به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵

پیامدهای توزیع 5 برابری پول

چشم انداز فاز دوم هدفمندی در ميزگرد تهران امروز و با حضور سه كارشناس بررسي شد
کد خبر: ۴۹۶۵
تاریخ انتشار: ۲۶ دی ۱۳۹۱ - ۰۵:۰۶

در دوم دي‌ماه سال‌جاري رئيس‌جمهور در یک مصاحبه تلویزیونی سخنان مختلفی را مطرح کرد. ایشان آماری را ارائه کرد که با آزادسازی قیمت فرآورده‌های نفتی می‌تواند حدود 300 هزار میلیارد تومان یارانه را به دست آورد و بین مردم توزیع کرد. همچنین آقای دکتر احمدی‌نژاد اعلام کرد که رشد اقتصادی کشور به 5 درصد رسیده‌ تولید رونق گرفته است. 

البته بعد از این مصاحبه تلویزیونی، موافقت‌ها و مخالفت‌هایی در ارتباط با اظهارات رئیس‌جمهور مطرح شد و مجری مصاحبه‌کننده با رئيس‌جمهور نیز از روش خود در مصاحبه با آقای احمدی‌نژاد دفاع کرد و در اظهارنظری جالب و شاید مصلحت‌جویانه اعلام کرد که قصد گفت‌وگو با رئيس‌جمهور داشته و نه مناظره و چالش و صاحب‌نظران می‌توانند درباره صحبت‌های رئیس‌جمهور بعدا اظهارنظر کنند و اگر نقدی دارند مطرح کنند. از همين‌رو برای میزگردی که در کافه امروز روزنامه «تهران امروز» برگزار کردیم از چهار نفر دعوت شد که به نوعی از تخصص‌ها و زوایای مختلف، کارنامه هدفمند سازی یارانه و آزادسازی قیمت‌ها ارزیابی شود. در این میزگرد ابراهیم نکو(عضو کمیسیون اقتصادی مجلس)، دکتر محمد قلی یوسفی(اقتصاددان و استاد دانشگاه) و دکتر عباس سقایی(نایب رئیس انجمن مدیریت کیفیت) شرکت کردند. با توجه به اینکه هدفمندسازی یارانه به یکی از موضوعات مهم و سرنوشت‌ساز در کشور ما تبديل شده‌است تا حد امکان تلاش شد با نگاهی منصفانه و با بی‌طرفی، به ارزیابی کارنامه آن بپردازیم و دیدگاه متخصصان چند حوزه مختلف را نسبت به آن مطلع شویم! 



اکنون دو سال از اجرای قانون هدفمند شدن یارانه‌ها گذشته است. رئیس‌جمهور هم چندی پیش به مناسبت شروع سال سوم آن یک مصاحبه تلویزیونی برگزار کردند. ایشان در این مصاحبه، با شدت از آثار مثبت اجرای هدفمندی یارانه‌ها دفاع کرده و علائم و آماری را دال بر اينكه این قانون به‌طور موفق اجرا شده و قدرت خرید خانوارها افزایش پیدا کرده است، اعلام کردند. باید توجه داشت قانون هدفمندی یارانه‌ها قرار بود از سال 1389 اجرا و به مدت پنج سال و به صورت فازهای جداگانه عملی شود. سوال اینجاست که در واقع از لحاظ قانونی زمان خاتمه این طرح چه تاریخی ‌است که ما بدانیم دوره هدفمندسازی یارانه‌ها اجرا و در فلان تاریخ اجرای هم تمام شده است؟ 

نکو: درباره هدفمندی یارانه‌ها باید گفت که اصل این قانون، یک قانون بسیار خوبی است و اين كار باید زودتر از اینها شروع می‌شد. قرار بود که هدفمندسازی یارانه‌ها در دولت قبل از دولت آقای احمدی‌نژاد اجرا شود اما با توجه به مقتضیات زمان به سال 1389 موکول شد. به‌هر حال، زمان اجرای این قانون اقتضا کرد که در دی ماه سال 89 باشد. این موضوع زیاد قابل بحث نیست. 

سوال اینجاست که بالاخره اگر پنج سال زمان اجرای این قانون باشد دقیقا اجرای آن در چه سالی تمام می‌شود؟ 

نکو: به نظر من تعیین این زمان زیاد مهم نیست. شاید ما به مشکلاتی بربخوریم و تا زمان مقرر آن را تمام نکنیم ولی اصل مطلب این است که آیا ما در اجرای این قانون موفق بوده‌ایم یا نه؟ متاسفانه با توجه به شواهدی که وجود دارد و سخنانی که گاهی از سوی دولت یا کارشناسان مطرح می‌شود می‌توان گفت که ما در مرحله اول اجرای هدفمند شدن یارانه‌ها موفقیت‌ها و دستاوردهای خوبی نداشتیم. ما در برخی مراحل، با ناکامی‌هایی مواجه شدیم که به تورم و گرانی دامن زد و بر مردم فشار آورد و تولید را با مشکلاتی مواجه کرد. البته رئيس‌جمهور محترم، آمار و ارقام و گزارش‌هایی مبنی بر موفق بودن این طرح می‌دهند ولی من فکر می‌کنم این گزارشات با واقعیت‌های اقتصاد و جامعه فاصله دارد. ما هم‌اکنون در بخش تولید چالش داریم. مردم از گرانی و تورم می‌نالند و در هر صورت اگر بخواهیم نمره‌ای به مرحله اول هدفمند شدن یارانه‌ها بدهیم، نمره قابل قبولی نخواهد بود. 

یوسفی: باید دقت کرد، مدتی که برای این طرح در نظر گرفته شد پنج ساله بود. اکنون دو سال از این قضیه گذشته است! یکی از اشکالات اساسی که معمولا در مورد تعیین موعد اجرای یک طرح مطرح می‌شود، این است که زمان اجرای آن طرح مشخص نیست. چون مراحل مختلفی را باید طی کند. به بیان بهتر مجلس باید آن را تصویب کند و بعد مراحل دیگری در این میان طی شود. با این وجود آنچه مهم است هدف و نیت کار است و بحث ما این است که آیا این روش هدفمندسازی یارانه‌ها، موثر است یا نه! 

