به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
عيسي كلانتري نسبت به‌شدت بحران آب در كشور هشدار داد

سرنوشت قوم «مايا» و «سومر» در انتظار ايران

دكتر عيسي كلانتري با سابقه ۱۳ساله فعاليت در وزارت كشاورزي، اين روز‌ها به‌شدت نگران منابع آبي كشور است منابعي كه در طول اين سال‌ها آسيب ديده و كشور را در آستانه بحراني جدي قرار داده‌اند. او كه وزارت كشاورزي در دولت سازندگي و اصلاحات را برعهده داشته، معتقد است: «زماني كه كشور با اين همه مسائل زيست‌محيطي، اقليمي و كمبود آب مواجه است، صحبت از خودكفايي بي‌معناست.»
کد خبر: ۴۶۲۹۲
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۱:۴۵


خبر اقتصادی -  مشروح گفت‌وگوي دكتر عيسي كلانتري با سايت خبري و تحليلي نداي ايرانيان در ذيل آمده است:
بسياري از تمدن‌ها با آب به وجود آمده‌اند، رشد كرده‌اند و شكوفا شده‌اند، اما با كمبود و بحران آب آنها از بين رفته‌اند و نشاني از آنها نيست. آيا تمدن هفت هزارساله ما ممكن است در اين سرزمين روزي به دليل كمبود آب از بين برود؟ درخصوص آب بسيار صحبت شده، اما بايد ديد زيرساخت و بسترهايي براي حفاظت از آب و استفاده بهينه از آن مهيا شده است؟
بحران آب فعلي در ايران از تقريبا 10سال پيش شروع شد. مديريت نا‌صحيح ما موجب خشك شدن تالاب‌ها و هدررفتن آب‌هاي سطحي و زيرسطحي شد. من معتقدم ايران در ميانه راه خطر و بحران آب است؛ حتي اگر الان هم مديريت صحيحي را اجرا كنيم ما با بحران مواجه نخواهيم شد. واقعيت اين است مصرف آب ما بيشتر از توان طبيعت ماست. الان با بيلان‌هاي منفي سرسام‌آوري در منابع آب‌هاي زيرزميني روبه‌رو هستيم كه به نظر من كمتر كشوري در جهان با اين آمار و ارقام مواجه است. قطعا اگر فكر سريعي نشود و همين امروز تصميمات حادي گرفته نشود و جلوي بهره‌برداري بي‌رويه، استفاده نامطلوب و تجاوز به طبيعت از بعد آب گرفته نشود، اين سرزمين در آينده وضعيت بسيار خطرناكي خواهد داشت. زماني كه كشور با اين همه مسائل زيست‌محيطي، اقليمي و كمبود آب مواجه است، صحبت از خودكفايي بي‌معناست.
آقاي دكتر چه ميزان آب نياز داريم و چه ميزان نزولات آسماني است و چقدر مجاز هستيم از آب استفاده كنيم؟
حدود ۵۰ سال پيش، زماني كه وزارت آب و برق تشكيل شد، برآورد كردند كه آب‌هاي تجديدپذير كشور بين ۱۳۰ تا ۱۳۵ ميليارد مترمكعب است؛ ما در سايه اين عدد خوابيده بوديم، در حالي كه اين عدد امروز نيست. مسوولان وزارت نيرو با احتياط صحبت از ۱۰۰ تا ۱۲۰ ميليارد مترمكعب مي‌كنند ولي يقينا حدود ۹۰ ميليارد يا كمتر از آن است. ما بايد تفكرات‌مان را تغيير دهيم. ديگر مقدار ۱۳۰ تا ۱۳۵ ميليارد مترمكعب آب تجديدپذير در كشور نداريم؛ به دلايلي كه در بخش كمي از آن انسان‌ها موثر بوده‌اند، تغيير اقليم، نمونه‌اش روان‌آب‌هاي ما كه سالانه ۹۳ ميليارد مترمكعب بود، در بارش‌هاي ۲۴۵ تا ۲۵۰ ميليمتر، اين روان‌آب‌ها در سال‌هاي اخير به ۵۳ ميليارد مترمكعب كاهش يافته است. در حالي كه بارندگي‌هاي ما خيلي تغيير نكرده است. حتي بارندگي‌ها غيرموثر‌تر شده‌اند، تعداد باران‌ها بيشتر شده ولي مقدار