خبر اقتصادی - علیرضا شکیبایی اظهار کرد: صِرف توجه به اقتصاد و مسائل اقتصادی بدون توجه به عقبه فرهنگی، کشور را دچار مشکلاتی میکند زیرا اعتقاد دارم زیربنای تغییرات اقتصادی در هر کشوری فرهنگ است. اقتصاد نیازمند فرهنگ متناسب با آن است. فرهنگ باید متناسب با توسعه اقتصادی و رشد اقتصادی باشد که متاسفانه به نظر میرسد در دو سه دهه بعد از انقلاب به طور اساسی و بنیادی به این مقوله توجه نشده است.
به گزارش ایسنا، در سالهای گذشته بیشتر توجه ما به ظواهر فرهنگی، شعارهای فرهنگی و ابزارهای فرهنگی بوده است. این در حالی است که ظواهر فرهنگی مسائل اقتصاد را متحول نمیکند. به عبارت دیگر با داشتن روزنامه بیشتر، کتاب بیشتر و فیلم و تئاتر بیشتر اقتصاد تغییر نمیکند.
وی افزود: شعار سال 93 تحت عنوان «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی»، ترکیبی از چهار موضوع بسیار مهم است که با هم ارتباط و پیوند دارند و نهایتا قصد این است که کشور پیشرفت کند و یک حرکت و رشد رو به جلو داشته باشد.
شکیبایی ادامه داد: در سالهای گذشته به ابعاد فرهنگ، آموزش، بهداشت و درمان، زیرساختهای فیزیکی، جاده، انرژی و ارتباطات توجه بسیاری شد به طوری که در خیلی از زمینههای مطرحشده، کشور رشد چشمگیری داشته و مشکل اساسی در این زمینهها در کشور حس نمیشود. اکنون به درستی متوجه شدیم که مقوله اقتصاد را که موتور پیشرفت و رشد کشور است، کمتر مورد توجه قرار دادهایم.
این عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان با بیان اینکه در دوران گذشته به بخش اقتصاد کمتر توجه شده است، تصریح کرد: در علم اقتصاد به ازای جمعیت شاخصهایی مانند درآمد سرانه و تولید سرانه وجود دارد که متاسفانه این شاخصها، شاخصهای مناسبی در کشور نبودند و نشان میدادند که اقتصاد ایران نتوانسته در این حوزه شاخصهای مناسبی به دست آورد. باید در سالهای گذشته به تولید و درآمد ملی توجه میشد.
شکیبایی با بیان اینکه باید مسئولان به شعار سال توجه ویژهای داشته باشند، تصریح کرد: در شعار سال، ابتدا واژه اقتصاد مطرح شد و سپس کلمه فرهنگ مطرح شده است که این موضوع نشان میدهد برای رشد اقتصادی نیازمند فرهنگ خاص هستیم. اقتصاد و فرهنگ دو وجه کنار هم هستند.
این اقتصاددان با تعریف مدیریت جهادی گفت: مدیریت جهادی، مدیریتی است که در آن بروکراسی دولتی کمتر باشد، سلسلهمراتب کمتر رعایت شود و تلاش شبانهروزی در آن بیشتر باشد. در مدیریت جهادی باید روحیه ایثار، گذشت، مردمدوستی و خدمتگزاری وجود داشته باشد. با سلسلهمراتب مرسوم سنتی نمیتوان مسائل را حل و فصل کرد و کشور هماکنون به یک مدیریت جهادی نیاز دارد. مدیریت جهادی، خود یک فرهنگ، یک روش و یک سبک برای رشد اقتصادی است و برای این است که افراد تابع بروکراسیها و آییننامهها و دیوانسالاری نشود.
وی ادامه داد: اگر من برای انجام کاری، منتظر باشم به من حق ماموریت دهند، حق سنوات بدهند و پست بدهند که در نظام دیوانسالار ما نیز متاسفانه این موضوع بسیار جا افتاده است، با این طرز فکر کارها پیش نمیرود. در زمان جنگ و در اوایل انقلاب، مگر کشور با این اندیشهها ساخته شد؟ انقلاب و هشت سال دوران جنگ تحمیلی با اندیشه افرادی ساخته شد که حساب و کتاب این شکلی اصلا برایشان مهم نبود. خالصانه، ایثارگرانه و با تلاش و کار شبانهروزی، کشور را اداره کردند و از آسیبهایی که ممکن بود به کشور برسد، جلوگیری کردند.