اساسا یارانه به مفهوم دارویی است که به بیمار داده می‌شود بنابراین نمی‌توان برای این امر زمانی در نظر گرفت و تا زمانی که فرد بیماری داریم باید به او دارو تجویز کنیم. آن بیمار می‌تواند فردی ضعیف یا آسیب‌پذیر در جامعه یا بنگاهی صنعتی یا تجاری باشد. برای اینکه ما بتوانیم آنها را توانمند کنیم باید به آنها دارو بدهیم وقتی كه هم توانمند شدند و سلامت لازم را به دست آوردند، دیگر نیاز به پرداخت یارانه- یا همان دارو- نیست. 

از سوی دیگر اگر منظور توزیع درآمدهای نفتی است که کل درآمدها متعلق به ملت است. در این صورت چرا باید فقط مقدار کمی به عنوان یارانه به مردم داده بشود؟! ما می‌توانیم این شکل یارانه را به شکل‌های دیگر از جمله فراهم کردن امنیت، تامین شرایط لازم برای بنگاه‌ها و فضای کسب‌وکار و غیره ببینیم. بنابراین، اينكه ما بیاییم اسم این اصطلاح توزیع پول را یارانه بگذاریم؛ درست نیست و در ضمن هدفمندی یارانه‌ها هم نیست! اگر مراد از هدفمندی یارانه‌ها حالتی است که ما اکنون مشاهده می‌کنیم قبلا قبل از اجرای این قانون هم مردم داشتند از آن استفاده می‌کردند. کسانی که اتومبیل داشتند از طریق سوخت ارزان و کسانی هم که ثروت زیادی نداشتندبه‌طرق دیگر از این یارانه‌ها استفاده می‌کردند ولی وقتی این یارانه‌ها برداشته شد همه ضرر کردند. حالا دولت برای اينكه جبران کند بخشی از پول را توزیع می‌کند که شاید اصطلاح یارانه را نتوانیم برای آن به کار ببریم و در بهترین حالت خدای نکرده می‌توانیم بگوییم به نوعی... 

نکو: مصرفی کردن جامعه! 

یوسفی: من خیلی دوست ندارم کلمه «رشوه» را به کار ببرم ولی شاید بتوان به این شیوه گفت «پرداخت پول به مردم برای اينكه سر و صدایی نکنند.» یعنی این ساده‌ترین بحثی است که می‌توان مطرح کرد. 

اگر ما اول سال 89 را زمان شروع اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها بدانیم این طرح پنج ساله باید در پایان سال 93 به اتمام برسد. اگر 28 آذر 89 را زمان شروع فرض کنیم زمان پایان اجرا اواخر آذر 94 می‌شود. آیا برای فعالان اقتصادی حیاتی و مهم هست که بدانند برنامه هدفمندسازی یارانه‌ها و آزادسازی قیمت‌ها در چه زمانی تمام می‌شود یا اصلا مهم نیست که این طرح در چه ماه و سالی تمام می‌شود؟ 

یوسفی: فعالان اقتصادی به تجربه دریافته‌اند که در ایران، قوانین از ثبات لازم برخوردار نیستند. ضمن اينكه شرایط اقتصادی را هم خوب درک می‌کنند. حتی خانوارها هم می‌دانند. یکی از دلایل هجوم مردم برای خریدن دلار نیز، همین بی‌ثباتی‌هایی است که در جامعه وجود دارد و ناامنی‌هایی که مردم احساس می‌کنند. تجربه نشان داده است که قوانین ما شفاف نیستند و اجرای آنها هم به موقع صورت نمی‌گیرد. به همین دلیل تبعات بسیار مخربی را بر اقتصاد می‌گذارند همانطور که اگر مجلس جلوی اجرای مرحله دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها را نمی‌گرفت بحران اجتماعی، خیلی عمیق می‌شد. به نظر من، دولت باید از مجلس سپاس‌گزار باشد که توانسته تا حدودی فشارهای اجتماعی را کم کند و دولت بتواند آبرومندانه‌تر این طرح را ادامه دهد چون وضعیت بحران‌های اجتماعی، نهفته هستند و در کوتاه مدت بروزی از خود نشان نمی‌دهند. 

آقای دکتر یوسفی شما که اقتصاددان هستید انتهای زمان اجرای آزادسازی قیمت‌ها را چگونه تحلیل می‌کنید؟ 

یوسفی: من به هیچ عنوان این موضوع را که در دو، سه سال آینده دولت بتواند این طرح را به‌طور کلی اجرا کند و یارانه‌ها را حذف کند امکان‌پذیر نمی‌دانم. حتی این امر را به صلاح مملکت هم نمی‌دانم. اگر فقط یک فرد در این میان مطرح بود و با یک کل طرف نبودیم شاید می‌گفتیم سریع‌تر اين كار را انجام دهد. برای اينكه تبعات آن به یک خانواده و یک فرد می‌رسید ولی چون جامعه متاثر می‌شود این است که احساس مسئولیت اجتماعی به ما می‌گوید که هشدار بدهیم اين كار تبعات بسیار وحشتناکی را در جامعه دارد. به نظر من، مجلس خدمت بسیار بزرگی به دولت کرد که جلوی بحران اجتماعی را گرفت. 

به هر روی اما اينكه وصف‌العیش ریاست‌جمهوری در آن مصاحبه تلویزیونی مطرح می‌شود من بدم نمی‌آید که اجازه بدهیم ایشان خوشحال باشند و برای مدتی لااقل احساس کنند که همه چیز ایده‌آل است و مشکلی وجود ندارد. ولی به عنوان یک فرد مسئول، باید یک مقدار واقعیت‌ها را بهتر درک کنیم یا لااقل مشاوره بهتری بگیریم. چون داده‌ها و اطلاعات آماری که به وسیله نهادهای آماری از جمله مرکز آمار ایران منتشر شده‌است و آن چیزی که علم می‌گوید به هیچ وجه با فرمایشات ریاست محترم‌جمهوری، مصداق پیدا نمی‌کند. 

