بحث مهاجرت تحصيلكردهها يكي از عوارض بالا بودن نرخ بيكاري و ضعف نظام آموزشي است، يكي از عوامل موثر بر اثربخشي آموزش عالي، بهرهبرداري اصولي و بهينه از سرمايه انساني است.
خبر اقتصادی - بررسي شاخصهاي بهرهبرداري از سرمايه انساني نشان ميدهد كه ايران جايگاه شايستهيي در اين زمينه ندارد. ايران درميان 148 كشور جهان رتبه 127 را از نظر مديريت منابع انساني كسب كرده است اين درحالي است كه رتبه تركيه و آلمان در اين زمينه به ترتيب 66 و 19 است. همچنين ايران از نظر توانايي حفظ استعداد و جذب استعداد در جهان نيز به ترتيب رتبههاي 131 و 145 را دارد. ضمن اينكه رتبه تركيه و آلمان در اين دو بخش به ترتيب 78، 9 و همچنين در جذب استعداد 89 و 20 است. فناوري جديد و سازگار با سرمايه انساني از طريق نوآوري ايجاد ميشود. نوآوري در اقتصاد ايران در مقايسه با ديگر كشورهاي جهان بسيار پايين است. بنابراين نبايد انتظار داشت كه دانشآموختگان آموزش عالي اشتغال اثربخشي در اقتصاد ايران داشته باشند. رتبه نوآوري در اقتصاد ايران در ميان 142 كشور جهان 113 است درحالي كه رتبه اين شاخص در اقتصاد آلمان 15 و در اقتصاد تركيه 63 است. فعاليتهاي دانش، دانشبر و مبتنيبر دانش با كارآفريني مبتنيبر دانش ايجاد ميشوند. در واقع شرط لازم براي اشتغال اثربخش دانشآموختگان آموزش عالي در يك نظام اقتصادي كارآفريني مبتنيبر دانش است. اين درحالي است كه كارآفريني مبتنيبر دانش وضعيت مناسبي در ايران ندارد. ايران يكي از كشورهايي است كه كسب و كار به سهولت در آن انجام نميشود. رتبهبندي بانك جهاني از سهولت انجام كسب و كار در كشورهاي جهان نشان ميدهد كه ايران در ميان 189 كشور رتبه 152 را كسب كرده است. علت اين مساله نيز به عدم كارآيي بازارهاي مالي و محيط كلان كسب و كار برميگردد.
ناتواني 15درصد نيروي كار دانشگاهي در يافتن شغل
آمار رسمي سرشماري نفوس و مسكن سال 90 نشان ميدهد كه در ايران حداقل 15.3درصد از نيروي كار داراي مدرك دانشگاهي نتوانسته بودند شغل مناسب خود را پيدا كنند و بيكار بودند، حدود 53درصد از شاغلان، مزد و حقوقبگير دولت و 26درصد مزد و حقوق بگير بخش خصوصي بودند، حدود 10.7درصد از نيروي كار داراي مدرك دانشگاهي به صورت مستقل و خوداشتغالي كار ميكردند و تنها 3.2درصد از آنها به عنوان كارفرما مشغول به فعاليت اقتصادي بودند، در بعضي از رشتهها ازجمله رشتههاي كشاورزي تنها 10.6درصد دانشآموختگان در شغلهاي مرتبط شاغل بودند. از ميان شاغلان مرتبط نيز سهم كمي سطح دانش، مهارت و گرايششان يا دانش، مهارت و گرايش مورد نياز براي انجام شغل تطبيق داشت.
رتبه 130 ايران در بهرهوري نيروي كار
ايران از نظر جذب دانش، اشاعه دانش، خلاقيت و نوآوري در ميان 145 كشور جهان به ترتيب رتبههاي 125، 138، 127 و 120 را دارد. اين عقبماندگيها باعث شده كه ايران از نظر بهرهوري نيروي كار در ميان 148 كشور جهان تجربه 130 را دارد. قرار گرفتن كشور در رتبه 130 از نظر بهرهوري نيروي كار حكايت از آن دارد كه آموزش عالي ايران از نظر اثربخشي و ثمربخشي لازم برخوردار نيست. حال اين سوال مطرح است كه چرا آموزش عالي ايران اثربخش نيست؟ مشكل كجاست؟
علت بيكاري، ضعف نظام آموزشي يا مشكلات اقتصادي
دو رويكرد متفاوت در پاسخ به اين پرسش وجود دارد، نخست مورد رويكرد جزئي و بخشينگر و رويكرد يكپارچه و جامعنگر است، در اين رويكرد، بعضي از سياستگذاران عدم اثربخشي آموزش عالي را ناشي از ضعف نظام آموزش عالي و عملكرد دانشگاهها و موسسههاي آموزش عالي ميدانند، در مقابل بعضي ديگر از سياستگذاران و مديران اجرايي مشكل را از جانب نظام اقتصادي ميپندارند اما رويكرد جامعنگر مشكل را چندجانبه و پيچيده در نظر ميگيرد.
در يك رويكرد جامعنگر، چهار خاستگاه اصلي براي مسايل آموزش اشتغال دانشآموختگان قابل ذكر و اشاره است كه نخستين مورد آن تقاضاي پايين اقتصاد براي دانشآموختگان آموزش عالي كه عمدتا از ضعف عمومي اقتصادي ايران، دانشبري پايين فعاليتهاي اقتصادي ايران، سطح پايين فناوري، نوآوري كم و كارآفريني اندك ناشي شده است. دومين مورد اشتغالپذيري پايين دانشآموختگان آموزش عالي كه عمدتا از ضعف برنامههاي آموزشي و عدم توانايي موسسات آموزش عالي در توسعه توانايي يادگيري، خلاقيت و نوآوري دانشجويان ناشي ميشود. سومين مورد، ناهماهنگي بازار كار دانشآموختگان و بازار خدمات آموزش عالي كه عمدتا از ماهيت تحصيلات عالي و ضعف رژيم نهادي و نظام انگيزشي توسعه دانايي ناشي ميشود. چهارمين مورد فضاي نامطلوب فرهنگي، ترتيبي، آموزشي و پرورشي كه مانع بروز، رشد و شكوفايي استعداد و يادگيري در جوانان ميشود.