آمار بهدست آمده از گمرك جمهوري اسلامي نشان ميدهد كه ارزش دلاري واردات كل محصولات كشاورزي در سنوات 1389، 1390، و 1391 بهترتيب معادل 9.189، 9.947 و 14.223ميليون دلار بوده است اين درحالي است كه تناژ واردات كالاهاي مزبور براي سال 1389، 14.905 هزار تن بوده كه بهمقدار 22.420 هزار تن براي سال 1391 افزايش يافته است.
خبراقتصادي - متن كامل گزارش تحقيق و تفحص مجلس از وزارت صنعت، معدن و تجارت و واردات كالاهاي استراتژيك كشاورزي كه محمدمهدي برومندي سخنگوي كميسيون كشاورزي آن را قرائت كرد بهشرح زير است:
فساد گسترده ارزي و تجاري
عدم همكاري جدي برخي دستگاهها از جمله بانك مركزي بانكهاي عامل، سازمان حمايت از مصرفكنندگان و توليدكنندگان، شركت پشتيباني امور دام كشور، سازمان دامپزشكي كشور، شركت بازرگاني دولتي ايران، معاونت بازرگاني داخلي از يكسو و نبود شفافيت لازم در خصوص اطلاعات و اسناد اخذ شده از سويي ديگر از جمله موانع فعاليت كارشناسان بوده است، چنين روندي موجب شد تا از طريق هيات با رييسجمهور محترم و وزير اقتصاد و دارايي بهصورت مستقيم مكاتبه و لزوم همكاري دستگاهها تقاضا شود؛ اما متاسفانه باوجود درخواست فوق همكاري لازم در خصوص ارايه اطلاعات مورد درخواست صورت نگرفت
در بررسيها مشخص شد برخي واردكنندگان كه توسط معاونت بازرگاني داخلي وزارت صنعت معدن و تجارت به بانك مركزي جهت واردات كالاهاي اساسي معرفي شدند توسط بانكهاي عامل به آنها ارز مرجع تخصيص يافته كه بالغ بر ۲۶. ۹۲۰. ۱۸يورو ارز دريافت كرده كه از اين تعداد پنج شركت هيچگونه وارداتي نداشته و دو شركت ديگر نيز مجموعا از مقدار ۱۱. ۹۶۳. ۳۵ يورو تنها مقدار ۱. 0۳۵ هزار تن واردات صورت گرفت وليكن هيچگونه وارداتي درخصوص ارز دريافتي تا دي سال ۱۳۹۲ توسط آنها صورت نپذيرفته است
سخنگوي كميسيون كشاورزي، آب و منابع طبيعي گزارش اين كميسيون در مورد تحقيق و تفحص از وزارت صنعت، معدن و تجارت در خصوص واردات كالاهاي استراتژيك و تنظيم بازار اين كالاها را در جلسه علني ديروز مجلس قرائت كرد.
هيات رييسه محترم مجلس شوراي اسلامي
سلام عليكم
بااحترام عطف به نامه شماره 17943 مورخ 25خرداد 92 در اجراي ماده 214 قانون آييننامه داخلي مجلس شوراي اسلامي، به پيوست گزارش تحقيق و تفحص از عملكرد وزارت صنعت، معدن و تجارت در خصوص واردات كالاهاي استراتژيك و تنظيم بازار اين كالاها كه در جلسه مشترك روز سهشنبه مورخ يكمهر93 كميسيون كشاورزي، آب و منابع طبيعي و هيات تحقيق و تفحص مطرح و بهتصويب رسيده است جهت قرائت در مجلس شوراي اسلامي تقديم ميشود.
عباس رجايي رييس كميسيون كشاورزي آب و منابع طبيعي
مقدمه: تحقيق و تفحص از عملكرد وزارت صنعت، معدن و تجارت درباره واردات كالاهاي استراتژيك و نحوه توزيع آنها در نشست علني روز دوشنبه مورخ 20خرداد1392مصوب شد.
عمده اهداف اين تحقيق و تفحص شامل بررسي ارز اختصاص داده شده به كالاهاي يادشده، بررسي نحوه توزيع كالاهاي مذكور و اثرات آن در تنظيم بازار، بررسي واردات بيرويه محصولات فاقد استاندارد بيكيفيت و واردات نهادهاي كشاورزي و چگونگي توزيع آنها از مهمترين محورهاي اين تحقيق و تفحص است.
«وزارتخانههاي صنعت، معدن و تجارت»، جهاد كشاورزي، بانك مركزي و گمرك، از جمله دستگاههايي هستند كه بهطور مستقيم در اين مبحث مطرح هستند.
عدم همكاري جدي برخي دستگاهها از جمله بانك مركزي، بانكهاي عامل، سازمان حمايت از مصرفكنندگان و توليدكنندگان، شركت پشتيباني امور دام كشور، سازمان دامپزشكي كشور، شركت بازرگاني دولتي ايران، معاونت بازرگاني داخلي از يكسو و نبود شفافيت لازم در خصوص اطلاعات و اسناد اخذ شده از سويي ديگر از جمله موانع فعاليت كارشناسان بوده است، چنين روندي موجب شد تا از طريق هيات با رييسجمهور محترم و وزير اقتصاد و دارايي بهصورت مستقيم مكاتبه و لزوم همكاري دستگاهها تقاضا شود؛ اما متاسفانه باوجود درخواست فوق همكاري لازم در خصوص ارايه اطلاعات مورد درخواست صورت نگرفت اين درحالي است كه هدف از تحقيق و تفحص از اين دستگاهها و فعاليتهاي موضوعه، تنها براي كمك بهتسهيل و شفافيت امور است لذا با اين اوصاف اعمال ماده 217 آييننامه داخلي مجلس شوراي اسلامي مبني بر تعقيب قضايي مسوولان دستگاههاي ذيربط كه مرتكب تخلف و جرم در عدم همكاري شدهاند تقاضا ميشود باعنايت بهتلاشهاي صورت گرفته و اقدامات انجام شده توسط تيم كارشناسي و برپايه اطلاعات و اسناد بهدست آمده گزارش زير ارايه ميشود:
كليات
آمار بهدست آمده از گمرك جمهوري اسلامي نشان ميدهد كه ارزش دلاري واردات كل محصولات كشاورزي در سنوات 1389، 1390، و 1391 بهترتيب معادل 9.189، 9.947 و 14.223ميليون دلار بوده است اين درحالي است كه تناژ واردات كالاهاي مزبور براي سال 1389، 14.905 هزار تن بوده كه بهمقدار 22.420 هزار تن براي سال 1391 افزايش يافته است.
باوجود افزايش بيرويه واردات محصولات كشاورزي با استفاده از نرخ ارز مرجع در سال 1391 انتظار ميرفت كه قدرت خريد مردم براي تهيه غذا و محصولات كشاورزي افزايش يابد اما آمار شاخص قيمت موادخوراكي در سال 1391 از شاخص كل قيمتها بالاتر بوده (44درصد افزايش در شاخص موادخوراكي و آشاميدني نسبت به 30.5درصد شاخص كل) اين بدان معنا است كه تورم در موادغذايي از ديگر بخشهاي سبد خانواده بالاتر بوده و با استناد به اين شاخص ميتوان اثبات كرد كه قدرت خريد خانوارها براي خريد موادغذايي كاهش يافته است.
بهطور نمونه روند تغيير قيمت برنج در شهريور سال 92 نسبت به فروردين سال 91 بهميزان 201درصد، روغن بهميزان 180.7درصد، شكر 144.7درصد، گوشت مرغ 135.19درصد، گوشت قرمز 180.11درصد، جو 128.5درصد، ذرت 186.7درصد و كنجاله سويا 199.9درصد رشد داشته است.
برخي از مباشرين در ازاي ميزان كل ارزي كه از بابت ثبت سفارش و جهت واردات كالا به آنها اختصاص داده شده متاسفانه كالاهاي موضوعه را وارد نكردهاند.
در دوره مورد بررسي بيشبود قيمت كالاهاي وارداتي در پروفرما تا 10درصد رويت شد بهعبارت ديگر واردكنندگان در ازاي قيمت غيرواقعي، ارز بيشتري با نرخ مرجع دريافت و به واردات كالاهاي ديگر يا فروش ارز در بازارهاي آزاد اقدام كردهاند.
تخلف مستمر سازمان حمايت از مصرفكنندگان و توليدكنندگان درخصوص اهداف اساسنامه مبني بر تعيين و تثبيت و كنترل قيمت توليدات و خدمات و كالاهاي واردات داخلي و بندهاي 1، 2، 4، 5، 6، 23، 25 و 26 اساسنامه محرز بوده و بايد اصلاح ساختاري مدنظر قرار گيرد چراكه منشأ بسياري از جهشهاي قيمتي، قيمت تمام شده كالاها و خدمات و انتظارات تورمي در سنوات گذشته رابطه مستقيمي با كميت و كيفيت ايفاي نقش اين سازمان دارد.
باتوجه بهوجود مراجع نظارتي متعدد در كشور مشخص نيست كدام دستگاه مسوول نظارت بر ارز مرجع تخصيص داده شده براي ورود و توزيع كالاي وارداتي است در اين راستا گفتني است كه تخصيص ارز بهصورت استاني از بابت تسريع در امور واردكنندگان مناسب قلمداد ميشود اما از آنجايي كه امكان نظارت ستادي ميسر نبوده موجب تخلفات متعدد شده است، در بسياري از موارد مشاهده شده است كه ثبت در يك استان انجام شده و توزيع كالا با مشخصات و ميزان متفاوت در استان ديگر صورت گرفته است و اين موضوع شامل تغيير نوع واردات برخلاف آنچه ثبت شده نيز است.
در بررسي ميداني در استانهاي كشور مشخص شد كه تناسب مناسبي فيمابين ميزان نياز استانها شبكههاي توزيع (فقدان شبكههاي توزيع كارآمد)، قيمت تمام شده وجود نداشته و اين موضوع باعث شده كه كمبود و اختلاف قيمت فاحشي بين قيمت مصوب و باز آزاد وجود داشته باشد.
تغيير مداوم در جهتگيري سياستهاي دولت بهگونهيي بوده كه تكليف دستگاهها بالاخص وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت جهاد كشاورزي، بانكمركزي، گمرك و... بهدليل بخش نامههايي گاهي متناقض نامشخص باشد بهعنوان شاهد مدعا در جلسات حضوري فيمابين مسوولان بانك، (بهعنوان نماينده تامالاختيار رييس بانك مركزي) و كارشناسان اين هيات مواردي بهصورت كتبي طي نامه شماره 93.79934 مورخ 27خرداد93 و حتي شفايي ذكر شده است كه ميتواند بيانكننده عمق فاجعه در رفتارهاي مديريتي ارزي كشور باشد كه در مبحث بانكمركزي بدان پرداخته خواهد شد.
