
به گزارش دخت ایران، زندگی مدرن شهری به دنبال خود پیامدهای مثبت و منفی بیشماری را به همراه داشته است که برخی معلول دیگری هستند و به تبع با وقوع یکی از این پیامدها، سلسلهای از پیامدهای آشکار و پنهان هویدا میگردد. فردگرایی و حالت بلازع زیمل، ناظر بر سردرگمی و شتابزدگی انسان مدرن است. انسان مدرن در زندگی خود با چالشهای گوناگون و متنوعی برخورد میکند که هر یک برای او مسئله و چالشی جدید تولید خواهد کرد. جورج زیمل نمود و ظهور بیگانگی را بازندگی مردم در کلانشهر ها، فردگرایی، غلبه روح عینی بر روح ذهنی، انزوای اجتماعی و نهایتا دلزدگی اجتماعی مورد ارزیابی قرار داده و خاطر نشان میسازد که در جامعه مدرن، هر فردبرای خود شخصیت خاصی را پرورش میدهد که در برگیرنده ویژگیها و تجربیاتی است که از هر انسانی، فرد متمایزی از سایر افراد جامعه خود میشود. به دیگر سخن، گسترش وسایل ارتباط جمعی، سرعت جابجایی مکانی، افزایش سطح رفاه، تولید انبوه، فرهنگ مصرف، فردگرایی و... از جمله مسائلی هستند که فرد مدرن را دچار دلزدگی و گاه چالش هویتی میکند.
میل به بهبود کیفیت و کمیت زندگی امپریالیسم فرهنگی موجود در رسانهها و
کالاهای تولید شده، نوعی مصرفگرایی و با تقویت کنندههایی همچون تبلیغات
رسانهای، مهمترین هدف انسان عصر حاضر شده است. از طرف دیگر افراد برای
نیل به اهداف خود، از هر وسیلهای استفاده میکنند، زیرا موفقیت و کسب
منزلت اجتماعی در گروه ارتقاء طبقه اقتصادی، فرهنگی و نزدیکی به راس قدرت
است.
با توجه به محدودیت ثروت و قدرت که جزء منابع محدود جهان انسانی
هستند، همواره کشمکشهایی بین کسب آنها در بین افراد وجود دارد. در صورت
عدم دستیابی به منابع محدود، نوعی احساس طرد و محرومیت برای فرد پیش خواهد
آمد که ممکن است فرد را به انزواطلبی یا بروز رفتارهای نابه هنجار و آسیبی
سوق دهد.
البته شایان ذکر است که
دستیابی به قدرت همواره به معنی قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و . . . در
سطح کلان نیست، بلکه فرد خواهان دستیابی به قدرت در سطح خرد مانند خانواده
است. به همین دلیل در سطح خانوادهها شاهد درگیریهای لفظی و روانی بسیاری
هستیم که منجر به ایجاد شکاف عمیق عاطفی، نگرشی و رفتاری بین والدین و
فرزندان میشود.
رفتارهای انحرافی
مانند فرار از خانه، اعتیاد، پرخاشگری دائمی، رفتارهای جنسی پرخطر،
ازدواجهای نادرست، اعتیاد اینترنتی، دوستیهای نافرجام و مواردی از این
قبیل حاصل از تضاد آراء، وابستگی اقتصادی فرزندان به والدین، میل به کسب
هویت مستقل و فردگرایی فرزندان است.
در یک نوع شایع و پر پیامد رفتارهای انحرافی، میتوان به فرار از خانه یا
به عبارت دیگر، ترک خانواده اشاره کرد. این آسیب اغلب به کارتنخوابی یا
روسپیگری و اعتیاد منجر میشود و در طولانی مدت، تهدیدی جدی علیه بنیان
خانواده محسوب میشود. افزایش کارتن خوابی در زنان کشور عوارض
جبرانناپذیری را همراه دارد؛ کارتن خوابی در مردان به اندازه کارتن خوابی
در زنان طبق فرهنگ و هنجارهای اجتماعی آسیب رسان نیست.
از علل افزایش کارتن خواب در کشور را میتوان به افزایش نرخ طلاق، نبود
برنامه و دستور کار برای حمایت از تنگدستان، کم بودن مراکز مختلف حمایت
دولتی یا خصوصی و حتی سازمانهای مردم نهاد برای رسیدگی به زنان کارتن خواب
یا معتاد، افزایش روز افزون کودکان خیابانی اشاره کرد.
