بخواهیم به سرنوشت کشورهای منطقه دچار نشویم باید این توافق را بپذیریم تا دوری 10 ساله از اقتصاد را جبران کنیم و همینطور به فضای بین المللی هم آرامش بدهیم. بنابراین تصور بنده این است که این دو کشور چاره ای جز مصالحه ندارند.
اما چالش های بعد از توافق هسته ای که پیش روی ماست در3 حوزه تقسیم بندی میشوند:
چالش های اجتماعی
چالش هایی که در این بخش از عرائض بنده مطرح میشوند سابقه قبلی در کشور نداشته اند.
از سال 1389 به این ظرف با یک افزایش بیسابقه یا حداقل کم سابقه ی شکاف طبقاتی در ایران روبرو بودیم و بزرگترین موج یکساله افزایش شکاف طبقاتی ایران در تاریخ معاصر ایران متعلق به سال 1390 است یعنی در سالی که فروش نفت ما 120 میلیار دلار بوده است و حدود 300 میلیارد دلار از فروش و انرژی مجانی نفت و فراورده های نفتی به اقتصاد ایران تزریق کردیم و درهمان سال بین 97 تا 100 میلیارد دلار واردات کالا و خدمات داشتیم. و به نوعی تمام رکوردهای اقتصاد ایران در این سال از لحاظ واردات، صادرات، درآمدهای ارزی و... شکسته شد
در این سال قدرت خرید طبقه ی کارگر 11 درصد سقوط کرد و ما الان با فروپاشی قدرت خرید 40-50 درصد جامعه مواجهیم.این یک بحران عمیق خفته ایجاد می کند.این را شما در بعضی از حوادث صرفا اجتماعی یا مدنی میتوانید ببینید مثل بازی فوتبال که در تبریز..یا فوت مرحوم پاشایی... و این التهابات واقعیست. یا وقتی میبینیم مصرف لبنیات در ایران نصف شده است باید تمام آلارم ها به صدا دربیایند و مااقتصاددانان نمی توانیم از کنار این موضوع بی اعتنا رد شویم.
این کاسه شکننده ساختار اجتماعی ایران هست که به دلیل افزایش شدید شکاف طبقاتی در آستانه ی ایجاد تلاطم های اجتماعی است.ما در سال 92 و 93 بخشی از اوضاع را جبران کردیم ولی تا رسیدن به وضعیت عادی خیلی فاصله داریم.
چالش دوم:چالش سیاسی
بروز یک فساد بی همتا در تاریخ ایران و در تاریخ خاورمیانه که هر اتفاقی که پس از دوران تحریم در اقتصاد ایران اتفاق بیفتد، تلاش خواهد کرد بخش مهمی از منابع آزاد شده را ببلعد. از چالش دوم به ذکر همین عنوان کلی بسنده میکنم و می گذرم و بیشتر از این راجع به آن صحبت نمیکنم.
چالش سوم:امنیت منطقه ای
این شکل ناامنی در منطقه، در تاریخ معاصر ایران و خاورمیانه وجود نداشته است. زمانی هم وجود داشته است که ¾ مرزهایمان توسط سربازان آمریکایی اشغال شده باشد ولی در آن زمان با یک قدرت بین المللی طرف بودیم که می توانستیم با آنها مذاکره و تعامل کنیم.
در حال حاضر یک بنیادگرایی افراطی به نزدیکی مرزهای کشور رسیده است که باعث بروز نگرانی های امنیتی در کشور شده است!
اگر بیایم تاریخ اقتصاد ایران را بررسی کنیم میبینیم هرگاه منابع به طور ناگهانی افزایش پیداکرده صرف نظر از اینکه چه نهادی، چه دولتی سرکار بوده است؛ ما به سمت بی انظباطی مالی و اقتصادی حرکت کرده ایم.این اتفاق درسالهای 1384و 1352 دیده شده است.
اینگونه نیست که بگوییم تنها مسئولان رده بالا دچار فساد و بی نظمی مالی می شوند. در حال حاضر بدلیل وجود چالش اجتماعی ذکر شده و شکننده بودن ساختار اجتماعی کنونی،پس از حصول توافق و آزادی منابع، اقشار پایین دست جامعه بخش مهمی از این منابع را مطالبه خواهند کرد یعنی فشار از پایین با تمام قوا به حرکت در خواهد آمد.
