خبر اقتصادی - به این افراد که نمیخواهند پیشرانه خودرو را دستکاری کنند و قصد دارند تا به طور استاندارد قدرت خروجی بیشتری از موتور خودرو خود داشته باشند، همیشه بررسی سلامت 3 قسمت از خودرو تاکید میشود؛ یکی قسمت برق و جرقهزنی، یکی قسمت مربوط به سوخت و دیگری تنظیمبودن سوپاپها.
به گزارش عصر خودرو، بسیاری از افراد تصور میکنند که قسمتهای تولید برق مثل کویل، شمعها و وایرها، عمر نامحدودی دارند و این تصور غلط خصوصا درباره کویل که دیرتر خراب میشود و فرسوده بودن آن به چشم نمیآید، بیشتر است. این در حالی است که این قطعات نیز مثل دیگر قسمتها دارای یک عمر خاصی هستند و پس از مدتی باید تعویض شوند. الکترود میانی در شمعها با کارکردشان، به مرور خورده و کوتاه میشوند و حتی با فرض سلامتبودن کامل موتور و دوده و روغن نزدن و نسوختن شمعها، باید بعد از کارکرد مشخصی که به نوع و کیفیت شمع بسته است، آنها را عوض کرد. خوردهشدن پلاتین میانی شمع به معنی فاصله گرفتن آن با قطب منفی آن است و در نتیجه میتواند منجر به یک جرقه نادرست و ضعیف برای آتشزدن مخلوط سوخت و هوا باشد.
نکته مهم دیگر در خصوص وضعیت و سلامت سوپاپهاست. اصطلاح فیلربودن به این معنی است که میل سوپاپ یا اسبکها (بسته به نوع موتور و طراحی آن) دارای فاصله مناسبی با ساق سوپاپ باشند. این فاصله یک استاندارد مشخص دارد و در صورت نامیزان بودن آن، سوپاپها نمیتوانند به خوبی و به مقدار کافی باز و بسته شوند و در نتیجه تنفس موتور به مشکل میخورد. این قضیه در برخی پیشرانههایی که اصطلاحا گفته میشود فیلر اتومات هستند یا با فشار روغن فیلر میشوند نیز وجود دارد و راهحل آن شیمگیری است. شیمگیری نیز کاری مشابه با فیلرگیری است و برای تنظیم فاصله باز و بسته شدن سوپاپهاست. این کار به قدری اهمیت دارد که برخی از مکانیکها میگویند موتور با فیلرگیری زنده میشود!. یک مکانیک ماهر میتواند با شنیدن صدای کارکرد پیشرانه تشخیص دهد که موتور نیاز به فیلرگیری دارد یا خیر.
وایرها نیز که به منزله راهی برای رسیدن جریان برق به شمعها هستند، به مرور و با کارکردشان، دارای افزایش مقاومت داخلی میشوند و در نتیجه آن، از کیفیت جرقه سر شمعها کاسته میشود.
راهحل فهمیدن این موضوع در یک اهممتر زدن آسان وایرها با دستگاه اهممتر است تا مقاومت داخلی آنها را به دست بیاوریم و در صورت زیاد بودن میزان آن از حالت استاندارد، سریعا اقدام به تعویض وایرها کنیم.
تازه این برای حالتی است که وایرها دچار سوختگی یا پارگی نشده باشند. عمر متوسط اکثر وایرهای خوب و باکیفیت در بازار در حدود 40 هزار کیلومتر گفته میشود که البته باز هم بسته به نوع آن میتواند متفاوت باشد.
اما کویل قسمتی است که کمتر کسی به یاد تعویض آن میافتد و این در حالی است که برای آن نیز عمری در حدود 80 هزار کیلومتر تعیین کردهاند. در واقع کویل، قسمتی از نیروگاه برق ماشین محسوب میشود و کم شدن توان آن، به معنی ضعیف بودن جرقه و در نتیجه یک انفجار نامناسب خواهد بود. البته دقت کنید که در برخی موارد، همان کویل قدیمی موجود در روی خودرو از برخی نمونههای نو بازار بهتر است، پس قبل از خرید حتما از مارکهای معروف و خوب اطلاعات کافی کسب کنید تا دچار ضرر و زیان نشوید.
از قسمت برق که بگذریم، نوبت به بخش سوخترسانی میرسد. فیلتر بنزین به مرور زمان و با کارکردش، کم کم گرفته میشود و در نتیجه در برابر ارسال حجم کافی و سریع بنزین، کمی مقاومت میکند. در نتیجه سوخت کافی و خصوصا در دورهای بالاتر به پیشرانه نمیرسد و ایجاد مشکل میکند. این قطعه قیمت کمی دارد و تعویض آن نیز کار بسیار راحتی است، پس حتی اگر علاقه ندارید خودتان آن را تعویض کنید هم، در زمان مناسب به فکر تعویض آن باشید. بسیاری از افراد با هر بار تعویض روغن، این قطعه را نیز تعویض میکنند، اما بهتر است عمری بیشتر از 15 تا 20 هزار کیلومتر برای آن متصور نباشیم. پمپ بنزین اما قطعه گرانقیمت است و از طرفی عمر زیادتری نیز دارد. بهتر است اجازه ندهیم هیچ وقت بنزین خودرو تمام شود تا جایی که خودرو خاموش شده و کثیفیهای داخل باک وارد پمپ و فیلتر شود. در واقع این اتفاق یکی از مهمترین علل کاهش عمر پمپ بنزین است.
