خبر اقتصادی - علیرضا شکیبایی، دانشیار دانشگاه شهید باهنر کرمان اظهار کرد: رویکرد اقتصاد مقاومتی، رویکرد اقتصاد بدون نفت است و این امر آرزوی همیشگی ما ایرانیان بوده که اکنون زمان تحقق آن رسیده است. در یک گام اساسی باید یک بار نفت را از بودجه قطع کنیم تا اقتصاد بر اتکای منطق اقتصادی استوار شود، زیرا میتواند اقتصاد سالم تری را نوید دهد.
تامین بودجه سال آینده دچار چالش میشود؟
به گزارش ایسنا، وی با تشریح وضعیت بودجه کشور با توجه به قیمت تعیین شده نفت، تصریح کرد: قیمت نفت در بودجه سال آینده بر مبنای 72 دلار بسته شده است، اما قیمت نفت امروز بین 40 تا 45 دلار در نوسان است پس قطعا میتوان گفت بودجه دچار چالش میشود. از سوی دیگر به علت آنکه بهرهبرداری از مخازن نفتی ما از تکنولوژی پیشرفتهای برخوردار نیست، همچنان در شرایط تحریم به سر میبریم و مذاکرات با 1+5 در جریان است ولی هنوز چشم انداز آن معلوم نیست، ظرفیت تولید و صادرات نفت به سادگی قابل افزایش نیست که همین موضوع بر بودجه کشور تاثیرگذار خواهد بود.
این اقتصاددان با اشاره به رویکردهای موجود در برابر نوسانات قیمت نفت افزود: نگاه کشور باید این باشد که موضوع کاهش قیمت نفت یک مساله کوتاه مدتی است و بالاخره حل میشود و دوباره به همان نفت 100 دلاری برمیگردیم و مسیر سابق را ادامه میدهیم و این یک رویکرد خوشبینانه است. یک سنایور بدبینانه نسبت به این قضیه این است، در یک دوره طولانی مدت بیش از 5 سال، قیمت نفت بین 40 تا 50 دلار باقی بماند.
رشد اقتصادی پایینتر ایران در سالهای شکوفایی نفتی
این عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان با اشاره به اینکه، اقتصاد ایران یک اقتصاد وابسته به نفت است، تصریح کرد: اقتصاد نفتی دچار یک بیماری به نام بیماری هلندی است. لزوما درآمد این نفتها باعث رشد اقتصادی کشور نشده است. در سالهای شکوفایی نفتی ما رشد اقتصادی پایینتری نسبت به سالهایی که درآمد نفتی کمتر بوده، داشتهایم.
درآمد نفت از بودجه خارج شود
وی با بیان اینکه باید این تهدیدی که امروز از خارج از مرزها بر اقتصاد ایران تحمیل شده است را به عنوان یک فرصت نگاه کنیم تاکید کرد: کاهش قیمت نفت، چه به علت فعالیتهای اقتصادی در دنیا و یا به واسطه برنامهریزیهای کشورهایی همچون کویت و عربستان به جهت آنکه ایران را وادار به تمکین کنند، نباید برای کشور فرقی کند. معتقدم باید یکبار از این تهدید به عنوان یک فرصت نگاه کرد و باید برای اولین بار نفت را از بودجه خارج کنیم.
این اقتصاددان ادامه داد: معتقدم باید درآمد حاصل از فروش نفت را وارد مکانیزمهای دیگری همچون صندوق توسعه ملی و صندوق ذخیره ارزی کنیم. اگر نفت از بودجه دولت خارج شود، میتواند اقتصاد سالم تری را نوید دهد، اقتصادی که متکی بر محصولات اقتصادی کشور، توانمندهای اقتصادی باشد.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا خروج نفت از بودجه ابهام پیش نمیآورد و نگاهها به سمت افزایش مالیات نمیرود، توضیح داد: دولت می تواند از طریق افزایش مالیاتها، جبران کسری بودجه خود را انجام دهد. افزایش درآمد مالیاتی همیشه به معنای افزایش نرخ مالیاتی نیست. اگر در کشور شرایط اقتصادی به گونهای فراهم شود که پایههای مالیاتی جدیدی (شغلها، محصولات و تولیدات جدید ) در کشور تولید شود، آنگاه میتوانیم، مالیات بیشتری را وصول کنیم.