چیزی را که می توان با عقل پیش بینی کرد،فشار در داخل دولت چه از طرف روشنفکران چه از طرف سازمان های نهادگرا ،روزنامه ها و ...به صورت یک مطالبه ی جدی به دولت فشار خواهد آورد.من وقتی داشتم درآمدهای نفتی را بررسی می کردم اواخر دهه ی 70 و در دولت جناب اقای خاتمی؛ پس از افزایش درآمد نفتی و زیاد شدن منابع کشور، دولت با فشار مجلس ششم مواجه شد و ناچارا عقب نشینی کرد. مثلا 35 میلیارد دلار واردات داشتیم که اصلا در برنامه های از پیش تعیین شده گنجانده نشده بود.
قویترین نهادهای کشور همانا مجلس و سازمان برنامه هستند که در برابر طوفان نفتی و فشار مردم عملا کاری از دستشان برنیامد.
اگر توافقات به ثمر بنشیند و منابع زیادی آزاد شود، باتوجه به اینکه ما در گذشته تجربه ی تضغیف نظام مالی و اقتصادی کشور پس از امواج افزایش درآمد نفتی را داشته ایم؛ من هیچ دلیل خاصی نمیبینم که اینبار اتفاق خاصی رخ بدهد .بنابراین با فرض اینکه ما بتوانیم در تابستان امسال توافقی انجام بدهیم، از نیمه ی دوم سال به بعد اقتصاد ایران اندکی تحت تاثیر بهبود مناسبات بین المللی قرار خواهد گرفت.
من اغراق درباره ی جذب سرمایه گذاری خارجی در ایران را روانمیدارم.من حل مشکلات اقتصادی ایران را بصورت معجزه وار متصور نیستم!
علاوه بر بروز سه چالش مطرح شده، با مشکلات ساختاری در اقتصاد مواجهیم. مثلا درده سال گذشته در اقتصاد کشور سرمایه گذاری نکرده ایم و وقتی سرمایه گذاری نمی کنیم تولید و ثروتی ایجاد نمیشود وبازار سهام چنین اقتصادی نیز لاجرم به چنین وضعی دچار میشود.
برای حل مشکلات فقط و فقط باید از راهی که آمده ایم، برگردیم. مانند کاری که در دو سه سال اخیر انجام داده ایم. در نه ماهه اول سال 93 میزان رشد تشکیل سرمایه ثابت تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت حدود 15 درصد (بین 15 تا 17درصد) بوده است یعنی عقب ماندگی ها به آهستگی در حال جبران شدن است و ما حتی با فرض توافق هسته ای و با فرض اینکه بتوانیم یک دروازه بانی محکم برای مصارف ارزی انجام بدهیم، به نظر نمیرسد زودتر از اواخر سال 1395 به حجم تولید ناخالص داخلی ایران در سال 1390 نخواهیم رسید. از نظر من این روندی که در حال حاضر اقتصاد ایران طی می کند بهتر از تلاطم ناگهانی ناشی از ورود ده ها میلیارد دلار سرمایه به اقتصاد ایران است چون کنترل و مهار این منابع ارزی فقط درکنترل دولت نیست!
ما برای اینکه وضعیت بورس را بعد از توافق بفهمیم باید بتوانیم میزان تلاطم های اجتماعی- سیاسی را حدس بزنیم.
به طور کلی در ایران اگر نگاه کنیم هرگاه ما وفور منابع داشتیم و هرگاه کسری منابع داشتیم به یک اندازه دچار چالش و تلاطم شدیم. امیدوارم به این تلاطم هایی که قرار است پیش بیاید توجه ویژه ای بشود چون بازار سرمایه ایران به همان اندازه که به اقتصاد حقیقی وابسته است، به این چالش ها هم واکنش نشان میدهد. ضمن اینکه فکر میکنم اگر توافقات هسته ای صورت بگیرد رشد اقتصادی از حدود 2 تا 2.5 درصد در سال 94 به 4 تا 4.5 درصد برسد. و از سال 95 به بعد شاهد یک رشد باشیم.
حضور جوانان در بازار سرمایه، باعث جذب سرمایه گذار خارجی می شود
حسین عبده تبریزی درباره وضعیت کلی اقتصادی ایران و بازار سرمایه گفت: امسال سال بسیار سختی برای اقتصاد است و امکان این که رشد اقتصادی تا پایان سال، صفر باشد نیز وجود دارد.
