بازار داراییهای مالی به دو بخش تقسیم میشود: بازار سرمایه و دیگری بازار پول. در هر دو بازار هدف اصلی پول است و در هر دو بازار پول وام داده میشود. منتها در بازار پول، وام برای کوتاهمدت و با نرخ بهره بالاست اما در بازار سرمایه پول با مدت زمان طولانی و نرخ بهره کم وام داده میشود ولی دارای بازدهی است که آن نرخ کم را جبران میکند.
حدود 15- 20 سال است که تحولات معناداری در این بازارها در حال رخ دادن هست. مبدا تغییرات الکترونیک در بازار سرمایه که به الکترونیکی شدن واحدهای کارگزاری و بورسها و ارتباط آنها با همدیگر و تبدیل شدن به بازار جهانی واحد منجر شده، تغییراتی بوده است که در بخش بانکی و بانکداری الکترونیک رخ داده است. شروع تغییرات از بخش بانکی بوده و بعد در بازار سرمایه رشد پیدا کرده است و منتج از رشد زیاد در بازار سرمایه، بازار پول مجبور شده مجددا رشدی را در خود ایجاد کند. الان برای جلوگیری از خروج پول و پسانداز مردم از بازار پول به سمت بازار سرمایه در دنیا اقدامات زیادی صورت گرفته است و در جاهایی مثل ژاپن سعی کردهاند بانکداری به بخش حقیقی اقتصاد نزدیک شود. برای مثال بانکها برای سپردهگذارانشان سهام خرید و فروش میکنند یا حتی وارد فعالیت تولیدی میشوند.
با توجه به تحولاتی که شرح داده شد، سؤال این است این فضای الکترونیکی شده به مدیریت بهینه نقدینگی در بانکها چه کمکی توانسته است بکند؟
میدانیم یکی از چالشهای اساسی و ریسکهای عمده بانکها، ریسکهای مدیریت نقدینگی است که اگر بانکها نتوانند بر آن فائق بیایند ورشکسته میشوند. تحولاتی که پدید آمده منجر به پیدایش بازارهای بین بانکی شده است تا در این فضا بانکها به صورت الکترونیک با هم داد و ستد کنند، سپردهگذاری کنند و اگر در پایان روز منابع مازادی دارند به دیگر بانکها بدهند. در تمام دنیا بخش عمده فعالیتهای بین بانکی مربوط به سپردهگذاری بانکهاست اما بخش دیگری هم وجود دارد.
آنچه میخواهیم امروز صحبت کنیم بحث REPO هست که یک نوع مبادله اوراق بهادار بین بانکهاست. برای فعالیت ریپو نیاز به یک سامانه تسویه اوراق بهادار الکترونیکی وجود دارد که در کشور تحت نام تابا هست.
بازار بین بانکی
در واقع اهمیت قابل توجه بازار بین بانکی در مدیریت بهینه نقدینگی باعث شده است تا از آن به عنوان بازاری کارآمد در جهت تجهیز و تخصیص منابع بین بانکها بهره گرفته شود. اصولا در بازار بین بانکی وجوه به صورت کوتاهمدت برای تامین نقدینگی بانکها از محل وجوه نقد یا داراییهای با قابلیت نقدشوندگی بالا مورد استفاده است و این موضوع از طریق بانک مرکزی رصد میشود و اگر بانکی همیشه سپردهگذار باشد یا گیرنده اعتبار از فعالیت آنها جلوگیری میکند. منابع باید به صورت کوتاه مدت رد و بدل شود، اگر بانکی دارای مازاد همیشگی است این یک فعالیت غیر کارآمد است.
عملیات بازار بین بانکی در کشور از سال 1387 شروع شده و با وجود اینکه در ابتدا بانکهای زیادی مایل به ورود نبودند، رشد خوبی داشته است به طوری که برای نمونه طی 9 ماه اول سال 1390 حجم عملیات آن از حدود 237 میلیارد ریال به حدود 925 میلیارد ریال رسیده است و تقاضای بانکها برای ورود به این بازار بسیار بالاست.
