وقتی انزو فراری در اوایل دهه 60 پس از مذاکراتی طولانی دست رد به سینه هنری فورد دوم زد و کمپانی شهیر خود را با فورد شریک نشد، هیچگاه فکر نمیکرد که با این کار جرقه تولد یکی از مهمترین خودروهای تاریخ، یعنی GT40 را زده است؛ خودرویی که نهتنها در دهه 60 توانست با شکست فراری آن هم 4 بار پیاپی به عنوان یک اسطوره بلامنازع در لمانز معرفی شود، بلکه به نحوی سرآغاز نسلی از خودروهای مفهومی و تولیدی شد که هر یک از آنها در زمان خود انگشتنمای محافل خودرویی شدند.

خبر اقتصادی - این بار نیز فورد در آستانه نمایشگاه آمریکای شمالی تصاویر نسل آتی فورد GT را به طور رسمی منتشر کرد و به همین علت برآن شدیم تا تاریخچه تلاشهای فورد برای بالا نگه داشتن درفش خودروها آمریکایی در میان رقبای اروپایی را در این مطلب به طور مختصر به شما عرضه کنیم.
تولد GT40
به گزارش عصر خودرو، اوایل دهه 60 میلادی بود که فورد تصمیم گرفت به طور جدی وارد عرصه مسابقات لمانز شود. به همین دلیل هنری فورد دوم تصمیم گرفت تا نظر مثبت انزو فراری را جلب کرده، بخشی از سهام کمپانی او را بخرد تا فورد از طریق فراری وارد این مسابقات شده، در عین حال وضعیت مالی فراری نیز بهبود یابد. با این حال انزو فراری هنگامی که متوجه شد خودرو نهایی با نام فورد- فراری وارد پیست خواهد شد، تقریبا از کوره در رفت و مذاکرات طولانی را نیمهکاره رها کرد. هنری فورد دوم که فردی لجباز بود تصمیم گرفت تا انزو فقید را در همین عرصه شکست دهد. به همین دلیل تصمیم گرفته شد تا تیمی متشکل از مهندسان آمریکایی فورد به سرپرستی کرول شلبی و یک تیم اروپایی خارج از کمپانی پدید آید. در میان کشورهای اروپایی، انگلستان به دلیل فعالیت فورد در این کشور و تجربیات زیاد تیمهای انگلیسی، بهترین گزینه شناخته شد و لوتوس، لولا و کوپر به عنوان گزینههای اولیه انتخاب شدند. در نهایت کوپر به علت تجربیات اندک و لوتوس به علت مبلغ پیشنهادی مدیرعاملش (کالین چاپمن) کنار گذاشته شدند. پیشنمونهای در سال 1963 با عنوان Lola GT آماده شد. در نهایت با تغییر نام و اندکی تغییر در ظاهر فورد GT40 متولد شد. این خودرو که نامش را از ارتفاعش از زمین گرفته بود (40 اینچ یا 98 سانتیمتر!) از پیشرانه 4.2 لیتری فورد فیرلین بهره میجست، اما در نمونه نهایی که تحت عنوان سری MKI شناخته میشود، پیشرانه 4.7 لیتری 8 سیلندر ماستنگ از سال 1964 وارد پیست مسابقه شد. در سال 1965 نمونه دوم این خودرو معرفی شد که از نظر ظاهری تفاوت چندانی با سری اول نداشت، اما از پیشرانه 7لیتری جدیدتری بهره میجست که فورد از نسکار برای لمانز به عاریه گرفته بود. همین مدل بود که در سال 1965 توانست هر سه سکوی لمانز را تصاحب کند و آوازه فورد GT40 در تمامی جهان طنینانداز شد. در سال 1967 نمونه جدید از GT40 با ظاهری آیرودینامیکتر و کشیدهتر معرفی شد که MKIV نام گرفت. این نمونه نیز توانست در لمانز قهرمان شود و فورد را برای دومین بار پیاپی به این عنوان برساند. برخلاف سایر GT40ها، سری MKIV کاملا ساخت آمریکا بودند و تنها بخشی از طراحی آنها در انگلستان صورت گرفته بود. در سال 1968 به دلیل تغییراتی که در قوانین لمانز انجام گرفت، حجم پیشرانهها محدود شد و فورد تصمیم گرفت تا در لمانز شرکت نکند. با این حال جان ویر انگلیسی تصمیم گرفت تا با GT40 در لمانز شرکت کند. برای این کار باید نمونههای اولیه سری MKI را که پیشرانه 4.7 لیتری داشتند با اندکی تغییرات روانه پیست میکرد. نتیجه اما دو بار قهرمانی پیاپی در سالهای 1968 و 1969 بود که سبب شد GT40 در نهایت با 4 قهرمانی پشت سرهم به عنوان موفقترین خودرو در تاریخ لمانز شناخته شود. تنها خودرویی که بعدها توانست در این زمینه GT40را به چالش بکشد، پورشه 956/962 بود. علاوه بر نمونههای مسابقهای، تنها 7 عدد از GT40ها با اندکی تغییرات ظاهری برای استفاده خیابانی عرضه شدند که با نام MKIII شناخته میشوند. پیشرانه این نمونهها تنها 335 اسب بخار تولید میکرد. برخی مالکان نیز بعدها از جان ویر خواستند تا GT40های مسابقهای خود را به آنها بفروشد و نهایتا تعدادی از این خودروها به خیابان راه یافتند.