برخی نهادها بنا به قانون متولی ساماندهی به این قبیل افراد و همچنین
پیشگیری از بروز چنین مسائلی هستند، اما در عمل شاهد ناهماهنگی در عملکرد و
گسترش آسیب هستیم. اگر کارتنخوابها را افرادی مستمند و بیخانمان در نظر
بگیریم، طبق جلسه هشتاد و دوم شورای عالی انقلاب فرهنگی سازمانها و
نهادهایی برای رسیدگی به این افراد و اسکان آنان تعیین شدهاند. در این
جلسه که در تاریخ ۱۵/۲/۸۷ آیین نامهای به منظور اصلاح ساختار و ایجاد
هماهنگی در فعالیت دستگاههای اجرایی و ارتقاء کارآیی و بهبود روشهای
مربوط به مبارزه با تکدی و جمعآوری، شناسایی و تعیین وضعیت افراد
بیسرپرست، گمشده، متواری، در راه مانده و موارد مشابه و همچنین تنظیم
وظایف دستگاههای عمومی و دولتی در این امور، تصویب شد. این شورا بنا به
پیشنهاد مشترک معاونت حقوقی و امور مجلس ریاست جمهوری، سازمان برنامه و
بودجه، سازمان امور اداری و استخدامی و وزارت کشور آیین نامه زیر را تصویب
کرد.
ماده ۱ – تعاریف و اصطلاحات به کار رفته در این مصوبه به قرار زیر است:
الف – مجتمع اردوگاهی: محلی است که زیر نظر فرمانداری در شهرهای بزرگ
تشکیل میشود و مسئولیت نگاهداری موقت، شناسایی وضعیت، گروهبندی و تعیین
تکلیف افراد موضوع این مصوبه را به عهده دارد.
ب – افراد مشمول مصوبه:
عبارتند از افراد معلول و ناتوان (اعم از جسمی و ذهنی) بیسرپرست، مجهول
الهویه، در راه مانده، گمشده، متواری، افراد نیازمند غیرحرفهای، متکدیان و
ولگردان حرفهای.
ج – شهرهای بزرگ: شهرهایی که مطابق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران بیش از پانصد هزار نفر جمعیت داشته باشد.
تبصره: - شهرهایی که طبق سرشماری یاد شده بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر جمعیت
داشته باشند، حسب نظر استاندار و حسب شرایط محلی مشمول این تعریف خواهند
بود.
ماده ۲ – در هریک از شهرهای
بزرگ، نسبت به ایجاد مجتمع اردوگاهی اقدام خواهد شد و سازمانهای مسئول
(دادگستری استان، نیروی انتظامی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام خمینی
(ره) اداره کار و امور اجتماعی و شهرداری) نماینده تام الاختیار خود را به
مجتمعهای مزبور برای انجام وظایف دستگاه متبوع معرفی خواهند کرد.
تبصره: تأمین محل و امکانات و تجهیزات اولیه مورد نیاز اردوگاه از طریق
شهرداری صورت خواهد گرفت و در صورت ضرورت به تشخیص استاندار، از سایر
امکانات و اعتبارات استان نیز استفاده خواهد شد. اعتبارات مورد نیاز
مجتمعهای اردوگاهی از محل بودجه عمومی و کمکهای مردمی تأمین خواهد شد.
ماده ۳ – شهرداری موظف است نسبت به شناسایی و جمع آوری و تحویل افراد
موضوع این مصوبه به مجتمع اردوگاهی اقدام نماید. نیروی انتظامی در این مورد
همکاری لازم را با شهرداری به عمل خواهد آورد:
ماده ۴ – مسئول مجمتع اردوگاهی توسط فرماندار تعیین میشود. مجتمع
اردوگاهی مکلف است پس از تحویل گرفتن افراد موضوع این مصوبه، نسبت به
نگهداری موقت، شناسایی وضعیت و طبقه بندی آنها در یکی از گروههای زیر
اقدام نماید:
الف – افراد متهم به ارتکاب جرم، اعم از متکدیان و ولگردان حرفهای
ب – افراد بیسرپرست و مجهول الهویه
ج – افراد گمشده؛ در مانده و متواری
د - افراد معلول و ناتوان (اعم از جسمی و ذهنی)
هـ ـ افراد نیازمند غیرحرفهای
با توجه به مصوبات قانونی و همچنین وجود نهادهایی چون بهزیستی، شهرداری،
کمیته امداد امام خمینی (ره) و ... همچنان با آمار بالای کارتن خوابی زنان
از طرفی و کاهش سن زنان کارت خواب به زیر ۲۰ سال، این پدیده را در زمره
تهدیدهای جدی اجتماعی جامعه کنونی کشور محسوب میکند. بنابراین باید گفت که
رسیدگی به این افراد در قانون لحاظ شده است، اما عدم هماهنگی بین متولیان
امر، به ایجاد تنشهایی در رسیدگی و سامانبخشیدن به این معضل شده است.
البته ناگفته نماند که مشکلات اقتصادی، روانی، فرهنگی و . . . . این افراد
در تکرار و تداوم این پدیده تاثیرگذار است و برای کاهش و کنترل این مسئله
باید به ریشه و علل اصلی این آسیبها پرداخت. مسئله کارتن خوابی، به خصوص
کارتن خوابی زنان، امری چندبعدی و تکرار شونده است که نیاز به برنامهریزی و
اعمال سیاستهای فرهنگی و اقتصادی در دراز مدت است و هر رفتار و برخورد
بدون برنامه به مثابه مسکن و رفع موقتی مشکل است.