خبر اقتصادی - مطالب و مستندات کتاب دکترین شوک، پایانی بر این اسطوره است که بازار آزاد جهانی در روندی دموکراتیک به فتح و پیروزی رسیده است.
کلاین مستقیماً اقتصاددانان نظم نوین جهانی، یعنی میلتون فریدمن (Milton Friedman)، برنده جایزه نوبل اقصاد، و نیز دیگر کارگزاران «مکتب اقتصادی شیکاگو» را هدف میگیرد و توضیح میدهد که چطور سیاستهای اقتصادی آنها در کشورهایی مثل شیلی در دوران دیکتاتوری پینوشه، روسیه در دوران یلتسین، آمریکای پس از طوفان کاترینا و عراق پس از اشغال نظامی توسط امریکا، پیش برده شده است.
پیش بردن این سیاستها نه با روندی دموکراتیک که با سوء استفاده از شوک زدگی مردم در پی یک واقعهٔ سیاسی همچون کودتا، حملهٔ تروریستی، اشغال نظامی و یا سواستفاده از پیشامدهایی چون زلزله، قحطی، بیماری، سیل یا طوفان صورت گرفته است.
نظریهپردازان و مجریان سیاستهای دکترین شوک معتقدند تنها یک «شوک» و «گسست بزرگ» میتواند «لوح سفید و نانوشتهای» (Tabula Rasa) را برای آنها ایجاد کند تا از آن برای ساختن دنیایی نو و اجرایی کردن برنامههای نولیبرالیشان استفاده کنند.
چنین روشی شباهت زیادی به روش برخی روانشاسان دارد که با وارد آوردن شوک به مغز انسانها، ذهن آنها را از تجربههای گذشته تهی میکنند و به خلق شخصیتهای جدید میپردازند. از این روش همچنین برای اعترافگیری، استحاله و تغییر دادن شخصیت مخالفین سیاسی توسط نظامهای اقتدارگرا نیز استفاده میشود.
نائومی کلاین معتقد است ایدئولوژی نولیبرالیسم و رهبران فکری و سیاسی آن، مشابه این روش را در ساختار کلان جوامع انجام میدهند تا بتوانند در پیِ شوکِ ایجاد شده در نتیجهٔ یک پیشامد سیاسی یا طبیعی، اصول برنامههای خود را اجرایی کنند.
وی در این زمینه حجم بالایی از داده و اطلاعات در مناطق گوناگون جهان ارائه میدهد تا فرضیهٔ «دکترین شوک» را به اثبات برساند. برای نمونه، به باور او، طوفان کاترینا اگر چه یک پیشامد طبیعی بود، اما از شوک ایجاد شده در پیِ آن، برای تغییر ساختار و واگذاری مدارس و خانههای دولتیِ سیاهپوستان فقیر به بخش خصوصی بهرهبرداری شد. («ریچارد بیکر»، نمایندهٔ برجستهٔ جمهوریخواه نیواورلئان در کنگره، به جمعی از گروههای فشار و اعمال نفوذ پارلمانی گفتهبود که: «بالاخره کَلَک خونههای دولتی نیواورلئان رو کندیم. ما که خودمون از پس این کار بر نمیاومدیم. کار خدا بود (ص ۱۸)
کلاین معتقد است که شکنجه و به کارگیری جوخههای اعدام (و شکنجههای غیر جسمانی نظیر سرکوب نظاممند نهادهای دموکراتیک و استفادهٔ از «صندوق بینالمللی پول» از ابزار وام برای گوشمالی کشورها)، شریکی بیسر و صدا در نهضت تهاجمی بازار آزاد جهانی – از شیلی و آرزانتین گرفته تا چین و عراق و روسیه- بوده است.
در این زمینه شیلی نمونه خوبی میباشد. پس از کودتای ژنرال پینوشه علیه سالوادور آلنده در شیلی، میلتون فریدمن مشاور اقتصادی وی شد و برنامههای نولیبرالی در آن کشور به اجرا درآمد. علیرغم وجود ۱۷ سال دیکتاتوری و صدها هزار قربانی و شکنجه، فریدمن چشمانش را بر تمام اقدامات ضد انسانی و سرکوب آزادی و دموکراسی میبندد و میگوید: «نکتهٔ واقعاً مهم دربارهٔ مسئلهٔ شیلی این است که بازارهای آزاد نقش خود را برای ایجاد جامعهٔ آزاد ایفا کردند (همان، ص ۱۳).
این کتاب همچنین چالشى در مقابل این فرضیهٔ نولیبرالی است که گویا دموکراسى و بازارهاى آزاِد لازم و ملزوم یکدیگرند. اجرای برنامههای نولیبرالی مذکور در حکومتهای دیکتاتوری آمریکای لاتین فرضیهٔ مورد نظر را به شدت به چالش میکشد.
خانم نائومی کلاین ضمن چالش این ادعا، با ارائهٔ پی درپی نمونههایی روشنگر، نشان میدهد که در حالی که مدل اقتصادی «مکتب شیکاگو» تحت شرایط دموکراتیک فقط به صورت نیم بند میتواند تحمیل شود، پیاده کردن آن به طور کامل نیازمند شرایط استبدادی است (مارگارت تاچر، نخست وزیر اسبق بریتانیا و مرید سرسخت «فردریک فون هایک» و «میلتون فریدمن» ، خود، در فوریه ۱۹۸۲ در نامهای به هایک اذعان میکند که «به سبب وجود نهادهای دموکراتیک و ضرورت اجماع نسبتا فراگیر، برخی از تمهیدات اتخاذ شده در شیلی در بریتانیا کاملاً غیرقابل قبول خواهد بود»)
کتاب دکترین شوک نشان میدهد که سرمایه دارىِ بنیادگرا نه فقط با دموکراسی اصیل عجین نیست، بلکه نوزادى است که قابله اش بىرحمانهترین شکلهاى قهر و اجبار بوده است- قهر و اجباری که ضرباتِش هم بر پیکر جامعه سیاسى و نیز بر بدنهای رنجور تعداد بىشمارى از افراد جامعه وارد آمده است.
سرمایهداری فاجعه دورانی از سرمایهداری است که در آن برنامههای نولیبرالی اجماع واشنگتن بدون توجه به ویژگیهای خاص هر کشور، با هر روشی «باید» در تمامی کشورهای جهان اجرا شود. مشکل هر چه باشد راه حل از پیش مشخص است: خصوصیسازی، کاهش و قطع هزینههای عمومی دولت (نظیر مخارج رفاهی و خدمات اجتماعی نظیر آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، تأمین اجتماعی) و سپردن سازوکار اقتصادی و اجتماعی جامعه به دست نیروی بازار.
ادواردو گالئانو روزنامه نگار منتقد اروگوئهای در مورد اجرای این اقدامات در آمریکای لاتین و تحت حکومت دیکتاتورهای نظامی میگوید: مردم «زندانی» شدند تا قیمتها «آزاد» باشد.
خسرو صادقی بروجنی