دستگاههايي كه خود يا مباشرين آنها اقدام به واردات كالا كردهاند و واردات آنها تابع مصوباتي بوده بهدليل اينكه آن مصوبات از روند اجرايي يكسان و ثابتي برخوردار نبودهاند لذا وجود قيمتهاي متفاوت براي يك كالا در يك محدوده زماني خاص موجب شده است كه اين امر باعث تحميل ميلياردها تومان هزينه شود وجود شبكههاي مختلف براي توزيع يك كالا از جمله مواردي است كه در كنار عدم ثبات رويهها ميتوان به آن اشاره كرد.
مسايلي ازجمله فضاي حاكم در تامين نقدينگي و نا بهسامانيهاي تخصيص يا عدم تخصيص ارز و زمان پرداخت و نوع ارز باعث تبعيض بين واردكنندهها اعم از دولتي و غيردولتي شده كه در قيمت تمام شده و هزينه دموراژ موثر بوده و بعضا در اين فضا سوءاستفاده هم شده است (به عنوان مثال براي برخي از واردكنندگان خاص ارز سهلالوصول از هالك بانك تركيه و ارز سهلالمعامله مثل يورو براي تعداد بيشتري از بانكهاي ديگر دركشورهايي نظير چين و ارزهايي همچون يوان چين و وون كره) تخصيص داده شده است.
مشكلات ناشي از ضعف نظام آماري بخش كشاورزي و تناقضات كلان درخصوص آمارهاي توليدات كشاورزي و ميزان نياز به نهاده مصرفي بخش كشاورزي ازجمله جو، ذرت و كنجاله سويا سبب اتخاذ تصميمات متفاوتي درخصوص ميزان واردات و اثرات نامطلوب آن در بازار داخل شده است.
مصاحبههاي غيركارشناسي بخشي از مسوولان ازجمله معاون اول رييسجمهور وقت، وزراي حوزه اقتصادي گاهي منجر به بروز اختلالاتي درتنظيم بازار و كالاهاي اساسي شدهاند. (اعمال نفوذ جهت اجراي اين نوع مصاحبهها برخلاف نظرات كارشناسان دستگاههاي ذيربط).
در اين گزارش عملكرد هر يك از دستگاههاي مرتبط با واردات كالاهاي اساسي بهصورت مجزا بررسي و تقديم ميشود:
دراختيار داشتن اسناد طبقهبندي شده اعم از سري، خيلي محرمانه و محرمانه دولتي توسط برخي از واردكنندگان كسب قانون مجازات انتشارات افشاي اسناد مصوب 29بهمن 53 ضرورت بررسي دستگاههاي امنيتي و قضايي در اين خصوص مدنظر هيات است.
الف) معاونت توسعه بازرگاني داخلي
مطابق با ماده ۲ آييننامه اجرايي مربوط به تنظيم بازار؛ هيات دولت،كليه وزارتخانهها و سازمانهاي متولي توليد كالاهاي اساسي، حساس و ضروري مكلفاند براساس ماده ۳ آييننامه اجرايي ماده ۸۷ قانون برنامه سوم توسعه و تبصره الحاقي آن حداكثر تا پايان ديماه پيشبيني توليد داخلي اقلام تحت مسووليت خود را براي سال بعد بهطور رسمي به وزارت صنعت، معدن و تجارت اعلام كند و درصورت عدم اعلام بهموقع وزارت صنعت، معدن و تجارت براساس سوابق و اطلاعات موجود خود نسبت به تنظيم برنامه سالانه تامين كالاهاي مربوط و ارايه آن جهت تصويب كميسيون تنظيم و بازار اقدام خواهد كرد؛ مستندات بيانگر آن است كه اينگونه مصوبات بعضا با تاخير به اجرا درآمده كه منجر به سوءاستفاده فرصتطلبان و سوداگران شده كه تبعات منفي آن متوجه مردم بوده است.
درج تامين كالاهاي اساسي با ارز مرجع (۱۲هزارو ۲۶۰ريال) توسط بخش خصوصي و دولتي به حد كفايت صورت گرفت اما به دليل آنكه سازمان حمايت از مصرفكنندگان و توليدكنندگان برخلاف مواد ۶ و ۷ اساسنامه آن سازمان مبني بر جلوگيري از افزايش بيرويه قيمتها و فاقد اقتدار بوده و متاسفانه افزايش بهاي فروش اين كالاها براي مصرفكنندگان شكل گرفته است. اين بدان معناست كه يارانه اختصاص يافته بهجاي آنكه نصيب مصرفكنندگان نهايي كالاهاي اساسي شود غالبا نصيب تجار و واسطهها شده است.
از اين منظر بازنگري و اصلاح ساختار سيستمهاي نظارتي توزيع كالا و ايفاي نقش مستقل قانوني و سازماني مورد تاكيد و ضرورت است.
معاونت توسعه نظارت بازرگاني طي روزهاي پاياني سال ۱۳۹۱ جلسات متعددي را برگزار كرد كه طي آن تصميماتي مبني بر عدم اختصاص ارز مرجع (۱۲۲۶۰ريال) براي واردات كالاهايي نظير برنج، روغن، شكر، گوشت قرمز، كره و شيرخشك و... اتخاذ شد.
متعاقبا در ابتداي سال ۱۳۹۲ نيز بر اين تصميم تاكيد شد كه ارز با نرخ مرجع (۱۲۲۶۰ريال) از تاريخ اول ارديبهشت ۱۳۹۲ براي واردات گندم و نهادههاي دامي اختصاص خواهد يافت. اجراي اين سياست و انتظارات تورمي آن به همراه اعلام قيمتهاي جديد براي محصولات موضوعه همچنين براي شركتهاي روغننباتي باعث افزايش قيمت اين محصولات و تبعات بعدي آن ازجمله ايجاد صف براي خريد روغن با قيمت قبلي شد اما متاسفانه اتخاذ تدبير و اعلام توسط معاون اول وقت رييسجمهور مبني بر تخصيص ارز با نرخ مرجع (۱۲۲۶۰ريال) براي واردات كليه كالاهاي اساسي نتوانست التهاب قيمتي به وجود آمده را كاهش و بهوضعيت و شرايط قبل از افزايش قيمت برگرداند.
اين امر مويد اين موضوع بود كه مجموعه وزارت صنعت، معدن و تجارت و بانك مركزي قبل از اتخاذ تصميم و موضعگيري نهايي و هماهنگي دولت در اين خصوص، هركدام با اظهارنظرهاي متناقض و برخلاف تكاليف قانوني در تنظيم بازار و سياستهاي پولي، موجبات بينظمي بازار و افزايش قيمتهاي لجام گسيخته كالاهاي اساسي ازجمله روغن و افزايش منافع واردكنندگان و عرضهكنندگان و در نهايت نگراني مردم و ايجاد امتيازات ويژه براي اشخاص خاص را فراهم كردهاند.
حسب سوابق و مستندات موجود، نرخ خريد تضميني محصول گندم بهموجب مصوبه شماره ۹۸۲۴۴. ت۴۸۱۳۶ن مورخ ۳۰ تير ۹۲ نمايندگان ويژه رييسجمهور براي هر كيلوگرم گندم معمولي ۸۰۰۰ ريال و براي هر كيلوگرم گندم دوروم ۸۳۰۰ ريال و قيمت مصوب فروش به كارخانجات آرد براساس آخرين تصميم نمايندگان ويژه رييسجمهور به شماره ۳۰۵۵۶.ت۴۸۱۳۶ن مورخ ۱۵ارديبهشت ۹۲ همانند سال قبل از قرار هركيلوگرم ۴۶۵۰ريال تعيين شد و به موجب مصوبه شماره ۱۱۸۹۸۹.ت۴۹۲۷۷ه مورخ ۲۴شهريور ۹۲ هيات وزيران نرخ خريد اين محصول براي سال ۹۳-۹۲ به ترتيب ۱۰۵۰۰ريال و ۱۰۸۰۰ريال تعيين شد. اين تفاوت زياد قيمتي و تثبيت نرخ گندم تحويلي به كارخانجات و به تبع آن عدم تغيير نرخ آرد تحويلي به نانواييها و درنهايت عدم تغيير قيمت نان متناسب با افزايش قيمت خريد گندم شرايطي را فراهم كرد كه در آن، احتمال بروز عوارض و تبعاتي نظير فروش مجدد گندم خريداري شده به دولت، استفاده از گندم براي مصارف غيرانساني (دامي) با توجه به قيمت پايين آن نسبت به نهادههاي دامي، قاچاق گندم، توزيع آرد براي مصارف خارج از شبكه خبازي براي تحصيل منفعت زودهنگام، كاهش كيفيت نان و به تبع آن كاهش رضايت مصرفكنندگان دركنار افزايش متقاضيان ايجاد نانوايي را به همراه داشته باشد كه چنين شرايطي ميتواند موجبات سوءاستفاده اشخاص فرصتطلب و سودجو، اختلال و سوءجريان در شبكه توزيع آرد و تحميل هزينههاي گزاف بر بيتالمال را ايجاد كند.
انحلال شوراهاي آردو نان و واگذاري بازرسي اينگونه موارد به بازرسان وزارت صنعت، معدن و تجارت استانها و عدم توان كارشناسي در اين خصوص موجب تشديد موارد مزبور شد.
واردات كالاهاي اساسي و نهادههاي استراتژي دامي نظير كنجاله سويا، ذرت و جو توسط چند شركت محدود و خاص انجام شده و توجه ويژه مسوولان وزارت صنعت، معدن و تجارت، بانك مركزي و گمرك ايران به اين شركتها باعث افزايش سهم آنها در واردات شده است، بهگونهيي كه طبق آمار موجود در سالهاي مورد بررسي حدود ۵۰ الي ۶۵درصد واردات مربوط به اين گروه از شركتها بوده كه هرگونه تصميم اين شركتها در زمينه توزيع، قيمت اين نوع كالاها و نهادهها ميتواند جامعه را شديدا تحت تاثير قراردهد و تبعات اقتصادي، اجتماعي، امنيتي و حتي سياسي در بر داشته باشد.
همچنين درخصوص مكملهاي غذايي ازجمله متيونين و ليزين و... سهم بزرگي از واردات در اختيار دو شركت است كه ضروري است جهت جلوگيري از انحصار موارد اول و ساماندهي موارد اخير نسبت به معرفي و حمايت از شركتهاي واجد صلاحيت جهت تعديل سهم بازار و ايجاد رقابت سالم و رعايت اصل ۴۴ قانون اساسي اقدام مناسب صورت گيرد تا از انحصار موارد اول جلوگيري شده و درخصوص مكملها نيز فضايي آرام و كنترل شده در اين بازار حاكم شود.
