سایت تبیان در تحلیلی به بررسی این موضوع پرداخته است که از میان حداد عادل، ولایتی و قالیباف کدام یک نامزد انتخابات ریاستجمهوری میشود و آیا این سه با یکدیگر ائتلاف میکنند.
به گزارش ایسنا در این مطلب آمده است:از امروز تا روز انتخابات یازدهم ریاستجمهوری دقیقا پنج ماه باقی مانده است. به نظر میرسد این پنج ماه باقیمانده را بتوان به سه دوره زمانی تقسیم کرد. مرحله اول از مدتی پیش آغاز شده و تا انتهای اسفند 1391 ادامه دارد. به نظر میرسد نامزدها و ائتلافهای حامی آنها هم چنان تا انتهای سال 1391 به گفتگو، لابی، چانهزنی، زمینهسنجی و رایزنی مشغولند و هنوز وارد فضای رسمی انتخابات نخواهند شد. در این مرحله در واقع جریانهای مختلف سیاسی میکوشند ضمن بررسی شرایط عرصه عمومی سیاست ایران ضمن یافتن راهبرد بهینه انتخاباتی از ورود زودهنگام رسمی به صحنه انتخابات پرهیز کنند. مرحله دوم در واقع پس از تعطیلات نوروز 92 آغاز خواهد شد که در آن چهره نهایی نامزدها و برنامههای آنها تا حدود زیادی روشن خواهد شد و نامزدهای اصلی انتخابات صرف نظر از احتمال احراز صلاحیت آنها وارد فعالیتهای جدیتر انتخاباتی خواهند شد. اما آرایش صحنه انتخابات به شکل نهایی در روز پس از اعلام نتایج احراز صلاحیتها از سوی شورای نگهبان مشخص خواهد شد.
اگرچه در این روزها نامزدهای نهایی انتخابات و فعالیت آنها هنوز به روشنی مشخص نشده است اما جریانهای سیاسی کشور هر کدام میکوشند به نحوی به تصمیمگیری نهایی در این زمینه نزدیک شوند . ما در این نوشتار میکوشیم به شکل اجمالی اما همهجانبه به بررسی صحنه انتخابات در این روزها بپردازیم.
در حال حاضر شش جریان سیاسی اصولگرایان با ساز و کار 2+1، جبهه پایداری و حامیان آیتالله مصباح، جریان مورد حمایت دولت و رییسجمهور، حامیان طرح وحدت ملی با حمایت آیتالله هاشمی رفسنجانی، اصلاحطلبان و نهایتا مستقلان در حال تکاپو و تصمیمسازیهای انتخاباتی هستند.
اولین نوشتار تبیان در این زمینه به بررسی اردوگاه اصولگرایان و نامزدهای احتمالی آنان میپردازد.
بازی ریاضی اصولگرایانه و امکان ائتلاف
در چند انتخابات اخیر جریان سیاسی اصولگرا با ایجاد ساز و کارهای ائتلاف درون جریانی میکوشد از تشت آرای خود میان نامزدهای مختلف جلوگیری کند. اکثریت اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم با ساز و کار برآمده از اضلاع مختلف اصولگرایی، مدیریت معرفی نامزدها را در اختیار داشتند. بر اساس همین مدل و اجماع همه اضلاع اصولگرایان، اجماع انتخاباتی در انتخابات پیشین ریاستجمهوری میان همه جریانها و گروههای اصولگرا بر نامزدی محمود احمدینژاد به وجود آمد . جریانها، گروهها و شخصیتهای اصولگرا در انتخابات مجلس نهم هم بر پایه همین راهبرد زیر چتر آیتالله مهدوی کنی ساز و کار 8+7 را ایجاد کردند. اما واقعیت اینجا بود که جریان جبهه پایداری که تا پیش از این جزو حامیان رییسجمهوری محسوب میشد عملا اتحاد جبهه متحد را برهم زد . همین رقابت میان اصولگرایان و پایداریها موجب شد حسین شریعتمداری پیشنهاد دهد که در انتخابات به "جبهه مختلط" رای دهید!
در مطبوعات امروزه سخن از ساز و کاریست که به نام 2+1 معروف شده است. اگرچه هنوز چندان مشخص نیست چه کسی یک و چه کسانی دو ضلع این ساز و کار را تشکیل میدهند، اما به هر حال سه ضلع این مثلث آقایان غلامعلی حداد عادل، محمد باقرقالیباف و علیاکبر ولایتی هستند.