او در خصوص کاهش اعتماد سهامداران به بازار سرمایه گفت: در حال حاضر شرایط بازار سرمایه برای سفته بازان نا مساعد شده است. هرچند مشکل بزرگ بازار کمبود نقدینگی است، اما این موضوع که شاخص در حال ریزش است، فقط عرصه را برای نوسان گیران و سفته بازان تنگ کرده است.
او افزود: از سوی دیگر ارزش بازارها متاثر از محیطی که در آن کار می کنند، شرایط جنگی در کشورها و یا هر شرایط نامساعد دیگر، بر ارزش گذاری صنایع تاثیر منفی بسزایی دارد. در شرایط فعلی ایران، صنایع مخابراتی بیشترین تاثیر را از تغییرات تکنولوژیک دارند.
عضو شورای عالی بورس گفت: از سوی دیگر نمی توان گفت الان قیمت ها در کف هستند، در واقع الان قیمت واقعی سهام همین مقدار است. اگر توافق صورت نگرد بازهم بازار در همین وضعیت باقی خواهد ماند.
عبده تبریزی در خصوص ورود سرمایه گذار خارجی به ایران در دوران پس از توافق و کافی بودن شفافیت اطلاعاتی بازار گفت: پیش از این مشکلاتی از قبیل کاهش شفافیت اطلاعاتی وجود داشت اما این بار به علت این که اکثریت فعالان بورس، جوانان تحصیل کرده همین حوزه هستند، می توانیم مدل سرمایه گذار پذیری پیشرفته ای برای جذب سرمایه گذاران داشته باشیم.
او افزود: این که مردم به سمت خرید دارایی های واقعی مثل سکه و ارز خودرو و مسکن برای استفاده از سود حاصل از افزایش قیمت می روند، کار درستی نیست و در واقع نشان دهنده یک بیماری اقتصادی است.
به گفته مشاور وزیر مسکن، با کاهش نوسانات بازارهای موازی دلالی بازار سرمایه، مردم راهی به جز وارد کردن سرمایه به بازار پول و بازار سرمایه نخواهند داشت و باید توجه داشت که تنها بازار سرمایه بخش مولد واقعی است.
این عضو شورای عالی بورس تاکید کرد: در صورت توافق در موعد مقرر، از نیمه دوم سال اندکی شرایط اقتصادی بهتر می شود. در هر صورت به سرمایه گذاران توصیه می شود با تحلیل های دقیق و آگاهانه و نه با امید معجزه و رویابافی وارد بورس شوند.
عبده تبریزی درباره آینده نرخ ارز گفت: بعد از توافق، ارز به سرعت تک نرخی می شود اما کاهش نخواهد داشت. حتی ممکن است با افزایش روبرو شود زیرا کاهش ارز به نفع اقتصاد نیست.
94 رشد اقتصادي قابل توجه ندارد
دكتر عبده تبريزي كارشناس بازار سرمايه و مديرعامل اسبق بورس در سخنان خود نمودارهای مختلفی را در رابطه با شاخص بورس،تورم،رشد،نرخ ارز،مسکن و...بررسی کرد.مثلا در بررسی نمودار شاخص بورس عنوان شد که شاخص عادي،نشان دهنده وضعيت واقعي ثروت سهامداران با توجه به تورم نيست و با تبديل قيمت ها به نرخ واقعي خود به شاخص به قيمت واقعي دست پيدا ميكنيم كه در اين نماگر، هیچگاه شاخص بهتر از سال 83 نبوده است و فقط در ابتدای انتخابات دولت یازدهم شاخص به شدت بالا می رود و در سال 92 بهتر از 83 می شود.البته اين اتفاق هم براساس انتظارات و پس از پيروزي دولت يازدهم شكل گرفت و نمايي از تحولات اساسي در بازار سرمايه و در نگاه كلي تر اقتصاد كشور نبود. در حال حاضر و با اصلاح اساسي شاخص، اين دماسنج بازار به نقاط معقول و منطقي خود رسيده است و از نظر بنده قيمت هاي كنوني قيمت هاي منطقي سهانم هستند و سرمايه گذاران براي رسيدن به چنين قيمت هايي خيلي هم اشتباه نكرده اند. برای پیش بینی سال 94 و 95 باید ببینیم در واقعیت چه اتفاقی برای شاخص می افتد.مهم این است که ببینیم در سال 94 و 95 در بخش واقعی اقتصاد چه اتفاقی می افتد. وي در ادامه به تاثير انكار ناپذير جايگاه نفت در وضعيت كلي اقتصاد كشور و به تبع آن بورس پرداخت. و در مورد خودرو هم افزود بدون شك افزايش نرخ خودرو در سال 93 ديگر تكرار نخواهد شد و بنابراين آن نرخ رشدي كه در سال 93 به علت جهش قيمتي نفت و خودرو داشتيم؛ براي سال 94 نخواهيم داشت. و به ساير بخش هاي صنعتي هم خيلي نميتوانيم اميدوار باشيم.