وزارت جهاد كشاورزي هر ساله، آمار توليد داخلي كالاهاي اساسي را پيشبيني و ارايه ميكند كه اين آمارها غيرواقعي بوده و محقق نميشود، ازسوي ديگر آمارهاي پيشبيني شده مبناي اساسي برنامهريزي براي واردات كالاهاي موضوعه است. چنين شرايطي بهعنوان مهمترين علت عدم برنامهريزي صحيح براي واردات آن كالاها بوده و حتي در برخي سالها، انحراف ۳۰درصدي بين پيشبيني توليد واقعي، موجب تخصيص ارز و واردات كالاهايي شده كه ميتوانسته به موضوع ديگري اختصاص يابد.
اجراي مرحله اول قانون هدفمندي يارانهها، بهعنوان يكي از دلايل اصلي جهش قيمت كالاهاي اساسي در كشور (طي دوره مورد مطالعه) است؛ بهطوري كه بعد از اجرايي شدن قانون هدفمندي يارانهها اختلاف قيمتي معنيداري حدود ۹۰۰تومان بين قيمت آرد سهميه دولتي با آرد آزاد بهوجود آمد كه اين تفاوت قيمتي زمينه مناسبي براي توزيع خارج از شبكه آرد در كشور و منفعتطلبي سودجويان شده است.
ب) سازمان حمايت از مصرفكنندگان و توليدكنندگان
ارزيابي كارشناسان اين هيات بيانگر اين موضوع است كه ادغام سازمان حمايت از مصرفكنندگان و توليدكنندگان با سازمان بازرسي و نظارت بر قيمت و توليد كالا و خدمات، موجب حذف جايگاه تقابلي اين دو سازمان شده است، از اين رو بخش نظارت و بازرسي اين سازمان عملا بهعنوان يك دستگاه كاملا تخصصي نظارت و بازرسي از توليد يا واردات تا سفره مردم را به يك واحد يا يك معاونت در سازمانهاي صنعت و معدن استانها يا معاونت در سازمان حمايت تنزل داده است و عملا فلسفه بازرسي آن از تقابل با بخش حمايتي آن، كه بعضا با مغفول ماندن الزام در هدايت همراه با حمايت است، بازمانده است.
از اين ديدگاه ضروري است تا نسبت به انفكاك و استقلال اين دو بخش اقدامات قانوني لازم صورت گيرد.
در بررسيها مشخص شد برخي واردكنندگان كه توسط معاونت بازرگاني داخلي وزارت صنعت، معدن و تجارت به بانك مركزي جهت واردات كالاهاي اساسي معرفي شدند توسط بانكهاي عامل به آنها ارز مرجع تخصيص يافته كه بالغ بر ۲۶. ۹۲۰. ۳۱۸يورو ارز دريافت كرده كه از اين تعداد پنج شركت هيچگونه وارداتي نداشته و دو شركت ديگر نيز مجموعا از مقدار
۱۱. ۹۶۳. ۳۳۵ يورو تنها مقدار ۱. 0۳۵ هزار تن واردات صورت گرفت، وليكن هيچگونه وارداتي درخصوص ارز دريافتي تا دي سال ۱۳۹۲ توسط آنها صورت نپذيرفته است.
همچنين ۹۱ شركت واردكننده از تسهيلات ارز مرجع جهت واردات بالغ بر ۷۰۰هزار تن گندم استفاده كردهاند، وليكن تا انقضاي مهلت قانوني اقدامي در اين زمينه نكردهاند كه تاكنون اقدام موثري ازسوي مراجع ذيربط در وزارت صنعت، معدن و تجارت در اين خصوص صورت نگرفته است.
در بررسيها مشخص شد سازمان تنها در زمان افتتاح پرونده از بابت شكايت شاكي خصوصي از يك واردكننده يا عرضهكننده كالا و خدمات نسبت به بررسي در چارچوب مورد شكايت ايفاي نقش ميكند كه اين با اهداف قانونگذار از بابت تاسيس و ادغام آن فاصله بسيار دارد، درصورتي كه اين سازمان بايد برحسب تكاليف قانوني از مراحل و مبادي توليد، واردات، توزيع، قيمتگذاري و خدمات مربوط به نظارت كامل و نسبت به تثبيت قيمتها اقدامات لازم را بهعمل بياورند.
در مطالعات ميداني از واردكنندگان نهادههاي دامي و مصرفكنندگان اين نوع نهادهها مشخص شد كه عدم نظارت موثر و برخورد قانوني سازمانهاي صنعت، معدن و تجارت استانها از بابت ارسال ديرهنگام آمار و اطلاعات مربوط به واردكنندگان نهادههاي دامي توسط سازمان حمايت، عملا بازرسي و نظارت اين سازمان را غيرموثر كرده است، هرچند وظيفه ذاتي و قانوني سازمانهاي استاني، بازرسي و كنترل قيمت و توزيع در حوزههاي مختلف است و عدم اقدام بهموقع و بهينه در اين خصوص، ضرورت برخورد قانوني با مسوولان استاني مدنظر اين هيات است.
نهادههايي كه با ارز مرجع و صرف ميلياردها تومان هزينه، بايد با قيمت مصوب توزيع شود با مشكلات عدم رعايت قيمت مصوب و عدم دسترسي مصرفكنندگان واقعي (مرغداران و بهرهبرداران) به نهادهها و بورسبازي، دلالبازي اين نوع نهادهها بهدليل عدم نظارت دراختيار گروهي خاص قرار گرفته كه اهداف قانونگذار را عملا ناكام گذاشته است، اين در حالي است كه برخي نهادهها مانند ذرت و كنجاله سويا در برخي سالهاي مورد رسيدگي حدود ۷۵درصد بيش از نياز وارد شده است.
باوجود موضوع فوق در بررسي ميداني، كارشناسان و هيات در استانهاي قم، خوزستان، خراسانرضوي، خراسانجنوبي، تهران، البرز، هرمزگان و... مشخص شد صرفا نهادههايي كه از طريق اتحاديهها بهدست آنها رسيده با قيمت بسيار نزديك به قيمت مصوب بوده است و مابقي توزيع نهادهها بدون نظارت بر قيمت و با قيمتي فراتر از قيمت مصوب دراختيار بهرهبرداران و مرغداران در سطح كشور قرار گرفته است، هرچند ادعاي واردكنندگان عمده در جلسات حضوري با اعضاي هيات اين است كه كل نهادهها را با قيمت مصوب به فروش رساندهاند.
نكته: توضيح آنكه ضرورت نظارت دقيق و براساس اصول بازرسي كه از وظايف سازمان حمايت از مصرفكنندگان و توليدكنندگان و بهتبع آن واحد بازرسي سازمان صنعت، معدن و تجارت استانها در سطح كشور است، بديهي است از اين رو بررسي صحت و سقم موارد فوق مورد درخواست بوده و درصورت احراز تخلف تشكيل پرونده و ارسال به سازمان تعزيرات حكومتي جهت صدور حكم براي متخلفان مدنظر اين هيات است.
در مطالعه ميداني از استان خوزستان مشخص شد كه پس از تلاش مستمر مسوولان امنيتي استان براي شناسايي شخصي از دريافتكنندگان ارز كه درخصوص واردات برنج كه مورد شناسايي سازمان صنعت، معدن و تجارت استان قرار نگرفته بود، متوجه آن شدند كه اين فرد يك خانم خانهدار است كه صرفا كارت بازرگاني داشته و با گرفتن مبلغ پنج ميليون تومان مجوز خود را دراختيار يكي از اين سوداگران برنج قرار داده است.
اين واگذاري بدون انعكاس هيچ نام و نشاني در پرونده واردات برنج انجام شده و آن شخص نيز، برنج وارداتي را با ارز مرجع و خارج از شبكه و با قيمت آزاد به فروش رسانده است.
باتوجه به مكاتبات، جلسات و پيگيريهاي بهعمل آمده، سازمان حمايت از مصرفكنندگان و توليدكنندگان از ارايه اطلاعات مورد درخواست هيات خودداري كرد. اين سازمان بهجاي ارسال فهرست تمامي واردات كالاهاي اساسي و نهادههاي دامي با مشخصات موردنظر هيات در زمينه واردات، قيمتگذاري، نظارت بر توزيع و برخورد با متخلفان احتمالي، كه جزو شرط وظايف اصلي آن سازمان است در نامه شماره ۲. ۹۲. ۳۷۰. ۸۵۱۰ مورخ ۱۸آذر ۱۳۹۲ صرفا اعلام كرده بهدليل فقدان آدرس و شماره تماس دقيق ۳۰واردكننده برنج با ارز مرجع از ۷۱واردكننده، بررسي وضعيت آنها براي آن سازمان ميسر نيست. با اين وصف و عدم نظارت دقيق بر روند واردات كالاهاي اساسي مشخص نيست اين ۳۰واردكننده درقبال دريافت ارز مرجع كالا وارد كردهاند يا خير؟
شواهد امر گوياي آن است كه فضاي حاكم بر تخصيص ارز به شركتهايي كه آدرس آنها براي يك دستگاه متولي دولتي مشخص نيست داراي نقاط پنهان و ابهامداري است كه اين وضعيت در چه دوره زماني و تا چه ميزان و براي چه اشخاصي فراهم شده است و مرجع نظارتكننده يا مراجع نظارتي چه نقشي را ايفا كردهاند؟ چرا تنها به تخصيص ارز بدون الزامات نظارت دقيق اكتفا شده است؟ آيا اين رويكرد تنها براي ۳۰ شخص واردكننده عمده منظور شده است يا درخصوص ساير اشخاص واردكننده نيز اعمال شده است؟ آيا ۳۰واردكننده درقبال دريافت ارز مرجع كالا وارد كردهاند يا خير؟ اگر وارد نكردهاند تكليف ارز اختصاصي يا ادامه دريافت ارز توسط ۳۰واردكننده چگونه بوده است؟
اجراي قانون هدفمندي يارانهها موجب شد تا كالاهاي اساسي ازجمله توليدات گندم، برنج، جو، ذرت،گوشت قرمز، گوشت مرغ، تخممرغ، شيرخشك صنعتي، كره، شكرسفيد، روغن نباتي، ماكاروني، نخود، لوبيا، عدس و پنير مشمول اين طرح قرار گيرند و سازمان حمايت مصرف و توليدكنندگان (كنترل و بازرسي) موظف به محاسبه مستمر قيمت تمام شده كالا در طول دوره ذخيرهسازي تا توزيع همچنين كنترل و پايش بازار و قيمت كالاها در استانها و شهرستانها شد.