اخبار و شنیدهها حاکیست که در ردههای بالای تصمیمگیری اردوگاه اصولگرایان این ایده وجود دارد که یک نفر از این مثلث به عنوان نامزد بر اساس مقبولیت عمومی و اجماع سیاسی معرفی شود و دو نامزد دیگر به نفع او در انتخابات شرکت نکنند.
اگرچه هر کدام از این سه نامزد احتمالی انتخابات در مصاحبهها و در برابر مطبوعات، سخنگفتن از انتخابات را زودهنگام می دانند، اما واقعیت اینجاست که به هر حال در فاصله دو تا سه ماه آینده آنها باید به این سوال پاسخ دهند: آیا آنها میتوانند به تصمیم مشترکی برسند؟
زمینه های امکان ائتلاف و همگرایی بین سه نامزد
1-اصولگرایان احساس میکنند انتخابات آینده سهقطبی است و حداقل یک قطب آن به نامزد حامیان دولت تعلق دارد. اگرچه امکان حضور یک نامزد از اصلاحطلب معتدل و یا حامیان طرح وحدت ملی وجود دارد اما آنان رقابت اصلی را میان خود و نامزد جریان دولتی میدانند. تشتت آرای احتمالی ناشی از تعدد نامزدهای اصولگرا ممکن است نامزد رقیب را در موقعیت بالادستی قرار دهد.
2- هماکنون برخی چهرههای سیاسی اصولگرا مانند حجتالاسلام پورمحمدی، منوچهر متکی و .... به دنبال زمینهسنجی برای ورود به صحنه انتخاباتند. اگرچه هنوز هیچ تصمیم قطعی گرفته نشده است اما ایجاد یک سازوکار واحد آنان را به خروج از صحنه ترغیب میکند.
3- در صورت ائتلاف واقعی این سه نامزد و معرفی یک نفر از میان آنها، میتوان از ظرفیتهای دو نفر دیگر برای رای بیشتر به نفع نامزد واحد استفاده کرد.
مزیتهای هر یک از نامزدها برای اصولگرایان
دکتر حداد و مهار پایداریها
شاید به عنوان جانشین دکتر احمدینژاد، دکتر حداد عادل با لحن شمرده، روحیه فرهیخته و سابقه فلسفی و ادبیاش انتخاب متفاوت اصولگرایان باشد. به نظر میرسد حامیان دکتر حداد در جلسات محفلهای اصولگرایان به این نکته اشاره کنند که در صورت نامزدی دکتر حداد به شکل معمول جریانهای رهپویان و ایثارگران از او حمایت کرده و دکتر حداد با روابط خود در مجلس می تواند جبهه پایداری را به صف حامیان خود اضافه کند. هماکنون دکتر حداد در مجلس به عنوان چهرهای مورد وثوق برای جبهه پایداری تبدیل شده است؛ در واقع حضور دکتر حداد به عنوان تنها نامزد برآمده از سازوکار اصولگرایان میتواند جبهه پایداری را به دو شاخه تقسیم کند؛ گروهی که به سمت او خواهند آمد و گروه دیگر یا به سمت دولت میروند و یا تاثیر خود را از دست خواهند داد. پس با ضعف احتمالی اصلاحطلبان رقابت میان اصولگرایان و حامیان دولت خواهد بود. اما سوال اصلی اینجاست که اگرچه دکتر حداد در راس آرای انتخابات تهران در مجالس گذشته بوده اما میزان ارای او تا چه حد بالاست و چقدر میتوان بنا به وزانت علمی و فرهنگی و اعتبار سیاسیاش به ایجاد موج اجتماعی لازم برای کسب رای یک رییسجمهور امیدوار بود؟ نکته بعدی اینجاست که با توجه به این که مهمترین مشکلات کشور در سالهای آینده اقتصادی و یا مربوط به سیاست خارجی است، آیا آقای حداد میتواند در جریان مبارزات انتخاباتی خود را فردی مناسب برای پاسخگویی به این چالشها معرفی کند؟
دکتر ولایتی، تنشزدایی داخلی و خارجی
