مكالمه اول تلفني شاه، محمدرضا پهلوی با دكتر علی امینی 5 دي 1357
- مكالمه دوم تلفني شاه، محمدرضا پهلوی با دكتر علی امینی 14 آبان 1357
اين مكالمه ها با شنود ساواك از منزل اميني انجام شده است و اخيرا سايت هاي خبري و مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر كرده اند
مكالمه اول تلفني شاه، محمدرضا پهلوی با دكتر علی امینی 5 دي 1357
از دربار با منزل علی امینی تماس گرفته اند :
امینی : الو
شاه : الو
امینی : تعظیم عرض می كنم قربان
شاه: شب بخیر ، شنیدید كه سنجابی صحبت از جمهوری دمكراتیك چیز ایران كرده دیروز؟
امینی : نه قربون – نه خیر
شاه : خب چكار كنیم در این صورت
امینی : برخلاف قانونه آقا
شاه : تحمل نمیشه كرد
امینی : نخیر ، بنده صحبتی نشنیده ام – قربون ، نخیر
شاه : بله از قرار معلوم در میتینگ آن بیمارستان پهلوی، نطق كرده و صحبت از جمهوری دموكراتیك خلق كرده
امینی : عجب
شاه : اینطور میگن
امینی : نه بنده نشنیده ام آقا ، نه
شاه : خب در صورت صحت چی ؟
امینی : این كه خلافه و اگر بخواهید یك ذره جلوش رو ول كنید كه باعث زحمت كه به این ترتیب ، شعارهای اینجوری كه قابل تحمل نیست
شاه : اصلاً ما داریم آب میشیم!
امینی : نخیر آقا اصلاً (نانفهوم) ایست، اصلاً اقدامات زیادی كرده بود راجع به نفت و روی هم رفته بد نبود قربان. با آقای فلسفی صحبت كردیم، قرار شد كه یك مقدار در منابر بگن كه مردم احتكار نكنند ضمناً كارگران هم یك تقاضاهایی داشتند ، كه الان آقای طالقانی پیام دادند كه من مشغول هستم كه این بخش داخلی لنگ نشه.
شاه : خب درآمدمون چی میشه؟
امینی : والا كه اجالتاً تجارت داخلی خیلی خطرناكه ولی این را جلو شو بگیریم تا ببینیم قسمت بعدش چه میشه، آقای انتظام صبح مشغول بود كه دیشب تلفن كردم این اقدامات شده و سه قسمت بود كه یكی هم راجع به همین موضوع ارتش بود و بردن نفت كه این هم كارگرها امروز صبح بعضی ها گفتن نفت رو ارتشیها زیادتر می برن و جنبه رزرو دارد و میخواهد تعدیلی بكنند و یكی هم راجع به خود منطقه آبادان و اونجاهابود ، خوزستان كه نظامی ها رو از آنجا جمع كنند و خود كارگرا یك سركارگری معین می كنند كه خودشون تامین می كنند و نظامی دخالت نكنند و خب همین مسائلی بود كه دیشب اتفاقاً به عرض تون رسوند، بله، گفت مجدداً به عرض تون میرسونه كه تا سه قسمت بود كه این قسمت را تامین بكنند كه یكی این نفت داخلی كه خیلی خطرناك هم است، این معطل نشه
شاه : فردا جلسه دارم با نظامی ها ولی خب این را من الان تعقیب می كنم موضوع سنجابیو اگر تایید شد خب قبول كنیم؟
امینی: والا به نظربنده مشكله قبول كردنش ولی اینطور اصلا دیگه اختیار در می آید از دست همه !
شاه : بكلی
امینی : بله این دیگه صحیح نیست
شاه : پس دیگه نقشه نمی شه ریخت
امینی : نه دیگه هیچی یه وقت میبینی اصلاً به كلی نمی شه
شاه : و در اون جا در اون بیمارستان پهلوی اونها گفتند بودند كه بله ما یك جمهوری توده ای میخواهیم مثل رومانی
امینی : صحیح ، نه من نشنیدم
شاه : توی خیابونها هم كه دیگه هر روز شعار و اینها
امینی : بله ، یك عده هم طرفدار سخت گیری بودند و صبح مراجعه می كردند كه بالاخره این شل كن سفت كن درست نیست.
