سيدمحمد بهشتيشيرازي را عمدتا به فعاليتش در بنياد سينمايي فارابي ميشناسند و اهالي هنر، از او به نيكي ياد ميكنند. او هماكنون رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي در سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، عضو شوراي عالي ميراث فرهنگي و گردشگري و رييس كميته ملي ايكوم ايران است. او معتقد است كه تا 51 سال آينده، كشاورزي عدهاي را راهي زندان خواهد كرد.
خبر اقتصادی -رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري معتقد است درحالي هنوز براي تامين آب موردنياز جامعه بهدنبال نصب آبشيرينكنها هستيم كه براي حل بحران آب بايد افراد زيادي از اقتصاددان تا بچهمدرسهيي متقاعد شوند كه دست از رفتارهاي شكارگرانه بردارند و عاقل شوند. به گزارش ايانا، سيدمحمد بهشتي در دوازدهمين نشست از سلسله نشستهاي آب، فرهنگ و جامعه با عنوان «قنات براي آينده» گفت: براساس آمارها تا سال1420 خورشيدي در بحران آب بهسر خواهيم برد و با گذشت زمان نيز وضعيت بحران آب شديدتر ميشود.
وي با تشريح وضعيت زيستي در ايران گذشته، گفت: ايران سرزميني است كه همه ظرفيتهاي زيستي در آن بالقوه بوده و براي ادامه زندگي در اين سرزمين، بايد با تلاش، بالقوهها را به فعليت رساند.
رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي ادامه داد: اگر خلاقيت و تلاش جامعه ايراني براي به فعليت درآوردن ظرفيتهاي بالقوه نبود، در ايران فقط ميتوانستيم چوپاني كنيم و مجبور بوديم دامها را به سمت محل رويش علوفه هدايت كنيم.
وي با مقايسه تفاوت شرايط زيستي كشور با اروپا، گفت: برخلاف ايران كه تمام ظرفيتهاي زيستي آن بالقوه است، در اروپا تمام ظرفيتها بالفعل بوده و اروپاييان براي ادامه حيات نيازي به نبوغ و خلاقيت نداشتهاند. بهشتي اضافه كرد: از جهتي در اروپا موانع زيستي براي ادامه حيات تهديد بهشمار ميرفتند و تا قرون وسطي، جنگل بزرگترين دشمن زيست انسان در آنجا بهشمار ميرفت. وي ادامه داد: براي زيستن در اروپا نيازي به عضويت در سامانه زيستي وجود ندارد، بلكه به عكس نياز است كه شكارگر باشيد، يعني در محيط دخل و تصرف اساسي كنيد تا با برداشتن موانع زيستي نظير درختان و تراشيدن جنگل، امكان بسط زيست بيابيد، اما در ايران براي ادامه حيات الزاما بايد جزيي از سامانه زيستي بود، به حضور آن رفت و با كشف استعدادهايش و تعالي بخشيدن به آن امكان پهن كردن سفره زندگي را پيدا كرد.
رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي، كشف نفت توسط اروپاييان در ايران را سرآغاز تغيير رفتار مردم اين سرزمين و ورود فرهنگ خامفروشي به اقتصاد اين كشور اعلام كرد. وي ادامه داد: تا پايان دوره قاجار خامخواري و خامفروشي در ايران قبيح بود، اما با اكتشاف نفت، نهتنها خام فروش شديم، بلكه به اين شيوه اعتياد مفرط پيدا كردهايم و با پيدايش نفت در ايران، دچار احوال شكارگري شديم. رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي گفت: «البته خوشبختانه ايران دچار بحران آب شده و براساس تخمينها اين بحران بسيار شديد است. كما اينكه گفته ميشود در بحران آب پيش رو، 50ميليون نفر از جمعيت ايران دچار مشكل آب شوند. 15سال ديگر زندانياني خواهيم داشت كه جرم آنها كشاورزي بوده و بهخاطر كشت در زمينهاي زراعي، راهي زندان شدهاند. درنتيجه همه ما ناگزيريم رفتارهاي خود را تغيير دهيم.»
وي تعداد روستاهاي ايران در سال1335 خورشيد را 135هزار عدد اعلام كرد و افزود: امروز آن تعداد به 40 تا 60هزار روستا تقليل يافته كه نيمي از آن تنها 20خانوار ساكن دارد و اين امر ناشي از رفتارهاي ماست. بهشتي پيشبيني كرد: تا دهه آينده تعداد روستاهاي كشور به 20هزار روستا برسد، يعني كمتر از زماني كه قنات تكوين نيافته بود و به واسطه آن هنوز بسياري نقاط كشور قابل زيست نبود.
در 70سال اخير از جيب خوردهايم
وي تكوين قنات در ايران را مربوط به دوره اشكانيان دانست و گفت: تا دوره قاجار، قناتها نقاط بالقوه زيست را براي مردم ايران تبديل به مكانهاي بالفعل ميكردند، اما امروز ميشنويم كه نهتنها قنات ايجاد نميشود، بلكه از خطرات قنات هم سخن گفته ميشود.
وي بااشاره به اينكه بحران آب پديدهيي نوظهور در فرهنگ ايران نيست، افزود: قنات به ما ميآموزد كه منابع فرزندان خود را شكار نكنيم. همانگونه كه در طول هزاران سال اين كار را نكرديم. اما در 70سال اخير، از جيب نوادگان خود خوردهايم زيرا از منابع آب بيش از حد برداشت كردهايم.
رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي تاكيد كرد: اگر قرار است در ايران زندگي كنيم بايد عاقل شده و عضو سامانه زيستي شويم. بايد رفتارهاي شكارگرانه را فراموش كنيم. البته اين كار بسيار سخت و پيچيده خواهد بود.
بهشتي گفت: در تهران 1300رشته قنات - با درنظر گرفتن شاخههاي انشعابي- وجود دارد، اما بهدليل عملكرد بد، قناتهايي كه هنوز جريان دارند، به محلي براي تخليه فاضلاب تبديل شده و ساكنان محدوده زندان قصر پس از بارش اندكي باران، دچار مشكلات عديده ميشوند.
مقنيهاي حفر قنات «شهيد»اند
وي ادامه داد: در چنين شرايطي چه كسي بايد مواخذه شود؟ كسي كه قنات را ايجاد كرده يا افرادي كه آن را به محلي براي تخليه فاضلاب تبديل كردهاند. رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي تاكيد كرد: اگر قصد داريم در اين سرزمين زندگي كنيم بايد شيوههايمان را تغيير دهيم. قنات درسهاي زيادي براي زندگي در ايران دارد كه البته بايد بهروز شود. وي افزود: در خراسان مقنيها با لباس سفيد داخل قنات ميروند و اگر در جريان حفر آن كشته شوند، شهيد به حساب ميآيند، درصورتيكه در حال حاضر حتي مقنيها را بيمه هم نميكنند. بهشتي بيان كرد: پيشينيان ما براي هر قطره آبي كه وارد سرزمين ميشد، برنامه داشتند و آن را با ترفندهاي مختلف مديريت ميكردند. آنها ظرفيتهاي بالقوه را به فعليت در ميآوردند. در شرايط كنوني ما نيز بايد از فرصت بحران 30ساله آب، براي تغيير رفتارها استفاده كنيم. شنيدن سخناني در باب آب، قنات و روستا از يك دانشآموخته فرهيخته معماري شايد چندان عجيب نباشد، اما آنچه عجيب است اين است كه چه بر سر اين سرزمين آمده كه مردان هنر و فرهنگش بايد وااسفا گوي آب باشند و دست اندركاران آب، كاري از پيش نبرند.