در اين طرح تاكيد شد كالاهاي اساسي از طريق مباشران ذيل تامين شود كه عبارتند از:
۱- اتحاديه اسكاد / ۲- اتحاديه امكان / ۳- اتحاديه فرهنگيان /۴- اتحاديه اتكا / ۵- اتحاديه صنف بنكداران موادغذايي / ۶- اتحاديه توليدكنندگان مرغ گوشتي/ ۷- اتحاديه توليدكنندگان ماكاروني / ۸- اتحاديه توليدكنندگان فرآوردههاي گوشتي/ ۹-اتحاديه توليدكنندگان مواد لبني/۱۰-انجمن صنفي كارخانجات روغن مواد.
اما از آنجا كه برخلاف پيشبيني و تعيين مباشران مزبور اين اقدامات از طريق فعالان بخش خصوصي بهطور عام صورت گرفت، بخشي از فعالان بخش خصوصي متضرر شدند و موجب شد تا عملياتي شدن ذخيرهسازي پشتيبان قانون هدفمندي يارانهها توسط بخش خصوصي درطرح ذخيرهسازي سال ۹۱ فراهم نشود و دو شركت بازرگاني دولتي و پشتيباني اموردام كشور موظف به تامين و ذخيرهسازي كالاهاي اساسي شدند.
همچنين در رابطه با مشكل مذكور بسياري از شركتهاي خصوصي واردكننده نيز بهدليل تاخير در عمليات پرداخت متحمل هزينههاي سنگين دموراژ شدهاند كه در بررسيهاي به عمل آمده، مشخص شد دستورالعمل مكتوبي براي پرداخت اينگونه هزينهها پرداخت نشده و چنانچه اين هزينهها در قيمتگذاري اعمال نشود واردكنندگان متضرر شده و انگيزهيي براي واردات كالاها نخواهند داشت يا اينكه مجبور خواهند شد از شبكه غيررسمي براي توزيع كالاي خود استفاده كنند.
ج) سازمان توسعه تجارت
عدم وجود سيستم نظارتي دقيق بر پروفرما بهطوري كه در اكثر پروفرماها، بيشبود قيمت تا بيش از ۱۰درصد اعمال شده به عبارتي ديگر پروفرماي ارايه شده براي واردات غالبا با قيمت غيرواقعي و بالاتر ثبت شده است.
جهت مساعدت به واردكنندگان، ثبت سفارش صرفا در مركز كشور انجام نميشود بلكه در تمامي استانها صورت ميگيرد، اين مساله گرچه تسريع در امور واردكنندگان را در بردارد اما موجب گريز برخي از واردكنندگان درخصوص نظارتهاي لازم شده است (بهعنوان نمونه ثبت سفارش در اصفهان صورت گرفته اما توزيع در يك نقطه ديگر انجام شده است).
از اين منظر برخي از سازمانهاي ثبت سفارش استاني تنها اقدام به تاييد ثبت سفارش ميكنند اما هيچگونه مكانيسمي كه واردات را رصد كنند، مشاهده نشده است.
د) شركت مادرتخصصي بازرگاني دولتي ايران
با تشديد تحريمها از اواخر سال ۹۰ و بروز بحران ارزي و به استناد مصوبه ۱۶۰ ستاد تدابير ويژه اقتصادي ابلاغي طي نامه شماره ۱۴۰۹۷۳ مورخ ۲۴اسفند ۹۰ مقرر شد، ذخيرهسازي كالاهاي اساسي به ميزان ۳ماه نياز كشور با تشخيص صنعت، معدن و تجارت ازطريق بخش خصوصي يا شركت پشتيباني اموردام و شركت بازرگاني دولتي صورت پذيرد كه به دليل ضرر و زيان وارده به بخش خصوصي جهت عملياتي شدن ذخيره پشتيباني قانون هدفمند كردن يارانهها، امكان همكاري موثر بخش خصوصي در طرح ذخيرهسازي سال ۱۳۹۱ فراهم نشد و دو شركت دولتي ناچارا موظف به تامين و ذخيرهسازي كالاهاي اساسي شدند.
در تصميم نامه خيلي محرمانه نمايندگان ويژه رييسجمهور به شماره ۳۸۰۶۸. م. ت۴۷۷۸۵ در تاريخ ۲۴بهمن۱۳۹۰ وزارت صنعت،معدن و تجارت مكلف ميشود از طريق مباشران غيردولتي يا شركت بازرگاني دولتي نسبت به واردات و ذخيرهسازي حداكثر ۴ميليون تن گندم براي مصارف انساني اقدام كند، ليكن چند ماه بعد در تصميم نامه شماره ۱۲۵۹۹. ۹۱. م. ت۴۷۸۹۵ مورخ ۲۷تير ۱۳۹۱ نمايندگان ويژه رييسجمهور به وزارت صنعت،معدن و تجارت مجوز صادرات ۳ميليون تن گندم علاوه بر ۴ميليون تن داده ميشود كه اين نشان از مقطعي بودن تصميمات در واردات گندم به كشور است.
شركت بازرگاني دولتي ايران بهخصوص در سالهاي ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ براساس بخشنامهها و مصوبات الحاقي ملزم به اجراي دستورات آني بوده كه هيچ كدام منطبق بر نياز داخلي تنظيم و ابلاغ نشده است، ازجمله بخشنامه شماره ت۴۷۷۸۵ن مورخ ۲۴بهمن ۹۰ جهت واردات و ذخيرهسازي حداكثر ۴ميليون تن گندم بخشنامه شماره ۷۰۰۰. ۲۲. م مورخ ۱۳اسفند ۹۱ جهت خريد و واردات روغن خام تا ۴۵۰هزارتن و شكر خام تا ۳۰۰هزار تن بخشنامه شماره ۷۳۱۵. ۲۲. م مورخ اول مرداد ۹۱ جهت افزايش ميزان خريد و واردات روغن خام تا ۸۰۰ هزار تن.
در بخشنامه ديگري با شماره ۱۷۱م. ۱۸ مورخ ۳۱فروردين ۹۲ و با توجه به اينكه مقدار توليدات كشور كفاف مصرف داخلي را نميدهد، دستور ترك تشريفات مناقصه براي خريد و واردات حداكثر ۷ميليون تن گندم، ۸۰۰هزار تن روغن خام، ۴۵۰تن شكرخام و ۳۰۰هزار تن برنج به شركت مادرتخصصي بازرگاني دولتي ايران داده ميشود.
گفتني است، صدور اين بخشنامههاي گاهي متناقض درحالي است كه درجلسه ۱۶۸ مورخ ۱۸دي ۹۰ ذخيرهسازي كالاهاي اساسي، ستاد تدابير ويژه اقتصادي وزارت صنعت، معدن و تجارت موظف است نسبت به تامين ذخاير استراتژيك اقلام و كالاهاي اساسي مورد نياز از طريق مباشران بخش خصوصي و در صورت عدم اقدام توسط آنان از طريق شركت بازرگاني دولتي ايران و شركت پشتيباني اموردام اقدام كند. جهتگيري بخشنامههاي فوقالذكر بيانگر تناقضاتي درتوجه به بخش خصوصي و عمل از طريق تشكيلات دولتي است همچنين نحوه تخصيص ارز بانك مركزي نشان ميدهد بخش خصوصي بهدليل بروكراسي و بخشنامههاي قطعي و آني نتوانسته عادلانه در اين بازار ورود پيدا كند چراكه در نحوه تخصيص ارز نيز اولويت تخصيص را به شركت بازرگاني دولتي ايران و شركت پشتيباني و اموردام دادهاند.
اين درحالي است كه در نامه شماره ۱. ۲۴. ۱۹۷۶۶۵ مورخ ۹دي ۱۳۹۲ گمرك جمهوري اسلامي ايران عنوان شده «برابر بررسيهاي انجام شده، ارزش كالاهاي وارده (كالاهاي اساسي و نهادههاي دامي) توسط شركت مادرتخصصي بازرگاني دولتي ايران (GTC) در مقايسه با قيمتهاي جهاني يا در مقايسه با واردات بخش خصوصي گرانتر خريداري ميشود» كه داراي ابهام است.
از بابت انعقاد قرارداد بين وزارت صنعت، معدن و تجارت با بخش خصوصي در راستاي ذخيرهسازي كالاهاي اساسي براي اجراي مرحله اول قانون هدفمندكردن يارانهها بهدليل عدم ايفاي تعهدات وزارتخانه مذكور، ضرر و زيان قابل توجهي به برخي از شركتهاي طرف قرارداد (ازجمله شركت كشتارگاه صنعتي مرغ كيسوم)، شركت سرمايهگذاري و خدمات صنايع روستايي-عشايري جاهد، اتحاديه تعاونيهاي مصرف فرهنگيان ايران و... وارد شده كه تاكنون اقدام موثري از سوي وزارتخانه مذكور جهت جبران خسارتهاي وارده صورت نگرفته است.
وضعيت فعلي تجارت خارجي محصولات كشاورزي بر تراز تجاري ناشي از اعمال سياست تنظيم بازار مبتني بر واردات بوده كه با سركوب قيمت توليدات داخلي در شرايطي كه تغييرات قابلتوجهي در فناوري توليد رخ نداده و هزينههاي توليد كاهش نيافته، تاثير نامطلوبي بر توليد محصولات كشاورزي در داخل كشور گذاشته است بررسي تعرفههاي وضع شده توسط دولت درسالهاي اخير نشان ميدهد ك ه حمايتهاي تعرفهيي از بخش كشاورزي هر ساله تضعيف شده است بهعنوان مثال تعرفه برنج، ذرت، روغن، قندوشكر و كنجاله در سال ۸۴ به ترتيب ۱۵۰، ۲۵، ۱۵، ۷۰ و ۴درصد بوده اما در سال ۹۰ اين تعرفهها به ترتيب به ۴۵، ۴، ۴، ۴ و ۴ تغيير يافته است
براساس شرايط قرنطينهيي واردات گندم، از برخي از كشورها نظير كشورهاي آفريقايي، عربستان، هند، پاكستان، افغانستان، عراق، بنگلادش، چين، ژاپن، تايلند، مالزي، اندونزي، فيليپين، نيوزيلند، تركيه، امريكا، برمه و مكزيك ممنوع است. در مقاطعي در سال ۱۳۹۱ توسط شركت بازرگاني دولتي ايران، گندم از كشور امريكا وارد شده كه درباره علت آن تاكنون توضيح قابل قبولي در اين خصوص ارايه نشده است.