آقای دکتر سقایی شما به عنوان نایب رئیس انجمن مدیریت کیفیت، چه توقعی از اجرای قانون هدفمند شدن یارانه‌ها داشتید ؟ آیا انتظاراتی که شما از لحاظ اينكه کیفیت در محصولات و خدمات تولیدی ارتقا یابد داشتید طی این مدت برآورده شده‌است؟ 

سقایی: من سعی می‌کنم در فضایی که بیشتر با آن آشناهستم صحبت کنم. یعنی همان فضای صنعت و مدیریت کیفیت و غیره! اساسا در فضای رقابت، کیفیت یکی از ابزارهای جدی است. یعنی چاره‌ای جز ارتقاي کیفیت و مدیریت نداریم. یا باید به این سمت برویم که محصول ما از کیفیت وارزش بالاتری برخوردار باشد یا اینکه قیمت تمام شده‌اش را پایین بیاوریم. با این ابزارهاست که ما می‌توانیم قدرت رقابت پیدا کنیم. قطعا یکی از این ابزارها هم کیفیت است. در دوره قبل از اجرای هدفمند شدن یارانه‌ها، مشکلی که داشتیم مقوله انحصار بود. یعنی اينكه بازار، هرچه انحصار جدی‌تری داشت موضوعات بهبود و کیفیت در اولویت‌های آخر قرار مي‌‌گرفت. انتظار ما این بود که در دوره جدید بخش تولید ما قوی شود و در بازارهای رقابتی، رقابت جدی‌تری داشته باشیم. یعنی این‌ توقع وجود داشت که انحصار کمتر و حداقل در این میان کنترل شود. 

آنچه ما می‌بینیم واقعا این اتفاق رخ نداده‌است. یعنی نه‌تنها کیفیت کالاهای ما مثل خودروهای تولید داخل ارتقا پیدا نکرده‌است بلکه اینقدر تولید ما ضعیف شده که نمی‌تواند قدم‌های محکمی بردارد. در حال حاضر تولید ما مشکلات جدی‌تری به نام نقدینگی دارد و باید پول را به سختی پیدا کند و خرج کند. این مشکل نه‌تنها حل نشده بلکه مشکل دیگری هم پیدا شده‌است و آن هم چیزی جز افزایش قیمت تمام شده کالاها نیست. یعنی ما از هر دو سمت در بخش تولید ضربه خورده‌ایم. یکی توان سازمان‌های ماست که به آنها کمک نکردیم تا وارد فضای سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت برای ارتقای کیفیت خود شوند. حتی این توان خرج جاهای دیگر هم شده‌است و در نتیجه هم آنها را تضعیف کرده است و هم همین‌طور که می‌بینیم صدماتی به آنها وارد شده که مرتبط با قیمت مواد اولیه بوده‌است. 

گفتنی است یک عامل دیگر هم که هزینه‌های ما را افزایش داده اختلافی است که پیش می‌آید. ما هیچ وقت نمی‌توانیم یک برنامه‌ریزی مناسب انجام بدهیم و مجموعه‌های تولیدی ما حتی نمی‌دانند برای شش ماه بعد باید چه کاری انجام دهند چون هیچ چیزی مشخص نیست! به این خاطر، این وضع افزایش قیمت را هم به همراه خواهد داشت. اگر بخواهم صحبت‌های خود را جمع‌بندی کنم باید بگویم واقعا انتظار ما این بود که انحصار، کمتر شود و سازمان‌ها با ابزار کیفیت به سمت رقابت واقعی بروند. آنچه که دیدیم این است که نه تنها به‌طور جدی به کیفیت پرداخته نشده‌است بلکه صدمات وارد شده به سازمان‌ها، قیمت محصولات را هم افزایش داده است. 

آقای رئیس‌جمهور در این مصاحبه تلویزیونی اخیرشان گفتند که در اغلب حوزه‌ها افزایش تولید داشته‌ایم و همچنین رشد اقتصادی 5 درصدی را تجربه کرده‌ایم. آقای سقایی شما به عنوان انجمن تخصصی مرتبط با حوزه تولید این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

سقایی: واقعیت این است که آمار و ارقام، بیشتر در اختیار دوستانی است که آمار و ارقام را طرح‌ریزی، جمع‌آوری و تحلیل می‌کنند. همیشه می‌شود با آمار چیزهایی را گفت که یک مقدار به ما زاویه دید درست‌تری دهد. اگر اجازه بدهید من خیلی درباره آمارها صحبتی نکنم ولی مطمئن هستم که فضای تولید ما تضعیف شده‌است. از سوی دیگر با ورود کالاهای خارجی، فضای لازم برای فعالیت تولیدکنندگان داخلی از میان رفته است و در واقع داریم فرصت را از دست می‌دهیم. در فضای تولید هم اصلا موفقیت چشمگیری را نمی‌بینیم و فکر می‌کنم ما یک گام به عقب برداشته‌ایم. 

در مدتی که قانون هدفمندی یارانه‌ها اجرا شده دولت بر این موضوع تاکید دارد که عدالت مورد نظر این قانون در اقتصاد جاری شده است. به بیان بهتر یارانه‌ها به اقشار کم درآمد رسیده و وضعیت زندگی مردم بهتر شده‌است. از سوی دیگر مجلس در فضای موجود بر این تاکید دارد که قانون هدفمندی یارانه‌ها باید بهره‌وری تولید را ارتقا دهد و کیفیت کالاهای تولیدی را بیشتر کند. آیا مجلس و دولت دو گفتمان مختلف درباره اهداف این طرح دارند که با یکدیگر توافقی حاصل نمی‌کنند و به درک متقابل نمی‌رسند یا اینکه مجلس و دولت درک مشترکی از قانون هدفمندی یارانه‌ها دارند؟ 

نکو: آن اوایل، درک مشترک وجود داشت اما متاسفانه در نحوه اجرای این قانون، به مشکلاتی برخوردیم که شما امروز به وضوح، آنها را مشاهده می‌کنید. وقتی ما پول را بی‌هدف به دست مردم می‌دهیم و بر هزینه‌ها نظارت نداریم، چه بسا که این به تخریب تولید منجر می‌شود و فقط ما یک جامعه مصرف‌گرا می‌سازیم. در روستاها آن چیزی که واقعیت است، بسیار متفاوت از گفته‌های مقامات دولتی است. الان در روستاها، کشاورزی دارد رو به تعطیلی می‌رود چون دیگر جوان، تن به کار نمی‌دهد. 

من فکر می‌کنم که دولت از آن هدف اولیه که اشتراکاتی با مجلسیان داشت دور شده است. دولت در این زمینه به قانون عمل نکرد و قانون‌شکنی کرد. در این حالت باید کمیته‌ای تشکیل شود متشکل از سه قوه و پیگیری کنند در این میان چه تخلفاتی صورت گرفته است؟ اگر نگاه مشترکی که بین مجلس و دولت در وهله اول وجود داشت به درستی اجرا می‌شد نهایتا اهداف هدفمندی یارانه‌ها پنج ساله به نتیجه می‌رسید. نکته اینجاست که ما قانون را می‌نویسیم؛ خیلی هم زیبا اين كار را انجام می‌دهیم ولی در اجرای آن با مشکلاتی مواجه هستیم. 

