روز گذشته سومين ميزگرد از مجموعه نشستهاي آب، فرهنگ و جامعه بعد از تكرار صحبتهايي درباره چرايي شكلگيري بحران آب به بحثي داغ درباره بايدها و نبايدهاي ايجاد بازار آب در كشور كشيده شد. در اين جلسه كه محمدسعيد نوريناييني اقتصاددان و نماينده سابق ايران در فائو، نعمتالله اكبري اقتصاددان و استاد دانشگاه و عباس كشاورز معاون زراعت وزير كشاورزي و محسن جلالپور رييس انديشكده تدبير آب حضور داشتند

خبر اقتصادی - آب چيست؟ آيا آب كالايي قابل تجارت محسوب ميشود يا در زمره خدمات و ضرورياتي كه دولت به شهروندان و صنايع و توليدات ميدهد قرار ميگيرد؟ وضعيت فعلي كشور از لحاظ كمبود منابع آب و تمدني كه بسياري آن را رو به نابودي ميدانند تا چه اندازه از نبود «بازار آب» در كشور و تلقي نشدن آب بهعنوان يك «كالا» نشات ميگيرد؟ در اين زمينه نظريات مختلفي وجود دارد؛ روز گذشته سومين ميزگرد از مجموعه نشستهاي آب، فرهنگ و جامعه بعد از تكرار صحبتهايي درباره چرايي شكلگيري بحران آب به بحثي داغ درباره بايدها و نبايدهاي ايجاد بازار آب در كشور كشيده شد. در اين جلسه كه محمدسعيد نوريناييني اقتصاددان و نماينده سابق ايران در فائو، نعمتالله اكبري اقتصاددان و استاد دانشگاه و عباس كشاورز معاون زراعت وزير كشاورزي و محسن جلالپور رييس انديشكده تدبير آب حضور داشتند نظريات متفاوت و زاويهدار درباره نحوه و الزام شكلگيري بازار آب در ايران مطرح شد. در اقتصاد دولتي ايران و در وضعيتي كه بهقول معاون وزير كشاورزي آب در ايران علاوه بر جنبههاي اجتماعي جنبه امنيتي نيز پيدا كرده است مساله ايجاد بازار آب توسط نهادهايي غير از دولت مساله چالشبرانگيزي خواهد بود. مسالهيي كه نعمتالله اكبري آن را ساز مخالفي با اصول اساسي اقتصاد كشور ميداند.
الگوبرداري از اروپا اشتباه بود
محمدسعيد نوريناييني، اقتصاددان و استاد بازنشسته دانشگاه شهيد بهشتي ميگويد: «پيامدهاي بحران آب از اقتصاد نيز فراتر ميرود. چون آمايش سرزمين ما براساس آب شكل گرفته است درنتيجه هر بحراني كه در آب ايجاد شود بحراني است كه تمدن ما را تهديد ميكند. در درياچه اروميه اگر موفق نشوند شوري آب را كنترل كنند مجبور به تخليه تبريز و اروميه خواهيم شد.»
او در ادامه درباره اينكه چرا نتوانستيم كشاورزي سنتي را در تلفيق با تكنولوژي به روشي كارآمد در مصرف آب تبديل كنيم ميگويد: «اگر ما در استفاده از تكنولوژيهاي جديد تفكر منطقي داشتيم وضع ما اين طور نبود. براي مثال قناتهاي ما در زمستان نيز جاري هستند اما ما نتوانستم با يك تكنولوژي عملكرد اين قناتها را كنترل كنيم. ما در تكنولوژيهاي جديد برداشت آب نيز از مخربترين روش استفاده كرديم. تكنولوژي موتورهاي پمپ كه ما از آن استفاده كرديم باعث شد بهمقدار زيادي از چاهها آب برداشت كنيم و امروز به وضع فعلي دچار شويم.»
اما مساله به همينجا ختم نميشود. معيار توليد در كشاورزي ما در كشور نيز به اشتباه از معيار اروپاييها گرتهبرداي شده است. ناييني در اين باره ميگويد: «ميزان توليد در هكتار براي اروپاييها بوده است كه زمين اندك و آب فراوان داشتند درحاليكه ما برعكس بودهايم و معيار توليد در كشاورزي ما بايد براساس توليد در مترمكعب آب تعيين شود.»