آمارهاي بهدست آمده حكايت از آن دارد كه واردات برنج در ۹ماهه سال۱۳۹۲ حدود ۶۸درصد رشد وزني و ۹۹درصد رشد ارزشي نسبت به ۹ماهه مشابه سال ۱۳۹۱ داشته است، اين آمارها بيانگر واردات بيرويه برنج در سال ۱۳۹۲ است، اين در حالي است كه شركت بازرگاني دولتي ايران طي نامه شماره ۶۴۴۸۶ مورخ ۱۹آذر۹۲ اعلام كرده كه با انباشت ۲۸۰هزار تن برنج وارداتي در انبارها و ۷۵هزار تن در راه، مواجه است و ظرفيت انبارها را تكميل دانسته است، نزديك بودن تاريخ انقضاي بخش عمدهيي از برنجهاي ذخيره شده موضوعي است كه در اين نامه به آن تصريح شده است.
در بررسيهاي ميداني توسط كارشناسان مشخص شد كه كيفيت برنجهاي وارداتي توسط شركت بازرگاني دولتي ايران كه جهت توزيع مردمي به استانهاي مختلف ارسال شدهاند نامطلوب بوده و استقبال چنداني جهت خريد آنها توسط مردم بهعمل نيامده است كه اين موضوع به تاييد مسوولان نظارتي استانها نيز رسيده كه بررسي قيمت، كيفيت و ميزان خريد توسط سازمان بازرسي كل كشور و ديگر مراجع نظارتي مدنظر اين هيات است.
از دلايل عمده واردات بيرويه برنج ميتوان بهتخصيص آسان و سريع ارز روپيه هندوستان به واردكنندگان و تفويض اختيارات موضوع ماده ۱۶ قانون افزايش بهرهوري بخش كشاورزي و ماده ۱۴۵ قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادي بهوزير صنعت، معدن و تجارت اشاره كرد. گفتني است كه تنها در سال ۱۳۹۱
مبلغ ۹۸۷. ۵۹۳. ۱۴۳. ۲۰۳ روپيه از طريق بانكهاي عامل در اختيار واردكنندگان محصولات از هندوستان قرار گرفت كه عمده اين محصولات شامل انواع برنج هندي است كه گاها مورد ابهامات عدم رعايت امنيت غذايي مصرفكنندگان از بابت داشتن آرسنيك قرار گرفته است.
مديرعامل شركت مادرتخصصي بازرگاني دولتي ايران طي نامه محرمانه شماره ۵۲. ۱۷۲ مورخ ۳ارديبهشت ۹۲ علت ترك تشريفات مناقصه براي خريد كالاهاي اساسي خارجي را اطاله زمان و تغيير مداوم قيمت كالاهاي اساسي در بورس جهاني عنوان ميكند.
پس از تصويب هريك از خريدها در شوراي خريد در سال ۱۳۹۱، شركت مادرتخصصي بازرگاني دولتي ايران در اجراي مصوبات شوراي مذكور به مشكلات ناشي از عدم اختصاص و گشايش به موقع ارز مواجه بوده است و در برخي موارد بهدليل عدم تخصيص بهموقع كالاهاي اساسي شركت ياد شده متحمل هزينههاي سنگين ناشي از تاخير در عمليات خريد و دموراژ شده يا حتي در مواقعي اين معضل منجر به فسخ قرارداد خريد شده است (از جمله ابطال دوقرارداد خريد برنج از شركت SAS بهميزان ۷۵هزار تن به مبلغ ۴۶ميليون درهم كه در تاريخ ۸شهريور۹۱ و ۲۰شهريور ۹۱ منعقد شده بودند اشاره كرد كه درپي آن بحران ناشي از كمبود برنج در كشور در ماههاي انتهايي سال ۹۱ اتفاق افتاد).
براساس اسناد شركت بازرگاني دولتي ايران طي سال ۹۱ نسبت به خريد قطعي بيش از ۶ميليون تن گندم با صرف هزينهيي قابل توجه ارزي اقدام كرده در حالي كه كشور با محدوديت منابع ارزي و نقل و انتقال آن روبهرو بوده و از سوي ديگر افزايش قيمت گندم در بازارهاي جهاني و تغيير برابري نرخ ريال با ارزهاي خارجي و نيز افزايش هزينه توليد باعث ايجاد تفاوت قابل ملاحظه ميان قيمت خريد تضميني با قيمتهاي جهاني گندم شده كه اين مساله تبعات مختلفي از جمله كاهش انگيزه كشت، قاچاق محصول و فروش گندم براي خوراك دام و... را بهدنبال دارد. در صورتي كه بهجاي پرداخت مبالغ هنگفت براي واردات گندم با تعيين قيمت مناسب براي خريد تضميني گندم و پرداخت آن به كشاورزان و توليدكنندگان داخلي ميتوان مانعي براي بسياري از اين تبعات را از آنجا كه محصول گندم در تامين امنيت غذايي جامعه نقش بسزايي دارد، لذا براي حمايت از توليد داخلي در راستاي حسن جريان امور و در اجراي مفاد بند ماده ۱۱ قانون تشكيل سازمان بازرسي كل كشور و ماده ۴۶ آيين نامه اجرايي آن طي نامه شماره ۱۵۶۲۰۲ مورخ ۱۶آبان۹۱ به معاون اول رييسجمهور پيشنهاد شد كه تدابيري اتخاذ كند تا در اسرع وقت و قبل از پايان فصل كشت (اواخر آبان سال ۹۱) در قيمت خريد تضميني تعيين شده حداقل براي مازاد توليد يا مازاد تحويل محصول گندم به دولت نسبت به سال قبل تجديدنظر و قيمت گندم متناسب با قيمتهاي جهاني بر مبناي نرخ ارز مبادلهيي به انضمام بسته حمايتي بهنحوي كه موجبات افزايش انگيزه كشاورزان براي توسعه سطح زيركشت مناسب را در سال زراعي فراهم كند، تعيين شود.
ه) بانك مركزي (وظيفه تخصيص و تامين ارز كالاهاي اساسي)
نماينده تام الاختيار بانك مركزي در نشست فيمابين و براساس مستند ارايه شده، اعلام داشته است كه آماري از سالهاي ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ مبني بر اينكه به چه اشخاصي به چه ميزان ارز و به چه منظور دادهايم وجود ندارد، ضمن آنكه ارز بهدرخواست بانك عامل تحويل و صرفا معادل ريالي آن از بانك عامل اخذ ميشود و در خصوص اينكه ارزهاي تحويلي در چه زمينههايي مصرف شده هيچگونه تسويه حسابي از سوي بانك مركزي صورت نگرفته است. اين پاسخ نه تنها قانعكننده و پذيرفته شده براي كارشناسان نيست، حتي براي عامه مردم نيز غيرقابل قبول است، اين در حالي است كه اقساط پرداخت نشده يك وام حداقلي در حساب ضامنان آنها در بانك مركزي منعكس ميشود، پس اين اقدام بانك از نبود آمار ارقامي ارزي كه ميلياردها ريال را به خود اختصاص ميدهد و اينكه به چه اشخاص و بهچه ميزان تخصيص داده شده كاملا غيرمنطقي و غيرقانوني و فرار بهجلو است.
مديركل عمليات ارزي بانك مركزي (آقاي هاشمي) بهعنوان نماينده تام الاختيار آن بانك در جلسات حضوري اعلام كرد كه حدود ۵۰درصد از ارز تخصيصي منجر به واردات كالاهاي اساسي نشده است.
همانگونه كه نماينده تام الاختيار بانك مركزي بههيات اظهار ميدارد، آمار ارز تخصيصي به اشخاص وجود ندارد.
براساس پيگيريهاي هيات تحقيق و تفحص، وزارت صنعت، معدن و تجارت در سال ۱۳۹۳ (يعني حداقل دو سال بعد از تخصيص ارزهاي موضوعه) اقدام به رصد و چرايي عدم واردات كرد و بهدنبال آن چندين ليست از حوزههاي مختلف وزارت مذبور به سازمان حمايت از مصرفكنندگان و توليدكنندگان ارسال شد كه وضعيت ارزهايي كه داده شده و ليكن در ازاي آن كالايي وارد نكردهاند را مشخص و محرز كرده و به تعزيرات حكومتي معرفي كردهاند!
سوال مهم و اساسي اين است كه اگر تحقيق و تفحص صورت نميگرفت، چنين وضعيتي تا چه زماني و تا چه ميزاني و براي چه اشخاصي استمرار مييافت؟ يا اينكه اصلا چنين پيگيريهايي صورت ميگرفت؟
محاسبات صورت گرفته كارشناسان اين هيات بيانكننده آن است كه چنانچه ۵۰درصد ارز تخصيصي در زمينه واردات كالاهاي اساسي صرف نشده باشد و در اوج بحران ارزي تفاوت قيمت ارز دولتي و بازار آزاد بيش از ميلياردها تومان است و اين مساله ضرورت پيگيري كميسيون اصل ۹۰ مجلس شوراي اسلامي و ساير بخشهاي نظارتي اعم از وزارت اطلاعات، ديوان محاسبات، سازمان بازرسي بامحوريت قوهقضاييه را ميطلبد.
نكته: براساس اظهارات مديركل عمليات و تعهدات ارزي بانك مركزي (آقاي هاشمي بهعنوان نماينده اين بانك) درخصوص نحوه تخصيص ارز و اعتبارات موردنياز در بخش تجارت كالاهاي اساسي موارد ذيل ارايه ميشود:
۱- نبود سيستم يكپارچه بين بانك مركزي، وزارت صنعت، معدن و تجارت و گمرك موجب بروز مشكلات عديده ارزي و عدم كنترل مناسب در سيستم ارزي كشور شده است.
۲-تا تاريخ اول اسفند ۹۱ هيچگونه نظارتي بر ارزهاي فروخته شده براي واردات كالا وجود نداشته و از اين تاريخ به بعد با راهاندازي پرتال ارزي نظارت بر نحوه مصرف ارز اجرايي شده است.
۳-تا تاريخ اول اسفند ۹۱ در بانك مركزي هيچ مرجعي وجود نداشت كه اطلاعاتي درخصوص ارز مركزي بانكهاي عامل براي نوع واردات داشته باشد و هيچ ابزار نظارتي هم براي كنترل اينكه بانكهاي عامل چگونه ارزها را استفاده كردهاند، نبوده است. همچنين حتي اگر جابهجايي بهصورت اينتربانك يعني جابهجايي ارز بين بانكها با مجوز بانك مركزي صورت پذيرفته اطلاعات اين جابهجايي دردسترس نيست.
