در اتحاديه اروپا به هيچوجه قيمتهاي داخلي فرآوردههاي نفتي از قيمتهاي جهاني نفتخام تبعيت نميكند همين الان كه قيمت نفتخام حدودا نصف شده فرآوردههاي نفتي 5 تا 10درصد قيمتشان كاهش پيدا كرده يعني درآمد مالياتي دولتها از محل فروش فرآوردههاي نفتي به مردم بهشدت بالا رفته و اين افزايش درآمد دولتها كمك ميكند به سياستهايي كه براي تحريك بازار و تقاضا داشتهاند كه ميتوانند به خروج از ركود كمك كنند

خبر اقتصادی - اين روزها قيمت نفت هر روز بازياي جديد را آغاز ميكند، سيدغلامحسين حسنتاش كارشناس برجسته اقتصاد انرژي معتقد است «تزلزل بازار» در گذشته نيز از خود نشانههايي ارايه داده است. او معتقد است وضع فعلي بازار شباهتهايي به بازيهاي عربستان درسال1986 دارد اين امكان را كه وضع فعلي توطئه باشد را پيش ميآورد. سال1986 مصادف با سال64شمسي است كه ايران با عراق درگير جنگ بود و توطئه مشترك امريكا و انگليس و عربستان، باعث شد تا ظرف مدت هشت ماه، قيمت هر بشكه نفت از 27دلار درسال1364، به 9دلار درسال1365 كاهش يابد. بسياري معتقد بودند اين توطئه با هدف تحت فشار گذاشتن ايران ايجاد شده بود. اما سناريوي ديگري نيز از سمت حسنتاش مطرح ميشود كه بر مبناي تغيير سياستهاي امريكا در قبال امنيت انرژي استوار است. اين كارشناس اقتصاد انرژي در تحليل خود از وضع فعلي بازار كه موسسه دين و اقتصاد آن را منتشر كرده است، مينويسد: «اگر بخواهيم دلايل سقوط قيمت نفت را خلاصه كنيم حداقل طي چهارسال گذشته مرتبا عرضه جهاني نفت يعني ظرفيتهاي توليد نفت از تقاضاي جهاني سبقت داشته يعني هر سال ميزاني كه به ظرفيت توليد اضافه شده از ميزاني كه به تقاضاي جهاني اضافه شده، بيشتر بوده است. بنابراين قابل پيشبيني بوده كه اين روند نمايانگر تزلزل بازار نفت است و روند كاهشي است افزايش عرضه عمدتا مربوط به ايالات متحده امريكا بوده و از قبل پديدهيي بهنام نفت وگاز شيلي يا لايههاي سنگ شيلي نسبت به لايههاي نفت مرسوم و قديمي لايههاي فشردهتري هستند و قبلا امكان استفاده و توليد اينها نبود اما با توسعه تكنولوژي، اقتصادي شدند.
درسال2015 هم مشخصا اين روند ادامه دارد به عبارتي درسال1394 هم پيشبيني ميشود رشد توليد نفت امريكا ادامه پيدا ميكند ولي در اين قيمتها كمي كندتر ميشود ولي اينطور نيست كه توليد كاهش پيدا كند.
عرضه هم باتوجه به وضعيت اقتصاد جهان و ركودي كه حاكم است و اينكه كشورهاي چين و هند و برزيل و اينها كه ركود به آنها هم سرايت ميكند و نرخهاي رشدشان پايين ميآيد تقاضا قوي نيست و اكثر پيشبينيها هم اين است كه امسال رشد عرضه بيشتر از رشد تقاضاي جهاني نفت خواهد بود. بنابراين بازار كماكان متزلزل هست.
