نظام توزيع كشور همواره با سه نقيصه روبهرو بوده است: حمل مضاعف بار و گسيختگي نظام حمل كشور، عدم امكان رصد كالا و رديابي از نقطه توليد تا مصرفكننده نهايي و پراكندگي حمل.
در اينجا بايد اشاره كرد كه حمل يكسر خالي در شبكه حملونقل كشور مشكلاتي را بهوجود ميآورد كه در حال حاضر به ازاي هر ۲۲۰ كيلومتر راهي كه تريلر طي ميكند، ۱۰۰ كيلومتر كالا جابهجا ميشود كه اين يعني اضافه شدن هزينه حملونقل. اگر استهلاك كاميون و جاده و همچنين صرف وقت و زمان را در نظر بگيريم شاهد خواهيم بود كه هزينههاي سرباري بر بدنه شبكه حملونقل كشور تحميل ميشود. به طور متوسط براي هر كالا، از زمانيكه به عنوان ماده اوليه محسوب ميشود تا رسيدن به مصرفكننده نهايي بين ۱۰ تا ۱۲ بار حمل صورت ميگيرد و اين يعني ۶/۳ بار بين مواداوليه محصولات تا كالاهاي نهايي حملونقل اتفاق ميافتد.
به صفر رساندن يكسر حمل بار توسط كاميون يا يكسر خالي رفتن كاميونها از اهدافي است كه بايد براي آن برنامهريزي شود. قابليت رصد نظام توزيع يكي از مولفههايي است كه در توسعه اقتصادي كشور اهميت دارد، بنابراين يكي از مهمترين ابزارها براي مديريت، ناشي از اجراي سيستم رصدگيري است، چراكه در نبود آن نميتوان تحليل درستي از وضعيت موجود داشت و اطلاعات درست براي برنامهريزي ارائه كرد. بهينهسازي زنجيره تامين الكترونيكي يا به عبارتي بهينهسازي چرخه بين توليدكننده، مصرفكننده، خردهفروشي و توزيعكننده از اهدافي است كه در برنامه لجستيك نهفته است.
نزديك به سه دهه است كه بحث مديريت زنجيره تامين مطرح شده و براساس آمار و ارقام موجود، كشورها و سازمانهايي كه اين دانش را به كار گرفتهاند، پيشرفتهاي چشمگيري در حوزههاي مربوطه داشته و سود سرشار و صرفهجوييهاي كلان مالي از بابت به كارگيري اين نگرش، نصيبشان شده است؛ كما اينكه مردم نيز بهعنوان مشتريان از اين بابت منتفع شدهاند.
با توجه به اينكه منفعتهاي زيادي به خاطر به كارگيري مديريت زنجيره تامين حاصل شده است، امروزه اين فلسفه در بين سازمانها و كشورهاي مختلف، مقبوليت خاصي پيدا كرده و هر روز نيز به مشتاقان آن افزوده ميشود. در كنار اين، در سه دهه اخير، نگرش علمي و دانشگاهي به مبحث مديريت زنجيره تامين، بسيار مثبت بوده و مقالهها و كتابهاي زيادي در اينباره نگاشته شده است.
امروزه مديريت ارتباطات در يك زنجيره تامين به مبحثي ارجاع داده ميشود كه آن را همان مديريت زنجيره تامين ميناميم. با بياني ديگر، يك زنجيره تامين تنها زنجيرهاي از فعاليتهاي تجاري به صورت ارتباطات «يك به يك» يا «بنگاه به بنگاه» نيست، بلكه شبكهاي از فعاليتهاي تجاري و ارتباطات بين آنهاست. مديريت زنجيره تامين فرصتهايي را براي حصول يك تشديد مثبت در يكپارچهسازي و مديريت درونشركتي و بينشركتي پيشنهاد ميكند؛ در اين حالت، مديريت زنجيره تامين با مزيتهاي فرآيندهاي تجاري در ارتباط بوده و روش جديدي را براي مديريت فعاليتهاي تجاري و ارتباطات با ديگر اعضا در زنجيره تامين ارائه ميدهد.
لجستيك آن بخش از مديريت زنجيره تامين است كه كارايي و اثربخشي جريان روبه جلو و رو به عقب و نيز ذخيرهسازي كالاها، خدمات و اطلاعات مربوطه بين نقطه آغازين زنجيره تا نقطه مصرف نهايي به منظور تامين نيازمنديهاي مشتريان زنجيره را برنامهريزي ميكند، به كار ميگيرد و كنترل ميكند.
، قائممقام وزير صنعت، معدن و تجارت