۴- بانك مركزي پس از فروش ارز به بانك عامل و اخذ وجه ريالي آن، هيچگونه تعهدي نسبت به بازگشت ارز از طريق ورود كالا از بانكهاي عامل اخذ نكرده است، اين مساله موجب آن شد تا هيچگونه كنترلي بر ارز تخصيصي و كالاهاي وارداتي وجود نداشته باشد، بهگونهيي كه برخي واردكنندگان با ثبت سفارشهاي كالاهاي اساسي ازجمله گندم و سپس تخصيص ارز مرجع به آن، بهراحتي ثبت سفارش خود را به خودرو يا كالاهاي ديگري كه ارز مرجع به آنها تخصيص داده نميشود، تغيير داده و خودرو يا كالاهايي را وارد كردهاند كه نه بانك مركزي و نه بانك عامل نظارتي بر اين امر نداشتهاند.
۵- شايان ذكر است كه بهطور تقريبي حدود ۵۰درصد از ارزهاي تخصيص داده شده براي واردات كالا، از كشور خارج شده اما در ازاي آن كالايي وارد نشده است.
چنين شرايطي موجب شد تا اداره تعهدات ايفا نشده، با تشكيل پرونده تنها تعداد معدودي از واردكنندگاني را كه ارز گرفتهاند و اما كالاهاي موضوعه را وارد نكردهاند مورد بررسي قرار دهند.
۶- وزارت صنعت، معدن و تجارت تلاش زيادي بهعمل آورده تا بانك مركزي پرتال ارزي را حذف كند. از تاريخ اول اسفند ۹۱ با راهاندازي پرتال ارزي، نظارت جدي و دقيقتري بر نحوه تخصيص ارز بهوجود آمده است و دستگاههايي مانند وزارت اطلاعات، ستاد مبارزه با كالاي قاچاق و ارز، گمرك، وزارت صنعت، معدن و تجارت و بانك مركزي از جريان نقلوانتقال ارز بهصورت برخط (آنلاين) مطلع شدهاند.
و) سياستهاي ناكارآمد حمايت دولت از توليدكنندگان داخلي
ازجمله اهداف اصلي سياستهاي كلان كشور تامين امنيت غذايي با تكيه بر توليد داخلي بهعنوان منبع اصلي تامين غذاي جامعه است اما تغيير سياست دولت به سمت حمايت از مصرفكننده بهجاي حمايت از توليدكننده در سالهاي اخير موجب بروز خسارتهايي به بخش توليد شده است، ازجمله توليد واردات محصولات كشاورزي يكي از تامينكنندههاي نياز داخلي است، در شرايطي كه توليد داخلي كفاف مصرف داخلي را نميدهد، هرچه ميزان توليد افزايش يابد ميزان واردات كم خواهد شد و برعكس.
تا سال ۸۸ اين روند در آمارهاي مربوط به وزارت جهاد كشاورزي و گمرك وجود داشت اما از آن سال به بعد اين رابطه تغيير كرد بهگونهيي كه هرچه توليد بالا رفت ميزان واردات بهجاي اينكه كاهش يابد همسان با آن افزايش مييافت. هر ساله مبناي نياز وارداتي كشور به اقلام كالاهاي اساسي براساس آمار و اطلاعات دريافتي از برآورد ميزان توليد كالاهاي مذكور از وزارت جهاد كشاورزي در سال موردنظر، احتساب موجوديهاي سطح كشور و مصرف سرانه عنوان شده ليكن اين آمار و اطلاعات از برآورد ميزان توليد متاثر از عوامل مختلف داراي تناقضات زيادي است. بررسي آمار توليدات بخش كشاورزي نشان ميدهد تا قبل از سال ۱۳۸۸ ميزان توليد در زيربخش توليدات گياهي با ميزان بارش و شرايط اقليمي متناسب بوده و اما از سال ۱۳۸۸ به بعد ميزان توليد مستقل از بارش، سير صعودي گرفته است و باتوجه به كاهش بارشهاي سالانه ميزان توليدات گياهي افزايش چشمگيري داشته و از ۸۰ميليون تن در سال۸۸ به بيش از ۱۰۱ميليون تن در سال۹۱ افزايش يافته است. ازسويي ديگر با وجود نقصاني كه در عرضه اكثر نهادههاي كشاورزي بعد از سال۱۳۸۷ پديدار شد، اما توليدات كشاورزي روندي معكوس، شرايط طبيعي را طي كردند و باوجود كاهش بارشهاي سالانه ميزان توليدات گياهي افزايش چشمگيري داشته و از ۸۰ميليون تن در سال۸۸ به بيش از ۱۰۱ميليون تن در سال۹۱ افزايش يافته است، بنابراين آمار ارايه شده درخصوص افزايش توليدات كشاورزي در سالهاي اخير منطقي بهنظر نميرسد.
تراز تجاري
آمارهاي گمرك نشان ميدهد كه ميزان واردات محصولات كشاورزي بعد از سال۱۳۸۵ با سرعت بالايي رو به افزايش بوده تا جايي كه از ۱۲.۸۵ميليون تن در سال۱۳۸۵ به بيش از ۲۲ميليون تن در سال۱۳۹۱ رسيده است. واردات اين محصولات ازنظر ارزشي در اين مدت از ۴.۸ميليارد دلار به بيش از ۱۴.۲۲ميليارد دلار رسيده است و تراز تجاري محصولات كشاورزي نيز از نظر وزني از ۱۰.۰۴-ميليون تن در سال ۱۳۸۵ به حدود ۱۷. ۵-ميليون تن در سال ۱۳۹۱ رسيده است.
در سال ۸۷ بهدليل خشكسالي شديد ميزان واردات با جهش قابلملاحظهيي از ۱۰ميليون تن به بيش از ۱۸ميليون تن رسيد و در سال۸۹ باوجود بهبود شرايط اقليمي همان روند واردات ادامه پيدا كرد تا جايي كه در سال۱۳۹۱ ركود ۲۲ميليون تن واردات در محصولات كشاورزي ثبت شد.
بنابراين نتيجهيي كه ميتوان گرفت اين است كه وضعيت فعلي تجارت خارجي محصولات كشاورزي بر تراز تجاري ناشي از آن متاثر از اعمال سياست تنظيم بازار مبتني بر واردات بوده كه با سركوب قيمت توليدات داخلي در شرايطي كه تغييرات قابلتوجهي در فناوري توليد رخ نداده و هزينههاي توليد كاهش نيافته، تاثير نامطلوبي بر توليد محصولات كشاورزي در داخل كشور گذاشته است.
ضريب وابستگي ايران به واردات طي پنج سال يعني از سال ۸۴ تا ۸۹ از ۳۵درصد به ۷۵درصد رسيد. زيرسوال رفتن امنيت غذايي و دشواري كار كشاورزان و دامداران از آثار افزايش واردات در اين سالهاست. واردات لجامگسيخته محصولات كشاورزي متاثر از تفسير غلط برخي مواد قانوني صورت گرفته است. برخي قوانين مانند بند ز ماده ۳۳قانون برنامه چهارم اينگونه تفسير شده كه دولت نبايد از واردات جلوگيري كرده و براي آن سياستگذاري كند.
قيمت تضميني:
قيمت تضميني يكي از مهمترين ابزارهاي دولت براي حمايت از كالاهاي اساسي توليد داخل است و از آنجا كه انحصار خريد اين كالاها (گندم، ذرت، جو و...) بهعنوان كالاهاي اساسي و استراتژيك دراختيار دولت است، با تعيين قيمتهاي خريد تضميني در سطوح نسبتا پايين انگيزه لازم براي توليد بيشتر اين محصولات و فروش آن به دولت را تضعيف كرده است. بهعنوان مثال قيمت خريد تضميني هر كيلوگرم گندم در سالهاي ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ به ترتيب ۳۶۰۰ و ۴۲۰۰ريال تعيين شد كه اختلاف آن با قيمتهاي پيشنهادي وزارت جهاد كشاورزي بهعنوان متولي توليد به ترتيب ۵۷۵ريال و ۱۱۰۲ريال تفاوت داشته است.
نكته مهم اين است كه طي سال ۹۱ متوسط قيمت هركيلوگرم گندم وارداتي توسط شركت بازرگاني دولتي ايران معادل ۰. ۳۷۹ دلار كه در صورت محاسبه براساس نرخ ارز آزاد معادل ۱۳۵۰۰ريال برآورد ميشود و اين قيمتها به مراتب بالاتر از قيمت تضميني تعيين شده براي اين سال است. چنين اختلافي كم و بيش درخصوص قيمت خريد تضميني ساير اقلام نظير جو و ذرت مشاهده ميشود. روند تعيين قيمت تضميني سطح پايين درچند سال اخير عملا سودي براي توليدكنندگان اين محصولات درپي نداشته و سبب شده تا مقدار مصارف غيرانساني گندم بهشدت افزايش يابد بهطوري كه سهم بالايي از آن در دامداريها به مصرف رسيده است (حدود ۹ميليون تن در سال ۹۱) به عبارت ديگر قيمتگذاري ناكارآمد گندم درسالهاي مورد تحقيق سبب كاهش شديد خريد قيمت گندم داخلي از توليدكنندگان توسط دولت شد. تا سال ۱۳۸۹ حدود ۷۰ تا ۷۵درصد ازگندم توليدي توسط دولت و با قيمتهاي تضميني اعلام شده، خريداري ميشد اما بعد از سال ۱۳۸۹ اين عدد بهتدريج كاهش يافت تا در سال ۹۱ به كمتر از ۳۵درصد از توليد داخل رسيد.
اين هيات معتقد است، بين اعلام قيمت تضميني خريد و تفاوت آن با بهاي تمام شده براي توليدكنندگان و واردات با قيمت بالا با مشكلات ارزي رابطه معناداري وجود دارد كه ضرورت ايجاب ميكند قوه محترم قضاييه نسبت به بررسي كامل به نتيجه مشخص در اين زمينه دست يابد.
تعرفهها
تعرفه بر واردات بهعنوان يكي ديگر از ابزارهاي حمايتي دولت از توليد داخل مطرح است. در سالهاي مورد بررسي كاهش شديد نرخ تعرفه بسياري از محصولات اساسي كشاورزي مشكلاتي را براي توليدكنندگان داخلي ايجاد كرده و بر توليد استراتژيك تاثير منفي داشته است.
بررسي تعرفههاي وضع شده توسط دولت درسالهاي اخير نشان ميدهد كه حمايتهاي تعرفهيي از بخش كشاورزي هر ساله تضعيف شده است بهعنوان مثال تعرفه برنج، ذرت، روغن، قندوشكر و كنجاله در سال ۸۴ به ترتيب ۱۵۰، ۲۵، ۱۵، ۷۰ و ۴درصد بوده اما در سال ۹۰ اين تعرفهها به ترتيب به ۴۵، ۴، ۴، ۴ و ۴ تغيير يافته كه اين موضوع بهجاي حمايت از توليد داخل به سياست تشويق و حمايت از واردات دامن زده كه اين خود موجب آسيب ديدن زيرساختهاي توليد شده است.