شاه : خب مقرراتیه كه هست، آیا صحیح نیست كه مقررات اجرا بشه؟
امینی : خب مقررات كه باید اجرا بشه اونكه چاره ای نداره، منتها یك وقتی تدبیری می خواهد، یك دسته مقررات اجرا نشه همه چی لق میشه، تقریباً همین طور هم شده دیگه، هم حكومت نظامی هست هم نیست ولی یك مقدار اسباب تجرییه عده ای شده و زندگی مردم را واقعاً داره لنگ میشه.
شاه : اصلاً من نمیدونم مثلا فردا چه میشه ، یعنی اگر قانون رو اجرا نكنیم
امینی : نه آقا قانون باید اجرا بشه علی القاعده همه طرفدار اجرای قانون هستند دیگه، شكی نیست اگر قانون اجرا نشد كه هرج و مرجه
شاه : اصلاً نمیشه دیگه اصلاً هیچ چیزو پیش بینی كرد
امینی : نخیر ، واقعاً قابل پیش بینی نیست و در میره از هم چون یك عده هم این وسط برای سخت گیری ادارات هم ، یك عده ای تایید می كردند كه اگر گفتند كه آقا كسی نباید بیرون ، حد عمل را بكنند و یك عملی دنبال این حرف باشه
شاه : حالا من تحقیق می كنم راجع به سنجابی و اگر یك همچین حرفی زده باشه؟
امینی : خوب دیگه چاره ای نیست باید جلوش گرفته بشه
شاه : بگیریمش
امینی : بله چون اینها یك مقداری دارن تلاش هایی میكنند برای اینكه مانع آمدن صدیقی بشن
شاه : الان بله ، فكر میكردن كه میاد
امینی: بله بله یك مقدار دارن پیش گیری همین را شروع میكنن و همینطوره
شاه : در شهر هم فكر می كنم باید یك خورده جلوشو گرفت!
امینی : بله بله یك مقدار باید جلوش رو گرفت برای اینكه بدین ترتیب اسباب زحمت خواهد شد خب مردم بیكار هم زیاد هستند یك مقدار تماشاچی بیكار هم به اینها اضافه می شه و كافی مردم عصبانی میشن دیگه !
شاه : یك كسی هم روی بالكن وزارت فرهنگ اومد بود، همون جایی كه تحصن كرده بودن ،حالا تیر از كجا اومده خورد بهش، تلف شده ، یكی از اون دكترا. حال اینم فردا لابد میخوان پیراهن عثمون بكنن!
امینی : لابد دیگه بعضی از این افراد اشخاصین كه كارهایی رو می كنن، معلوم نیست كه اصلاً كارهای ایرنسپونساب [غیر مسئولانه [irresponsibleاست تقریباً ، البته تو این یه میلیون تصمیم این چیزها پیش می آید خواه ناخواه.
شاه : حتماً ، از توی اتومبیل هام تیراندازی می كنن.
امینی : عجب !
شاه: افراد معمولی می یان از اتومبیل تیراندازی میكنن چندین اتوبوس آتش زدند.
امینی : نخیر یك مقدارش البته سخت گیری میخواد، خشونت و سخت گیری میخواد، چاره ای نیست و الا اصلاً در میره
شاه : در همین فكرم دیگه كه اگر ما قانونو اجرا نكنیم
امینی : نه دیگه تو اجرای قانون كسی نمیتوند ایراد بگیره، قانونو باید اجرا كرد
شاه : بله ، [ اگه قانون رو اجرا نكنیم ] اصلاً رفتیم، بدون اینكه با آبرو هم رفته باشیم، مثل پیرزن ها، راجع به تبریز هم دستور داده ام ، نمیدونم تماس گرفته با اون فرماندار نظامی یا نه ؟
امینی : نخیر ، هنوز نرفته
شاه : هنوز نرفته؟
امینی : نخیر
شاه: پس دیشب هم همین صحبتی كردیم كه بالاخره قانون اجرا بشه
امینی : بله خود آقای صدیقی موافق قانون كه حتماً باید اجرا بشه كه خلاف قانون خوب نیست می خوان اجرا نشه ، خب هیچی
شاه : حالا این عقب افتادن شما همان دلایلی كه دادن دیروز همونو می بینید؟
امینی : بله بله یك قدری، یك عده ای صبح فرستادم پهلوی آقای صدیقی پنج شنبه همان استادانی كه شرفیاب بودند پنج شنبه صبح ساعت هشت مبرن كه ایشان قدری تسریع بكنند كه خواه و نا خواه كه یك قدری زودتر جلو بیافتد، تاخیر زیادش هم صلاح نیست.