بانک مرکزی در بازار بین بانکی
برای بانک مرکزی هم این بازار حائز اهمیت است و در کنار بانکها به عنوان ناظر و ناظم و عضو بازار هست. عضویت این قابلیت را به بانک مرکزی میدهد که در بازار سپردهگذاری و سپردهپذیری کند. همچنین بانک مرکزی به عنوان آخرین وام دهنده است. اگر بانکی وارد بازار بین بانکی شود و در انتهای روز پولی بخواهد که نتوانسته است از هیچ منبع دیگری تامین کند، بانک مرکزی مجبور است تامین کند. از آنجایی که پول بانک مرکزی پول پرقدرت است، نرخ بهره بالاتری هم دارد و این برای بانک مرکزی مسجل میکند که سپردهپذیر از هیچ بانک دیگری نتوانسته است، نیاز روزانه خود را تامین کند. در این حالت اگر بانک مرکزی از وظیفه خود استنکاف کند در واقع بازار با شکست روبرو شده است و گفته شده که بازار قادر به پاسخگویی نیست و متقاضی به بازارهای موازی رجوع کند. حرکت به سمت بازارهای موازی به معنی آن است که بازار بین بانکی با تمام ارکان آن فرو ریخته است. بنابراین اینجا جایی است که بانک مرکزی باید ورود کند، منتهی بانک مرکزی باید یک شرایط ورود و مداخله داشته باشد.
شرایط ورود مقداری هم مساله سیاستی است ولی این استاندارد بینالمللی هست که گفته میشود، اگر بانک مرکزی سه بار وارد بازار شد، بازار دارای مشکل ساختاری است و باید این ایرادات ساختاری برطرف شود، به طوری که نیاز به ورود بانک مرکزی به حداقل ممکن برسد.
مقایسه روند اضافه برداشت بانکها از بانک مرکزی در مقایسه با معاملات بازار بین بانکی طی شش ماهه اول سال 90 نشان میدهد، وقتی که فعالیت بانکها در بازار بین بانکی رشد میکند، اضافه برداشت از منابع بانک مرکزی سقوط میکند و این به صورت قرینه است. این به معنای آن است که منابع بانکها کاملا جایگزین منابع بانک مرکزی است و هرچه این بازار رشد کند آمار اضافه برداشت از بانک مرکزی(Overdraft) کاهش خواهد یافت. این کاهش هم به نفع بانکها هست که با نرخ بهره کمتری نیاز خود را تامین میکنند، هم به نفع بانک مرکزی و کل اقتصاد است که بانکها از منابع هم استفاده کنند و پول پر قدرت وارد بازار نشود.
اقدامات انجام شده برای توسعه بازار بین بانکی
بانک مرکزی سعی کرده است با ابزارهای گوناگون این بازار را توسعه بدهد از جمله:
*توسعه ابزارهای بین بانکی از طریق تکثیر اوراقی که قابل مبادله بین بانکهاست
*طراحی ابزارهای بین بانکی مناسب برای مبادله فعالانه بین بانکی با عملیات پولی
*طراحی ابزارهای ریسک پوشانی
*ایجاد امکان آخرین قرضدهنده موجود
* جذب تعداد بیشتری از فعالان بانکی در بازار
* انتشار انواع اوراق صکوک کوتاهمدت
* ایجاد سیستم تسویه شفاف و کارا
* ساده کردن موارد نهادی و قانونی
*ارتقا و توسعه بازار ثانویه فعال
ابزارهای تسهیل کننده مدیریت بهینه نقدینگی
یکی از ابزارهای مهم در بازار بین بانکی تبادل اوراق به شکل الکترونیکی(تابا) است. تابا سامانهای است که به نگهداری اوراق بهاداری که ویژگیهای تعیین شده توسط بانک مرکزی را دارا باشند، اقدام مینماید. این سامانه علاوه بر نگهداری اوراق بهادار(به صورت الکترونیکی) نام و مشخصات دارنده آنها را نیز ثبت مینماید. صرفاً بانک های کشور به این سامانه دسترسی دارند و میتوانند برای خود و یا به نیابت از مشتریان خود، اوراق نگهداری شده در این سامانه را خرید و فروش نمایند. یکی از قابلیت های سامانه تابا ایجاد امکان تامین نقدینگی در حساب تسویه اعضا در ساتنا از طریق
( REPO: Repurchase Agreement) میباشد.
