با توجه به حجم باورنکردنی بدهی های آمریکا، دلار آمریکا ارزش واقعی ندارد ولی آنچه آن را تا امروز سرپا نگه داشته ابزارهای مالی جهانی است که تحت سیطره ی قدرت آمریکا و مبتنی بر نظام پترودلار است. گسترش مبادلات ارزی دوجانبه میان کشورهای جهان و جست و جو برای یک ارز ذخیره ی جهانی به جای دلار آمریکا را یک شبه در باتلاق فرو خواهد کشاند
خبر اقتصادی - در هفته های گذشته رسانه ها اعلام کردند که چین و روسیه برای مقابله با خطرات ناشی از مبادله با دلار سواپ ارزی میان دو کشور را آغاز خواهند کرد. قرار است در ابتدا حجم مبادلات کالایی میان دو کشور با ارزهای محلی به ارزش 25 میلیارد دلار باشد. لزوم چنین مبادلات دوجانبه ای میان دو کشوری که از جانب ایالات متحده تحت فشار قرار گرفته اند بر کسی پوشیده نیست. ایالات متحده ی آمریکا برای مقابله با رشد و نفوذ اقتصادی-سیاسی چین تلاش دارد اتحادی را علیه این کشور در قالب برنامه ی «محور آسیایی» شکل دهد و برای مقابله با روسیه نیز از هیچ اقدامی فروگذار نکرده است. کمک به وقوع یک کودتا با روی کار آوردن غرب گرایان در اوکراین، توطئه ی سقوط بهای نفت با کمک عربستان و اعمال تحریم های فلج کننده به هدف ویران کردن اقتصاد روسیه و در نتیجه سقوط روبل از این دست اقدامات موذیانه بوده اند.
در یکی از یادداشت های پیشین گفته بودیم که شواهد حاکی از آن است که جنگ اقتصادی ایالات متحده و ناتو علیه روسیه برای تنبیه مسکو با موانع و سنگ اندازی جدی از جانب اژدهای زرد مواجه شده است. در اواخر سال گذشته ی میلادی چین اعلام کرد که می خواهد کمک های مالی اش به روسیه را زیاد کند. وزیر خارجه ی چین، وانگ یی، بر ضرورت کمک دوجانبه میان روسیه و چین در شرایطی تاکید کرد که روبل دچار بحران شده و در برابر دلار آمریکا 45 درصد سقوط کرده است. وی هم چنین گفته بود که روسیه ظرفیت و تدبیر لازم را برای غلبه بر این بحران دارد، اگر روسیه درخواست کمک کند ما هر چه از دست مان برآید برای کمک به این کشور انجام خواهیم داد. هم اکنون و با آغاز سواپ ارزی مسیر اتحاد دو کشور برای مقابله با آمریکا هموارتر شده است.
خطر فرورفتن در باتلاق بدهی ها
سوالی که اینجا مطرح می شود اهمیت تاثیرگذاری این اقدام است. واضح است که عموسام تنها تا زمانی قادر است با ابزارهای مالی بر کشورهایی چون روسیه و ایران و ونزوئلا و... فشار آورد که دلار ارز ذخیره ی جهانی است. گرچه ده سال پیش دلار 90 درصد از حجم ذخایر جهانی را تشکیل می داد و این میزان هم اکنون به 60 درصد تنزل یافته اما جایگاه دلار در شرایط کنونی به آستانه ی فروپاشی نرسیده است. حتی اخیرا فدرال رزرو آمریکا با تقویت مصنوعی دلار و پایین کشیدن قیمت طلا درصدد جذاب کردن دلار برای سرمایه گذاران جهانی برآمده است. در حقیقت ایالات متحده ی آمریکا هفت برابر تولید ناخالص اش تعهدات انجام نشده دارد (تولید ناخالص داخلی آمریکا 17.6 تریلیون دلار است و بدهی های عمومی این کشور 18 تریلیون دلار. میزان کل دارایی اقتصاد آمریکا شامل شرکت های کوچک و بزرگ و خانگی 114 تریلیون دلار است و از طرف دیگر، میزان تعهدات تامین وجوه نشده شامل پزشکی، دارویی و تامین اجتماعی ١٢٨ تریلیون دلار است.
طبق گزارش سازمان حسابداری آمریکا، اندازه این تعهدات بیش از درآمد مالیاتی ٧٥ سال آینده است.) با توجه به حجم باورنکردنی بدهی های آمریکا، دلار آمریکا ارزش واقعی ندارد ولی آنچه آن را تا امروز سرپا نگه داشته ابزارهای مالی جهانی است که تحت قدرت آمریکا و مبتنی بر نظام پترودلار است. گسترش مبادلات ارزی دوجانبه میان کشورهای جهان و جست و جو برای یک ارز ذخیره ی جهانی به جای دلار آمریکا را یک شبه در باتلاق فرو خواهد کشاند. قرارداد دوجانبه ی ارزی میان چین و روسیه تلاشی است در این راستا.
اهمیت سیاسی موضوع
اما این قرارداد ارزی دوجانبه تنها قرارداد ارزی از این نوع نیست. هم اکنون چین با بیش از بیست کشور جهان مبادلات ارزی دوجانبه دارد و در واقع حوزه ی کشورهای بریکس و سازمان همکاری های شانگهای برای مقابله با محدودیت های نظام مالی جهان -که تحت سیطره ی ایالات متحده است- در این نوع مبادلات پیش قدم و ذی نفع اند. آن چه باعث پردختن ما به سواپ ارزی روسیه و چین به طور مفصل می شود اهمیت خاص سیاسی آن است. این اقدام در شرایطی انجام گرفته که ناتو و ایالات متحده روسیه را تحت شدیدترین فشارها قرار داده اند تا پوتین را تسلیم در برابر منویات شان وادارند. کمک چین به روسیه در این شرایط به معنای جدی تر شدن و آشکار شدن اتحاد دو کشوری است که غربی ها به دلایل مختلف فکر می کردند به این سادگی ها امکان پذیر نخواهد بود.
روسیه از چند سال گذشته تاکنون ذخایر طلای خود را افزایش داده و هم اکنون نیز یک نظام مالی جایگزین سویفت را در سطح داخلی راه اندازی کرده است. این کشور می تواند در لحظه ی مناسب این نظام مالی را برای اهداف بین المللی نیز به کار گیرد. از طرف دیگر اگر چین با رهبری بریکس و اتحاد با روسیه موفق شود نظام مالی جایگزین را با موفقیت پیش ببرند ضربات سهمگین تری به قلب تپنده ی آمریکا (پترودلار) وارد خواهد شد. شکاف بین کشورهای اروپایی بر سر تحریم بیشتر روسیه و انتقادات داخلی از مرکل و گوشه چشم رهبران اروپایی به طرح جاده ی ابریشم که چین را از طرق روسیه به اروپا وصل می کند آن چیزی است که به اژدهای زرد برای خزیدن در مسیر جدید قوت قلب بخشیده است./دیدبان آمریکا