شاه : ولی تا اون موقع باید نظم را حفظ بكنیم
امینی : بله بله چون غیر از این چاره ای نداریم، مردم واقعاً یك عده ایشان جداً ناراحتند. حالا اگه نظمی نباشد، اسباب زحمت همه است، آخه این مدارس را بیخود اجازه دادند باز بشه، آخه به صلاح هم نبود، بیخود بود
شاه : بله كار بیخودی بود ، این تحصن در دانشگاه كه از اون هم بدتر است
امینی : بله خسته می شوند می آیند بیرون، اون خیلی مهم نیست
شاه : چرا ! آنجا را مركز دادند، تلفن دارن ، مركز دارن، همه چیز دارن، به پاریس تلفن می زنند، پیش خدمت دارند و ستاد عملیاتشان شده !
امینی : هر جا تلفن میشه قطع می كنند
شاه : برق و تلفن و اینها را قطع كرده اند
امینی : بله
شاه : این كه دیگه اشكال نداره
امینی : نخیر اشكالی نداره ، بله این جزء تدابیری است، خسته میشن میایند بیرون ، برق و تلفن و ارتباط داشتن غلط است
شاه : خیلی خب ، اگر چیزی بود بعد به شما میگم
امینی : بله سایه مبارك كم نشه
مكالمه دوم تلفني شاه، محمدرضا پهلوی با دكتر علی امینی 14 آبان 1357
متن کامل نوار صوتی مکالمه شاه با امینی به این شرح است:
مکان: از کاخ نیاوران به منزل علی امینی در تهران
امینی: الو، تعظیم میکنم.
شاه: روز بخیر
امینی: قربان شما، سایهتان کم نشه
شاه: خواستم بهتون اطلاع بدم که ما بالاخره بعد از اون جریانات دیروز (۱) و اون اعلامیهای (۲) که اون حضرات دادند در خارج و یأس از تشکیل حکومت ائتلافی (۳) که تازه اصلا از اول هم شاید بیخود ما امید بسته بودیم بهش و استعفای دولت (۴)، ناچار شدیم این اقدام را بکنیم برای برقراری نظم، البته دولت موقتی (۵) تشکیل دادیم.
امینی: بله بله، البته فرصت نداشتم که بیانات اعلیحضرت را گوش کنم میخواهم که ساعت ۲ بعد از ظهر گوش بکنم.
شاه: شنیدم بد نیست.
امینی: نه خوب بوده، خیلی خوب بوده.
شاه: گوش دادید؟
امینی: نه، بله ضمنا من با مهندس بازرگان که صحبت کردم معلوم شد که یک مقداری از این اعلامیه آقای سنجابی اینها صحیح نبوده قربان، یعنی ملاقاتی دو نفری نکردند، یک مقدار جنبه تبلیغاتی داره.
شاه: آخه خب فایدهاش چیه؟
امینی: خوب بله، آخه بیخود ولی به هر حال اونطور نیست که ایشان عنوان میکنه که بله توافق کردهاند، اینطور نیست.
شاه: اون سه ماده پس چیه؟
امینی: نخیر، اون مقدارش هم بلوفه از اون جهت که عرض کردم، خیلی درست نیست، تو مصاحبه دیشبش هم با بیبیسی گویا خیلی شل و خیلی تَق و لَق بوده.
شاه: اون هم گفته که با سلطنت همکاری نخواهد کرد.
امینی: بله ولی بطوری متناقض بوده این ترتیبات که یک عدهای که شنیده بودند امپرسیون بسیار بدی رویشان گذاشته بود.
شاه: آخه فایدهاش چیه؟
امینی: خب بیخود! بله تبلیغاتیه
شاه: در هر صورت با یه همچین دولتی که ما نمیتوانستیم نظم را برقرار کنیم، آیا اون دولت میآمد دستور بدهد که هر که تکان خورد بگیریم، بزنیم؟ نمیگفت و چارهای غیر از این نیست. این را مطمئن باشید.
امینی: بله بله متاسفانه بله.
شاه: مثلا در نفت جنوب، خب این بسته بشه، آخر ماه ما حقوق به مردم چه شکلی بدهیم؟
امینی: حالا به هر حال من بیاناتتان (۶) را گوش بکنم، به نظرم خیلی به موقع بود.
شاه: بله شنیدم که خیلی تاثیر خوبی کرده، اونهایی که شنیدهاند میگفتند.
امینی: حتما موثر است.