بحث بعدي اين است كه اين قيمت نفت چه تاثيري خواهد داشت در اينجا بايد كشورها را دستهبندي كرد البته حكم قطعي نميتوان صادر كرد بر كشورهاي توليدكننده و صادركننده نفت قطعا تاثير منفي خواهد داشت. باتوجه به ميزان تجارت اين كشورها با كشورهاي صنعتي و افت تقاضا از ناحيه اين كشورها براي كالا و خدمات است كه ميتواند روي رشد كشورهاي صنعتي تاثير منفي بگذارد در كشورهاي عمدتا واردكننده و مصرفكننده نفت مثل كشورهاي اروپايي و چين تاثير اين تا حدودي مثبت خواهد بود. ميدانيد در اتحاديه اروپا به هيچوجه قيمتهاي داخلي فرآوردههاي نفتي از قيمتهاي جهاني نفتخام تبعيت نميكند. همين الان كه قيمت نفتخام حدودا نصف شده فرآوردههاي نفتي
5 تا 10درصد قيمتشان كاهش پيدا كرده يعني درآمد مالياتي دولتها از محل فروش فرآوردههاي نفتي به مردم بهشدت بالا رفته و اين افزايش درآمد دولتها كمك ميكند به سياستهايي كه براي تحريك بازار و تقاضا داشتهاند كه ميتوانند به خروج از ركود كمك كنند. در مجموع ميتوان گفت براي آنها قدري مثبت است البته ميزان تقاضايي كه از ناحيه كشورهاي اوپك و بازارهاي نفتي كم ميشود هم بايد توجه شود منتها بهنظر ميرسد در اين چند سال گذشته كه قيمت نفت خيلي بالا بوده اغلب اين اقتصادها آنقدر اشباع شدهاند كه اين مساله تاثير بالايي ندارد.
در كشورهاي مثل امريكا كه اقتصادشان قوي و متنوع است ارزيابي اين تاثير خيلي مشكل است. براي اينكه از يك طرف امريكا توليدكننده بزرگ نفتي است در بحث گاز حتي به اين سمت ميرود كه صادركننده گاز شود در بحث نفت امريكا 12تا 13ميليون بشكه توليد نفت دارد، خود بخش نفت در اين چند سالي كه بخشهاي ديگر دچار ركود بوده كمك زيادي كرده به اقتصاد امريكا، يعني هم سرمايهگذاري در نفت و گاز نامتعارف هم تريليونها دلار سرمايهگذاري ايجاد كرد و هم ميليونها شغل جديد در امريكا ايجاد كرده ولي براي اينكه اغراق نكرده باشيم در اين زمينه ميگويم اصولا سهم نفت در كل اقتصاد امريكا خيلي بالا نيست. بخش نفت در اقتصاد قدري افت خواهد كرد. برعكس بخشهاي ديگر هزينه توليدكننده بابت سوختي كه پرداخت ميكند مقداري پايين ميآيد. بنابراين قيمت تمام شده توليدكنندهها كاهش پيدا ميكند. همين الان در امريكا قيمت بنزين كمتر از نصف شده براي شهروند امريكايي. طبيعتا اين كاهش هزينه بنزين قدرت خريد مردم را براي ساير كالاها و خدمات بالا ميبرد و تحريك تقاضا ايجاد ميكند كه به توليدكننده كمك ميكند.
ولي باز براي اينكه اغراق نكنيم خاطرتان هست برآوردها نشان ميدهد هزينه بنزين در هزينه خانوار امريكايي حدود 4درصد است. بهطور خالص افتي كه در بخش نفت ايجاد ميشود در برابر رونقي كه در بخشهاي ديگر ايجاد ميشود چقدر است، بعضي برآوردها ميگويد: هر 10درصد كاهش در قيمت نفتخام ميتواند 25درصد در نرخ رشد امريكا تاثير مثبت داشته باشد اخيرا بانك جهاني هم گزارش تهيه كرده كه برآورد ميكند. اگر همين روند قيمتها در سال2015 ادامه پيدا كند به كل نرخ رشد اقتصاد جهاني حدود 3درصد كمك ميشود براي اينكه يك جاهايي كشورهاي توليدكننده افت ميكنند مثلا الان روسيه دچار افت شديد شده جاهايي هم كمك ميشود به آنها. خالص آنها رشد قابل توجهي نيست.
بخش سوم عرايض اينكه قيمت در آينده چطور حركت خواهد كرد و چرا عربستان سعودي در اوپك حاضر نشد به كاهش توليد كمك كند كه قيمتها بهتر شود؟
اين مساله بسيار با مسايل سياسي ارتباط پيدا ميكند براي اينكه اين بخش را كمي باز كنم بايد به صراحت روي اين نكته تاكيد كنم كه خصوصا بعد از دهه70 و بعد از وقوع شوك اول نفتي كشورهاي صنعتي و خصوصا ايالات متحده به هيچوجه نفت را به سازوكار بازار رها نكردند. اين مساله بسيار كليدي است.
