بیایید موضوع را با یک فلش بک به اتفاقی نه چندان نادر شروع کنیم؛ چندی پیش یکی از آشنایان دور با وضعیت مالی متوسط رو به بالا، اقدام به تعویض خودرو و خرید یک گزینه وارداتی و به اصطلاح خودش «با کلاس کرد»! 100 میلیون تومانی کنار گذاشته بود که با کمی بالا و پائین کردن بودجه، در نهایت یک ب ام و 525i مدل 2005 به رنگ سفید با وضیعت نبستا مناسب عاید وی شد که در واقع در همان ابتدا چند اشتباه برای خرید خودرو مرتکب شد.

خبر اقتصادی - نخست این که از تمام بودجه و پول نقد خود برای خرید خودرو استفاده کرد؛ همچنین سواری خودرویی آلمانی و بسیار حساس به انجام سرویسها و چک آپها، با کارکرد بالا و مدل پائین کمی ترسناک بنظر میرسد!
به گزارش عصر خودرو، چند ماهی از خرید خودرو و مشکلات عدیده وی برای رفع ایرادات ناشی از استفاده نا صحیح صاحبات قبلی آن میگذشت تا چندی پیش برای انجام کاری عازم مرکز شهر شده بودم و با صحنه ای نه چندان خوشایند برای یک علاقمند به خودرو مواجه شدم. در گوشه ای از خیابان یک دستگاه سری5 E60 سفید رنگ قرار داشت که از ناحیه گلگیر و دو درب سمت راننده شدیدا آسیب دیده بود. در حالی که با رژه رفتن دور بیمر مورد بحث، مشغول بررسی خسارات ناشی ار تصادف بودم و با تکان دادن سر به صورت مداوم تاسف خود را از سانحه پیش آمده بروز میدادم؛ پلاک خودرو نظرم را جلب کرد که با کمی دقت فهمیدم این سری5 همان 525i آشنای دور ماست که بعد از مشکلات عدیده فنی به این روز افتاده؛ تجربه ای مصداق بارز جمله «چی فکر میکردیم و چی شد» یا به قول گاراژی ترها میتوان به این نتیجه رسید که خودرو به صاحبش رکاب نداده بود... در واقع جالب اینجاست که مالک 525i تا حدی از خودروی خود دلچرکین و دلزده شده بود که هنوز هم با همان وضعیت بدنه مسیرهای روزانه خود را طی میکند و درصدد ترمیم ظاهر خودروی خود نیست. در واقع سوژههای این چنینی چند سوال را در ذهن ایجاد میکند؛ راه و روش نگه داری از خودرو چیست؟ چه میزان برای خرید خودرو هزینه کنیم؟ رفتار نادرست با خودرو حتی با وجود تمکن مالی چه مشکلاتی را پدید خواهد آورد؟!
قانون یک دهم!
ایدهآلترین حالت خرید یک خودرو این است که هر میزان بودجه راکد در حساب خود داشته باشید، تنها 10 درصد یا یک دهم آن را به خرید خودرو اختصاص دهید. در این شرایط میتوانید از پس هرگونه مخارج چهارچرخه خود اعم از هزینههای سرویس و تعمیرات، بدون هیچگونه مشکل یا خللی برآیید. به طور کلی باید گفت که نگهداری از یک خودرو، به ویژه اگر گزینه مورد نظر شما نمونهای خاص یا لوکس باشد، بسیار مهمتر از خرید آن است! اگر 100 میلیون پول نقد در حساب بانکی شما راکد مانده است؛ بدون آگاهی از هزینههای سرویسهای خودرو، هیچ گاه به سراغ یک گزینه 100 میلیون تومانی نروید. برای مثال، در این بازه قیمتی اگر به دنبال خودرویی شاسی بلند باشید، 2 گزینه هیوندای سانتافه 2008 و یا بامو X3 2.5i مدل 2007 پیش روی شما قرار خواهد گرفت که شاید در نگاه اول محصول بامو بسیار مجللتر و وسوسهانگیزتر به نظر برسد. اما برای مقایسه تنها یک فاکتور را در نظر میگیریم. در حالی که تعویض روغن موتور برای هیوندای در نمایندگیهای آسان موتور و با استفاده از جنس مرغوب در بدترین حالت حدود 150 هزار تومان هزینه در بر دارد، همین سرویس برای X3 حدودا 500 هزار تومان آب میخورد و این یعنی اختلافی فاحش در هزینههای نگهداری، حتی در شرایط یکسان بودن برچسب قیمتها. همچنین میزان عرضه و ارائه خدمات پس از فروش هر خودرو در شهر محل سکونت شما یکی از فاکتورهای بسیار مهم خرید خودرو محسوب میشود. در حالی که این روزها کُرهایها بازار خودروی کشور را قبضه کردهاند و مجموعه هیوندای-کیا با 2نمایندگی آسان موتور برای هیوندای و کیا موتورزر برای کیا در حال حاضر حداقل یک نمایندگی در هر استان دارند، محصولات لوکستری همچون تولیدات بیمر از خدمات ضعیفتری بهرهمند هستند. پس به جملات نخستین این بخش و قانون یک دهم بازمیگردیم. حتی اگر ایدهآلترین حالت نسبت قیمت خودرو به بودجه راکت در حسابتان را نیز در نظر نگرفته باشید، همیشه خودرویی را انتخاب کنید که از پس هزینههای جاری آن بدون هیچ مشکلی برآیید.