دکتر ولایتی از بازماندگان نسل اول مسوولان نظام جمهوری اسلامی است که اگرچه تخصصش طبابت اطفال است اما در قامت وزیر خارجه 16 سال حساس را در کابینههای دوران جنگ و سازندگی گذرانده است. او که حتی شانس رسیدن به پست نخست وزیری را داشت ، به علت عدم تمایل مجلس وقت به عنوان نامزد این پست معرفی نشد. او همچنین امکان رقابت انتخابات سال 1384 ریاستجمهوری را به خاطر عدم ثبتنام برای نامزدی در حمایت از آیتالله هاشمی از دست داد. برخی اصولگرایان معتقدند در شرایط خاص بینالمللی کنونی، دکتر ولایتی که هم تجربه مسائل سیاست خارجی را دارد و هم به میانهروی مشهور است میتواند نامزد خوبی برای آینده ایران باشد. دکتر ولایتی هم مشاور بینالملل رهبر معظم انقلاب است و هم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام . این امر ممکن است موجب شود که نامزد جدی از سوی حامیان طرح آشتی یا وحدت ملی آیتالله هاشمی معرفی نشود و حتی خود دکتر ولایتی نامزد هم اصولگرایان باشدو هم به شکل غیر رسمی یه عنوان نیرویی وحدت بخش شناخته شود. اما سوال اصلی اینجاست که اگرچه دکتر ولایتی در این سالها پای ثابت برنامههای فرهنگی و تاریخی صدا و سیما به عنوان کارشناس یا سخنران بوده است چقدر به عنوان نامزدی جذاب برای کسب رای آرای طبقات مختلف میتواند موفق باشد؟ آیا او میتواند نسل جوان اصولگرایان را به همراهی خود قانع کند؟
قالیباف، دوباره از شهرداری به پاستور؟
کسی گمان نمیکرد فرمانده سابق نیروی انتظامی پس از شکست در انتخابات سال 1384 دوباره به عرصه سیاسی کشور بازگردد و دوباره هشت سال بعد به عنوان نامزد انتخابات ریاستجمهوری مطرح شود. اما شهردار هشت ساله تهران که بر مسند احمدینژاد تکیه زده بود دوباره نام خود را به عنوان یک احتمال مطرح کرد. مهمترین ستاد انتخاباتی قالیباف در حال حاضر خیابانها و معابر تهران هستند که طرحهای عمرانی کوچک و بزرگ در آنها در حال اجراست. اگرچه نمیتوان فعالیتهای عمرانی شهرداری را انتخاباتی دانست اما به هر حال نمیتوان بر تاثیر آن بر آرای انتخابات حداقل در تهران چشم پوشید. باید در نظر داشت که حضور قالیباف در انتخابات میتواند بخشی از آرای طبقه متوسط شهری را به حساب اصولگرایان بریزد اما نمیتوان این نکته را کتمان کرد که این انتخاب هم جریان پایداری را بر ادامه مسیر جداگانه انتخاباتی مصرتر خواهد کرد و هم زاویه نامزد دولت و اصولگرایان را بیشتر نشان خواهد داد. اگرچه قالیباف تلاش میکند کارآمدی اجرایی و قدرت مدیریت خود را به عنوان مهمترین برتریهای انتخاباتی خود مطرح کند اما منتقدین او بر این باورند که یکی از دلایل ناکامی قالیباف برای رسیدن به مرحله دوم انتخابات 84 اشتباهات راهبردی او و تیم تبلیغاتیاش در تکیه زیاد به طبقه متوسط شهری بوده است.
حرف آخر:
اگرچه هم اکنون تلاشهای 2+1 در جریان است و کوشش میشود اصولگرایان در چارچوبی ائتلافی در انتخابات شرکت کنند باید اذعان داشت آنها در مسیر بسیار دشواری قرار دارند؛ چرا که هر کدام از نامزدها دارای مزایا و نقاط ضعفی هستند. به نظر می رسند اصولگرایان نه تنها در حال انجام رایزنی با جریانها و نیروهای موثر خود و زمینهسنجی بیرونی هستند بلکه منتظر روشن شدن صحنه انتخاباتند . البته باید توجه داشت که با توجه به تجربه انتخابات مجلس نهم امکان عدم ائتلاف در لحظات آخر نیز وجود دارد.