شاه: در هر صورت ما راجع به گذشته هم صحبت کردیم، خبط و خطا و فساد و ظلم، همه چیز.
امینی: خب اینا خیلی موثره قربان.
شاه: گفتیم دیگر تکرار نخواهد شد و این حکومت هم البته قبلاً گفتیم فقط موقتی است و فقط برای برقراری نظمه.
امینی: بله باید حتما پیگیری کرد، اون حضرات رو جمع کرد با همدیگه.
شاه: بله؟
امینی: این حضراتی که هستند بایستی با هم جمع کرد. امروز صبح آقای طالقانی هم یک اعلامیهای داده بود (۷) که میگفت خیلی خوب بوده و دعوت به آرامش کرده که بنده خدا میگفت فکر کردن ولی نمیفهمن.
شاه: حالا از شما میخواستم که هر نفوذ که دارید در آخوندها و اینها، بگید که آقا شما خوب ساکت بشینید دیگه!
امینی: بله بله. بنده همین نقش را با اجازه اعلیحضرت این کار را بنده میکنم و صبح هم کردهام، که یکی یکی ببینم، جمعشان بکنم که واقعا ببینم که حداقل توافق را با کی میکنن؟
شاه: حالا اون برای بعد است.
امینی: بله، حتما حالا عجالتا با یک کاری اونها را آرام بکنیم.
شاه: الان اینها تا دوره اجرای کامل نظم و آرامش در مملکت باید سکوت بکنند و به کلی حکومت قانون در مملکت برقرار بشه و بعد ترور افکار که شروع شده، این ترور افکار باید از بین برود، یعنی شما چطوری میخواهید دموکراسی داشته باشید، اگر یکطرفه باشد، اینکه نمیشه.
امینی: من به ایشون گفتم که این کار غیرقابل اجتناب بود، پیشبینی هم کردیم ولی متاسفانه نکردید.
شاه: البته اونطور نشد که حکومت نظامی بیاید و همین حکومت نظامی باشد، برای اینکه این یک حکومت موقته و در اساس کار، که کاری نخواهد داشت، گویی اینکه مبارزه با فساد خواهند کرد.
امینی: بله آقا این کار را بکنید، آقا خیلی موثره.
شاه: گویی اینکه این کار را خواهند کرد، ولی غیر از این و ایجاد نظم برنامهای نداره، فردا اگر برود مجلس و مجلسین را نبندیم، گویی اینکه اینها میخواهند ببندند. ولی شاید هم تصمیم بگیریم که نبندیم، این برنامهای که مجلس میدهد میگوید من برنامهای ندارم غیر از برقراری نظم و مبارزه با فساد همین، چون وقت نیست، دولت طولانی در یک مدت میتواند برنامهریزی کنه.
امینی: نخیر برنامه اقتصادی که نمیتواند تنظیم کنه الان، نخیر در جوار ایشان باید برنامهریزی تهیه کرد برای بعد.
شاه: بله، شما هرچه میتوانید مردم را دعوت کنید به آرامش و خوشباوری.
امینی: من تلاشم همین کار بوده، و حالا بیشتر باید بشه.
شاه: آرامش و خوشباوری، بگویید از اون راه که به جایی نمیرسید، کجا میرفتید؟
امینی: موثر هست و رویش باید عمل کرد.
شاه: میخواهید میرزا کوچکخان (۸) را در رشت بلند کنند، میخواهید تجزیه بشود مملکت، یا کردستان اون حرفها را بزنند (۹)، خوب اونکه به جایی نمیرساند شما را، حالا این دفعه سکوت بکنید و آرامش، ببینید چه میشود، بعدا ناچارم که بالاخره اون سیاست لیبراسیون اصلی یعنی دمکراتیکم را ادامه بدهم به همان دلایل که شماها میدونید.
امینی: بله بله، من همین را گفتم، قبول بکنید و مطمئن باشید همینطور خواهد بود ولی یک مدتی یک فرصتی بدهید.
شاه: یکی این، یکی اینکه حتما اون فقط میتواند در یک محیط آزاد برای همه، نه یکطرفه، اگر یکطرفه باشه یعنی ترور افکار، ترور افکار چرا سابق که از این ور بود بد بود، اما حالا از اون ور باشه خوبه، خب این به همان اندازه بده دیگه، پس از شما انتظار دارم که هر کاری میتونید بکنید.
امینی: از صبح تا حالا کوشش من در همین راه بوده، این نطق خیلی به موقع بوده فوقالعاده.
