اما این پایان ماجرا نبود. اگرچه هر روز بر تعداد کلیدواژههای "فهرست سیاه" افزوده شد و دایره محدودیت دسترسی به وب را برای مردم تنگ تر و تنگ تر شد، با این حال، هنوز هم کاربران اینترنت، با کمک انواع فیلتر شکن و VPN از فیلترهای اعمال شده عبور میکنند و هنوز هم استراتژی بستن درهای دنیای مجازی به روی مردم، سیاستی عبث و اشتباه محسوب میشود.
مترسکی به نام فیلترینگ
فیلترینگ به فرایند محدود کردن نرم افزاری دسترسی کاربران اینترنت به وبگاهها و خدمات اینترنتی است که از دیدگاه متولیان فرهنگی و سیاسی کشور برای استفاده عمومی مناسب نیستند. کاری که نه تنها باعث کندی سرعت اینترنت و اتلاف وقت و هزینه ملی میشود، بلکه موجب انزوای کشور در جامعه جهانی و عقب ماندن از دنیایی می شود که اقتصاد و سیاست و فرهنگ آن مبتنی بر ارتباطات الکترونیکی مدرن است.
دکتر علی پرنده، یک کارشناس اینترنت در این باره می گوید: چیزی که خیلی ها از آن به عنوان قفلی بزرگ بر درگاه ورود به اینترنت استفاده میکنند، بیشتر شبیه مترسکی است که هیچکس را نمی ترساند و نمیتواند مانع ورود به فضای مجازی شود.
به گفته وی؛ سیستمهای فیلتر کننده کلیه درخواستها را با فهرستی که فهرست سیاه نامیده می شود، مقایسه میکند و اگر هیچ مشکلی نیافت، به کاربر اجازه عبور می دهد و درخواست وی را به عنوان یک درخواست تمیز شناسایی می کند.
در واقع کاربران اینترنت به محض وارد کردن نشانی یک وبگاه فیلتر شده، با پیغامی روبرو میشدند که نشان می داد از خط قرمز فضای ممنوعه عبور کردهاند. صفحهای با یک علامت ورود ممنوع زرد رنگ که از سال 88 به این سو جای خود را به صفحهای داده است که ضمن اعلام فیلتر شدن نشانی مذکور، فهرستی از سایتهای تایید شده مختلف را به کاربران توصیه میکند.
دکتر پرنده میگوید: پیشنهادهای این صفحه اگرچه برای کمتر کاربری جذابیت دارد، اما از جایی که همه به اجبار با آن مواجه میشوند، در عمل به پربازدیدکننده ترین صفحه اینترنتی کشور مبدل شده است. تا جایی که در پایان شهریورماه سال 89 رتبه صفحه مسوم به " پیوندها" در وبگاه الکسا به 18 رسید.
منافع گروهی پنهان در دفاع ملی
شاید به همین دلیل است که برخی معتقدند؛ راه اندازی صفحه "پیوندها" نه تنها تلاشی بود برای محدود سازی پیوند کاربران ایرانی با دنیای آزاد اطلاعات، بلکه نوعی تبلیغ گسترده برای وبگاههایی است که شاید به مدد پرداخت پول، سفارش شده اند یا در زمره وبگاه های به اصطلاح خودی قرار دارند.
با این وجود، فارغ از برخی مسائل فرهنگی و امنیتی که در تمام کشورهای جهان دارای اولویت هستند و دفاع و صیانت از آنها یک ضرورت جدی محسوب میشود، صفحه پیوندهای اینترنت ایران، منبع درآمدهای تبلیغاتی سرشاری برای آنهایی است که دست اندرکار مدیریت فیلترینگ اینترنت هستند.
اما قرائت تازه محمود واعظی وزیر تازه بر مسند نشسته وزارت ارتباطات دولت یازدهم از راه اندازی نرمافزار فیلترینگ هوشمندی که گفته میشود قرار است طی پنج ماه آینده راه اندازی شود، چیزی ورای آن تعبیری است که تا کنون از فیلترینگ ارائه میشد.
به نظر می رسد دیدگاه وی درباره مترسک دنیای وب کمی متفاوت از آن چیزی است که تاکنون فلسفه اصلی فیلترینگ قلمداد می شد. این مترسک قرار است کمی باهوشتر عمل کند و علاوه بر سایتهای غیرقانونی، مستهجن و تهدید کننذه امنیت ملی که فیلتر کردن آنها در بسیاری از کشورهای جهان نیز رایج است، تمام بدافزارها و حملات داخلی و خارجی علیه شبکه را شناسایی و در اسرع وقت با آنها مقابله کند.
یک ماموریت مهم تر
این مترسک باهوش اما، یک ماموریت خطیر دیگر نیز برعهده دارد. این که با کاهش ضریب سامانه فیلترینگ کشور، میزان نارضایتی عمومی از اعمال فیلترینگ گسترده و بی منطق را تا حد قابل توجهی کاهش دهد. این دیدگاه به باور صاحب نظران، می تواند با کاهش تنفر عمومی از مترسک فیلترینگ، استراتژی مقابله با تهاجم فرهنگی، امنیتی و سیاسی را تا حد زیادی کارامد کند.
چیزی که به احتمال زیاد، موجب خوشحالی خیلی از کاربرانی خواهد شد که بارها سایت مود نظر آنها به اشتباه فیلتر شده و این تقصیر را نه از چشم یک نرم افزار فاقد" شعور و منطق" بلکه از چشم طراحان فیلترینگ می بینند و موجب میشود تا پدیده فیلترینگ که می تواند نوعی واکسیناسیون فرهنگی و امنیتی باشد، به داروی اجباری تلخی تبدیل شود که هیچکس علاقه ای به سرکشیدن آن ندارد.
این درحالیست که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران حوزه فناوری، می توان با کار فرهنگی، احترام و اعتماد به شعور مردم و دادن حق انتخاب به آنها برای ورود یا عدم ورورد به فضاهای مسموم و مخاطره آمیز، میزان خسارات و آسیبهای ناشی از دسترسی به آنچه که "فهرست سیاه اینترنتی" خوانده میشود را تا حد چشمگیری کاهش داد.
به زبان ساده میتوان گفت: این مترسک چند ده میلیاردی، هرگز مرزبان خوبی برای صیانت از فرهنگ و امنیت ملی نبوده و نخواهد بود.