این فاجعه است که ما نزدیک به 70 هزار میلیارد تومان به خانوارها یارانه داده‌ایم. این مقدار واقعا رقم بزرگی‌است. این در حالی‌است که درآمد ما از هدفمندسازی یارانه‌ها 45 هزار میلیارد تومان بوده است. چون جامعه هدف ندارد و معلوم نیست آن پولی که می‌گیرد را در کجا مصرف می‌کند. در برخی مناطق کشور حتی هزینه‌های برق و گاز مصرفی را نتوانسته‌اند پرداخت کنند. یعنی پول یارانه خود را در جاهای دیگر مصرف کرده‌اند و الان در مانده‌اند. مبلغ یارانه 45 هزار تومان برای هر نفر، در مجموع بسیار بالا بوده است و تزریق این پول، این مشکلات را هم باید در پی داشته باشد. 

همچنین فراموش نکنید این صحبتی که رئیس‌جمهور دارند مطرح می‌کنند که ما پنج برابر این یارانه فعلی را به مردم خواهیم داد به‌طور مسلم، جنبه تبلیغی و روانی دارد. خود ایشان هم می‌داند و از ته قلب نمی‌خواهد فاز دوم این قانون اجرا شود. چون ما هنوز مردودی پایه اول هستیم و نمی‌توانیم به پایه دوم برویم. زمانی می‌توانیم برویم که در پایه اول، نمره قبولی را گرفته باشیم. نمی‌گویم نمره بیست گرفته باشیم ولی حداقل نمره 15 را باید از پایه اول گرفته باشیم. من هم اعتقاد دارم که مجلس، سپر بلای رئیس‌جمهور شد و این ریسک را به جان خرید. رئیس‌جمهور هم برای اينكه تبلیغ روانی ایجاد کند به راحتی می‌گوید مجلس نمی‌گذارد دولت به اهداف هدفمندی دست پیدا کند. در صورتی که هنوز دولت منابع پیشین را هم بدهکار است و هنوز مانده که برای ماه بعد باید چه‌کار کند. 

چندی پیش مجلس به تحقیق و تفحص از بانک مرکزی رای مثبت داد ولی در موارد مطرح شده در طرح این تحقیق و تفحص عمدتا به این اشاره شده که مابه‌التفاوت قیمت ارز به کجا رفت و ساماندهی بازار پولی و موسسات مالی و اعتباری چه سرنوشتی پیدا کرد؟ در این طرح اما به هدفمندی یارانه‌ها اشاره نشده است که آیا هنوز هم از منابع بانک مرکزی برای پرداخت یارانه نقدی استفاده می‌شود یا خیر؟ مشخص نیست چرا در مجلس اصلا به این موضوع مهم اشاره نشد؟ 

نکو: ما نمی‌گوییم که مجلس عقل کل است. البته مجلس در بسیاری از زمینه‌ها ورود پیدا می‌کند. یک جلسه غیرعلنی مجلس درباره هدفمند شدن یارانه‌ها برگزار شد و نمایندگان به شدت در مورد هدفمندی یارانه‌ها صحبت کردند چون غیرعلنی بود بنده به مباحث مطرح شده اشاره نمی‌کنم. ولی آن چیزی که مهم است این است که پرداختی‌های ناشی از درآمدهای هدفمندی یارانه‌ها از کجا تامین شده است؟ این پرسش جای سوال و تحقیق و تفحص دارد و باید مشخص شود که منبع آن کجاست و از کجا تامین شده‌است. 

قبل از اجرای قانون هدفمندی یارانه بابت فروش هر کیلو وات ساعت برق 30 تومان به وزارت نیرو تحویل می‌شد ولی طبق گفته معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی الان 26تومان به وزارت نیرو داده می‌شود. کل تولید برق در یک سال 200 میلیارد کیلو وات ساعت است. گویا بخشی از منابع یارانه از این قسمت هم اختصاص پیدا کرده است. 

نکو: به هر حال باید از جایی پول یارانه‌ها تامین شده باشد. یا اينكه درآمد ما کافی بوده است و از درآمدها داده‌ا‌یم یا اينكه از منابع دیگری داده‌ایم که می‌تواند بانک مرکزی باشد یا صندوق‌های مختلف دیگر! از سوی دیگر وقتی هم که پول دست مردم است آنها مصرف می‌کنند و تقاضاهایی دارند. معمولا اگر عرضه جوابگو نباشد به‌دنبالش گرانی و تورم خواهد بود. تولیدی که مورد حمایت قرار نگیرد و سهم خود را دریافت نکند پاسخگوی نیاز جامعه نخواهد بود. جامعه با آن مبلغی که به عنوان یارانه دریافت می‌کند به‌دنبال ارضا کردن نیازهای خود است. برای اينكه به تقاضای مردم پاسخ داده شود ما به واردات روی آوردیم و مجبوریم کالاهای چینی و دیگر کشورها را وارد کنیم. لذا در این حالت، تولید خود به خود نابود می‌شود. تولید ما در این میان از دو جهت ضربه خورد. یکی از جهت حمایت‌هایی که صورت نمی‌گیرد و یکی هم با وارداتی که صورت می‌گیرد. 

یوسفی: همانطور که گفتم یارانه یعنی دارویی که به بیمار داده می‌شود تا سلامت او به دست آید. با این یارانه نقدی نه تنها حال کسانی که بیمار هستند خوب نمی‌شود بلکه افراد سالم هم بیمار می‌شوند. رضایت افراد فقیر و اقشار روستایی و بی‌بضاعت ما برای همین مبلغ پول، دلالت بر اثرگذاری یارانه‌ها نمی‌کند. این به دلیل فقر گسترده‌ای است که در جامعه وجود دارد و به خاطر سیاست‌های غلط ما به وجود آمده‌است و نتوانسته اشتغال ایجاد کند و نتوانسته تولید را افزایش دهد. 

در کشور ما به جای اينكه جایگزینی واردات صورت بگیرد یعنی ما واردات نداشته باشیم تا تولید ما رشد کند، در مطالعه‌ای که انجام دادیم نشان داده شده است که جایگزینی تولیدات داخلی صورت گرفته است. نه تنها در یک قلم کالا بلکه در تمام اقلام این جایگزینی رخ داده است و حتی در قطعات خودرو هم، جايگزینی تولیدات داخلی را داشته‌ایم. در باقی صنایع بدون استثنا، واردات ریشه تولید را به شدت خشکانده است. 