وقتی درآمد دولت از مالیات باشد، چه میشود؟
این دانشیار دانشگاه شهید باهنر کرمان با اشاره به اینکه اگر برای مردم شغل ایجاد نکنیم، نمیتوانیم از آنها مالیات اخذ کنیم، اظهار کرد: وقتی درآمد دولت از مالیات باشد، نظارت و عملکرد هزینههای دولت منطقیتر میشود و دیگر بدون مطالعه و تحقیق تصمیم به اجرای هر پروژه اقتصادی نمیگیرد.
وی بیان کرد: باید دولت و مجلس برای اولین بار و یکبار این شهامت را به خرج دهند و نفت را از بودجه خارج کنند. بودجه عمومی از 200 میلیارد دلار در سالهای قبل، براساس محاسبات هر بشکه 72 دلار به 70 میلیارد دلار کاهش یافته است. اگر بشکهای 40 دلار شود، بودجه نصف میشود، پس در یک گام اساسی یک بار نفت را از بودجه قطع کنیم، اقتصاد بر اتکای منطق اقتصادی استوار میشود.
فرصتهای اقتصادی کشور، خاک میخورند
این اقتصاددان با بیان اینکه استوار بودن بر بودجه بدون نفت باعث شکوفایی توانمندیهایی موجود در کشور و همچنین موجب توجه دولت به فرصتهای اقتصادی دیگر میشود، افزود: فرصتهای اقتصادی بسیاری در کشور وجود دارد که در سایه عدم توجه دولت به آنها به علت داشتن پول نفت در حال خاک خوردن است.
وی با اشاره به پتانسیلهایی که توان جایگزین شدن با نفت را دارند، گفت: صنعت گردشگری، ترانزیت، کشاورزی، صنایع مختلف و صنعت دریا میتواند جایگزین مناسبی برای نفت در کشور باشد، به شرط آنکه پتانسیلهای موجود را در کشور شناسایی کرد و از آن نهایت استفاده را برد. به طور مثال، دریا محلی فقط برای جابهجایی کشتی یا حمل کالا نیست، دریا خود یک اقتصاد بسیار بزرگ است. ما در جنوب کشور دریای عمان و خلیج فارس و در شمال دریاچه خزر را داریم که که هر کدام از آنها، میتوانند اقتصاد کشور را شکوفا کنند.
اقتصاد دریا جایگزین مناسبی برای نفت
این دکترای اقتصاد تاکید کرد: در اقتصاد دریا، تصمیم گیری کوتاه مدت نیست بلکه میان مدت است، به طوری که در 5 سال آینده، اقتصاد دریا میتواند جایگزین اقتصاد نفت شود. اکنون ما با کشور افغانستان که دریا ندارد هیچ تفاوت درآمدی نداریم و از این ظرفیتها هیچ بهره برداری نکردهایم.
شکیبایی با بیان اینکه امروز خوشبختانه زیرساختهای اقتصادی را فراهم کردهایم، تصریح کرد: برای توسعه اقتصادی کشور بدون نفت نیاز به زیرساخت نداریم فقط مشکل مدیریت است، اکنون که سهم بودجه از درآمد نفتی به 40 هزار میلیارد تومان رسیده است، دولت میتواند از روشهای دیگر این 40 هزار میلیارد را وصول کند و نفت را از بودجه خارج کند.
آیا هزینهکرد دولت کاراست؟
وی اظهار کرد: همیشه فقط توجه به درآمدهای دولت بوده است، اکنون باید روی مخارج و هزینه کرد دولت توجه کرد. از دولت پرسیده شود، آیا این هزینهکرد بهینه و کارا است؟ آیا نمیتواند در جایی دیگر برای منافع کشور هزینه کنید؟ این مساله باعث میشود نگاهها تغییر کند.