و در آخر به جمع بندی از اسلایدها پرداخت وگفت سال 1394 نمیتواند سالی باشد که از لحاظ متغیرهای اقتصادی ما در اقتصاد ایران یک اتفاق مثبتی داشته باشیم.آن چیزی که سال 93 را رشد داد دیگر روی پایه های بزرگتری قرار گرفته اند.نرخ رشد اقتصاد دیگر با آن نرخ هماهنگی نخواهد داشت.موجودی انبار شركت ها در حال زياد شدن هستند و اين امر نشان دهنده كاهش فروش آنهاست. بانک ها با گرفتن مطالبات خود از بودجه های دولت و ازقفل شدن منابعشان در بخش ساختمان های گران قیمت صدمه می بینند. و بعداز آن مسأله نبودن تقاضای موثرمطرح است.عدم کفایت تقاضای خانوارها و عدم کفایت بودجه ی دولت به عنوان مثال بیانگر نبود تقاضای موثر در داخل کشور است که می تواند باعث ايجاد مشكل بشود. بورس باید فکری کلی برای ظرفیت بلا استفاده اش در حوزه ی ساختمان بکند. فکر میکنم وام های 80 میلیون تومانی که حتما شما در سال های بعد می بینید می تواند به مسکن ارزان قیمت مقداری کمک کند اما مسکن گران قیمت را نمی تواند تغییر بدهد. دراین وضعیت من فکر میکنم برنامه ای که الان شورای بورس هم دنبال میکند بحث افزایش تقاضا است و این امر را از حوزه ی بدهی میتوان پیگیری کرد. بنظر من ده درصد سهام خزانه ،برای بانک های جدید، امکان خوبی است که ما بتوانیم تقاضا را افزایش دهیم.سهام خزانه این امکان را پدید می آورد که اگر ما بتوانیم 5 درصد سهام خزانه شرکت ها که در بازار ما تعدادش زیاد هم نیست را تبدیل کنیم به بلند مدت و به شرکت ها بگوییم که چطور با سهام خزانه کارکنیم؛ می شود مقداری تقاضا در داخل بازار به وجود آورد.
در نهايت نيز سوالاتي از جانب حضار و مسئولين مربوطه مطرح شد كه به گوشه اي از آنها اشاره ميشود:
اگر به نظر شما رشد صفر در سال 94 داشته باشيم، در وضعيتي ركودي اينچنيني چه اميدي به رشد بازار سهام در اين سال است؟
دکتر لیلاز: یکی از مسائل بازار سرمایه این است که بسیار کوچک است.سهم آن نسبت به GDP ایران بسیار کمتر از همین نسبت مثلا در کشوری مثل آمریکاست.وقتی بازار سرمایه نسبت به GDP کوچک شود میزان تلاطم ها و یا شکل تلاطم ها بیشتر می شود. این بازار خیلی کوچک است. اگر فرض کنیم 65 تا 70 درصد GDP ایران بخش عمومی و دولت است و تحت کنترل دولت است 30 تا 35 درصد باقی مانده هم بین افراد زیادی پراکنده است.مثلاGDP بخش کشاورزی بین سه و نیم میلیون فعال پرکنده است و تقریبا خارج از دور تاثیرگذاری بورس است.یا مثلا بخش مسکن هم یک الي یک ونیم درصد در بورس سهم دارد چون بخش فعالان آن بسیار زیاد و پراکنده است تاثیرگذاری ان کم است.باز در میان 30 درصد بخشی به نام خرده فروشی وجوددارد و اگر دقت کنیم می بینیم که بخش خصوصی واقعی 4 یا 5 درصد است.آن سهمی از GDP که بخش خصوصی بزرگ و منسجم در آن باشد و بازار تشکیل دهد 4 یا 5 درصد است. بقیه اش آنقدر کوچک است که دربرابر تقسیم های بخش عمومی شامل دولت ونهادها حرفی برای گفتن ندارد.نه تنها این بخش خصوصی خیلی کوچک است بلکه همین بخش خصوصی تحت تاثیر دو سه تصمیم گیرنده بیشتر نیست.طبیعی است که شدت تلاطم ها امروز با ابعاد مضاعفی خود را ظاهر می کند ولی در تحلیل نهایی ولو اینکه ما قائل به تعقل در شاخص باشیم به هرحال این اتفاق می افتد.