بارش‌ها كمتر شده، برف كمتر شده بارندگي اضافه شده و اين موارد بارندگي را غيرموثرتر كرده‌اند. بخشي كه مي‌توانيم در وهله اول روي آن حساب كنيم روان‌آب‌ها هستند. ۹۳ ميليارد مترمكعب روان‌آب در گذشته داشته‌ايم؛ الان با اينكه بارندگي ما متوسط در حدود3 درصد كاهش پيدا كرده، روان‌آب‌هاي ما ۴۸ درصد كاهش داشته و به حدود ۵۳ ميليارد مترمكعب رسيده است. قبلا ما روي ۱۳۴ حساب مي‌كرديم الان بايد زير ۱۰۰ ميليارد مترمكعب حساب كنيم. قبلا حدود ۸۰ درصد از آب‌هاي تجديدپذيرمان را استفاده مي‌كرديم، در حالي كه طبق تعاريف بين‌المللي سازمان جهاني محيط زيست، سازمان خواربار جهاني هيچ كشوري در حقيقت براي درازمدتش نمي‌تواند بيش از ۴۰درصد آب‌هاي تجديدپذيرش را استفاده كند. نتيجه اين است كه طبيعت ما در حال از بين رفتن است. تالاب‌ها خشك مي‌شوند آب‌هاي استاتيك به سرعت كم مي‌شوند و در مورد آب‌هاي ديناميك ديگر آن ۵۰ميليارد مترمكعبي كه قبلا بود، اصلا  وجود ندارد. الان ۶۲ ميليارد مترمكعب از آب‌هاي زيرزميني را در سال داريم تخليه مي‌كنيم. حق و حقوق نسل‌هاي بعد را ما داريم از بين مي‌بريم. مساله آب كشور ديگر تعارف‌پذير نيست. نمي‌توانيم بگوييم در آينده با بحران روبه‌رو هستيم همين الان داخل بحران هستيم. شهرهاي بزرگ ما مشكل آب دارند. در كشاورزي در 10 تا 12 سال اخير تقريبا افزايش توليد نداشته‌ايم. چون آب روزبه‌روز كمتر مي‌شود. آب در حال شورتر شدن است. طبيعت ما در حال از بين رفتن است. امروز در داخل كشور يك تالاب آبدار نداريم. از هامون تا هورالعظيم و از اروميه تا بختگان خشكيده است. طبيعت چگونه نشان دهد كه كشور در حال از بين رفتن است؟ اين ماييم كه باور نمي‌كنيم كه آب نداريم. كماكان برداشت بي‌رويه، مصرف بي‌رويه، ضايعات بي‌رويه، فشار بر طبيعت به جاي اينكه منابع‌مان را اصلاح كنيم و در زيربناهاي مربوط به آب سرمايه‌گذاري كنيم، پول مملكت را توزيع مي‌كنيم كه جز تورم چيز ديگري از آن درنمي‌آيد. واقعا جمله‌يي كه شما گفتيد من به واقع مي‌ترسم كه اگر ۲۰ تا ۲۵ سال آينده با همين روش از آب بهره‌برداري كنيم، سرنوشت قوم مايا و سومر سر ملت ايران هم بيايد. اين دور از انتظار نيست.
آيا فناوري لوله‌كشي و آبياري تحت‌فشار در كشور وجود دارد؟ آيا كارخانه‌هايي كه اين تجهيزات را بسازند داريم؟ اينها را بعد درباره‌اش صحبت مي‌كنيم. اما سراغ انتقال برويم. دولت چگونه در بخش انتقال سرمايه‌گذاري نكرده است؟
اصولا جذابيت كار در جايي‌ است كه پول هنگفتي باشد، پيمانكاري بيايد، مشاوري بيايد و در يك محدوده جغرافيايي بسيار محدود سدي ساخته شود، اين انگيزه دارد ولي وقتي بخواهد پايين‌تر برود پخش مي‌شود. انگيزه نمايش دادن ندارد، انگيزه پيمانكاري‌هاي اصلي را در موارد كوچك‌تر ندارد. آنها جلو افتاده و ساخته شده است كه بسياري از آنها بي‌آب هستند. سد كرخه را با ظرفيت ۷/۵ ميليارد مترمكعب ساخته‌ايم، هيچ‌وقت اين سد پس از ساخت به ۲ ميليارد مترمكعب آب نرسيده و حتي در محاسبات و بررسي‌هايمان دقيق نبوده‌ايم كه اين سد كه مي‌سازيم در آن آب خواهد بود يا نخواهد بود؟ سد‌ها را به مراتب بيشتر از ظرفيت رودخانه‌هايمان ساخته‌ايم. همين سد ساوه را براي۱8۰-۱7۰ ميليون مترمكعب ساخته‌ايم، هيچ‌وقت ۳۰ ميليون مترمكعب آب پشت آن نبوده است. يعني سرمايه‌گذاري‌هايمان هم در آن مناطق بي‌حاصل بوده و به جاي اينكه صد واحد سرمايه‌گذاري كنيم، سيصد واحد سرمايه‌گذاري كرده‌ايم. آن دويست واحد را بايد در شبكه‌هاي انتقال مي‌برديم، كه در آنجا قرباني كرده‌ايم. پس انگيزه كمتري بود چون كار سخت‌تر و پيچيده‌تر است و وقتي وارد كار مردمي مي‌شويم، خب كار سخت‌تر است تا در يك محل زميني را بگيريم و يك پيمانكار و مشاور بررسي كنند و پول آن را هم از خزانه بگيريم و تزريق كنيم تا آن را بسازند. همين سبب شده كه سدهاي بزرگ را ساخته‌ايم و الان در آنها آبي نيست. حتي در برخي مناطق سدهايي ساخته‌ايم كه آب شيرين ما را شور مي‌كنند مثل سد گتوند خوزستان. اين سد را در خوزستان با وجود مخالفت‌هاي مشاور اوليه ساخته‌ايم. جابه‌جا كرده‌ايم و سد بزرگ‌تر ساخته‌ايم آب شيرين كارون را كه از سد شهيد عباس‌پور مي‌آيد شور كرده‌ايم و آن آب را تحويل كشاورزان مي‌دهيم. سالي ۱۰-۱۲ تن در هكتار نمك وارد مزارع مي‌كنيم كه اين مزارع هم از بين مي‌رود. مطالعات ما ناقص بوده، مهندسين مشاوري كه مطالعه مي‌كردند بي‌سواد و كم‌سواد بود‌ه‌اند. به عنوان اينكه ما خيلي خودكفا هستيم و از خارجي‌ها هم كمك نگرفته‌ايم، سرمايه‌ها را در تامين آب هدر داده‌ايم. هم سد‌ها را بزرگ‌تر از ظرفيت رودخانه‌ها ساخته‌ايم، هم گاهي محل آنها را اشتباه انتخاب كرده‌ايم، در برخي مواقع هم كلا غلط ساخته‌ايم. بخشي از سرمايه اين‌طور هدر رفته است.
براي بهتر شدن مصرف آب در كشاورزي چه كاري را بايد انجام دهيم؟
در كشوري كه ۲۴۰ ميليمتر بارش داريم به ميزان كمتر از يك‌سوم جهاني و بيش از دو برابر جهان تبخير داريم، يعني آب در اينجا ۶ برابر كمتر از كل جهان در دسترس است. ما اگر آب را داخل رودخانه يا كانال خاكي‌‌ رها كنيم از دست مي‌رود. اين آب‌ها بايد داخل لوله منتقل شود. خوشبختانه سرمايه‌گذاري در كارخانه‌ها لوله‌سازي كشور شده، اما مشتري ندارند چون مشتري‌ها يا دولت هستند براي انتقال آب يا كشاورزان هستند براي شبكه‌هاي فرعي يا چاه‌هايشان. تا جايي كه اطلاع دارم بيش از ۱7۰-۱6۰ كارخانه لوله‌سازي در كشور است، اما ۲5-۲0 درصد فعال هستند كه آن مقدار هم با كمتر از 30 درصد ظرفيت‌شان، يعني چيزي حدود ۷/۵ درصد از ظرفيت اين كارخانه‌ها استفاده مي‌كنيم. در حالي كه آب‌ها را قرباني مي‌كنيم. بالاخره كشورداري سخت است، براي حفاظت منابع سرمايه‌گذاري نياز است. آب اصلي‌ترين منبع تمدن كشور است. الان از جنوب البرز و شرق زاگرس تا مرزهاي جنوب شرقي كشور در معرض تهديد كمي آب است. ما ۵۰۰ ميليارد مترمكعب آب استاتيك داشتيم از ميليون‌ها سال قبل در زير زمين. در ۳۰-۳۵ سال گذشته ۱۵۰ ميليارد مترمكعب از آن را استفاده كرده‌ايم. باقيمانده آن هم شور است. الان هم داريم از سفره‌هاي زيرزميني استفاده مي‌كنيم حدود ۱۵ ميليارد مترمكعب آن سهم نسل بعد است. نبايد كاري كنيم كه نسل بعد كشورمان را از بعد آب نسل سوخته تلقي كنيم.

captcha