به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
بهروز پورسينا

جمهوري‌خواهان، نفت و مذاكرات هسته‌اي

کد خبر: ۵۵۳۸۱
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۰


طي 6ماه گذشته، رويارويي دولت امريكا با جمهوري‌خواهان بر سر رسيدن به يك توافق جامع هسته‌يي با جمهوري اسلامي ايران كاملا هويدا شده است.

بر بسياري اين موضوع شك‌برانگيز بوده است كه اين رويارويي، آيا منبعث از تاكتيك هماهنگ شده‌يي به نام «پليس خوب – پليس بد» است يا اين اختلافات، واقعي است. شواهد گوياي واقعي بودن اين رويارويي است به دلايل ذيل:

1- مدعاي اجراي سياست‌هايي نظير «پليس خوب– پليس بد» به اثبات نياز دارد كه شواهد و دلايل قابل قبولي از سوي مدعيان آن ارايه نشده است.

2- همسويي و همصدايي رژيم صهيونيستي با جمهوري‌خواهان در كاهش دامنه قدرت دولت اوباما در تصميم‌گيري براي رسيدن به سند توافق جامع هسته‌اي، يك انگاره نيست بلكه حقيقتي مشهود و ملموس است؛ البته تحولات اخير كه حاكي از كاهش شدت همراهي رژيم صهيونيستي با جمهوري‌خواهان است، رويدادي مهم و قابل تامل است اما تحليل آن در اين مختصر نمي‌گنجد.

3- اگر اهداف دولت اوباما براي دستيابي به توافق جامع هسته‌يي را با اهداف جمهوري‌خواهان ليست كنيم، تقابل و رويارويي مذكور به خوبي به دست مي‌آيد. برخي از سرفصل‌ها به شرح ذيل است:

الف) افتخار دستيابي به توافق جامع هسته‌يي 1+5 با جمهوري اسلامي ايران، افتخار بزرگي است كه جمهوري‌خواهان تمايل ندارند در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري در سال 2016 دولت اوباما آن را به نفع خود مصادره كند.

ب) در سناريو شكست مذاكرات هسته‌يي كه عمدتا از سوي جمهوري‌خواهان دنبال مي‌شود به زعمشان اولا شكست جناح رقيب در انتخابات رياست‌جمهوري امريكا در سال 2016 تضمين مي‌شود در ثاني اعمال فشارهاي بيشتر از «تحريم‌هاي به اصطلاح فلج‌كننده» قدرت مانور آنان را در صورت پيروزي در انتخابات 2016 بيشتر مي‌كند.

ج) دولت اوباما، دو سناريو توافق هسته‌يي و اعلام توقف و شكست مذاكرات را به موازات هم در دست دارد. مجموع عوامل برون‌زا و درون‌زا باعث شده است كه دولت اوباما نه از سر لاف‌زني بلكه به حقيقت بارها اعلام كند كه احتمال موفقيت در توافق هسته‌يي با جمهوري اسلامي ايران در بهترين حالت در شرايط 50 – 50 است. اوباما در سياست 50 – 50، كارتر، وزير جنگ جديد دولتش را روي كار آورد. اعلام اين موضع كينه‌توزانه از سوي اين وزير در زمستان سال گذشته كه بزرگ‌ترين خطر و تهديدات براي صلح جهاني، داعش و ايران هستند كاملا مطابق با سناريوهاي فوق به خصوص در بحث اعلام شكست مذاكرات هسته‌يي است. از اين رهگذر اوباما درصدد مديريت تشديد برخوردها با جمهوري اسلامي ايران و حفظ موازنه قدرت با «دار و دسته جمهوري‌خواهان» است. البته براي تضعيف موضع جمهوري‌خواهان برخي از اطلاعات در خبرگزاري‌هاي بين‌المللي مانند خبر مربوط به تعارض گزارشات و اطلاعات دستگاه‌هاي امنيتي رژيم صهيونيستي با اتهام‌زني سال 2012 نتانياهو به جمهوري اسلامي ايران در دستيابي قريب‌الوقوع به سلاح هسته‌اي در زمستان 2014 نشر داده شد.

د) بي‌ترديد در تمام تحولات منطقه خاورميانه و شمال افريقا به موضوع نفت بايد توجه داشت. دولت اوباما، سياست سقوط حداقل 50 دلار در قيمت هر بشكه نفت خام را با همكاري غيرقابل دوستان منطقه‌يي‌اش دنبال كرد تا در سناريو اول بدون اعلام هرگونه تحريم جديد، ايران را با تشديد تنگناها متقاعد به قبول توافقات هسته‌يي كند و در شرايط تحقق سناريو دوم يعني شكست مذاكرات با عنايت به مازاد حدود 1.9ميليون بشكه‌يي توليد جهاني نفت، امكان حذف فروش نفت ايران با تكانه و شوك‌هاي كنترل شده به بازارهاي جهاني نفت و ساير بازارهاي مرتبط فراهم شود. علاوه بر اهداف مورد نظر تقويت رشد اقتصادي بخش قابل توجهي از كشورهاي متحد امريكا و دولت دموكرات اوباما به موازات ضربه زدن به روسيه در دستور كار بوده است.

ه) آنچه در سطور بالاي اين يادداشت گذشت براي اين است كه بهتر از مواضع دشمنان اين ملك و ملت آگاه شويم اما آنچه در اين ارتباط شايان ذكر و بسيار قابل تامل و توجه است، موضوع تحريم‌هاي مالي– نفتي به بهانه تحريم‌هاي هسته‌يي است كه دست ما را از برداشت از منابع مشترك نفت و گاز با كشورهاي قطر، امارات، عربستان و عراق محدود و حتي كوتاه كند. نگارنده معتقد است كه يكي از نقاط كانوني بازي تشديد تحريم‌هاي هسته‌يي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران پس از تحريم‌هاي داماتو و ILSA منبعث از همين راهبرد بوده است. يعني با محدود كردن يا ممانعت همكاري شركت‌هاي بزرگ نفتي با ايران در عقد قراردادهاي سرمايه‌گذاري در مسابقه برداشت از منابع بسيار عظيم مشترك نفت و گاز، تمركز تقويت امنيت عرضه انرژي روي قراردادهاي مشاركت در توليد با كشورهاي قطر، امارات، عربستان و عراق باشد كه البته، قطر و امارات نقش پررنگ‌تري را در اين بازي عهده‌دار بوده‌اند.

جناح جمهوري‌خواهان (كه حمايت شركت‌هاي بزرگ نفتي امريكايي را در كارنامه خود دارد) و ساير شركت‌هاي نفتي ذي‌نفع، مساعي خود را در بر هم زدن دستيابي به توافق جامع هسته‌يي برد– برد 1+5 با جمهوري اسلامي ايران به‌كار مي‌برند تا اين سفره گسترده جمع نشود. شركت‌هايي نفتي كه دستشان كوتاه مانده است اعم از اروپايي‌ها و ساير شركت‌هاي نفتي بسيار تمايل به سرمايه‌گذاري در بازار 200ميليارد دلاري توسعه بخش بالادستي ايران به خصوص در حوزه منابع مشترك دارند. دموكرات‌ها با اين گروه از شركت‌ها همراهي بيشتري مي‌كنند. بنابراين از اين نقطه نظر نيز جمهوري‌خواهان با دولت اوباما و دموكرات‌ها در تعارض براي رفع تحريم‌ها عليه ايران هستند.

* تحليلگر انرژي
captcha