نکو: جالب اینجاست که دولت هم گاهی اوقات از واردات حمایت می‌کند. 

یوسفی: نکته دیگر این است که افزایش واردات، منجر به افزایش کارایی هم نشده است. بهره‌وری صنعتی ما از بالای یک درصد به حدود منهای سه دهم درصد رسیده ‌است. یعنی نه تنها صفر شده بلکه بهره‌وری صنعتی در کشور ما منفی هم شده‌است. علت این وضع به سیاست‌های غلط و بی‌ثباتی در برنامه‌ها برمی‌گردد. تورم، خودش یک نوع بی‌ثباتی بسیار عمده‌ای است که در جامعه به وجود آمده‌است. ما می‌گوییم این پولی که به مردم می‌دهند و این نقدینگی منجر به تورم می‌شود و در این شکی نیست. در سال‌های مختلف قیمت‌ها دست به دست هم داده و منجر به این تورم بالا شده‌است و همین تورم باعث بالا رفتن هزینه‌های دولت شده است. چون 80درصد اقتصاد ما در اختیار دولت است. وقتی قیمت‌ها بالا بروند، دولت باید هزینه‌های بیشتری پرداخت کند. به همین دلیل می‌بیند هزینه‌ها بالا رفته است و نمی‌تواند یارانه‌ها را پرداخت کند. از سوی دیگر دلار باید در بازار عرضه بشود ولی دولت قادر نیست اين كار را انجام دهد و نتیجه این است که قیمت دلار، بالا می‌رود و معلوم است که دولت می‌خواهد از این میان سودی ببرد. در حال حاضر 45 هزار تومان به هر نفر یارانه پرداخت می‌کنیم و به حدود 15 قلم کالا یارانه می‌دهیم. قیمت این اقلام بالا رفته است. اگر قیمت آنها بالا نمی‌رفت، پولی که مردم از طریق عدم افزایش قیمت‌ها دریافت می‌کردند، ده هزار تومان بیشتر از 45 هزار تومان بود. یعنی یارانه نقدی، بیش از 55 هزار تومان به هر نفر هزینه تحمیل کرده‌است. 

قصد من این نیست که بگویم این پول را به مردم ندهند. به هر حال این یارانه یک مقدار فشار بر اقشار ضعیف را کم می‌کند. کشورهای نفت‌خیز دیگر چه کار می‌کنند که مردم آنها بی‌نیاز هستند و فضای کسب و کار را مساعد کرده‌اند ؟ چه شده است که کشورهای نفت‌خیز دولت خود را چابک کرده و هزینه‌هارا کاهش داده و اشتغال ایجاد کرده‌است؟اینها باید تبیین شود. ما وقتی که این موفقیت‌ها را نداریم، طبیعی است که برای خود خلق مشکل می‌کنیم و بعد از آن سعی می‌کنیم با مسکن‌های موقتی دردها را تسکین بدهیم. نباید فراموش کنیم که این یارانه دادن، به هیچ عنوان نمی‌تواند حل کننده این مشکلات باشد. بعد هم درآمدهای ارزی در اختیار دولت است. بازار زمانی بازار است که در آن عرضه‌کننده و تقاضاکننده، مستقل باشند. عرضه‌کننده اینجا دولت است. پیچ قیمت‌ ارزهای خارجی هم در اختیار دولت است. می‌تواند به دلخواه خود آن را کم یا زیاد کند. شما می‌دانید با یک تاکتیک دولت می‌تواند ارز مرجع با قیمت 1226 تومان را به دو هزار تومان یا 2500 تومان برساند. اگر مابه‌التفاوت قیمت ارز، هزار تومان باشد دولت بخواهد کل رقم مابه‌التفاوت قیمت ارز را بین مردم توزیع کند بابت همین ارز خارجی، به هر نفر چیزی بیشتر از 85 هزار تومان می‌رسد. سوال اما این است که آیا اين كار منطقی است؟ مسلما منطقی نیست. مثل این می‌ماند که ما خانه خود را بفروشیم و پول آن را توزیع کنیم. کاری که در بلندمدت باید انجام دهیم این است که بر ساختار تولید تاکید کنیم و هدایت منابع به سمت تولید را جدی بگیریم. مردم اکنون آگاه هستند و خودشان خیلی خوب می‌فهمند که این پرداخت مقدار ناچیز پول، اصلا دردی را دوا نمی‌کند. اگر مردم این یارانه را می‌گیرند به خاطر این است که می‌گویند اگر ما همین مقدار پول را نمی‌گرفتیم چه کار می‌توانستیم بکنیم. 

سقایی: بهره‌وری یعنی اينكه ما بلد باشیم هوشیارانه‌تر از منابع و نهاده‌های تحت اختیارمان استفاده کنیم برای ستانده و خروجی بیشتر! در واقع خروجی بیشتری بگیریم با منابع کمتر. طبق برنامه‌های پنج ساله چهارم و پنجم توسعه قرار بوده است که از رشد اقتصادی که اتفاق می‌افتد 30 درصد آن از مجرای بهره‌وری باشد. یعنی ما در این بخش سرمایه‌گذاری انجام ندهیم ولی رشد اقتصادی و درآمدهای ما افزایش پیدا کند. یعنی پیش‌بینی کرده‌ایم که سالانه 8 درصد رشد اقتصادی داشته باشیم و 2/4 درصد آن از محل ارتقای بهره‌وری باشد. این مقدار رشد اقتصادی از محل ارتقای بهره‌وری، قطعا تحقق پیدا نکرده‌ و از آنچه که قبلا بوده‌ پایین‌تر رفته است. 

من هم معتقدم که یک عده از مردم ما به دلیل اينكه عدم آگاهی دارند و در موقعیت فقر خیلی زیادی بوده‌اند احساس می‌کنند این نوع یارانه گرفتن به‌نفع آنهاست. اما من فکر می‌کنم که ما باید آنها را آگاه سازيم که آیا بهتر نبود به‌جاي اينكه فرزند شما الان پولی را می‌گیرد ولی وابسته است به اينكه ماه بعد این یارانه پرداخت می‌شود یا نه، یک کارخانه در نزدیکی شما ساخته می‌شد و فرزند شما سر کار می رفت و برای همیشه شغل مي‌داشت؟ ما باید این طرز تفکر را دقیقا در همان سطوح تغییر بدهیم. چون آن افراد هستند که فکر می‌کنند این یارانه به‌نفع آنهاست و همان اقشار هم هستند که ضربه اول را دوباره می‌خورند. 