ز) شركت پشتيباني اموردام كشور
تامين نهادههاي مورد نياز بخش كشاورزي (ذرت، كنجاله، سويا و جو) و تنظيم بازار گوشت و مرغ و متناسبكردن ميزان عرضه وتقاضا جهت تثبيت قيمتها از مجموعه تكاليف قانوني است كه شركت سهامي اموردام كشور متولي مستقيم آن بوده است.
براساس مستندات موجود طي سالهاي ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ بهدليل عدم توجه جدي به موضوع قرنطينه دامي و كنترل دقيق ورود دام بهداخل كشور و ازسوي ديگر عدم كنترل دقيق واكسن و داروهاي دامي و ورود واكسنهايي بدون طي مراحل قانوني موجب شيوع و بروز بيماريهاي كشنده و سهمگين در جمعيت دام، طيور و آبزيان كشور شد.
شيوع بيماريهاي مختلف دردامهاي سنگين كشور ازجمله تب برفكي، بروسلوز و شاربن علامتي موجب شد ميليونها راس از دامهاي مولد و شيري در كشتارگاههاي سراسر كشور قرباني شوند. اين وضعيت موجب كاهش توليد گوشت، شير و فرآوردههاي آن در كشور شد.
كاهش شديد توليد مواد پروتييني و جهش يكباره قيمت گوشت قرمز، گوشت مرغ، ماهي و فرآوردههاي لبني و تخممرغ كه طي سالهاي ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ اتفاق افتاد، نمونهيي از تاثيرات منفي شيوع بيماري بين دام و طيور بود.
متعاقب آن دستگاههاي متولي در ازاي تلفات دامي كشور و با وجود مباشران تخصصي تامين كالاهاي اساسي متاسفانه اقدام به اعطاي مجوز واردات به اشخاص غير و خاص مانند شركت آرياگستر (اميرمنصور آريا) و شركتهايي كه ليست آنها به پيوست ارايه شده، ميكند.
اين اشخاص با واردات و توزيع دام از مرزهاي شرقي و شمالي كشور بدون توجه به الزام در رعايت و ضرورت در اصول اوليه قرنطينه پس از واردكردن دام موجب شيوع بيماريهاي دامي در برخي از استانهاي كشور و تحميل خسارات فراواني شدند.
چنين شرايطي استمرار تلفات گسترده دام در سالهاي ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱كاهش توليد و نوسانات ناشي از افزايش قيمتهاي دام و فرآوردههاي دامي را رقم زد كه متاسفانه سهم و نقش منفي مديريت جهاد كشاورزي و سازمانهاي متولي دام كشور با توجه به تكاليف قانوني موضوعه به چشم ميخورد.
در زماني كه قيمت خريد ذرت در سطح بازار بين ۴۳۰ تا ۴۶۰تومان در نوسان بوده، شركت پشتيباني اموردام ميزان ۴۰۰هزارتن ذرت در تاريخ ۱۰مرداد ۹۱ از شركت سپيد استوار آسيا با مبلغ ۶۱۹ تومان به ازاي هر كيلوگرم با دستور وزير وقت صنعت، معدن و تجارت خريداري ميكند كه اين تخلف و اختلاف، ضررحدود ۶۴ ميليارد تومان را به بيتالمال تحميل كرده است ضمن اينكه اين روند ابزاري براي ايجاد دامپينگ و حذف برخي از واردكنندگان مشابه را ايجاد ميكند.
در مورخه ۲۹مرداد ۹۲ سه فقره قرارداد خريد بين شركت پشتيباني اموردام، شركت سپيد استوار آسيا به شمارههاي ۳۱. ۴۵. ۵۳۶۸۰، ۳۱. ۳۱. ۵۳۵۸۷ و ۳۱. ۴۵. ۵۳۶۸۱ جهت خريد ۲۰۰هزارتن كنجاله سويا، ۴۰۰هزارتن ذرت دامي و ۵۰ هزار تن جو دامي منعقد شد كه مدت قراردادها حداكثر ۳ ماه بوده است، يعني حداكثر تا تاريخ ۲۹آبان ۹۲ بايد تحويل ميشد و حسب بندهاي ۸ و ۹ ماده ۷ قرارداد (تعهدات طرفين) درصورت عدم انجام تعهد بايد كليه خسارات كه حداقل آن اخذ ۱.۵ درصد مبلغ قرارداد علاوه بر ايفاي تعهد است، اعمال ميشد يعني درحالي كه جمع ريالي هر سه قرارداد
5.135.000.000.000 ميليارد و ۱.۵ درصد جريمه آن معادل 770.025.000.000 ريال از وجه التزام قرارداد بايد برداشت و فروشنده را مجبور به تحويل كالا نيز كند كه متاسفانه در مورخ ۲۷آذر ۹۲ يعني حدود يك ماه پس از حداقل زمان ممكن در يك تاريخ معين و جهت هر سه قرارداد يك اقاله قرارداد به شمارههاي ۳۱. ۴۵. ۹۱۴۳۹، ۳۱. ۴۵. ۹۱۴۳۶ و ۳۱. ۴۵. ۹۱۴۴۰ همگي در تاريخ۲۷ آذر شركت پشتيباني اموردام و شركت سپيد استوار آسيا منعقد و ضمن منتفي كردن قرارداد هرگونه ادعا و طلب را از همديگر سلب ميكنند و نكته حايز اهميت به شرح زير است:
در قراردادهاي مذكور تعهد يا شرطي جهت تامين ارز به نرخ مرجع يا هر قيمتي ذكر نشده است.
در هر يك از قراردادهاي مذكور شرايط فسخ، ذكر مراجع حل اختلاف و... كاملا روشن است و هيچ ذكري از اقاله بيان نشده است.
قيمت كنجاله سويا در تاريخ مذكور ۲۷آذر ۹۲ بهترتيب براي كنجاله سويا ۱۸۲۱۸ريال، ذرت دامي ۸۲۲۵ ريال و جو ۸۰۶۳ ريال در بازار داخل بوده است. سوال اينجاست كه اگر اين نرخها بهجاي افزايش در بازار كاهش قيمت داشتند آيا بازهم اقاله نوشته ميشد؟
با عنايت به بند ۳ و نظر به قيمت مندرج به قرارداد به قيمت 2.278.775.000.000 به بيتالمال تحويل شدهاند و درعين حال به سود واردكننده بوده كه باز قدرت ايجاد دامپينگ توسط واردكننده ايجاد ميكند.
آيا مديرعامل شركت پشتيباني اموردام كشور بهتنهايي حق اقاله قرارداد را داشته با قيد يا اگر بر فرض اين اختيار را داشته باشد بايد در راستاي منافع كشور و مردم اقدام ميكرد و نه در راستاي جلوگيري از ضرر و زيان شركت يا فرد مشخص.
در نيمه دوم سال ۹۱ و نيمه اول سال ۹۲ حدود ۸۰۰ حواله براي حدود ۲۱۵ شركت جهت دريافت ارز مرجع به بانك مركزي معرفي و از اين تعداد ۱۷۴شركت با ارزش حدود ۲ميليارد دلار ليست توزيع كالا يا نهاده وارداتي خود را به شركت پشتيباني امور دام ارايه نداده و شركت مذكور نيز از ارايه تكميلي به كارشناسان اين هيات خودداري كرد كه احتمال عدم واردات يا توزيع خارج از شبكه در خصوص آنها وجود دارد.
به نظر ميرسد كه به دليل عدم نظارت و گذشت زمان ضرورت بررسي دقيق اسناد توسط دستگاه قضايي يا ضابطان آنها وجود دارد.
از مجموع 693800 تن ظرفيت انبارهاي شركت پشتيباني امور دام كشور در استانها به دلايل مختلف بهرهوري و نظارت از نظر كمي و كيفي صورت نگرفته و كسري انبارها از حد استاندارد بالاتر بوده كه جبران مابهالتفاوت ريالي كسورات (تعهد شركت عاملي در افزايش قيمت تمام شده كالاها و نهادها شده است ضرورت دارد ضمن بررسي نسبت به اصلاح اين روش اقدام شود.
شركت پشتيباني امور دام كشور در قراردادهاي متعدد برخلاف مفاد قرارداد با فروشندگان نسبت به اخذ وجه التزام كافي (ضمانت و... .) اقدام نكرده بهگونهيي كه اين اقدام باعث شده كه قصور طرفهاي قرارداد و ايراد ضرر و زيان به شركت مذكور فاقد ضمانت اجرايي جهت دريافت خسارت بوده و از اين طريق ميليونها تومان به مجموعه فوق خسارت وارد شده كه نمونه اين شركتها، شركت آتاباي گروپ درخصوص خريد مرغ و شركت سوربن در خصوص خريد كنجاله سويا و ذرت و شركتهاي
حمل و نقل جادهيي محمولات فلهيي (انجمن صنفي) كه براي 25درصد افزايش ميزان حمل هيچ گونه ضمانتنامهيي دريافت نشده است. براساس بررسيهاي كارشناسي در قسمت حمل و نقل جادهيي تخلفاتي به شرح زير رخ داده است:
كيفيت قرارداد منعقده مابين شركت پشتيباني امور دام و شركتهاي حمل و نقل جادهيي (مانند شركتهاي
حمل و نقل خليج فارس، آبادان و انجمن صنفي پيمانكاران حمل و نقل جادهيي بندر امام (ره)) براي حمل جادهيي موجب شد تا قيمت نهاده افزايش يابد كه ذيلا بدان اشاره ميشود:
1- قراردادهاي منعقده براساس ترك تشريفات به گونهيي بوده است كه سهدرصد از كميسيون به كارفرما برگشت داده ميشود در حالي كه در مناقصات عمومي تقريبا همزمان 6.15درصد بوده كه ناشي از عدم نظارت كافي و لازم شركت پشتيباني امور دام است. بستن قرارداد با كميسيون درصد پايين مثلا ميزان كميسيون برگشتي در مناقصه بعد از انجمن صنفي 6.15درصد بوده يعني ميزان 3.15درصد بيشتر از ترك تشريفات در حالي كه در ترك تشريفات مناقصه بايد صرفه و صلاح در نظر گرفته شود.
2- بستن قراردادهاي حمل نهاده كه به ازاي هر كيلو نهاده ميتوان 50 ريال بالاتر از قيمت واقعي حمل كالا به قيمت تمام شده آن در قرارداد اضافه كرد.
