بازار طلا به کدام سمت میرود؟ آیا روند افزایشی قیمت طلا تداوم خواهد داشت؟ چه اتفاقی در بازارهای جهانی افتاده است که طلا رکوردهایی که تا روزهای قبل دستنیافتنی بودند یکی پس از دیگری فتح میکند؟ روند کنونی تا کجا ادامه خواهد داشت و این روند افزایشی چه تأثیری بر اقتصاد ایران دارد؟
شاید هیچ کدام از بازارهای جهانی به اندازهی طلا جذابیت سرمایهگذاری نداشته باشد. برای قرنها، طلا به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد، نایابی، زیبایی و عدم فناپذیری مورد توجه همیشگی انسانها بوده است. کشورها طلا را به عنوان ذخیرهی ثروت و وسیلهای برای تبادل معاملاتی پذیرفتهاند و افراد برای کسب اطمینان از تغییرات و عدم ثبات پولهای کاغذی، همواره به دنبال خرید و ذخیرهی طلا بودهاند. در حال حاضر، معاملات طلا به جای شیوههای سنتی با استفاده از شمش، سکه و جواهرآلات، در بازارهای بورس بینالمللی صورت میگیرد.قراردادهای خرید و فروش طلا از ابزارهای معاملاتی باارزش هستند که تولیدکنندگان تجاری و مصرفکنندگان طلا از آنها استفاده میکنند. تحولات اخیر در سطح دنیا باعث سیر صعودی بازار جهانی شده است. افزایش قیمتها در بازار جهانی و تمایلات سرمایهداران بزرگ کشورهای پیشرفتهی دنیا تأثیر بسزایی بر عرضهی کالاهای عرضهشده در دیگر کشورهای جهان داشته است. در این بین، کالای ارزشمندی مانند طلا از این افزایش قیمت مستثنا نبوده و قیمت آن در سطح بازارهای جهانی، علیالخصوص کشورهای جهان سوم، افزایش چشمگیری داشته است.
بازار طلا به کدام سمت میرود؟ آیا روند افزایشی قیمت طلا تداوم خواهد داشت؟ چه اتفاقی در بازارهای جهانی افتاده است که طلا رکوردهایی که تا روزهای قبل دستنیافتنی بودند یکی پس از دیگری فتح میکند؟ روند کنونی تا کجا ادامه خواهد داشت و این روند افزایشی چه تأثیری بر اقتصاد ایران دارد؟ قیمت طلا، همانند هر کالای دیگری در یک بازار آزاد، تابع عرضه و تقاضای آن است. هزینهی تولید تعیینکنندهی طرف عرضه و در مقابل درخواستهایی مانند خرید زیورآلات معادلات سمت تقاضا را تشکیل میدهد. برآوردها نشان میدهد در سمت عرضه و تقاضا اتفاقی که منجر به افزایش قیمت شود، رخ نداده است، بنابراین راز افزایش قیمت طلا در بازارهای جهانی چیست؟
در نگاه بینالمللی مراکز داد و ستد مکانهایی هستند که اغلب بهترین پیشبینیها در مورد آیندهی انواع کالا در این مکانها یافت میشود، در این بازارها، مجموعه نظریات که حاصل تفکرات افراد بسیار باهوش است وجود دارد که این تفکرات بازار را جابهجا میکنند. چشمانداز آیندهی این بازارها همان است که آنها تصمیم میگیرند. امروزه هر چند بازارهای مالی (سهام، اوراق بهادار و دیگر شعب پول) با طلا در حال رقابت هستند، ولی بازار طلا از رونق بیشتری برخوردار است. از سال 2003، زمانی که جنگ عراق آغاز شد، میزان سرمایه در بازارهای جهانی صعود نمود و کماکان در حال افزایش سریع میباشد، به جز در آمریکا، که این میزان با روند آرامی افزایش یافت. بازارهای سرمایه به جنگها علاقهی بسیاری دارند، زیرا جنگها برای سرمایهگذاری بسیار حائز اهمیت میباشند. قیمت طلا در بازارهای جهانی طی دو ماه اخیر، از 26 ژوئیهی سال جاری تا کنون، افزایش 10 درصدی را تجربه کرده است.