عملیات ریپوی اسلامی از دیگر ابزارهایی است که میتواند به مدیریت بهینه نقدینگی کمک کند. ریپو این امکان را فراهم میآورد تا برخی اوراق بانکها که مایل نیستند از سبد آنها خارج شود، قابلیت نقدشوندگی داشته باشد. تصور میشود این ابزار بتواند تحول قابل توجهی در کاهش ریسک نقدینگی بانکها و مدیریت بهینه نقدینگی داشته باشد و آمار اضافه برداشت از بانک مرکزی را کاهش دهد.
قابلیتهای تابا
* حذف شائبه پولشویی مربوط به اوراق
* نگهداری اوراق از صدور تا بازخرید
* نگهداری به نام بانکها و مشتریان
* امکان انتقال مالکیت اوراق در مقابل دریافت وجه از طریق ساتنا
* امکان انتقال مالکیت بدون تسویه ریالی
* تامین نقدینگی در حساب تسویه اعضا در ساتنا از طریق ریپو
* امکان انتشار اوراق بهادرا الکترونیکی توسط بانک مرکزی
* واریز سود دارندگان اوراق در سررسید
* واریز مبلغ اسمی اوراق به حساب دارندگان در سررسید
* تسویه اوراق به صورت آنی یا آتی
* گرهگشایی اتوماتیک از سامانه در موقع درخواستهای همزمان
* عدم محدودیت در تعداد حسابهای اعضا و مشتریان آنها در تابا
امکانات تابا برای بانک مرکزی و بانکها
بانک مرکزی در این سامانه یک عضو ارشد است و علاوه بر امکانات یک عضو امکانات دیگری نیز دارد:
زیرسامانههای موجود در تابا
زیرسامانههای تابا، تامین نقدینگی بین روز(ILF)، مزایده اوراق بهادار(Auction) و ریپو(REPO) است که در اینجا به بحث ریپو خواهیم پرداخت.
در شکل فرایند فعالیت تابا نشان داده شده است. بانک خریدار یک پیام درخواست اوراق بهادار در قبال پرداخت به تابا میفرستد و فروشنده اوراق هم یک پیام فروش به تابا میفرستد. اگر در آنجا با هم جفت شوند، تابا یک پیام به ساتنا میفرستد. ساتنا موجودی خریدار را چک میکند و در صورت کفایت ریالی، عملیات انتقال وجه را انجام داده و دو پیام به بانکها و یک پیام تایید هم به تابا میفرستد. تابا به محض دریافت پیام تایید، اوراق را از خزانه بانک فروشنده به خزانه بانک خریدار منتقل میکند.
شباب (ISIN)
شباب شماره شناسایی بینالمللی اوراق بهادار است که برای هر یک از انواع اوراق به صورت منحصر بهفرد تعریف میشود. این شماره در سطح بینالمللی توسط مؤسسه شمارهگذاری ملی (ANNA) تعیین میگردد که مشخصکننده نوع اوراق بهادار نیز میباشد. در دنیا از طریق سازمانهای بورس ISIN CODE داده میشود ولی ما هنوز نتوانستهایم صادر کنیم. تابا قادر به تعیین اعتبار شباب نمیباشد ولی طول فیلد و منحصر به فرد بودن آن را در سیستم کنترل میکند.
ریپو چیست؟
ریپو در استانداردهای بینالمللی تبادل اوراق بین بانکها و گرفتن وجه در قبال وثیقه اوراق است که به طور گستردهای، مورد استفاده قرار میگیرد. فرض کنیم بانک اوراق ارزشمندی دارد اما نمیخواهد بفروشد، در مقابل کمبود اعتبار دارد. اوراق را وثیقه میگذارد و اعتبار میگیرد. به دلیل ایرادات شرعی که این کار داشت ما بومیسازی کردیم و مشکلات فقهی آن را برطرف کردیم.
در بحث ریپو این مساله وجود دارد که وقتی بانکی اوراق ارزشمند خود را تحویل میدهد کوپنهای سود، مال اولی است و فقط اصل وجه در گرو بانک دوم است. این یعنی بانکی که میپذیرد، هم فقط اصل را مدنظر دارد و ریسک عدم پرداخت سود را ندارد. از طرف دیگر قیمت اوراق در بازار در حال نوسان است و ممکن است بالا یا پایین برود. در چارچوب قرارداد ریپو این قرار را میگذارند که اگر قیمت اوراق معمولا بالای 10 درصد نوسان داشت، قرارداد تنظیم مجدد شود.