نوريناييني ادامه ميدهد: «شولتز برنده نوبل اقتصاد نتيجه مطالعاتش را در كتابي تحت عنوان «گذار از كشاورزي سنتي» مينويسد كه ميتوان از اين نتايج باوجود اينكه مربوط به سالها پيش است براي جامعه امروز ما استفاده كرد. اين تئوري را پنيكاپيتاليسم ميگويند. نوعي سرمايهگذاري براساس يك پني است. يعني همان تصميمات كاپيتاليستي است اما در سطح پايين يا در سطح يك پني است. كشاورزان سنتي منابعي در اختيار دارند. ما بايد تئوريهاي جديدي را وارد كنيم تا درآمد و توليد را افزايش دهيم. من نيز در اين مورد تحقيقاتي انجام دادهام كه كارايي كشاورزي دهقاني ايران نام گرفته است. نتيجه تحقيقات من نشان ميداد كه ما نميتوانيم درآمد و توليد اين كشاورزان را خيلي تغيير دهيم. شولتز دو نوع تعادل را مطرح ميكند يكي تعادل در سطح پايين و يكي در تعادل در سطح بالا. او ميگويد در جوامع سنتي به يك نوع تعادل در سطح پايين رسيدهاند. اين روش كارآمدي است و ما هم نميتوانيم آن را تغيير دهيم. اما در عين كارآمدي فقير است. اين واقعيتي است كه در كشاورزي ما واضح است. راهحل آن نيز اين است كه تعادل در سطح پايين را به تعادل در سطح بالا بكشانيم. تعادلي كه با درآمد قابل توجه همراه باشد. اين تنها درصورتي امكانپذير است كه عوامل موثر جديدي معرفي شوند. در كشاورزي مثلا معرفي نهادههاي جديد كه قبلا در كشاورزي ما نبوده است.» اين استاد دانشگاه در ادامه ميگويد: «ما در مورد آب نيز در ايران در چنين حالتي قرار گرفتهايم. ما سالها با همين وضع در ايران زندگي كردهايم و امپراتوري تشكيل دادهايم و آب هم از آسيابمان تكان نخورده است. ايران استقلال خودش را حفظ كرده است. اين در حالت تعادل پايين بوده است. بهخصوص براي كشاورزان كه يا براي جنگ به سراغ آنها ميرفتند يا براي اينكه از آنها ماليات بگيرند. در اين شرايط ما توانستيم از آب موجود در منطقه خشك ايران استفاده كنيم و دوام بياوريم. اين يك مصداق براي اقتصاد مقاومتي است. بهطور كلي همه ميگويند فرهنگ ما يك فرهنگ برگشتپذير و ضربهناپذير است. يعني تاكنون ضربههاي بسياري خورده اما هويت خودش را حفظ كرده و به حالت اوليه برگشته است. اقتصاد مقاومتي نيز بايد چنين ويژگياي داشته باشد و پس از هر ضربه بتواند دوباره به حالت اوليهاش بازگردد.»
عباس كشاورز معاون زراعت وزير كشاورزي نيز در ادامه درباره لزوم ترسيم بحران آب با ابعاد صحيح آن ميگويد: اگر ما اكنون اندازه بحران را خوب ترسيم كنيم راهحل درست پيدا خواهيم كرد. بسياري از كشورها با سرانه كنوني آب ما، هم مصرف شرب خود را جوابگو هستند و هم كشاورزي و توسعه دارند. اما مهم اين است كه در سياستهايمان دگرگوني اساسي داشته باشيم.
معاون زراعت وزارت كشاورزي ادامه ميدهد: من اخيرا در مركز ايراني اسلامي پيشرفت به دعوت مركز، راجع به بحث آب بحثي جديد را مطرح كردم. بيش از 14سال است كه مطلبي را براي اغلب سياسيون آن زمان فرستادهام تا اين موضوع به اين روزها نيفتد. كسي آن مطلب را ورق نزد. آب كشور چند مشكل اساسي دارد. نخستين مشكل اين است كه دانش متخصصان آب ايران، دانش هيدرولوژي و منابع آب است. درحالي كه آب فرابخشي است. با اتكا به اين دانش نميشود تصميم گرفت. دومين مشكل اين است كه تعداد افرادي كه به دانش روز مجهز ميشوند بسيار اندك است.
