من خود را در «کار» معنا می کنم. خصلتی که علاوه بر طبیعت فردی، در تربیت خانوادگی ام ریشه دارد.
من خود را در «كار» معنا مي كنم. خصلتي كه علاوه بر طبيعت فردي، در تربيت خانوادگي ام ريشه دارد. در پدري كه آرام و قرار نداشت. پدري كه شغل معلمي را رها كرده و به سوي صنعت رفته بود و پايه گذار صنعت برق نوين ميهن گرديد و مادري به غايت دانا و فداكار. دوران تحصيلم در دانشكده فني دانشگاه تهران همزمان بود با نهضت ملي شدن نفت. به چشم خود هم حمايت از اين نهضت در 29 اسفند و سي تير و ... را ديدم و هم غارت خانه دكتر مصدق را در 28 مرداد: «من بشر را در نور، من بشر را در ظلمت ديدم» و آموختم: با مردمي كه دچار فقر اجتماعي اند نميتوان كشور را ساخت و در مسير صنعتي شدن گام برداشت. لذا «صنعتي» كردن كشور و «كارآفريني» را مكتب خود قرار دادم. پس در معيت پدر با تاسيس شركت بوتان، پيشگام استفاده از گاز مايع دركشور شدم و در طي چند دهه تاكنون به اتفاق برادران و خواهران و همكارانم تلاش نموديم تا با تحول در مصرف «انرژي» و جلوگيري از هدر رفتن منابع گاز كشور، امكان توسعه ملي و معيشت سالم بخشي از هموطنانمان را فراهم آوريم.
ديگر آنكه من توسعه اقتصادي و رفاه ملي را در قالب «تشكل گرايي» ممكن دانسته و ميدانم. تشكل هاي چندي را بنيان نهاده و به اتفاق ياران عزيـزم راهبـري كرده ام. اميـد كـه همه بتوانيم بـا «كار» بيشتر و خلاقانه تر در خدمت ميهن عزيز و همه انسانها باشيم. انسانهايي كه آزاد و برابر با يكديگر به دنيا مي آيند و بايد نسبت به هم مانند برادر رفتار كنند.
* عضو هیات نمایندگان اتاق ایران