شکیبایی ادامه داد: نفت یک کالای با ارزش و استراتژیک است، منظور این نیست که تولید نفت را قطع کنیم، بلکه یک ماده اولیه برای صنایع پتروشیمی است. معتقدم به جای صادرات، باید نفت را در صنایع پایین دستی وارد کنیم و از آنها کالاهایی تولید کنیم که بعضا 10 یا 20 برابر قیمت نفت خام ارزش افزوده دارد.
بیش از 50 درصد بخشهای مختلف کشور از پرداخت مالیات معافند
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه باید پایههای مالیاتی را گسترش دهیم، اظهار کرد: واقعیت این است که بیش از 50 درصد از بخشهای مختلف کشور از پرداخت مالیات معاف هستند. باید درصد زیادی از معافیتهای مالیاتی برداشته شود و همه مردم را زیر یک چتر بیاوریم. هر کس هرمیزان درآمد کسب میکند، باید متناسب با همان درآمد، مالیاتش وصول شود. متاسفانه اکنون فقط از شرکتهای رسمی، مشاغل و حقوق بگیران دولت، مالیات اخذ میکنیم و بقیه جامعه یا فرار مالیاتی و یا معافیت مالیاتی دارند که این موضوع اصلا به نفع اقتصاد کشور نیست.
20 درصد جامعه از دادن مالیات فرار میکنند
وی با بیان اینکه بیش از 20 درصد جامعه دچار فرار مالیاتی هستند ادامه داد: شاید در چند سال گذشته برای توسعه برخی فعالیتها نیاز به معافیت مالیاتی بوده است اما امروز هیچ ضرورتی به این موضوع نیست. هیچ یک از معافیتهای مالیاتی که امروز در قانون ایران وجود دارد، ضرورت ندارد، بلکه امروز یک بهانه است که معافیت تداوم پیدا کند و ناکارآمدی اقتصاد را به دنبال داشته باشد. اگر قانون مالیاتی کشور اصلاح شود قطعا یک منبع مالی خوبی برای دولت به وجود خواهد آمد.
چرا از ظرفیت ترانزیت ایران کمتر از 10 درصد استفاده میشود؟
این عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان با اشاره به اینکه سالهای مدیدی از منابع مردم پروژههای راهسازی و راه آهن اجرا شده است اظهار کرد: متاسقانه از ظرفیت ترانزیت، بهینه استفاده نمیشود. به طور مثال، چه میزان از ظرفیت راه آهن بندرعباس به تهران و یا شمال استفاده میشود؟ بیش از 95 درصد ظرفیت راههای کشور که میتواند به عنوان راه ترانزیتی مورد استفاده قرار بگیرد در عین ناباوری خالی مانده است. جغرافیای ایران به گونهای است که میتواند به عنوان پلی بین آسیا، آفریقا و اروپا باشد. ایران بهترین موقعیت را در منطقه و حتی جهان دارد و زیرساختهای آن نیز آماده است، اما یک نفر باید پاسخگو باشد، که چرا از ظرفیت ترانزیت جمهوری اسلامی ایران کمتر از 10درصد استفاده میشود؟
شکیبایی ادامه داد: کشور نیازمند یک تصمیم جدی در مدیریت حمل و نقل است زیرا سیستم حمل و نقل میتواند درآمد بسیار بالایی برای دولت داشته باشد، اما متاسفانه دولتها، ساده ترین راه را انتخاب میکنند که بیشترین خسارت را به جامعه وارد میکند. نباید دیگر با روشهایی همچون تغییر نرخ ارز، بخواهیم کسری بودجه را تامین کنیم و دیگر نباید تجربیات سالهای اخیر را دوباره تکرار کنیم.
اعمال سیاست انقباضی رکود را عمیق تر میکند
وی با بیان اینکه بودجه انقباضی است، تصریح کرد: یکی از اشتباهات دولت این است که طبق سیستم اقتصاد انقباضی عمل میکند، دولت باید بداند که در شرایط رکود، سیاست انقباضی، رکود را عمیقتر میکند، دولت باید از بکارگیری سیاست انقباضی دست بردارد. دولت سیاست انقباضی پولی را بکار گرفته، به دلیل اینکه، نرخ بهره بالایی در کشور اعمال میکند. دولت باید به اتخاذ سیاست انبساطی برگردد.