امروز میزان نقدینگی در ایران حدود12 درصد است اگر می خواستیم نسبت به پایان سال 83 اندازه نرخ رشد نقدینگی فقط در بورس تاثیر بگذارد الان باید شاخص بورس 145 تا 150 هزار می شد.فرض کنیم GDP ایران در این دوره 10 درصد کاهش پیدا کرده،نسب به سال 83 فرض کنیم 20 تا 30 درصد کاهش پیدا کرده در این صورت باز هم شاخص بورس 80 تا 85هزار خواهد بود.اندکی می تواند بیشتر از اینی که هست باشد. ما به دلیل انقباض اقتصادی دولت و تلاطم های شدیدی که در سال90-92 داشتیم و از آن بیرون آمدیم به این تلاطم ها عادت کردیم و در شرایط فعلی ممکن است تعادل را رکود بگیریم.من فکر نمیکنم امروز در اقتصاد ایران رکود وجود داشته باشد وولی رکود یک ترم فنی است و حدود 6ماه رشد صفر یا کمتر است.ما الان رشد صفر یا کمتر ندارم. چون این رشد نقدینگی به حدی کاملا متعادل در اقتصاد توزیع می شود یک مقدار به همه ممکن است احساس رکود دست داده باشد ولی من وقتی نگاه می کنم می گویم800هزار میلیارد تومان نقدینگی اگر در مسکن نیست در بورس هم نیست در بازار خودرو هم نیست بازار ارز هم نیست در بانکها هم نباشد پس کجاست؟شدت ورود نقدینگی بسیار بسیار کاهش پیدا کرده .آخرین آماری که از بانک مرکزی دیدم رشد نقدینگی نصف بوده است؛نسبت به سال 91و92 از 39 درصد به حدود 21 درصد رسیده است.این اثر خیلی شدیدی می گذارد که اگر مثلا پایه پولی ،پایه افزایش نقدینگی ما800هزارمیلیارد تومان است 20 درصد می شود 40 هزارمیلیارد تومان ماهی 12هزارمیلیارد تومان یا کمتر نقدینگی به اقتصاد ایران تحمیل شده است. این عامل مهمی است در این که ما تصور کنیم رکود اتفاق افتاده است؛ ولی من فکر میکنم اگر توافق اتفاق بیفتد به شرط اینکه انضباط مالي وجود داشته باشد و چالش هایی که در قبل گفتم کار را به آشفتگی نکشد، انتظار داریم مصرف ارزی کشور بین 25 تا 20 درصد افزایش یابد واین 20 درصد روی معاملات ما و همینطور تولید ناخالص داخلی به طور غیر مستقیم تاثیر خواهد گذاشت. به نظر می رسد که بتوانیم برای سال 94-95 یک رشد 15 تا 20 درصدی را برای بورس بتوانیم پیش بینی کنیم که شامل تورم هم می شود.
آثار روانی توافق تا چه حد خواهد بود؟
نه اینکه من بگویم خود اقتصاد نشان می دهد که آثار روانی در آن تاثیر داشته است اینکه ما در دو سال گذشته حدود 100هزار دلار به حجم نقدینگی اضافه کردیم ولی قیمت دلار کاهش پیدا کرده این یعنی توافق آثار روانی دارد و این آثار را روی بازار به جای می گذارد.ثبات قیمت دلار،کاهش قیمت دلار و اینکه دارد به پایین تر از ارزش ذاتی اش می رسد این نشان دهنده این اس که انتظارات بازار به هیچ وجه انتظارات نگران کننده ای نیست و مثبت است.بخش زیادی از انتظارات توافق همین الان در بازار بورس دیده می شود. انتظار این را هم نداریم که یک تحول اتفاق بیفتد. در بازارهایی مثل بازار بورس ممکن است ما با یک تلاطم 5 تا 10 درصدی ناگهان روبه رو شویم اما من تصور م این نیست که تداوم پیدا کند یعنی بیشتر از این بالا رود.حتی کاهش نرخ سود بانکی هم با ان تصوری که در ابتدا می شد اتفاق نیفتاد.اثرات روانی بیشتری نخواهد بود و به نظر من بخش مهمی از این اثرات روانی تخلیه شده است؛ مثل قیمت سکه که همین الان حدود 900هزارتومان است.براساس شاخص هایی که داریم باید حدود یک و نیم میلیون می بود.
