یوسف بن علوی، وزیر امورخارجه عمان در روز دوم مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا در مسقط سخنانی بیان کرد که آنطور که باید و شاید مورد توجه رسانهها قرار نگرفت.
خبر اقتصادی - بن علوی صراحتا اعلام کرد:«مذاکرات هستهای به نقطهای رسیده است که بازگشت از آن بسیار دشوار است». بن علوی تلویحا اعلام کرد که روند حرکت مذاکرات هستهای به نقطهای رسیده است که هیچ کسی نمی تواند در مقابل آن بایستد.
به گزارش پانا، این سخنان تعبیری دیگر از سخنان حسن روحانی، رئیسجمهوری، بود که درست یک روز پس از توافق اولیه ژنو، در سال گذشته بیان شد. حسن روحانی گفته بود:«ساختار تحریمها ترک خورده است و حتی اگر مذاکرات به نتیجه نرسد هیچ چیز به حال اول بازنخواهد گشت». سخن بن علوی زمانی اهمیتی بیشتر می یابد که بدانیم که ایران و غرب و بخصوص آمریکا در این مدت زمان نزدیک به یک سال و نیم چه مسیری را طی کردهاند.
واقعیت این است که مذاکراتی که امروز میان ایران و غرب بر سر برنامه هستهای ایران در جریان است، در تاریخ جمهوری اسلامی مذاکراتی بی سابقه است. شکل مذاکرات، صراحت مذاکرات و جدیت طرفین تا کنون سابقه نداشته است. نکته دیگری که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، مذاکراتی است که میان دیپلماتهای بلندپایه ایرانی به همتایان آمریکاییشان در جریان است. این سطح از مذاکرات رودررو و البته علنی، میان ایران و آمریکا در تاریخ پس از انقلاب ایران، کاملا بیسابقه است.
در طی این یک و سال و چند ماه، کانالهای ارتباطی میان ایران و آمریکا باز شده است که موجب میشود طرفین بتوانند درکی مبتی بر واقعیت و درست از ذهنیت طرف مقابل بدست آورند. اگر تا پیش از این آمریکا و ایران با واسطه سفارت سوئیس با هم در ارتباط بودند و یا اینکه مذاکراتی محرمانه بر سر افغانستان و عراق با یکدیگر داشتند، امروز دیگر نه نیاز به واسطهای هست و نه نیاز به محرمانه انگاشتن مذاکرات. دیگر چاپ شدن عکس جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در کنار محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران در حالیکه دست هم را می فشارند در صفحه نخست روزنامههای ایران و جهان به امری طبیعی تبدیل شده است. این در حالی است که تا پیش از دولت یازدهم چنین ارتباطی و انتشار چنین عکسهای کاملا "تابو" بود.
نکته دیگر این مذاکرات نیز که نباید از نظر دور داشت تماس تلفنی مستقیم میان روسای جمهور ایران و آمریکا است که در نخستین سفر حسن روحانی به نیویورک، برقرار شد. طرفین با این تماس تلفنی به جهان نشان دادند که مذاکرات هستهای آنقدر برایشان از اهمیت برخوردار است که حاضر شدهاند تابو شکنی کرده و برای نخستین بار با یکدیگر تماس تلفنی مستقیم برقرار کنند. این تماس تلفنی اگرچه با مخالفتهایی در داخل مواجه شد، نشان دهنده جدیت طرفین در مذاکرات بود. طرفین نشان دادند دیگر به دنبال ادامه دادن رویکرد مذاکره برای مذاکره نیستند بلکه رویکرد مذاکره برای حصول به نتیجه را در نظر دارند. علاوه بر این طرفین در تمام طول مدت مذاکرات در مقابل بسیاری از فشارهای داخلی و خارجی از سوی گروههای فشار، مخالف مذاکرات ایستادگی کردهاند و مذاکرات را به جایی رساندهاند که وزاری خارجه ایران و آمریکا در وین اعلام میکنند به توافق بسیار نزدیکیم و حتما به توافق خواهیم رسید.
همه اینها را که کنار هم بگذارید می بینید که این مذاکرات، از نوعی نیست که در آن بازگشت به نقطه اولیه در کار باشد. طرفین دیگر به جایی رسیدهاند که نمی توانند به راحتی پشت تریبون قرار بگیرند و اعلام کنند مذاکرات شکست خورده است و پس از آن هر کدام سیاستهای پیشین خود را ادامه دهند. دیگر سخنی از تهدید حمله به ایران نیست. دیگر سخنی از اعمال تحریمهای جدید علیه ایران نیست. کمپانی های بزرگ اقتصادی در دنیا پشت مرزهای ایران به صف شدهاند و آمادهاند تا به ظهور اولین نشانه توافق گوی سبقت از رقبایشان را برای سرمایهگذاری در ایران بربایند.