به وضعيت امريكا در اقتصاد جهاني بايد كمي دقت كرد. در مورد كالاي استراتژيك يكي از دعواهاي ديرين ژاپنيها در سازمان تجارت جهاني با امريكا در مقاطعي بر سر حمايتهاي دولت ژاپن از كشت برنج در ژاپن بوده است. يارانههايي كه به كشاورز پرداخت ميكنند، در شرايط عادي ممكن است توليد يك كيلو برنج از زمين اصلا اقتصادي نباشد ولي ژاپن ميگويد اين كالا براي من اقتصادي نيست بلكه استراتژيك است من حداقلي از اين كالا را بايد توليد كنم. اين كالا وقتي استراتژيك ميشود يعني به سازوكار بازار رها نميشود اگر به سازوكار بازار رها شود ممكن است كشت آن در يكدهه كلا متوقف شود. ژاپن از آن حمايت ميكند يا تعرفه ميگذارد بر كالاي رقيب وارداتي يا از توليدكننده داخلي انواع حمايت اعم از خريد تضميني، دادن يارانه به كود و سم.
فرض كنيد ژاپن قدرت مسلم اقتصادي در دنيا بود آيا لزوما براي دفاع از كشت استراتژيك مجبود بود از همين راهكارهاي متداول استفاده كند؟ يا ميگفت من گندمزارهاي امريكا را آتش ميزنم كه توليدش اينقدر بالا نباشد تا صادركننده گندم باشد؟ بنابراين ريشه اين بحث به دهه70 برميگردد يعني قبل از شوك اول نفتي يكي از مسايلي كه مطرح بود تحليل من اين است كه امريكاييها طالب افزايش قيمتهاي نفت بودند از سال70 به بعد و اگر تحريمي اتفاق افتاد كه باعث افزايش قيمت نفت شد چراغسبز امريكاييها روي آن بود. براي اينكه باتوجه به ابعاد تسلط امريكا روي اقتصاد دنيا همان موقع به اين نتيجه رسيدند كه تمام مسايل را از طريق افزايش قيمت جهاني نفت ميتوانند حل كنند از اين مساله نتيجه ميگيريم كه در بلندمدت قيمتهاي پايين نفت استراتژيهاي امنيت ملي و امنيت انرژي امريكا را حمايت نميكند يعني استراتژيهاي امنيت انرژي امريكا كه استراتژيهاي روشني هم هست با قيمتهاي پايين نفت پيش نميرود. يك استراتژي امنيت انرژي امريكا اين است كه شاخص شدت انرژي دايما كاهش پيدا كند يعني سهم انرژي كلا در اقتصاد كم شود يعني بهرهوري انرژي دايما افزايش پيدا كند كه اين مستلزم بالابودن قيمت انرژي است. يك استراتژي اين است كه سبد انرژي متنوع شود يعني ساير منابع انرژي هم توليد شوند و وابستگي به نفت و گاز بيش از حد نباشد كه اينهم مستلزم بالا بودن قيمت نفت است. چون قيمت خام شاخص سرمايهگذاري در تمام انرژيهاي ديگر هم هست.
بنابراين اين سياست هم اگر بخواهد جلو برود مستلزم بالابودن قيمت جهاني نفت است. در خود نفت، سياست اين است كه وابستگي به بيرون كاهش پيدا كند و از منابع خودشان توليد كنند. منابع هم گرانقيمت و پرهزينهتر از منابعي است كه در منطقه خليج فارس و جاهاي ديگر است و اينهم مستلزم آن است كه قيمتهاي جهاني نفت بالا باشد.
شما در هر متني كه بحث استراتژيك ميكند امريكا را پيدا ميكنيد و ميبينيد كه فرض اين است قيمتهاي نفت از يك حدي نبايد پايينتر باشد. حتي لابهلاي سطور ميگويند عرضه از تقاضا بيشتر است قيمتها پايين ميافتد، واقعه ژئوپليتيكي اتفاق ميافتد و مساله را حل ميكند.