نکته دیگر این است که ما انتظار داشتیم هدفمندسازی یارانه‌ها فضای رقابت را بهتر کند و جلوی انحصارها گرفته شود تا رقابت کافی اتفاق بیفتد و سازمان‌های ما به‌طرف بهبودهای واقعی بروند. به نظر می‌رسد که آن فضا بهتر نشد بلکه از تولید هم، حمایتی نشده‌است. شما یک مجموعه خصوصی را مجسم کنید که دارد سعی می‌کند در این شرایط به تولید خودش ادامه بدهد. بد نیست آدم با مثال‌های خیلی ساده عمق یک فاجعه را ببیند. من با یک مجموعه خصوصی آشنا هستم که دارند کار تولید انجام می‌دهند و 80 درصد قیمت تمام شده آنها، مواد اولیه است که می‌خرند. مواد شیمیایی می‌خرند و تبدیل می‌شود به قطعاتی که تولید می‌کنند. اما الان وضع به صورتی شده که نمی‌داند این مواد را از کدام کشور وارد کند و مانده‌است که چگونه و با چه کسی ارتباط برقرار کند و نمی‌داند چه کاری باید انجام بدهد. اصلا نمی‌داند چه اتفاقی شش ماه بعد می‌خواهد بیفتد که برای آن برنامه‌ریزی کند. 

دولت در همان سال 89 اعلام کرد که ظرف شش ماه اثر تورمی هدفمندسازی یارانه‌ها تخلیه می‌شود. اخیرا هم رئیس بانک مرکزی اعلام کرده که نرخ تورم یک ساله منتهی به آبان 91 به 26 درصد رسیده است. صندوق بین‌المللی پول اعلام کرده است که نرخ تورم ایران در بین 184 کشور رتبه چهارم را از لحاظ داشتن تورم بالا دارد و قبل از ایران کشورهای بلاروس، سودان جنوبی و سودان هستند و کمترین تورم در سوئیس است با منفی نیم درصد! با این تورمي‌كه وجود دارد و کاهش ارزش پول که در ماه‌های اخیر و در زمستان سال 90 اتفاق افتاد، الان ارزش واقعی 45 هزار تومان یارانه نقدی چقدر است؟ 

نکو: در چارچوب قانون هدفمندی یارانه‌ها قول‌هایی داده شده بود که از تولید حمایت شود و باید تسهیلاتی را برای تولید در نظر می‌گرفتند ولی دولت بدقولی کرد. وقتی که هزینه برق و گاز یک کارخانه سرسام‌آور شود چه اقدامی باید انجام دهد؟ به‌طور یقین یا کیفیت کالای خود را پایین می‌آورد که اکثرا اینطور هستند یا اينكه اقدام به‌گران کردن می‌کنند و ما شاهد این موضوع هستیم! مقصر هم بخش تولید نیست. از آن طرف هم، پولی که به دست مردم دادیم یک مسکن ضعیفی است که مردم احساس کنند که زنده هستند. به‌دنبال گران شدن کالاها و مایحتاج عمومی مردم، شما اگر مقایسه کنید می‌بینید در مقابل مازاد پولی که مردم بابت تهیه کالا می‌دهند این مبلغ یارانه جوابگو نیست. شما در اینجا می‌توانید متوجه شوید که ارزش پول ملی کشورمان چقدر افت کرده‌است. 

در بحث ارز هم، توهینی که به ارزش پول ملی کشور شد شاید در تاریخ از آن به عنوان یک حادثه بزرگ یاد کنند که اینقدر پول کشورمان مظلوم واقع می‌شود. این برمي‌‌گردد به سوءتدبیرهایی که وجود دارد. 

یوسفی: اگر تورم 26 درصدی را حساب کنیم یعنی 10 هزار تومان هر دفعه کم می‌شود. 26درصد یعنی حدودا یک چهارم! شما اگر این 26 درصد را هم بپذیرید الان 20 هزار تومان از آن 45 هزار تومان رفته است. در حالی که قیمت‌ها خیلی بیش از این بالا رفته است. شاخص قیمت‌ها زمانی قابل قبول است که اولا آزاد باشد. ثانیا ما سبد مصرف‌کننده‌ها را آن چیزهایی که مصرف می‌کنند واقعا در نظر بگیریم و نه اينكه بیاییم کالاهایی را در نظر بگیریم که دولت کنترل می‌کند و قیمت آنها پایین است. به همین دلیل مقدار تورم هم کمتر محاسبه می‌شود. یک خودروی مگان 38 میلیون تومان بوده است و الان 61 میلیون تومان شده‌است. 

کل سبد مصرفی خانوارها که بانک مرکزی در نظر گرفته شامل 360 قلم کالا و خدمات است که بعضی از اقلام آن خوراکی است، مثل ماست و تخم‌مرغ. مجموعه این اقلام را گفته‌اند که 26درصد افزایش قیمت داشته است. 

یوسفی: بله؛ مي‌دانم. من همین را خودم دارم درس می‌دهم. بعضی وقت‌ها مي‌‌گویند اقتصاد، چیزی است که اقتصاددان می‌گوید. ما اقتصاددان‌ها می‌توانیم برای شما بهشتی بسازیم. اما شرافت کاری به ما اجازه نمی‌دهد هر کاری را انجام دهیم. کسی ممکن است بیاید چشمش را ببندد و اقلامی را بیاورد که مردم آن را مصرف نمی‌کنند و آن قیمت‌ها را مقایسه کند. براساس اطلاعاتی که خود مرکز آمار منتشر کرده است اما هزینه یک خانوار شهری دو برابر شده است. یعنی چیزی حدود 200 درصد افزایش پیدا کرده‌است و معلوم نیست کجای این نرخ26درصد می‌شود؟ بنابراین ما باید بیاییم واقعیت‌های جامعه را ببینیم. بهتر است بدانید زمانی که من می‌روم خرید کنم قیمت اقلامی نظیر گوشت و مرغ و شیر کمتر از 50 درصد افزایش پیدا نکرده‌است. ما کالا وارد می‌کنیم که خریداران خود را راضی نگه داریم ولی این واردات باعث ریشه‌کنی تولیدات داخلی شده است. یعنی صنعت‌زدایی در کشور ما شروع شده است. نکته دیگر این است که وقتی مشکلات اجتماعی یا مشکلات اقتصادی به وجود می‌آید گه گاه قابل جبران نیست. فردی که بیکار است و زورگیر می‌شود یک مشکل او بیکاری بوده است. چون کار برای او ایجاد نشده است مشکل دیگری به آن اضافه شده‌است. 