سفر به گذشته
حال موضوع را از جانب دیگری مورد بررسی قرار میدهیم. تصور کنید به دنبال خرید یک اپل امگا B دهه نودی با موتور 6 سیلندر و با امکانات کامل هستید. در بین گزینههایی که در بازار آشفته اینگونه خودروها پیدا میکنید، خودروهایی با وضعیت سلامت متفاوت به چشمتان میخورد. ممکن است یک گزینه از لحاظ ظاهری بدون هیچ ایرادی نگهداری شده باشد اما از نظر فنی دچار مشکلات عدیده در بخش برق و قطعات مصرفی تعویض نشده باشد. جالب است بدانید که اگر به بیوگرافی خودرویی اینچنینی مراجعه کنید، در اکثر موارد مالکی را خواهید یافت که تمام بودجه خود را صرف خرید خودرو کرده و دیگر مجالی برای تقبل هزینههای سرویسهای مختلف و تعمیرات دورهای خودرو نداشته و تا حد امکان با احتیاط فراوان ظاهر خودرو را سلامت نگه داشته است! این دسته خودروها گزینههایی مناسب برای خرید و اورهال فنی و پس از آن سواری بیدردسر است که خود هزینه سنگین چکآپ و سرویس کامل پیشرانه، جعبه دنده، زیربندی و قطعات الکترونیکی را میطلبد. دسته بعدی خودروهایی هستند که نه از نظر ظاهر و نه از نظر فنی چندان چنگی به دل نمیزنند. اینگونه خودروها اصولا با قیمتهای بسیار پایین آگهی میشوند و در اکثر مواقع نیز تا مدت زیادی اصطلاحا روی دست صاحبانشان باد میکنند. برای مثال، یک بامو E34 520i در صورت سلامت کامل در بازار فعلی ایران، حدودا 40میلیون تومان فی میخورد که همین گزینه با شرایط مذکور به کمتر از 25 میلیون تومان کاهش قیمت پیدا میکند. اما آیا خرید چنین خودرویی، حتی در صورت تمکن مالی برای اورهال عاقلانه است؟! پاسخ منفی است! با یک حساب سرانگشتی و جمعبندی هزینهها خواهید دید که خرید نمونهای سلامت از این خودرو بسیار بهصرفهتر خواهد بود. کما اینکه وجود بتونه در بدنه، موج و ضربات وارده به شاسی، نتیجه کار را تا میزان زیادی از «دلچسب» بودن دور میکند. همچنین با کمی تمرکز روی بازار به گزینههایی بسیار تمیز و اصطلاحا در حد صفر برمیخورید؛ خودروهایی که درصد زیادی از عمر خود را در گوشهای از پارکینگ خانه یا شرکتی ورشکسته در خواب ناز به سر بردهاند و حال با پلاک قدیم یا پلاک جدید به فروش گذاشته میشوند و اکثرا با توجه به کارکرد بسیار پایین، وضعیت فنی و بدنه بسیار ایدهآلی دارند. اما چند لحظه صبر کنید! اکثر این خودروها به دلیل خواب طولانی، راکد ماندن روغن موتور، روغن ترمز و روغن هیدرولیک سیستم و گیربکسهای اتوماتیک و همچنین تغییر حالت روغنها به نوعی ماده تخریبکننده آلیاژها و بافتهای مختلف پیشرانه، حتی در صورت سلامت کامل هنگام استارت خوردن نیز پس از مدتی دچار مشکل خواهند شد. پیشنهاد میشود در صورت خرید چنین خودروهایی، بلافاصله اقدام به تعویض لولههای رادیاتور، کاسه نمدهای مختلف و به طور کلی بافتهای حساس به کار رفته در بخش فنی خودرو کنید تا از بروز نشتیهای مختلف جلوگیری شود. اما بهترین حالت برای خرید یک خودروی قدیمی، انتخاب نمونهای کارکرده با کارکرد بسیار پایین و خواب نسبتا کم است. برای مثال، یک مرسدس بنز C180 W202 با کارکرد 40 هزار کیلومتر در طول 20 سال استفاده، حتی در شرایطی که خودرو هفتهای یک بار استارت خورده و مسیری را پیموده باشد، بهترین گزینه برای انتخاب به شمار میرود. اما اگر خودرویی با کارکرد بالا ولی استفاده درست و سرویسهای بهموقع پیدا کنید، باز هم شرایط بسیار ایدهآل خواهد بود.
گریزی به زمان حال!