اخيرا گزارشي توسط موسسه آتلانتيك تهيه شده براي كنگره امريكا كه همين را ميگويد كه چهار سناريو بررسي ميكند و آنچه براي رفرنس انتخاب ميكند سناريويي هست كه قيمتهاي نفت بين 100 تا 110دلار (البته در افق25) باشد. اگر اين را قياس كنيم با سقوط قيمت نفت در 1986 كه خيلي از دوستان به خاطر دارند، عربستان سعودي حدود 4ـ3ميليون بشكه مازاد ظرفيت داشت. تقاضا براي نفت اوپك دايما كم شده بود و اوپك دايما كاهش توليد داده بود كه قيمت سقوط نكند در 86 عربستان سعودي تقريبا ناگهاني گفت ما تا حالا اشتباه كرديم توليد را پايين آورديم و از قيمت دفاع كرديم بايد سراغ حفظ سهم بازار برويم و قيمت را رها كنيم. در اوپك جنجال شد و يكي از توفانيترين روزهاي اوپك شكل گرفت. با وجود اينكه اوپك هرگز به اين توافق نرسيد كه از ايده عربستان پيروي كند ولي چون عربستان 4 تا 5هزار بشكه مازاد ظرفيت داشت يكتنه اين كار را كرد يعني با ريختن نفت در بازار باعث سقوط قيمتها شد. چند ماهي اين قضيه طول كشيد عربستان آقاي يماني را بركنار كرد و گفت اين سياست رسمي دولت عربستان نبوده و اين سياست آقاي يماني بوده، وزير جديد همكاري كرد در برگرداندن بازار. بعدها اسنادي منتشر شد و مقامات وقت امريكا اعتراف كردند كه اين يك توطئه موقتي بود براي تحقق اهدافي معين. يعني نشان ميدهد در بلندمدت امريكاييها موافق نيستند كه قيمت نفت سقوط كند. گفتند هدف ما اين بود كه اولا ايران را وادار به پذيرش قطعنامه و صلح كنيم، ديگر اينكه فرآيند فروپاشي شوروي را تسهيل كنيم و اينكه به ليبي فشار بياوريم كه قذافي پولهاي نفت را صرف تروريسم بينالمللي ميكند. بنابراين ميتوان فهميد كه سقوط قيمت نفت توطئهيي كوتاهمدت براي رسيدن به اهداف مشخصي بوده ولي در درازمدت نميتوان ادامه داد چرا كه با سياستهاي امريكا مغايرت دارد.
بههرحال تا حدود زيادي هم موفق بودند. اين نكته هم جالب است كه در چند ماه اخير با سقوط قيمتي كه اتفاق افتاده و قياسي كه با سال1986 صورت ميگيرد مستندات بيشتري ارايه ميشود كه آن داستان توطئه بوده و اينهم ميتواند شبيه آن باشد. بنابراين دو نگاه ميتوان داشت: 1- اين استراتژيها براي امريكاييها كماكان وجود دارد و اين قيمتهاي پايين نفت استراتژي امنيت انرژي را براي آنها بههم خواهد ريخت پس بنابراين نميتواند تداوم پيدا كند. و احتمالا پديدهيي موقتي است. 2- امريكاييها از استراتژيهاي بلندمدت انرژي دست برداشتند و نفت را به سازوكار بازار رها كردند.
در هر كدام بايد ديد نفت به چه صورت خواهد شد. اگر حالت دوم باشد يعني نفت به سازوكار بازار رها شده باشد قطعا تا اواسط2016 وضعيت بازار همين خواهد بود از اواسط2016 بهتدريج اين روند باعث خواهد شد عرضه افت كند و سرمايهگذاري نفتي كاهش پيدا كند كه اين روند باعث ميشود بعد از مدتي تقاضا تقويت شود و طبعا تغييرات جهشي نخواهد بود.
اما من فكر ميكنم اين طور نباشد و امريكاييها حاضر نيستند دست از برنامههايشان بردارند و من فكر ميكنم پديدهيي موقت است و عمدتا هدف، شكستن شاخ روسهاست. براي ما شايد اثراتش آنقدر شديد نباشد چرا كه ما بيشتر درگير تحريم بودهايم اين تا بازار نفت يعني درواقع بهخاطر مساله تحريمها دسترسي كافي و كامل به درآمد همان ميزان نفتي كه ميفروشيم هم پيدا نميكنيم. بنابراين آنچنان اثر خود را نشان نميدهد و فشار وارد نميكند.
من فكر ميكنم هدف بيشتر فشار آوردن روي روسهاست. در اين صورت تا دورهيي اين جريان ادامه پيدا خواهد كرد. اينكه چه اهدافي دارند و چه خواستهيي از روسها دارند و تا كجا خواستار عقبنشيني روسها هستند، اينها در مدت جريان داشتن اين پديده اثرگذار هستند. شايد جمعبندي كه ميتوان كرد اين است كه هركدام از اين دو سناريو را كه در نظر بگيريم قطعا سال2015 ميلادي يا سال1394 سال قيمتهاي پايين نفتخام خواهد بود. مثلا در سناريو دوم كه مساله را استراتژيك نگاه كنيم زودتر روند قيمتها برگردد، براي برگشت قيمتها هم يا بايد عربستان سعودي در اجلاسهاي بعدي اوپك كوتاه بيايد يا اينكه بحران ژئوپليتيكي بايد اتفاق بيفتد كه البته نميتوان پيشبيني كرد.»