GT بعدی در راه رالی
در سال 1969 فورد تصمیم گرفت تا با خودرویی موتور وسط در رالی شرکت کند. این ایده دقیقا مشابه ایدهای بود که لانچیا با استراتوس پیگیری کرد. برای این کار فورد انگلستان تصمیم گرفت تا با بهرهگیری از متعلقات فنی کاپری و اسکورت یک خودرو جمع و جور سبک وزن اما کارآمد را طراحی کند. علاوه بر این مدیران فورد اروپا بدشان نمیآمد تا برای زندهکردن یاد و خاطره GT40، یک خودرو موتور وسط زیبا را دوباره به محصولات فورد اضافه کنند. به همین دلیل از تیم مهندسی استودیو گیا که در آن زمان بهتازگی بخشی از فورد شده بود، به سرپرستی ارکوله اسپادا طراحی خودرویی کوچک و موتور وسط سپرده شد. در نهایت محصول نهایی با نام GT70 (برگرفته از سال معرفی) در سال 1970 رونمایی شد. پیشرانه 6 سیلندر GT70 تنها 130 اسب بخار تولید میکرد، اما به مدد وزن 760 کیلوگرمی خودرو و آیرودینامیک مناسب، این خودرو توانایی رسیدن به سرعتهایی بیش از 240 کیلومتر در ساعت را داشت. متاسفانه از بخت بد فورد قوانین مسابقات رالی در همین دوره دچار تغییراتی بنیادین شد و GT70 تنها در 3 رالی اجازه حضور یافت. 6 دستگاه از این خودرو ساخته شده بودند که 3 دستگاه آن باقی مانده است. به دلیل هزینههای بالای تولید و عدم توجیهپذیری، فورد تصمیم گرفت تا GT70 را به طور انبوه تولید نکند.
رویایی به نام GT80
در سال 1979 طراح ایتالیایی-آلمانی تصمیم گرفت تا ایدههای ناب آیرودینامیکی خود را در قالب خودرویی به همگان معرفی کند. او برای این کار با هزینه شخصی خود متعلقات فنی و شاسی فورد-کازورث فرمول یک آن دوران را خریداری کرده، مدیران فورد را مجاب کرد تا به طور ضمنی از وی حمایت کنند. ایده اصلی کولانی در ساخت خودرویی بود که بدنه آن در حقیقت خود یک اسپویلر بزرگ بود و به همین دلیل کمترین میزان نیاز را به تجهیزات کمکی آیرودینامیکی داشت. علاوه بر این، سر و صدای مربوط به اغتشاش هوا در اطراف بدنه خودرو نیز به حداقل ممکن میرسید. این خودرو در غرفه فورد اروپا در نمایشگاه فرانکفورت سال 1980 به نمایش درآمد و توانست نظرهای بسیاری را به خود جلب کند. با این حال از ظاهر خودرو و مشخصات آن به راحتی میتوانستید حدس بزنید که خبری از تولید GT80 حتی در مقیاس انگشتشمار نیز نبود.
