همان زمان که سریال "ویکتوریا" از ماهواره پخش میشد، هشدار دادم که هدف این سریال از هم پاشیدن خانوادههای ایرانی است...
به گزارش ایسنا، بخشهایی از سخنان مرتضی طلایی - عضو شورای شهر تهران - ، در گفت و گو با «جوانآنلاین» به این شرح است:
- نمیدانم چرا هشدار من درباره خانههای مجردی اینقدر رسانهای و جنجالی شد! من درباره خطر افزایش پدیده خطرناک طلاق عاطفی هم هشدار دادهام؛ چرا کسی به آن توجه نمیکند؟! چرا کسی نگران افزایش طلاق عاطفی که میتواند مثل بمب اتم، خانوادهها را از هم بپاشد، نیست؟! ا
- آن زمان که میگفتیم برای درس بروید به هر کجای ایران! باید فکرش را میکردید که این دوری فرد از خانواده و شهر خود، آغاز فردگرایی است که محدودیتها و دسترسیهای موجود را از سر راه برمیدارد و سبب آزادی بیحد و مرز میشود که در نهایت، کامیابی زودگذر را دربردارد. این افراد امروز فقط خود را نگاه میکنند و زمانی که چشم باز میکنند متوجه میشوند که دیگر نه شرایط ازدواج را دارند و نه در جامعه آن مقبولیت گذشته را دارند. ناگهان میبینند زندگی آنها تباه شده است!
- ما فقط نباید از جنبه اخلاقی و فساد به پدیده خانههای مجردی نگاه کنیم بلکه باید همه جوانب آن را تحلیل کنیم. من سال ۶۷، زمانی که در کاشان بودم، با مشاهده سبک زندگی دانشجویان، خطر خانههای مجردی را احساس کردم. در آن زمان با ورود دانشگاه آزاد شیب حجاب روند نزولی گرفت و برای من این سؤال پیش آمد که دختران در کجا زندگی میکنند، آنهم زمانی که خوابگاهی در کاشان نیست! قطعاً بالاجبار در خانههای اجارهای باید زندگی میکردند و این خودش آسیبهایی همچون فردگرایی، انزوا، افسردگی و مسائل دیگر را در پی داشت. امروز دختر مجرد ما به این میاندیشد که اگر شوهر کنم، آیا خانه دارد؟ شغل دارد؟ ماشین دارد؟ پس چرا آقا بالاسر بیاورم! هر چه به گزینههای خود نگاه میکند این شرایط را در آنها مشاهده نمیکند. پسران هم نگاه میکنند که اگر بخواهند ازدواج کنند با کدام پول و شغل ازدواج کنند؟ پس چرا خود را درگیر کنند! همین یعنی رشد فردگرایی و از هم پاشیدن خانواده ایرانی.
- همان زمان که سریال "ویکتوریا" از ماهواره پخش میشد، هشدار دادم که هدف این سریال از هم پاشیدن خانوادههای ایرانی است. در این سریال، توصیه میکردند که با کسی که خوش هستی، باش و جالب بود که نزدیکترین افراد به زن و مرد این توصیه را انجام میدادند! اکنون هم در ماهواره دنبال همین موضوع هستند. عواقب کارهای تولیدی در فرهنگ غرب این بوده است که تشکیل خانواده در جامعه ما از عمق و محتوا به یک زندگی ماشینی و بیمحتوا میرسد که زندگی دیگر محتوا ندارد.
- نباید توپ را بهطور صد درصد به زمین دشمن انداخت. فرهنگی که در موضع تدافعی و در حال انفعال باشد، عاقبتش همین خواهد بود. فرهنگ باید پیشتاز باشد. در مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باید با هم همراه شویم. اگر تمام سریالهای ماهوارهای را ما با رویکردهای فرهنگی و دینی خودمان میساختیم و در کنارش به مسائل معیشت و اجتماعی توجه میکردیم، هیچگاه اینگونه نمیشد که نگران خانواده و جوانان و کودکانمان باشیم. تأثیرگذاری تهاجم فرهنگی در این پدیدهها در جای خود زیاد بوده است اما کوتاهی مدیران هم در این بخش زیاد بوده است.
- ما باید این سؤال را بپرسیم که حوزه علمیه و جامعه روحانیت اکنون در کجای این مسائل هستند؟ این در حالی است که نه تنها من بلکه کارشناسان در مورد زلزله طلاق بارها هشدار دادهاند و عواقب آن را گفتهاند. چرا طلاق عاطفی در جامعه ما رو به افزایش است؟ برای حل این مسائل دانشگاههای تخصصی در کجا هستند؟ مدیران تخصصی کجا هستند؟
- مجموعهای از عوامل میتوانند بر کاهش آن (خانههای مجردی) تأثیر بگذارند. نه پلیس و نه دستگاه قضایی نمیتوانند کاری کنند و مشکلی را حل کنند. مسئله اصلاً قضایی و پلیسی نیست! نباید این موضوع به نوعی فساد اخلاقی تلقی شود. زیرا خیلی از مجردها در خانههای مجردی خود واقعاً افرادی مقید و درستکار هستند. مسئله ما آسیبهای روانی و جسمی و اجتماعی تنها زندگی کردن و مجرد زندگی کردن است.