تعریف: ریپو از سوی فرهنگستان ادب پارسی به نام «موافقتنامه عمومی قبولی بازخرید» ترجمه شده است که امکان تامین نقدینگی مورد نیاز اعضا از طریق معامله اوراق به شرط بازفروش در زمان مشخص را فرآهم میآورد.
Repo در سطح بین الملل
ریپو در دنیا به قرارداد فروش و بازفروش اوراق بهادار اطلاق میگردد. در این نوع قرارداد، دارنده اوراق بهادار، اوراق خود را نزد دیگری به شرط بازپسگیری وثیقه نموده و در ازای آن وجه دریافت مینماید. اوراق وثیقه شده در تاریخ مورد توافق طرفین به دارنده اولیه بازگردانده شده و وجه آن به علاوه نرخ سود مشخصی به طرف دوم معامله، پرداخت میگردد.
دستورالعمل ریپوی اسلامی
در مبانی استانداردهای بینالمللی ریپو که به نام ایزما هست،گفته میشود خرید و فروش معامله اول. این خرید و فروش با وثیقه و وثیقهگذاری فرق میکند. وقتی خرید و فروش انجام میشود خریدار مالک است اما در اینجا گفته میشود وثیقه است و وثیقهپذیر حق دخل و تصرف ندارد. این در حالی است که در ریپو بانک پذیرنده میتواند تا زمان معامله دوم وثیقه را بفروشد یا وثیقه بگذارد، به این دلیل که این یک دارایی مالی قابل تجدید است و در روز سررسید عین آن از بازار قابل تهیه است.
بر اساس موافقتنامه ریپو عضوی اقدام به فروش اوراق بهادار به عضو دیگر نموده و در مقابل خریدار تعهد مینماید در تاریخ معین شده همان نوع اوراق بهادار را به فروشنده فروخته و وجه معامله دوم را دریافت نماید. فروشنده در ضمن معامله اول متعهد میگردد با پرداخت وجه معامله دوم، اوراق بهادار فروخته شده خود را بازخرید نماید. خریدار با وجود انتقال مالکیت اوراق در معامله اول، وجه کوپنهای سود اوراق را به فروشنده صلح مینماید و در صورت دریافت هر گونه وجه ناشی از کوپن سود،آن را به مالک اولیه مسترد میدارد.
همانطور که قبلا توضیح داده شد در صورت نوسان در ارزش اوراق بیش ازحد معینی که به آن مبلغ آستانه گفته میشود، ارزشیابی مجدد قرارداد انجام میگیرد. در صورتی که در قرارداد مبلغ آستانه تعیین نشود، مبلغ آستانه معادل10 درصد ارزش خالص اوراق بهادار در تاریخ تسویه تعیین میگردد.
شرایط دیگر:
* در صورت توافق طرفین معامله، تغییر شرایط قبولی بازخرید امکانپذیر میباشد. این شرایط میتواند اعم از تغییر در تعداد اوراق بهادار، وجوه قابل پرداخت ، تاریخ تسویه معامله دوم و سایر موارد باشد.
* بانک ها و موسسات اعتباری که عضو تابا و ساتنا باشند میتوانند عضو این موافقتنامه شوند.
اسلامی بودن ریپو
فروشنده ضمن معامله اول متعهد به انجام معامله دوم میشود. پس این معاملات مستقل هستند، سؤال این است که اگر طرف دوم نخواست معامله دوم را انجام دهد چه؟ اینکه از اول طرفین میدانند قرار است معامله دیگری انجام دهند با مبانی فقهی مشکلی ندارد؟
در بلندمدت این سیستم راه میافتد و طرف دوم اگر این کار را نکند از بازار حذف خواهد شد. در زمینه اسلامی بودن ریپو هم مشکلی وجود ندارد. نمونه تاریخی این کار زندگی حضرت رسول(ص) است که هر کسی به ایشان قرض میداد، او قرض را به مقدار بیشتری ادا میکرد و این مثل یک رویه درآمده بود و فهم فرد برای دریافت مبلغ بیشتری از اصل قرض در موعد ادای قرض هیچ گونه مشکل شرعی هم نداشت.