ایران و آمریکا به توافق نیاز دارند
نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، این است که هم ایران و هم آمریکا به توافق هستهای نیاز دارند. در مقام تحلیل نباید چندان توجهی به سخنان رجزگونه دیپلماتیک معطوف داشت. البته طرف آمریکایی می گوید ایران باید برای توافق گام بردارد و اینگونه وانمود می کند که ایران به این توافق نیاز دارد و یا اینکه طرف ایرانی اعلام می کند که در صورت عدم توافق این آمریکا است که ضرر میکند. واقعیت اما این است که این مذاکرات، مذاکراتی است که هر دو طرف به حصول نتیجه آن نیاز دارند. چه اینکه اگر نیازی در کار نبود، پرداخت این مقدار هزینه برای پیشبرد مذاکرات به نقطه عطف بیمعنی می نمود.
دومین ضربالعجل مذاکرات هستهای میان ایران و گروه 1+5منقضی شد و طرفین برای بار دوم مذاکرات هستهای را تمدید کردند و اعلام کردند که تمدید هفت ماهه مذاکرات با هدف رسیدن به توافق نهایی انجام شده است. به این صورت که تا اول ماه مارس، به نوعی توافق سیاسی رسیده و مدت زمان باقی مانده را نیز صرف نگارش جزیئات متن توافق نهایی کنند. واقعیت این است که مذاکرات هستهای برای ایران و آمریکا یک چالش واقعی است اما نوعی تمایل نیز میان طرفین وجود دارد که این مذاکرات به نتیجه برسد. مسئله اصلی مذاکرات یافتن راهی برای رسمی کردن یک توافق است. واضح و آشکار است که ایران و آمریکا به سمت کاهش تنشی حرکت می کنند که 35 است روابط دو کشور را مختل کرده است.
امروز آمریکا به این نتیجه رسیده است که مجبور است نقش منطقهای و فرامنطقهای ایران را به رسمیت بشناسد. اما مسئله این است که چطور میتوان این توافق نانوشته را در عرصه عمل به کار گرفت؟ ایران و آمریکا به خوبی میدانند که پرونده هستهای نخستین گام در عملیکردن توافق نانوشته میان ایران و آمریکا است. آمریکا در روند مذاکرات هستهای پذیرفته است که ایران از برنامه صلحآمیز هستهای برخوردار باشد. بنابراین آنچه که امروز در مذاکرات می گذرد، صحبت بر سر جزئیات امر است و اینجا دقیقا همان جایی است که دیگر سخنی از ژئوپولیتیک و تحولات منطقهای نیست. اینجا تنها «سیاست» است که نقش بازی میکند. طرفین به دنبال این هستند که به زبانی خاص از متن توافق نهایی برسند که هم برای شرکایشان و هم برای فضای سیاسی داخلی، قابل قبول باشد. و دقیقا در همین نقطه است که مسائلی نظیر، تعداد سانتریفیوژها در تاسیسات هستهای ایران، سطح غنیسازی و دورنمای چگونگی رفع تحریمهای ضد ایرانی نقشهای اساسی را بازی میکنند.
اخیرا تحرکات داعش در عراق و سوریه نیز، تهدید مشترکی برای دو کشور ایجاد کرده است. با توجه به اینکه آمریکا با تکیه بر ابراز نظامی صرف، نمیتواند مشکلات خاورمیانه را حل کند، بنابراین به بازیگری منطقهای نیاز دارد تا با نقشی که برعهده می گیرد، بتواند از چند تکه شدن بیشتر منطقه جلوگیری کند و آمریکا، به ایران به عنوان یکی از این بازیگران قدرتمند می نگرد.
به همین دلیل است که ایران و آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که حفظ وضع موجود نمیتواند ادامه یابد و طرفین باید قدمی فراتر از این وضع موجود بردارند. البته هستند کسانی که معتقند زمانی که به تاریخ روابط ایران و امریکا از ۱۹۷۹ و پرونده هسته ای از ۲۰۰۵ به بعد نگاه می کنیم، میبینیم که وضعیت فعلی حتی اگر وضعیت حل نشده ای هم باشد خود دستاوردی است. اوضاع می تواند خیلی بهتر یا بدتر باشد.