شاه: پس ساعت ۲ هم گوش بدید.
امینی: بله بله حتماً سایه مبارک کم نشه.
* پینوشتها:
۱- اشاره به تظاهرات مردم در خیابانهای تهران در روز سیزدهم آبان ۱۳۵۷ دارد که در جریان این تظاهرات تعدادی از مردم از جمله دانشآموزان شهید و مجروح شدند.
2- اشاره به اطلاعیهای است که کریم سنجابی پس از ملاقات با امام خمینی در پاریس صادر کرد. در این اطلاعیه آمده است: «بسمه تعالی
یکشنبه چهارم ذیالحجه ۱۳۹۸ (چهاردهم آبانماه ۱۳۵۷)
1- سلطنت کنونی ایران با نقض مداوم قوانین اساسی و اعمال ظلم و ستم و ترویج فساد و تسلیم در برابر سیاستهای بیگانه فاقد پایگاه قانونی و شرعی است.
۲- جنبش ملی اسلامی ایران با وجود بقای نظام سلطنتی غیرقانونی با هیچ ترکیب حکومتی موافقت نخواهد کرد.
۳- نظام حکومت ملی ایران باید بر اساس موازین اسلام و دموکراسی و استقلال بوسیله مراجعه به آرای عمومی تعیین گردد.»
۳- با توجه به خاطرات منتشر شده از سوی کریم سنجابی، احتمالا اشاره شاه به تصمیمی است که شاه برای تشکیل حکومت ائتلافی با شرکت اعضای جبهه ملی به ریاست سنجابی داشت.
۴- منظور استعفای دولت جعفر شریف امامی در چهاردهم آبان ۱۳۵۷ است.
۵- اشاره به دستور شاه برای تشکیل دولت نظامی توسط ارتشبد غلامرضا ازهاری در روز چهاردهم آبان ۱۳۵۷ دارد. البته تشکیل دولت ازهاری رسما در روز ۱۵ آبان ۱۳۵۷ به اطلاع عموم مردم رسید.
۶- اشاره به سخنرانی شاه تحت عنوان «من نیز پیام انقلاب شما را شنیدم» در ۱۴ آبان ۱۳۵۷. در این سخنرانی شاه برای فریب افکار عمومی تلاش کرد از مردم و علمای اسلام دلجویی کند.
۷- متن اعلامیه مورد اشاره آیتالله طالقانی که در چهاردهم آبان ۱۳۵۷صادر شد: «بسم اللّه القاصم الجبارین، برادران و خواهران از شواهد و قرائن کنونی و تجربههای گذشته چنین برمیآید که عمال و مزدوران حکومت استبداد به قصد خدشهدار کردن و انحراف جنبش مقدس این ملت مسلمان و رخنه در صفوف پاک شما، اقدام به تخریب و آتشسوزی و ایجاد وحشت در بین طبقات مردم مینمایند. با توجه به اینکه اوضاع پیشبینی نشده و غیرمترقبهای در شرف وقوع است و به لحاظ جلوگیری از هر نوع حادثه نامطلوب و پیشگیری از خونریزی و کشتار افراد بیگناه، به قاطبه ملت مسلمان مؤکدا توصیه میشود، جهت خنثی کردن هرگونه توطئه و دسیسهای از درگیری با نیروهای نظامی و پلیس خودداری کرده و از اتهام شرکت در آتشسوزی و تخریب پرهیز کنید.»
۸- اشاره به قیام میرزا کوچکخان جنگلی (متولد ۱۲۵۷ – شهادت یازدهم آذر ۱۳۰۰ هجری خورشیدی) دارد. او رهبر جنبش جنگل بود که در اعتراض به نقض تمامیت ارضی و استقلال ایران از سوی بیگانگان بعد از مشروطه به مدت دو سال در شمال ایران قیام کرد.
9- اشاره به تشکیل جمهوری مهاباد در دوم بهمن سال ۱۳۲۴ توسط قاضی محمد دارد. این اقدام تجزیهطلبانه با حمایت شوروی انجام گرفت، اما پس از توافق قوام - سادچیکوف سفیر وقت شوروی در تهران با قطع حمایت شوروی از فرقه دموکرات آذربایجان در تبریز و حزب دموکرات کردستان به رهبری قاضی محمد در مهاباد، ارتش ایران با ورود به تبریز و مهاباد در این دو شهر مستقر شد و مانع تجزیه ایران شد.
به نقل از سايت مركز اسناد انقلاب اسلامي