واسکازینها و گریسها
همانطور که همه میدانیم روانکارها عضو مهمی در کارکرد خودرو هستند. در واقع روانکار در هر جا که اصطکاک زیاد مکانیکی و مالشی به وجود بیاید، لازم و ضروری به نظر میرسد. خودرو نیز برگرفته از قطعات مکانیکی مختلفی است که دائما در حال سایش و تماس با هم هستند و به همین خاطر روانکاری این بخشها بسیار حیاتی است. در شمارههای قبلی از روغنها و اهمیت و کارکرد آنها زیاد گفتهایم، اما همه روانکارها فقط روغنها نیستند و گریسها و واسکازینها نیز دو روانکار مهم دیگر در خودرو به شمار میروند. این دو روانکار خود به انواع مختلفی تقسیم میشوند و درباره آنها باید بگوییم که در واقع گریس و واسکازین یک نام کلی برای چند نوع مختلف روانساز هستند، هر چند که امروزه به طور جداگانه نیز به کار میروند. واسکازین یا همان روغن جعبه دنده، مثل دیگر انواع روانسازها، از ترکیب یک روغن پایه با افزودنیهای لازم دیگر ساخته میشود. این روانساز که نوعی روغن است، در قسمتهایی مثل دیفرانسیل، جعبه دنده و جعبه فرمان خودرو استفاده میشود. خاصیت مهم این روانساز برخلاف روغن موتور در گرانروی پایین آن یا به طور عامیانه در زود جاری شدن آن است. ضمن اینکه چون در قسمتهایی به کار میرود که باید با فلزات مختلفی در تماس باشد، به نحوی ساخته میشود که با همه آنها سازگار باشد.
اگر به واسکازین دقت کرده باشید، بسیار روانتر از یک روغن موتور است که به همان گرانروی پایین آن، به منظور کار در دمای پایین، مربوط میشود. این روانساز برای استفاده در جعبه فرمانهای هیدرولیک، معمولا به رنگ قرمز ساخته میشود و البته که کارایی آن با یک واسکازین دیفرانسیل یا جعبه دنده نیز تفاوت دارد. واسکازین یک کلمه روسی به معنای روغن دنده است و به همین ترتیب نیز برای درگیری در بین چرخدندهها ساخته میشود. البته تفکری که وجود دارد این است که روغن هیدرولیک، واسکازین نیست و این طرز تفکر به خاطر رنگ متفاوت آن است، در حالی است که روغن هیدرولیک نیز با داشتن خواص مورد نظر در طراحی واسکازینها، نوعی از واسکازین محسوب میشود. واسکازینهایی که برای جعبه دنده استفاده میشود، در 2 نوع اتوماتیک و دستی است که رنگ روغن دندههای اتوماتیک نیز معمولا به رنگ قرمز است. همان طور که گفتیم این روانساز مهم در انواع جعبه دندهها که دارای سرعت کار بالا با گشتاور پایین یا سرعت پایین با گشتاور بالا هستند و نیروی لغزشی بالایی در سیستم وجود دارد، استفاده میشود که انواع جعبه دندههای دستی، خودکار، مارپیچی، حلزونی، دنده شانه و ... از انواع آنهاست. واسکازینها نیز مثل روغنها از نظر گرانروی و کیفیت کار، درجهبندی شده هستند. یکی از نکات مهم در خصوص واسکازینها این است که گفته میشود مثل روغن موتور نیاز به تعویض ندارند و در صورت کم شدن میزان آن، باید آنها را اصطلاحا سر ریز کرد. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان میگویند هرچند که عمر واسکازینها بالاتر از روغن موتورها هستند، اما بهتر است آنها را نیز بعد از کارکردهای بالا که منجر به تغییر رنگ و کیفیت آن میشود، به طور کامل تعویض کرد.
گریس نیز از جمله روانسازهاست که محل استفاده آن به کلی با انواع دیگر روانسازها متفاوت است. مهمترین تفاوت این روانساز در گرانروی بالا و حالت جامد آن است که از ترکیب یک غلیظکننده که در علم شیمی صابون فلزی نامیده میشود با یک روغن ساخته میشود. همین نوع صابون به کار رفته در ساخت گریس باعث میشود تا هم کارکرد گریسها متفاوت باشند و هم اینکه نام خاصی به خود بگیرند. پس گریس یک نام کلی است که به انواع مختلفی تبدیل میشود. والوالین یکی از شناختهشدهترین انواع گریسهاست که به گریس چرخ نیز شناخته میشود. همچنین گریسها به خاطر تفاوت در صابون غلیظکننده آن، رنگهای مختلفی نیز میگیرند. گریس برای روانکاری در قسمتهایی به کار میرود که باید روانساز در طول مدت در وضعیت فعلیاش باقی بماند و از همه مهمتر امکان روانکاریهای مجدد و مکرر وجود ندارد و انجام آن هزینهبر و وقتگیر است. گریس همچنین به خاطر حالت جامدش، برای آببندی و نشتبندی نیز استفاده میشود.