در قالب هدفمندسازی یارانه‌ها، به نوعی واقعی‌سازی قیمت و آزادسازی قیمت اقلامي‌كه قبلا ارزان‌تر عرضه می‌شد مثل بنزین و گازوئیل و گاز داشت عملی می‌شد. در وضع فعلی قیمت دلار همچنان دارد بالا می‌رود و معیار ما برای اینکه قیمت‌های منطقه را بسنجیم همین دلار است. نرخ هر دلار در سال 1389 حدود 900 تومان بود و الان طبق نرخ مرکز مبادلات ارزی 2500 تومان شده‌است. آیا برای واقعی‌سازی قیمت‌ها، مردم ما اين كشش را دارند که به قیمت جدید دلار تن بدهند و آیا نظام اقتصادی ما قادر است این افزایش قیمت سریع را تحمل کند؟ 

نکو: در رابطه با آزادسازی قیمت‌ها باید گفت که ما باید به آن سمت و سو برویم. در ارتباط با هدفمندی یارانه‌ها اگر طی مدت 15 سال اين كار را به مرور انجام می‌دادیم می‌توانست جواب بدهد. اگر با برنامه، اين كار انجام می‌شد ما شاهد این بی‌دروپیکری‌ها نبودیم. 

اگر فرضا قیمت دلار همان 900 تومان می ماند قیمت بنزین را که الان 400 تومان هست می‌توانستیم به 900 تومان برسانیم و آزاد سازی قیمت اتفاق بیفتد. 

نکو: ما با بحران‌های عدیده‌ای مواجه هستیم و یک مقدار آن به اوضاع اقتصاد جهانی و به هم‌ریختگی آن برمی‌گردد و همچنین تحریم‌ها را داریم و سوء‌مدیریت‌های داخلی، در نتیجه این شرایط اجازه اجرای فاز دوم هدفمندی را نخواهد داد. به نظر من، فاز دوم اگر اجرا بشود یک خودکشی تمام عیار است. اگر بخواهیم آزادسازی قیمت‌ها را داشته باشیم و اگر به‌دنبال اتفاقات ناگواری هستیم و می‌خواهیم و با این نیت که این اتفاقات بیفتد اين كار را انجام بدهیم، این یک بحث جداگانه است. 

قبلا که قیمت دلار 900 تومان بود قیمت بنزین را به 400 تومان رساندیم که حدودا نصف قیمت بنزین در منطقه می‌شد. حالا قیمت بنزین در منطقه با توجه به دلار 2500 تومانی حداقل به هر لیتر 1250 تومان می‌رسد. آقای دکتر یوسفی شما به عنوان اقتصاددان چه نظری در این زمینه دارید که با افزایش قیمت دلار و اینکه باید قیمت جدید دلار مبنا باشد، آیا درواقع دستاوردهای فاز اول هدفمند سازی خنثی شده است یا نه؟ 

یوسفی: این مسئله قابل پیش‌بینی بود. اولا به‌طور نرمال، دولت‌ها نباید در اقتصاد مداخله کنند. شرایط بازار باید بتواند قیمت‌ها را تعیین کند. به دلیل وجود انحصار، ما مشکل داریم و رقابت وجود ندارد. تا زمانی که ما نفت داریم و نمی‌شود آن را به بخش خصوصی واگذار کرد و در اختیار دولت است، دولت نقش مهمي‌در تنظیم بازار و تنظیم ارز و تنظیم متغیرهای سوخت دارد. ما باید نیازها و شرایط اقتصادی خودمان را بسنجیم. اما اینکه چه میزان می‌خواهند تعیین کنند بستگی به نرخ دلار دارد که سه هزار تومان تعیین شود یا پنج هزار تومان یا کمتر و بیشتر! متناسب با آن قیمت این حامل‌های انرژی هم تغییر می‌کنند. 

آیا جامعه تحمل دارد که قیمت‌ها به صورت پله‌ای و سریع و صرفا به خاطر کاهش ارزش پول ما و افزایش قیمت دلار بالا برود؟ 

یوسفی: به‌طور مسلم، شرایط اقتصاد ایران به‌گونه‌ای است که به هیچ عنوان امکان این را نمی‌دهد. به همین دلیل معتقدم باید جلوی اين كار گرفته بشود و متوقف بشود. چون اين كار تبعات اجتماعی دارد و مشکلاتی را ایجاد می‌کند که قابل جبران نیست. 

در مصاحبه تلویزیونی رئيس‌جمهور گفتند که ما یک میلیون و 800 هزار بشکه نفت در روز به پالایشگاه‌ها می‌دهیم و گاز هم مصرف می‌شود که در مجموع حدود 300 هزار میلیارد تومان می‌شود که می‌توان پس از کسر هزینه همه آن را به عنوان یارانه به مردم داد. قبلا مقامات دولتی با قیمت قبلی هر دلار هزار تومان می‌گفتند 100 میلیارد دلار یارانه ولی الان رئيس‌جمهور با قیمت جدید دلار مقدار آن را حساب می‌کند. اگر این بحث‌ها ادامه پیدا کند و تصور شود این رقم درشت یارانه‌ها را داریم و مجلس نمی‌خواهد این مبلغ به مردم داده شود و در کنار اینکه ما مي‌خواهیم نظام اقتصادی ما رقابتی و سالم شود به چه نحو شما این مباحث را ارزیابی مي‌كنید؟ 