داوری و مقررات انضباطی
بانکها با ورود به بازار بینبانکی موظفند تمامی قوانین و مقررات بانک مرکزی را رعایت نمایند. هر گونه تخطی از این دستورالعملها میتواند منجر به برخورد بانک مرکزی شود، چه به صورت برخوردهای انضباطی و چه اخراج از بازار.
سیستم مزایده در بازار بین بانکی
در بازار بین بانکی بحث مداخله بانک مرکزی را به عنوان آخرین وام دهنده توضیح دادیم. هر بانکی که برای تامین نقدینگی مورد نیاز خود به بانک مرکزی مراجعه میکند قطعا با بانک دیگر متفاوت است. وضعیت منابع مصارف بانک یک نکته مهم است: این که بانک آیا همواره دچار شکاف منابع-مصارف بوده است؟ آیا واقعا دچار مشکلات منابع مصارف هست؟ بسته به این وضعیتها ممکن است برخورد بانک مرکزی هم متفاوت باشد.مکانیزمی که الان در کشوروجود دارد این جور نیست و برخوردها همه یکسان است اما در عرف بینالمللی این جور نیست و بانکها با هم فرق دارند. نحوه فعالیت، فعالیت با ریسک و غیره همه مهم هستند.
در حال حاضر بانکها از طریق اتاق کلر از منابع بانک مرکزی برداشت میکنند و بانک مرکزی قدرت انعطاف زیاد برای جلوگیری ندارد. از طرف دیگر در دنیا معاملات بانکها و بانک مرکزی بزرگترین معاملات آن اقتصاد است و بعد از آن مبادلاتی که بانکها با هم انجام میدهند.
بررسیهای ما نشان میدهد بانکها با هم معامله میکنند، اما به درستی شناسایی نمیشوند. یعنی معضل بزرگ مدیریت بهینه نقدینگی که نمیتواند منابع مازاد را شناسایی کند. ما درحالی به این مشکل دچاریم که در اروپا و آمریکا حتی شبانه هم پول را به کار میگیرند. ممکن است پول شبانه از لندن به توکیو بیاید و برگردد در حالی که در داخل کشور ما بانکها از هم خبر ندارند. برای حل این مشکل یک سیستم Auction(مزایده) طراحی کردیم که بانک پیشنهاد خود را با 3 آیتم(مبلغ، زمان و نرخ) اعلام میکند. پیشنهاد بانک بر روی مرورگر میرود. از طرف دیگر بانک دیگر تقاضا میدهد. این تقاضاها هر وقت با هم جفت شدند، بانکها همدیگر را میبینند. این کمک میکند که هیچ تقاضا در جایی که منابع وجود دارد بیپاسخ نباشد و هیچ منبع در جایی که تقاضا هست راکد نماند.
برای جلوگیری از نرخشکنی در بازار، منابع مازاد سپردهگذار باید اول در ساتنا تامین شود و مادامی که پیشنهاد بانک لغو نشده، توسط ساتنای بانک مرکزی بلوکه میشود.
در این سامانه یک اجبار عملیات در موقع جفت شدن پیشنهادها وجود دارد. در همه جای دنیا گفته میشود بانکها اختیار انجام دارند اما در سامانه ا جبار هست. چرا؟ به این دلیل که:
1. بانک مرکزی تنظیم کننده بازار است و اگر در طرفین ضعفی هست باید ابتدا از آن جلوگیری کند و اجازه ورود به سیستم ندهد.
2. بانک مرکزی در انتهاست، اگر هر ایرادی باشد در انتها بانک مرکزی باید تسویه کند. اگر بانک مرکزی این اختیار را نداشته باشد، چرا این اختیار را به بانکها بدهیم. مثل مشتریان عادی که برای دریافت اعتبار باید اعتبارسنجی شوند، بانکها هم باید اعتبارسنجی شوند و منبع این اعتبارسنجی بانک مرکزی است. لذا بانکها نمیتوانند ضمن قبول ریسک توسط بانک مرکزی از انجام معامله سرباز بزنند.
*کارشناس ارشد اقتصاد و معاون اداره اعتبارت بانک مرکزی