3- ناديده گرفتن كد رهگيري در بارنامههاي صادره در سالهاي گذشته
4- درج نكردن اوزان پر و خالي ماشين حمل بار در بارنامههاي صادره
*شركت پشتيباني امور دام به دستور مديرعامل وقت و به صورت ترك تشريفات قراردادي به مقدار 700هزار تن حمل نهاده با شركت خليج فارس و 500 هزار تن با شركت آبادان منعقد ميكند كه موارد ذيل در خصوص نحوه ارايه قرارداد ارايه ميشود:
1- شركت حمل و نقل خليج فارس پس از انعقاد قرارداد نسبت به حمل اقدام كرد ولي پس از مدت كوتاهي به علت اينكه اين شركت پيمانكار حمل گندم نيز است حمل نهادههاي دپو شده در بندر را متوقف و صرفا به حمل گندم اقدام ميكند.
2-توقف حمل محصولات شركت پشتيباني، باعث تحميل و پرداخت هزينههاي گزاف انباري (ماهانه 2ميليارد تومان) شده است، خسارت وارده به كيفيت محصولات با توجه به دماي هوا در بندر، كمبود نهادهها در بازار و به تبع آن افزايش قيمت و پرداخت اجاره به انبارهاي خالي در مقاصد كه براي ذخيرهسازي بود منجر شد.
3-شركت حمل و نقل
خليج فارس قبل از اين قرارداد 5 قرارداد ديگر با شركت پشتيباني منعقد كرده بود كه هيچ كدام از آنها را تسويه نكرده است.
4-پس از عدم اجراي تعهدات خليج فارس و به دستور مديرعامل نسبت به انعقاد قرارداد ديگري به صورت ترك تشريفات با شركت آبادان اقدام شد كه اين شركت نيز به علت ضعيف بودن به تعهدات خود عمل نكرده است و موجب تحميل خسارات مضاعف شد.
5-قراردادهاي فوق كه به صورت ترك تشريفات منعقد شد موجب تحميل خسارت سنگين از بابت نحوه عملكرد شركتهاي موصوف شدند و مجموعا دو شركت بيش از 100ميليارد ريال بدهكار شده است.
6-شرايط سهل و آسان براي اين شركتها در انعقاد قرارداد باعث اعتراض ساير بخشهاي خصوصي در بندر شد جالب اينكه در صورت جلسات ترك تشريفات براي هر دو شركت علت اصلي در اين تشريفات را توان بالاي اين دو شركت اعلام كردند.
شركت PSN GROUP
1- برابر مصوبه شوراي خريد، مجوز خريد 5 هزار تن به اعضاي هر تن 2هزار و 65 يورو مورد تصويب قرار گرفت در اين راستا شركت پشتيباني امور دام در سال 91مبادرت به انعقاد قرارداد خريد 2هزار و 704 تن مرغ از شركت تركيهيي PSN GROUP از قرار هر تن 2هزار و 65 يورو ميكند كه متعاقب انعقاد قرارداد در چندين مرحله مبلغ كل قرارداد به ميزان5.585.000 يورو در حق شركت تركيهيي پرداخت ميشود ضمن اينكه دستورات مقامات عاليرتبه دولتي در اين خصوص موجب تسريع در خريد و واردات شده است همچنين موارد ذيل در خصوص اين قرارداد قابل بررسي است.
2- قرارد خريد بدون VIP بوده كه مجوز آن در اين راستا توسط معاونت توسعهيي بازرگاني داخلي صادر شده است.
3- مرغهاي خريداري شده بايد طبق قرارداد، مرغ گوشتي 45روزه و با ضوابط و استانداردهاي بهداشتي سازمان دامپزشكي باشد در صورتي كه حداقل 765تن معادل 34 كانتينر به دليل اينكه فاقد شرايط فوق از جمله به جاي مرغ گوشي مرغ مادر و تخمگذار و فاقد استانداردهاي لازم بودهاند طي صورتجلسه مراجع قضايي و دستگاههاي اجرايي به دليل اينكه جهت مصارف صنعتي فاقد كاربري بودند معدوم ميشود.
4- به دليل عدم نظارت صحيح پرداخت نقدي كل مبلغ همچنين عدم اخذ ضمانت ميلياردها تومان به
بيت المال زيان وارد شده است.
5-شركت فروشنده (PSN GROUP) از مجموعه 2.704تن مرغ منجمد، با وجود دريافت كامل ثمن معامله، مقدار 1.255 تن مرغ سالم قابل مصرف تحويل شركت داده و مقدار 765تن به ارزش 1.579.725 يورو معادل مبلغ 71.087.625.000 ريال پس از ورود آن به ايران حسب اعلام سازمان دامپزشكي غيرقابل مصرف و معدوم شده و همچنين 684تن به ارزش 1412460 يورو معادل مبلغ 63.560.700.000 ريال باقي مانده مرغ منجمد موضوع قرارداد نيز تحويل نشده است.
6- خريد مرغ از شركت تركيهيي بهصورت ارثي بوده است ليكن بهدليل شرايط تحريم و عدم امكان بازگشايي LC و نيز ارايه ضمانتنامه بانكي از طرف فروشنده هيچگونه تضميني در مرحله ابتدا دريافت نشده است ليكن با مراجعات مقامات عالي شركت به مديرعامل وقت شركت تركيهيي يك فقره وثيقه ملكي بهصورت وكالتي و يك فقره چك به مبلغ 60.000.000.000 ريال اخذ شده است كه وثيقه ملكي مزبور در قبال مبلغ 24.664.000.000 ريال در رهن شركت قرار گرفته است و درحال پيگيري نزد اجراي ثبت است راجع به چك 60.000.000.000 نيز حكايت كيفري و دادخواست حقوقي تقديم مرجع صالح قضايي شده و در اين راستا اموالي نزد مديرعامل وقت شناسايي و توسط دادگستري مشهد و تهران توقيف شده است.
شركت كالاي اساسي ايرانيان
1- برابر مصوبه شوراي خريد مقرر شده كه شركت پشتيباني امور دام كشور نسبت به خريد مقدار 30هزار تن جو از شركت تعاوني كالاهاي اساسي قضايي ايرانيان اقدام كند كه متعاقب مصوبه مزبور شركت پشتيباني امور دام اقدام به انعقاد قرارداد با شركت افزوز تركيهيي كرده است.
2- چون محل اجراي قرارداد استان مازندران بوده مدير استان مازندران برابر نامههاي شماره 9.55464 مورخ 2آبان91 و شماره نامه 9.70865 مورخ 21آبان91 مقدار 29.900 تن جو را اعلام وصول كرده و دفتر مركزي نيز به استناد مكاتبات مزبور وفق قرارداد وجه آن را به شماره حسابهاي اعلامي از سوي شركت تعاوني كالاهاي اساسي قضايي ايرانيان پرداخت كرده است.
3- لازم به ذكر است چون خريد محموله بهصورت نقدي بوده بنابراين در زمان انعقاد قرارداد هيچگونه تضميني از فروشنده اخذ نشده است.
4- مدير پشتيباني امور دام استان مازندران به فاصله 4ماه و عدم اعلام وصول طي نامه شماره 9.4981 مورخ 26 فروردين 92 كسري وصول مقدار 7.369.620كيلوگرم از محمولات جو را اعلام كرده و با وجود مكاتبات متعدد، الزام فروشنده به تحويل كالا ميسر نشده است.
5- تنها تضمين موجود يك فقره چك به مبلغ 50.400.000.000 صادره به امضاي شركت تعاوني كالاهاي اساسي قضايي ايرانيان است كه سررسيد چك مزبور 23 اسفند92 است. صرفنظر از اينكه چك مورد اشاره به لحاظ درج عبارت (تضمين الباقي جو دامي قرارداد 30هزار تني) فاقد وصف كيفري است ليكن در فرض وصول آن تكافوي مطالبات شركت كه به ميزان 2.096.287.58 يورو معادل مبلغ 88.253.707.118 ريال است را نميكند. ضمنا با وجود مكاتبات متعدد با اداره كل امور مالي تاكنون هزينه دادرسي جهت اقامه دعوي حقوقي به طرفيت شركت ايرانيان به استناد چك مزبور در وجه دفتر حقوقي و قراردادها پرداخت نشده است و پرونده مزبور همچنان بلاتكليف مانده است.
6- شركت كالاي اساسي ايرانيان در سال 1391براساس صورتجلسه كميسيون خريد خارجي شركت بازرگاني دولتي جهت فروش مقدار 30هزار تن جو بهصورت C.A.D به شركت معرفي شد.
7- باتوجه به تحويل جو در بندر اميرآباد مازندران اسناد ارايه شده جهت ترخيص به استان مازندران ارسال شد.
8- استان مازندران طي دو مرحله اول 20.100 تن و در مرحله دوم 9.800 تن جمعا 29.900 اعلام وصول اسناد داده و تقاضاي پرداخت وجه آن را كرد.
9- پس از اعلام وصول استان نسبت به معرفي شركت به بانك جهت دريافت ارز اقدام كرد پس از گذشت 4ماه از آخرين تاريخ اعلام وصول استان مازندران اعلام كرد بيش از 7هزار تن كسري كالا وجود دارد و تقاضاي عدم پرداخت وجه را كرد.
10- مبلغ ارزي كسري تحويلي 2.096.000 يورو (بيشاز 90ميليارد ريال) است.
در بررسيهاي ميداني مشخص شد در سال 1392 حداقل دو محموله گوشت ارسالي منجمد نزديك به تاريخ انقضا به مقصد زاهدان با اعلام اداره كل دامپزشكي سيستان و بلوچستان مبنيبر عدم هماهنگي و عودت بهدليل عدم ارايه مستندات توسط شركت پشتيباني امور دام و نظر به اقدام در تغيير بستهبندي و تاريخ توليد و انقضا به گواهي كارشناسان محلي و نظر به كثرت موارد مشابه اداره كل نظارت در بهداشت عمومي و مواد غذايي اقدام به ارسال نامه شماره 93.43.28628 مورخ 24تير93 جهت ساماندهي و جلوگيري از اين اقدامات ميكند لذا توجه دستگاههاي نظارتي جهت بررسي موضوع پس از اثبات قضايي مورد درخواست اين هيات است.
در بررسيهاي كارشناسان هيات مشخص شد كه با ثبت سفارش 98955240 جهت واردات كنجاله سويا از طريق شركت فيوچرسان به ميزان 52500 تن درخواست واردات شده كه بهطور همزمان با همين شماره ثبت سفارش نسبت به واردات 44هزار تن ذرت شده كه ضرورت بررسي دقيق توسط دستگاههاي نظارتي مورد نظارت اين هيات است.