دنيا مدتهاست اين وضع ما را گذرانده است. نظريهيي كه درباره آب است IWRM است كه من هيچگاه نديدم در دانشگاهي يا كارگاهي يا نشستي مطرح شود كه آب اجتماعي، اقتصادي، محيطزيستي است كه در كشور ما سياسي هم شده است. ما تجلي هر كدام از اين موارد را نميدانيم.
كشاورز در ادامه در انتقاد از سياستگذاريهاي كلان در آب ميگويد: ما چقدر اقتصاد كلان و ارزيابي اقتصادي و عمومي را بررسي ميكنيم؟ ما مثلا با بستن حقآبه كرخه از طرف خودمان باعث اعتراض جهاني شديم. ريزگردها چقدر آثار مستقيم و غيرمستقيم اقتصادي براي مردم ايران ايجاد كردند.
وي ادامه ميدهد: در مقابل مثلا دوميليون يا سهميليون هكتار در تركيه يا 300هزار هكتار در كرخه با هزينههايي كه براي جامعه به باور آورد قابلمقايسه است. من درياچه اروميه را بررسي كردم. ما در خانه پر، كمتر از يكميليارد دلار توليد از آب داريم اما هزينههاي بحران بسيار فراتر از اين حرفها است و حتي با 400ميليارد دلار هم حل نميشود و حتي به جايي ميرسد كه به كلي با پول حل نميشود.
معاونت زراعت وزير كشاورزي در ادامه ميگويد: در كشور ما تمدن و پايداري با آب است. اساسا بشر به امكان رطوبتي احتياج دارد. مشكل دوم در كوتاهمدت قابل لمس خواهد بود. ورود به بحث اقتصاد از منظر آب بسيار مهم اما جا مانده است. اكنون خوب است كه از منظر اقتصادي و اجتماعي نگاه ميكنيم.
او ميافزايد: پيامدهاي اقتصادي بحران آب، پيامدهايي خيلي سنگين است. فرض كنيد كه اگر به عدم تعادلبخشي در چاهها ادامه دهيم و مناطق آبشان اول شور شود و بعد سيستم زراعي عوض شود و بعد مجبور به كوچ شوند. ما حدود 55درصد توليدمان و بيش از 85درصد آب شربمان از همين آب زيرزميني است.
تصور كنيد در پروسهيي 40ساله قادر به بهرهبرداري نباشيم. گرفتاري معيشتي فشار به منابع ميآورد. ما در واقع مديريت تدبير و كنترل نيستيم بلكه تنها مديريت بحران هستيم. كشاورز ادامه ميدهد: فرض كنيد كه اين بيتدبيري ادامه پيدا كند و 50درصد كشاورزي كشور ديگر نتواند ادامه حيات دهد. اين بسيار هزينه ملي دارد كه اين مردم فقط زندگي ملي در حداقل معيشت داشته باشد. جامعه اصلا توان اين هزينه را ندارد. بحث اقتصاد و اثر اقتصادي كلان در رفتارهاي آبي ما ضعيف و نامريي است. وي ادامه ميدهد: من زماني گزارشي براي مجمع تشخيص تهيه ميكردم و اين بحث را گفتم كه سرانه ما به 700 رسيده است؛ اين واقعيت سرزمين ما است. خيلي از مناطق دنيا با عددهاي كمتر از ما هم درحال زندگي هستند و نه نگران هستند و نه كشاورزي را تعطيل كردند. اگر ما واقعيت را بپذيريم راهحل نيز به همراه آن خواهد آمد. اما اين دگرگوني اساسي ميطلبد كه ممكن است فضاي كسبوكار و رفتارهاي سياسي را به هم بزند. ممكن است قولهاي سابق را به هم بزند. اين ناشي از اين است كه بايد راهحل منطقي دهيم نه احساسي نه بخشي. آثار اقتصادي پايداري آمايشي و زيستمحيطي آب را پيدا كنيم.