GT90: در آستانه تولید
در نمایشگاه دیترویت سال 1995، فورد به مناسبت سیامین سالگرد پیروزی و فتح لمانز خودرویی را معرفی کرد که بسیاری را شوکه کرد. GT90 با ظاهر فضایی و سراسر مثلثی خود بهحدی مورد توجه قرار گرفت که فورد تصمیم گرفت آن را به طور محدود تولید کند. به جز ظاهر جذاب و عجیب GT90، مشخصات این خودرو نیز استثنایی بود. فورد 2 پیشرانه V6 مجهز به توربو دوقلو را از جگوار XJ220 قرض گرفت و به هم متصل کرد تا یک پیشرانه V12 با 4 توربو پدید آید. 720 اسب بخار قدرت در کنار شتاب صفرتاصدی در حدود 3.1 ثانیه و حداکثر سرعت 378 کیلومتر در ساعت از جمله نتایج این پیشرانه عجیب بودند. به دلیل رکود اقتصادی در اوایل دهه 90 و کاهش شدید فروش سوپراسپرتها، فورد تصمیم گرفت تا برخلاف میل مهندسان و علاقهمندان این خودرو را هرگز تولید نکند. تنها نمونه ساخته شده حدود 10 سال پیش به فروش رسید و سر از کلکسیون شخصی فردی در آمریکا درآورد. طراحی GT90 اما پایهگذار زبان طراحی جدید فورد تحت عنوان New Edge شد.
ادامه راه با GR-1
در سال 2005 فورد خودرو مفهومی جدیدی را با الهام از شلبی کبرا دیتونا با نام GR-1 معرفی کرد. این خودرو با بدنه کروم و ظاهر رویایی خود توانست توجهات زیادی را در نمایشگاه دیترویت 2005 به خود جلب کند. فورد در این خودرو موتور جلو از متعلقات فنی GT و پیشرانه 6.4 لیتری V10 به قدرت 605 اسب بخار استفاده کرده بود. نتیجه کار به قدری راضیکننده بود که فورد تصمیم گرفت تا این خودرو را به عنوان جانشین GT برای اواسط سال 2007 راهی خط تولید کند. با این حال پروژه اندکی به تعویق افتاد و با تغییر سیاستهای فورد و از آن مهمتر بروز بحران مالی در اواخر دهه قبل، پروژه مذکور لغو شد.
با این حال کارگاه کوچک گالپین به کمک فورد خودرو GTR1 را در سال 2013 به همگان معرفی کرد. این خودرو از متعلقات فنی بهبود یافته فورد GT (شامل پیشرانه و شاسی) بهره میجوید، از نظر ظاهری چیزی بین GR-1 و GT است و در حقیقت به نحوی ادامهدهنده راه GR-1 مفهومی است. این خودرو قرار است در تیراژ محدود با پیشرانه 1024 اسب بخاری تولید شود.
بازگشت GT40
در سال 2002 در راستای سیاست جدید فورد برای زندهکردن اساطیر این کمپانی در قالب خودروهای مفهومی، این بار GT40 انتخاب شد و در نمایشگاه دیترویت به نمایش درآمد. این خودرو به شدت مورد استقابل قرار گرفت و مدیران فورد تصمیم گرفتند تا با توجه به وضعیت مناسب بازار، به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی GT40 در لمانز، این خودرو را تولید کنند. متاسفانه حق استفاده از نام GT40 در آمریکا توسط شرکت عرضهکننده خودروهای کیت مشابه نمونه اولیه GT40 خریداری شده بود و فورد مجبور شد در سال 2005 این خودرو را با نام GT عرضه کند. پیشرانه 5.4 لیتری سوپرشارژ شده این خودرو از ماستنگ SVT به عاریه گرفته شده بود و در ابتدا توانایی تولید 500 اسب بخار را داشت که پس از مدت اندکی به 550 اسب بخار ارتقا یافت. شتاب صفرتاصد 3.5 ثانیهای و حداکثر سرعتی معادل 330 کیلومتر در ساعت سایر مشخصات این خودرو بودند. در نهایت GT در سال 2006 به پایان راه رسید در حالی که تنها 4038 دستگاه از آن تولید شده بود.