حال نکات گفته شده در فوق را به خودروهای جدیدتر بسط میدهیم. بسیار دیده شده که برای مثال یک هیوندای آزرا با کارکرد بالا اما انجام سرویسهای بهموقع، وضعیتی مناسبتر از خودرویی مشابه با کارکرد پایینتر و در شرایطی است که مالک برای نگهداری از خودروی خود سلیقه به خرج نداده است. نوع روغن موتور و روغن گیربکس در پیشرانهها و جعبه دندههای خودکار خودروهای جدید بسیار مهم است. به همین خاطر اکیدا پیشنهاد میشود که برای تعویض روغن، حتما به سراغ نمایندگیهای معتبر رفته و یا در غیر این صورت با مطالعه دفترچه راهنمای سرویسهای خودرو، روغن مناسب را شناسایی و استفاده کنید. اکثر روغن موتورهای هر خودرو به طور متوسط عمری از 7 الی 10 هزار کیلومتر دارد اما برای کارکرد بهتر، حداقل 500 کیلومتر پیش از رسیدن به موعد مقرر، اقدام به تعویض روغن موتور خودرو کنید و در هر تعویض، فیلتر روغن را نیز بازدید و جایگزین کنید. این موضوع همچنین در صورتی که از خودروی خود در ترافیک کلانشهرها استفاده کنید و یا حتی پیشرانه اتومبیل شما اصطلاحا «دمابالا» باشد، از حساسیت بیشتری برخوردار است. رعایت تمام این نکات تنها 10 درصد هزینه بالاتر و البته استفاده بیشتر از سلامت خودرو و همچنین قیمت بهتر در هنگام فروش را به همراه خواهد داشت. حال در نظر بگیرید که یک کیا اپتیما 2014 دارید و میخواهید تا 20 سال آینده از این خودرو استفاده کنید! اگر تا سال 2034 از این خودرو در شرایط ایدهآل نگهداری شود، 20 سال سواری بیدردسر را تجربه خواهید کرد و پس از فروش خودرو نیز مالک بعدی از تملک خودرویی سالم لذت میبرد. حتی سلامت ظاهر بدنه و کابین خودرو نیز از لحاظ روانشناسی در رضایت شما از سواری خودرو تاثیر بسیاری دارد. برای اثبات این موضوع، حس و حال خود در قبل و بعد کارواش را به خاطر آورید!! پس میتوان به این نتیجه رسید که جلوی ضرر را از هرجا بگیریم منفعت است! به محض بروز هر خرابی در بخش بدنه، قطعات الکترونیکی، پیشرانه، جعبه دنده و جلوبندی، اقدام به رفع ایراد کنید؛ چرا که هر خرابی کوچکی میتواند در کارکرد خودرو تاثیر گذاشته و به مرور زمان به قطعات دیگر نیز آسیب رساند.
قطعات بهتر؛ هزینه بالاتر؛ آسایش بیشتر!
قطعا زمانی فرا میرسد که نیاز به تعویض قطعهای مصرفی یا ایراد پیداکرده داشته باشید. برای مثال، توصیه میشود که استپر موتور پس از 100 هزار کیلومتر کارکرد تعویض شود. این سنسور که وظیفه ثابت نگه داشتن دور موتور در دورهای پایین را دارد که در صورت خرابی، افت دور موتور در هنگام روشن کردن کولر، کم و زیاد کردن گاز خودرو و چرخاندن غربیلک را خواهید داشت. با مراجعه به بازار قطعات با انواع مختلفی از اجناس و کیفیتهای مختلف برای این قطعه مواجه خواهید شد که بدون شک با قیمتهای متفاوتی عرضه میشوند.
اما توجه داشته باشید که جنس اصلی و با کیفیت، حتی با وجود برچسب قیمت بالاتر، عمر بالاتری نیز خواهد داشت و در نتیجه شما را مجاب به دوبارهکاری نخواهد کرد. جالب است بدانید بسیاری از قطعات چینی و بیکیفیت موجود در سطح بازار، کارکردی در حد همان قطعه اصلی ولی معیوب موجود روی خودروی شما دارد! در واقع یکی از دلایل قانون یک دهم نیز همین است! مالک میبایست آنقدر تمکن مالی داشته باشد که بهترین قطعات را برای خودرو به کار ببرد. برای مثال، تسمه تایم اصلی در حدود 100 هزار کیلومتر عمر دارد که در صورت پارهشدن، خسارتی جدی به سرسیلندر وارد خواهد کرد.
اما تصور کنید که در صورت استفاده از یک تسمه تایم ارزانتر با جنس نامرغوب، این عمر به میزان قابل توجهی کاهش مییابد و خیلی سریعتر از آنچه در ذهن شماست، مستهلک میشود و در نتیجه آسیب نسبتا زیادی را به پیشرانه شما وارد میکند.
نتیجهگیری
آنچه در این مطلب خواندیم، گریزی کوتاه به آداب و رفتار با خودروی زیر پای شماست. همانطور که دیدید، با رعایت نکاتی مختصر، سواری بهتر و راحتتری را تجربه خواهید کرد. کما اینکه با اندکی توجه و حساسیت نسبت به خودرو، فروش راحتتر را نیز تجربه خواهید کرد.