اینکه آیا توافق می تواند در بودجه ارزی و درآمدهای ارزی تلاطمی ایجاد کند؟
بله حتما می تواند این کار را بکند و من حتی کمی بدبین هستم که این کار را خواهد کرد.با فشارهایی که بر دولت خواهد آمد تلاطم حتمی است ولی باید ببینیم آیا دولت موفق خواهد شد. تا جاییکه ما اطلاع داریم اقای روحانی روی بحث تورم بسیار حساس است و تا الان با همه فشارهای بیرونی هیچ بی انضباطی در زمینه نقدینگی نداشته است.این اضباط شخص ایشون و اینکه مهم ترین دستاوردهایی که ما تا الان در یان دولت داشتیم پیشگیری پذیر کردن و با ثبات کردن حساب های مالی است.به این تلاطم خوش بینم منتهی به نظر من 20 درصد افزایش مصرف ارزی ایران برای بقیه سال و اینکه یک مقدار تلاطم به همین اندازه در حوزه های دیگر وجود خواهد داشت.خوشبختانه اقتصاد ایران برای رسیدن به ظرفیت خودش یعنی تا سطح تولید ناخالص داخلی سال1390 به قیمت ثابت فکر میکنم 7 درصد جادارد.این 7درصد به ما این امکان را می دهد که یک مقدار از نقدینگی پول های جدید را با این ظرف توخالی پر کنیم و جلوی ورود تلاطم قطعی بازار را بگیریم ولی بیشترین تلاطم حتما در بورس خواهد بود چون بورس مثل همه جای دنیا در ایران هم بازار بسیار حساسی است و تحت تاثیر قرار می گیرد.
هشدار سعيد ليلاز: اغراقات در مورد توافقات هسته اي را كنار بگذاريد
اين توافق در بهترين حالت ما را مي رساند به وضعيت سال 84 و ما قرار نيست با آمريكا دوست شويم و كلا حساب ويژه اي روي اين رويداد باز نكنيد.
آثار مسائل استراتژيك
ابتدا دكتر سعيد خزايي؛ دکترای آینده پژوهی، استاد دانشگاه و متخصص مسائل راهبردی و بین المل در ارتباط با مسائل استراتژيك و آينده پژوهي ايران به ارائه ديدگاه هاي خود پرداخت.
وي در بخشي از سخنان خود گفت: درک منطق حاکم بر تغییر موضوع امروز ماست.از من خواسته شده است پیش بینی کنم .درواقع کسی نمی تواند آینده را پیش بینی کند. سقراط حكيم می گفت اگر بتوانیم برای آینده کاری بکنیم نمیتوانیم آن را پیش بینی کنیم و اگر بتوانیم آينده را پیش بینی کنیم نمیتوانیم کاری براي آن بکنیم.آینده همچنان بازاست و آینده تابع نوعی داینامیک غیر خطی هست.و پیش بینی نمی شود کردو فقط می شود برایش آماده بود و حتی در بعضی مواقع میشود از آن جلو افتاد.
در همین اتفاق هم آینده پیش بینی پذیر نیست اما می توانیم بگوییم چگونه میشود آینده را شناخت.مثلا بگوییم چرا شرکت رویال داکچر توانست از سه تا بحران پیش رو (جنگ شیش روزه و بحران ناشی از فروپاشی سوسیالیسمی و بحران ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی) فرصت بسازد وچطور رتبه خود را بين خواهران نفتي از رده ی هفتم به رده ی دوم مي رساند. بنده عرایضم را دردو بخش خلاصه می کنم در بخش اول میگویم که ما چطور قرار است نگاهی به آینده داشته باشیم .
