حمايت ما – چه كسي بايد بريتانيا را اداره كند؟- بريتانيا جزيرهيي است متوسط با تاثيري بسيار بزرگ. سنت پارلماني، نقش جهاني لندن، اتحاد انگلستان با اسكاتلند، ولز و ايرلندشمالي، عضويت در اتحاديه اروپا و انقلابهاي تاريخي پيشرو در زمينه سياستهاي اقتصادي به اين معني هستند كه انتخابات بريتانيا اهميتي فراتر از مرزهاي اين كشور دارند. اما تعداد اندكي از انتخابات بودهاند كه به اندازه انتخابات روز هفتم ماه مه از اهميت برخوردارند.
خبراقتصادی - باوجود اينكه نميتوان با ديدن ستيزهاي كمپين حزبهاي مختلف به اين مساله پي برد، بريتانيا دارد بهسوي تغييرات بسيار بزرگ و احتمالا بازگشتناپذير پيش ميرود. نظرسنجيها نشان ميدهند كه ائتلاف هيچ دو حزبي نميتواند اكثريت بلامنازع رايها را به خود اختصاص دهد؛ موضوعي كه ممكن است ناقوس مرگ براي اميدهاي تشكيل دولتي قوي باشد. همچنين بهخاطر حمايت رو به رشد از حزب ملي اسكاتلند (اسانپي)، انتخابات هفتم مه ميتواند نقطه بدون بازگشت اتحاد شكننده بين انگلستان و اسكاتلند باشد. توريها قول دادهاند روابط بريتانيا را با اتحاديه اروپا بازبيني كنند و نتايج آن را تا پايان سال2017 به رفراندوم بگذارند. در عين حال، اِد ميليبند رهبر حزب كار هم ميخواهد كاپيتاليسم بريتانيايي را از نو بسازد و اگر فرصتش را پيدا كند، تبديل به راديكالترين رهبر اقتصادي از زمان مارگارت تاچر تا به حال خواهد شد.
مواد و داروهاي غيرقانوني – جنگ فايده ندارد- ريچارد نيكسون در سال1971 با «دشمن شماره يك» خواندن موادمخدر و داروهاي غيرقانوني، نخستين گلولهيي را شليك كرد كه درنهايت تبديل به «جنگ عليه موادمخدر» شد. اين كمپين در امريكا و كشورهاي ديگري كه كنارش مبارزه ميكنند بهمعني خلق قوانين جديد و محاكمههاي سخت براي موادفروشان و معتادان كوچك بود. در كشورهاي پرهرجومرج كه كوكايين و هرويين آنها را تامين ميكردند، معني آن از ريشه درآوردن خشخاشها و تمرين دادن و مسلح كردن نيروهاي امنيتي جديد بود. حالا بعد از هدر رفتن ميلياردها دلار و از دست رفتن جان افراد بسيار، موادمخدر هنوز هم به آساني دردسترس هستند و مبارزان ضدمواد دارند خسته ميشوند. در امريكا و اروپاي غربي معتاد بودن بهعنوان يك بيماري ديده ميشود. ماريجوانا در چند جا قانوني شده است. چند كشور ديگر هم ممكن است از پرتغال پيروي كنند كه ديگر به استفاده از موادمخدر بهعنوان جرم و جنايت نگاه نميكند.
اما يك جنگ ديگر هم در آسيا، روسيه و خاورميانه آغاز ميشود. رييسجمهور چين هم مانند نيكسون خواستار «برخوردهاي جدي براي نابودي موادمخدر» شده؛ رييسجمهور اندونزي موادمخدر را يك «مساله اورژانسي ملي» خوانده و در ماه ژانويه 6واردكننده مواد را جلو
جوخه آتش فرستاده است. اين هفته و حتي باوجود درخواستهاي بينالمللي براي بخشش، اندونزي هشت نفر ديگر را اعدام كرد. روسيه ميخواهد مزارع خشخاش افغانستان از بين برود.
اما اين منع موادمخدر، براي گروههاي جنايتكار خيلي هم بد نيست چون ميتوانند از كنترل اختصاصي بازار جهاني كه ارزشي حدود سالانه 300ميليارد دلار دارد نهايت بهره را ببرند. اين مساله براي سياستمداران فاسد هم خوب است كه ميتوانند با ناديده گرفتن بعضي فعاليتهاي خاص، سود خوبي بهدست آورند؛ چند نفر از كساني كه اين هفته در اندونزي اعدام شدند ادعا ميكردند قاضيها به آنها درازاي پرداخت رشوههاي بزرگ پيشنهاد عفو داده بودند. اما چيزي كه به مبارزان جديد موادمخدر انرژي ميدهد همان باور قديمي و اشتباه است كه فشار وارد كردن به قاچاقچيان و معتادان ميتواند باعث نابودي اعتياد شود.
در غرب، تعداد كمي از سياستمداران حاضر به اقرار شكست جنگ عليه موادمخدر بودهاند. تنها وقتي آنها بتوانند با رايدهندگان خود صادق باشند، ميتوانند به بقيه دنيا نشان دهند كه معتادان موادمخدر نيازمند درمان هستند و نه زندان و اينكه موادمخدر بايد كنترل و مديريت شود و نه سركوب. ملاقات سال آينده سازمان ملل ميتواند جاي خوبي براي آغاز كردن باشد. نخستين جنگ عليه موادمخدر به اندازه كافي صدمه وارد كرد. اما اگر تاريخ بخواهد دوباره خود را تكرار كند، آن وقت است كه با يك تراژدي روبهرو هستيم.
پايين آوردن هواپيماهاي بيسرنشين خارج از كنترل- در روز بيستودوم ماه آوريل، يكي از هواپيماهاي بيسرنشين كه حامل ماده راديو اكتيو بود روي سقف دفتر نخستوزير ژاپن در توكيو فرود آمد. اين جديدترين سانحه خبرساز جهاني بود كه شامل يكي از اين هواپيماهاي كوچك ميشد؛ هواپيماهايي كه دردست جنايتكاران ميتوانند تبديل به مشكلي كاملا جدي شوند. حالا زمان بحث درباره اين است كه چطور ميتوان هواپيماهاي خارج از كنترل را به سرعت شناسايي كرد و آنها را با امنيت كامل پايين آورد.