نکو: بعضی اوقات آدم می‌ماند که این آمار و ارقام اعلام شده چگونه محاسبه شده است و اصلا چرا این آمار و ارقام را می‌دهند. ما واقعیت‌ها را باید به صراحت بپذیریم. من نمی‌خواهم بگویم که ما باید تسلیم تحریم‌ها شویم. دولت باید با صراحت بیاید بگوید که چه مشکلاتی دارد و برای حل این مشکلات از عقلای جامعه کمک بگیرد. ما ضعفی که در دولت می‌بینیم این است که تمام درهای مشورتی را به روی خودش بسته است. مجلس از روی دلسوزی می‌گوید که می‌خواهیم به شما کمک کنیم. اما دولت درها را بسته است و اجازه نمی‌دهد که به او کمک کنیم. رئيس‌جمهور در مصاحبه‌هایش و مخصوصا مصاحبه اخیرش تلاش کرد که تمام تقصیرات را به‌گردن مجلس بیندازد که ما می‌خواهیم به مردم پول بدهیم و مبلغ آن را هم چند برابر کنیم ولی مجلس اجازه نمی‌دهد. در حالی که دولت می‌داند این امکان‌پذیر نیست. اما می‌داند که در صادرات نفت مشکلاتی داریم. الان تولید نفت ما و مشتریان ما به شدت کاهش پیدا کرده‌است و این آمارها و ارقام که داده می‌شود با واقعیت‌ها تطابق ندارد. دولت، با توجه به پایان دوره خود، دارد یک بحث سیاسی را دنبال می‌کند که چه کسانی را مورد حمایت قرار خواهد داد. حداقل فردا دوستان خودش که می‌خواهند این مسیر را ادامه بدهند می‌گویند ما می‌توانیم و خواهیم توانست پول زیادی به مردم بدهیم. مقصود رئیس‌جمهور بیشتر جنبه سیاسی، تبلیغاتی و روانی داشته‌است. 

یوسفی: من معتقدم که مسائل کوتاه مدت را باید کنار گذاشت. ریاست جمهوری، مسئول مملکت است و باید چاره‌اندیشی کند و بلندمدت فکر کند. در حقیقت اقتصاد مملکت را به سمتی ببرد که بدون نیاز به دولت یا یک گروه سیاسی، بتواند خودش را اداره کند. دولت با اين كار، سیاست‌هایی را دنبال می‌کند. یکی اینکه دارد به مردم این طوری القا می‌کند که من تنها قهرمانی هستم که اين كشور به خود دیده است. 

دولت به جای اینکه تولید را تشویق کند، مصرف را تشویق می‌کند و این مصرف، اثرات بلندمدت ندارد. ضمن اینکه به‌گونه‌ای تشریح می‌شود که با 45 هزار تومان زندگی مردم از این‌رو به آن رو مي‌شود. این توهم کامل است و هیچ دردی را از مشکلات مردم کم نمی‌کند. چه بسا ممکن است نسل‌های آینده با مشکلات بیشتری روبه‌رو شوند. راه بهتر این بود که تولید تشویق می‌شد و دولت، فضای کسب‌وکار را فراهم می‌کرد و مداخله نمی‌کرد و از این بحث‌های تبلیغاتی خودش کم می‌کرد. مردم خیلی خوب تشخیص می‌دهند که اگر اشتغال ایجاد شود و رفاه بالا برود مناسب‌تر است ولی با این وضعیت به نظر می‌رسد دولت، سیاست دیگری را دارد دنبال می‌کند. 

نکته دیگر این است که زمانی که آقای احمدی‌نژاد آمد بحث‌هایی را مطرح کرد و همه مردم فکر می‌کردند ایشان به‌طور کامل تلاش می‌کند که از مسائل سیاسی، خودش را به کنار بزند و بیاید به معنای واقعی جلوی خیلی خرابکاری‌ها را بگیرد و جهت برقراری عدالت، سینه سپر کند. اما با توجه به هزینه‌های دولت و تورمي‌كه ایجاد شده است و وضع دستمزدها را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم که وضعیت اقتصادی ما در حال افت است و بخش عمده آن به خاطر بی‌ثباتی‌ها و این صحبت‌هایی است که مسئولان علیه همدیگر می‌کنند. در حالی که دولت باید حقیقت را به مردم بگوید و آنچه را که می‌تواند و آنچه را که نمی‌تواند! 

من معتقدم که همه نهادهای قدرت و دولت، باید چاره‌اندیشی کنند و با این بحث‌های سیاسی زودگذر کشور را به لبه پرتگاه نبرند. چون لطمه‌ای که مردم عادی می‌خورند جبران‌ناپذیر خواهد بود. 

سقایی: بعضی از مشکلات ما نمایان نیست و حل برخی از آنها خیلی طولانی است. فکر می‌کنم تعدادی از تصمصیم‌گیری‌های ما که در سطوح بالای تصمیم‌گیری بوده است موجب یک اتفاق بسیار جدی شده است که پنهان است. اعتماد بین آدم‌ها، به‌طور کامل در این زنجیره از بین رفته است. وقتی فرضا یک کارخانه‌دار می‌خواهد مواد اولیه را بخرد سعی می‌کند چک دیر به او بدهد. او سعی می‌کند مواد خراب‌تر به کارخانه دار تحویل دهد. مدیر سعی می‌کند به کارمندان و کارگران اجحاف کند و قراردادها به شدت کوتاه‌مدت شده و ما الان قرارداد یک ماهه داریم. کارمندان هم سعی می‌کنند کار کمتری انجام دهند. مشتریان هم وقتی می‌خواهند محصولی را بخرند سعی می‌کنند فقط منافع خودشان را درنظر بگیرند. یکی از نگرانی‌های جدی من این است که داریم فضای اعتماد را به‌طور کامل از بین می‌بریم. برگرداندن اعتماد هم، به‌راحتی امکان ندارد. یعنی ما داریم به منابع انسانی خودمان بزرگ‌ترین ضربه را می‌زنیم. 

نکته آخر این است که برنامه‌ریزی کردن برای کوتاه مدت آسان است که توفیق‌های کوتاه مدت ایجاد می‌شود ولی برنامه‌ریزی بلندمدت سخت‌تر است ولی باز، شدنی است. مهم این است که چه کسی برنامه‌ریزی کند که هم منافع کوتاه مدت را به دست بیاورد و هم منافع بلندمدت را. ما نشان دادیم که این تعقل را در سطوح مختلف نداریم و راهکاری که به ذهن من می‌رسد این است که ما صرفا به‌دنبال نتایج بسیار کوتاه مدت نباشیم. یک مشکل دیگر ما ناآگاهی است که نمی‌دانیم کاری که انجام مي‌دهیم چقدر به خودمان و دیگران لطمه می‌زند. ما بايد بیشتر یاد بگیریم و با اصول واقعی علوم آشنا شویم و بدانیم که قرار نیست یک نفر در هر زمینه‌ای اظهارنظر کند. اجازه بدهیم تخصص، جای خودش را حفظ کند.
تهران‌امروز 
captcha