به هر حال برای بررسی آینده عموما روش ما به این صورت بوده روش های اقتصاد سنجی و روش هایی که گرایش شدید به کمی کردن و عددی کردن داشته باشند.این روش ها مبتنی بر داده بوده اند و مبتنی بر شواهد تاریخی بودند و روش هایی غافلگير كننده و قابل پيشبيني هستند و بنابراین فقط می شد پیش بینی کرد.گذشته را با یک فرض؛كه گاهي غلط است ؛و اینکه آینده ادامه ی خطی گذشته است پیش بینی میکرد. و خب در دورانی که در واقع داینامیک محیط خیلی کم است شاید بشود پیش بینی کرد اما روندهایشان فرق دارد. شاعر ميگويد: در بهاران دیدمت با سینه و بازوی باز؛ من به فکرم تا ببینم وضع تابستان تو.اما آیا اتفاق خوب درتابستان می افتد یا نه؟!
بحث بر سر همین است. ما عموما کار روندی میکردیم حالا اصولا با روش هایی که تمایل شدیدی به کمی و عددی کردن داشتند.اما درست از آّب در نمی آمد.رابرت مك نامار هم در جنگ ویتنام هم همینکار را می کردند. بسیاری از کانون های تفکر در دفاع مقدس هم همینکار را می کردند اما درست از آب در نمیومد.روش های بسیار ی داریم در مورد آینده پژوهی نمی خواهم مسائل نظری بگویم ولی این فتح بابی است چهل تا روش آینده پژوهانه داریم روش هایی مثل واقع برنامه ریزی فرض بنیان که فرض های مارا درپیش بینی آینده بررسی میکند،تحلیل لایه ای علت ها که چه می شود که اینگونه می شود. و در واقع تحلیل ها و مسائلی شبیه به این که حکومت میکند تا به یک راه برسیم. در نتیجه برای رسیدن به این موضوع باید دنبال متغیر هایی باشم که کیفی تر باشند و توانايي مكمل كردن فروض مارا دارا هستند.در واقع بین روش های کمی و متغیر های کیفی من به اتحاد این دو اعتقاد دارم باید در کنارهم قرار بدهند و بنابراین آینده پژوهی سعی میکند اگر آینده ای را پیش بینی می کند بگوید اگراینطور شد، چگونه خواهد شد. اگرآنطور شد، چگونه خواهد شد. هیچکس نمی تواند با قاطعیت بگوید.نکات غیر تناوبی وجود دارد که پیش بینی ها را برهم می ریزد.رویدادهایی که احتمال وقوع کم دارند ولی اگر هم اتفاق بیفتند تاثیرات شگرفی دارند.اما همه موضوع خبر بد نیست. آینده را می شود به اشکالی شناخت.
ما باید ماهیگیری هم یاد بگیریم درکنار مذاکرات که انجام می شود و مشخص نیست بعدش چه میشود.همه ی ما دوست داریم خوب پیش بینی کنیم وروی اسب برنده شرط ببندیم اما بنظر من مشکل ما اینه که ما در تصمیماتمان مشکل معناسازی یا ادراک سازی داریم یعنی "معنی کردن محرک های محیطی" یعنی اینکه ببینیم این محرک به نفع ماست یا به ضرر ماست و تجزیه و تحلیل کردن محیط.
ما اول باید ببینیم چطور میتوانیم محرک های محیطی را درک کنیم بنابریان باید از تحولاتی که در منطقه اتفاق می افتد درک داشته باشیم. مارگيرها براي گرفتن مار یک دستمال سفید تکان مي دهند و پس از پرت شدن حواس مار اقدام به گرفتن وي مي كنند. شاید محرک ها را غلط بشناسیم وبه این فکر نکنیم که ممکن است مذاکرات همان دستمال سفید باشد و اصل حوادث جای دیگری اتفاق می افتد. اين مثال براي اين امر بود كه ما تنها فكرمان را به مذاكرات محصور نكنيم و حواسمان به اتفاقات پيراموني هم باشد.
تحولات منطقه را بررسی بکنیم:تحليل مذاکرات در شکل تحلیل پساساختاری میخواهند ببیند چه کسانی از چه آینده هايي سود می برند.باتوجه به تعادل هایی مثل تعادل نش و ...یک سری از کشورها در منطقه بازیگرند .میدانیم که تصمیم گیری در حوزه های کلان بدون تایید و توجه مقام معظم رهبری امکان پذیر نیست اما ماهم مثل غربی ها بلدیم نقش پليس خوب و پليس بد را بازی کنیم.چه چیزی باعث شد که ما وارد نرمش قهرمانانه بشویم. اول برگردیم به مذاکرات هسته ای که موضوع ماست.