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه مدیریت جهادی کار بیبرنامه نمیخواهد، ادامه داد: باید برنامه و اهداف از قبل، تعیین و مشخص شده باشد. ما در برنامه و اهدافمان نمیخواهیم تصمیم جهادی بگیریم اما در صحنه اجرا و برنامهریزی باید قید و بندهای اداری و سلسلهمراتب را کنار بگذاریم و آن کسی جلوتر باشد که ایثارگر است و تلاش بیشتری برای خدمت به مردم میکند و دلسوز مردم است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان اظهار کرد: ایران، کشوری است که در منطقه حرف و ادعاهایی برای خود دارد و بر اساس این حرفها و ادعاها مورد هجوم و تهدید و تحریم قرار گرفته است. وقتی با این مشکلات روبرو هستیم، دیگر آن سیستم دیوانسالاری که حدود 100 سال پیش در ایران به وجود آمده و دست و پای همه را بسته است، نمیتواند ابزاری برای مقابله با تهدیدهای جدید و سریع دشمنان باشد. این مدیریت جهادی است که میتواند چالشهای موجود در کشور را حل کند.
این دانشیار دانشگاه شهید باهنر کرمان خاطرنشان کرد: یک لیست چند صدتایی از دستگاههای رسمی، وزارتخانهها و سازمانهایی که در عرصه فرهنگ فعالیت دارند، وجود دارد که بودجه و امکانات کشور را در اختیار گرفتهاند تا فرهنگ ما را سالمسازی کنند و جلو ببرند اما مشاهده میکنیم جامعه در برابر هجمههای فرهنگی، حالت انفعالی به خود گرفته است. این نشان میدهد که این سیستم دیوانسالاری قادر به حل مسائل فرهنگی نیست. باید یک راهبرد جدید برای مقابله با این هجمه فرهنگی تعریف شود که این راهبرد در شعار امسال تحت عنوان مدیریت جهادی مطرح شده است. با شعار دادن و سمینار گذاشتن اتفاقی نخواهد افتاد. اکنون باید مدیریت جهادی عملیاتی شود تا بتوانیم نتایج آن را در جامعه مشاهده کنیم.
وی تاکید کرد: مدیریت جهادی را در برنامهریزی و هدفگذاری بدون برنامه و سریع نمیبینیم بلکه باید برنامههای مطالعهشده و کارشدهای در جامعه داشته باشیم. در صحنه عملیاتی کردن، باید این برنامه با مدیریت جهادی به عنوان یک راهبرد، اجرایی شود.
این اقتصاددان یادآور شد: باید با مشارکت مردم در صحنه، مدیریت جامعه را به سمت توسعه و پیشرفت سوق دهیم. باید مردم محرم باشند و مردم را نامحرم ندانیم. برنامهها و تصمیمات در پشت درهای بسته صورت نگیرد و مردم در همه جا حضور داشته باشند. در مدیریتها و در سازمانهای مدیریتی، افرادی که روحیه ایثارگری، تلاش، جستجوگری، خدمتگزاری و دلسوزی مردم را دارند، باید زمام کار را در اختیار داشته باشند.
وی ادامه داد: اگر افرادی که پرکار و پرتلاش هستند را منزوی کنیم، قطعا به پیشرفت در تمام زمینهها نخواهیم رسید. متاسفانه تا حدودی، افرادی در جامعه کارها را برعهده میگیرند که کمتر این روحیه جهادی و ایثارگری دارند و بیشتر روحیه محافظهکاری، روحیه هیچ کار نکردن و ترس از کار کردن را دارند و همیشه بعد منفی قضیه را میبینند. افرادی که منفینگر و محافظهکار هستند، نمیتوانند روحیه جهادی مدنظر مقام معظم رهبری پیاده شود.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه وزارت بهداشت و درمان در راستای این شعار به خوبی حرکت کرده است، خاطرنشان کرد: در عرصه بهداشت و درمان سالیان زیادی است که گفته میشود نمیتوان بیمهها را جمع و جور و پاسخگو کرد و جلوی سوء استفادههای آنها را گرفت. همچنین در بخش پزشکی، گرفتن زیرمیزی بسیار متداول بود و مسئولان بیان میکردند که این مساله مربوط به پزشکان است و پزشکان قشر نخبه جامعه هستند و نمیتوان با آنها برخورد کرد. اما طرح تحول نظام سلامت که نمونه بارز مدیریت جهادی است برای مقابله با این «نمیتوان»ها اجرا شده است که معتقدم نمونه و الگوی کاملی برای تبیین شعار مدیریت جهادی است. در وضعیت فعلی، احساس میکنم که وزارت بهداشت و درمان کار خود را عملیاتی میکند، ضمن اینکه قانون، حقوق بیمار و پزشک را رعایت میکند و در حال از بین بردن آسیبها و اشکالات حوزه بهداشت و درمان است.