درک از شرایط موجود باعث می شود که دو طرف مذاکرات نتوانند به هم دروغ بگویند و با توجه به ارتباطاتی که با کسانی که مذاکره می کنند دارم بنظر میرسد مذاکرات مسیر خوبی را سپري میكند. بار اولی که آقای روحانی باآقای اوباما صحبت تلفنی داشت گفته بود نقل به همین مضمون که اگر شما مخالفاني در داخل داريد، ما هم مخالفاني داريم و بنابراين قرار شد که مذاکرات در سکوت انجام شود و دیدیم که شد.و نتایج واقعی آن چیزی نیست که در رسانه ها منتشر میشود به خاط راين كه خیلی ها در کشورهاي منطقه و حاشيه ي خليج فارس و رژيم صهيونيستي از اين مذاكرات نفعی نمی برند.
باتوجه به تحلیل وضعیت کشور و تلاشی که جناح حاکم بر کشور دارد تا مذاکرات را در زمان قانونی به پایان برساند مذاکرات به رغم اظهار نا اميدي همگان مسیر مفاهمه را طی خواهد کرد. ما اینجا کاری نداریم که به چه قیمتی و موضوع بحث ما نيست و هیچکس نمیتواند نظر محکمی بدهد.یک سری عوامل وجود دارند که در مقابل پیش بینی های دقیق عمل می کنند ادم عاقل دقیق پیش بینی نمیکند و من میگویم چربش طرف توافق بیشتر است اما نباید بعد از مذاکرات نباید انتظار داشته باشیم به یکباره تحول رادیکالی صورت بگیرد و نه اين امر امکان پذیر است. حتی چیزی که ما به عنوان نتايج مذاکرات در مورد لغو تحریم مي گوييم بسته به راستی آزمایی ماست كه چندين ماه طول می کشد.
نکته ی آخر: موضوعات دیگری هم در منطقه هست ما باید ذهنمان را باز بکنیم شاید. منطقه ی ما بشدت تحت تاثیر نابسامانی است و این نابسامانی ها می تواند تاثیر شدیدی روی بازار سرمایه كشور ما بگذارد.
فرض کنید عربستان از جنوب و ترکیه از شمال جبهه ی جدیدی را باز می کنند در سوریه و میخواهند چالش دیرینه شان را با برداشتن بشار اسد حل بکنند. نتایجی حاصل خواهد شد اگر ایران مداخله بکند و احتمال هم میدهیم اینکار را بکند. میشود یک مثلث مقاومت که در واقع لبه ی جلویی منطقه ی مقاومت قرار داردایران هستش میداند اگر سوریه ای نباشد حزب اللهی در لبنان هم نخواهد بود و اگر مداخله نکند وسیاست صبر و مدارا داشته باشد یا خود ایران بخواهد جبهه ی جدید باز بکند احتیاج به یک نگاه سامانه ای دارد و اینها سعی بکنند سوريه را تجزیه بکنند. آمریکابا نوک پیکان ناتو در منطقه روابط استراتژیک دارد و ناچار است وارد این معامله بشود واگر دخالت کردیم موضوع مذاکرات ممکن است دستخوش تغيير بشود و اگر نکردیم بقول نتانیاهو چنگالهاي ایران در فلسطین و لبنان کشیده بشود.
این هم یک گزینه است یا مثلا داعش که در کشورهای آسیای میانه به نوعی مارا در محاصره قرار داده است اين در حاليست كه رفتار آنها نميتواند بالفعل برسد ولی بالقوه یک تهدید علیه ثبات و آرامش ماست که می تواند گاهی از مواقع به نفع دلخواه از آن استفاده بکنند. بنابراين ایجاد یک شوک می تواند تبعات بسیار زیادی داشته باشد.اینگونه مواقع بررسی مسائل به صورت شروطی کار درستی نیست و فقط دانش و فهم و میزان اطلاعات من را می رساند و ما باید به صورت مشارکتی و از زوایای مختلف به موضوع نگاه بکینم تا بتوانیم تطبیقی جامعتر از موضوع داشته باشیم.