دلایل متعددی در تحرکات مثبت طلا طی دو ماه اخیر عنوان شده، اما مهمترین عاملی که روی افزایش سطح تقاضا مؤثر بوده سیاستهای پولی اجرایی بانکهای مرکزی جهان در قبال وضعیت اقتصادی است. ممکن است تأکید بر اجرای این سیاستها، تا پایان سال جاری، قیمت طلا را به مرز 2000 دلار به ازای هر اونس نزدیک کند. اولین مکان ایالات متحده است، کشوری که با بدهی سنگین دست در گریبان است و اختلاف اخیر میان دو حزب جمهوریخواه و دموکرات بر سر افزایش سقف بدهیها تبدیل به یک چالش اساسی پیش روی این اقتصاد بزرگ جهانی شده است. دعوای سیاسی بهراهافتاده میان دو حزب سیاسی، اگر به نتیجه نمیرسید، دولت آمریکا را در بازپرداخت بهرهی اوراق قرضهی منتشرشده ناتوان میکرد و این تعهد با تعویق روبهرو میشد. نگرانی از این موضوع مردم را به سوی طلا فراری داد، فلزی که هر چند سودآوری بالایی ندارد، اما ایمن و مطمئن است.
با وجود توافق دو حزب سیاسی برای افزایش سقف بدهیها، طلا روند صعودی خود را حفظ کرد. نکتهای که میتوان دلیل آن را نااطمینانی از چشمانداز روشن اقتصاد جهانی دانست. کسری بودجهی بالا در آمریکا در کنار بدهی سنگین و اتفاقات اروپا از جمله عواملی است که برای تداوم رکوردشکنی قیمت طلا میباشد. وضعیت اروپا در روزهای اخیر دچار ابهام شده است، به طوری که کار یونان را باید تمامشده دانست؛ زیرا با توجه به بدهیهای بالا، این کشور باید از یورو خارج شود؛ زیرا در صورت ماندن، توان بازپرداخت این حجم بدهی را ندارد. مشکلات ایرلند، پرتغال و اسپانیا هم رو به افزایش است و از سومین اقتصاد بزرگ اروپا، یعنی ایتالیا، خبرهای خوشی به گوش نمیرسد. مجموع این مشکلات موجب شده است که دولتها در اروپا و آمریکا به سوی سیاستهای ریاضت اقتصادی روی آورند. بر این اساس، افزایش تقاضا برای خرید طلا و از طرفی کاهش ارزش ارزهای حوزهی یورو و دلار و بروز برخی بحرانهای مالی و به ویژه بانکی زمینهای برای افزایش گرایش دولتها و ملتها به طلا شده است؛ حتی همین مسئله باعث شده است تا صندوقهای سرمایهگذاری و بازنشستگی و دیگر بنگاههای اقتصادی نیز به سراغ ذخیرهی طلا، به عنوان یک وسیلهی پسانداز، گرایش یابند. با این اتفاقات، عملاً ارزش اعتباری طلا در حال حاضر بیش از ارزش ذاتی آن شده است. قیمت طلا ظرف 2 تا 3 سال آینده ادامه خواهد داشت.
همهی کشورهای دارایِ کسری بودجه باید بتوانند بدهیهای خارجی خود را مثبت کنند. این کار نیاز به یک برنامهریزی 2 تا 5 ساله برای ریاضت اقتصادی، کاهش هزینههای مصرف، بازپرداخت بدهیهای خارجی و جبران کسری بودجه از محل برنامههای ریاضتی دارد. بسیاری از کشورها، که دچار اشتباهاتی به لحاظ پولی طی 40 سال گذشته بودهاند، در حال حاضر باید تاوان این اشتباه را پس دهند. تا زمانی که این کشورها با بحران مواجهاند و هنوز اعتمادسازی برای عدم کاهش ارزش برخی ارزها صورت نگرفته، روند افزایش قیمت طلا ادامه خواهد یافت که زمانی بین 2 تا 3 سال و شاید هم 5 سال به طول خواهد انجامید. در پیش گرفتن این سیاست به معنای کاهش تقاضا در بازار است، بنابراین با اتخاذ این سیاست باید در انتظار بروز رکود در اقتصاد بود. عمق این رکود را برخی در حد رکود سال 2008 میدانند که از آن به عنوان «لغزش دوباره» یاد میکنند و برخی به شدت قبل نمیدانند، اما بروز رکود را حتمی عنوان میکنند.
بنابراین خبرها از چشمانداز اقتصاد جهانی چندان امیدوارکننده نیست، این ناامیدی با افزایش نرخ تورم عمیقتر شد. برخی کارشناسان چین را فرشتهی نجات اقتصاد میپنداشتند، اما نرخ تورم چین با رسیدن به 5/6 درصد بیسابقهترین نرخ در 3 سال گذشته را رقم زد تا امیدها به این کشور نقش بر آب شود. تمام این اتفاقات دست به دست هم داد تا شاخصهای مالی در جهان رو به نزول رود. گفتنی است اگر همه چیز در امروز مطابق میل باشد، سود و بهای اوراق در آینده افزایش خواهد داشت. طلا پس از مواجه شدن با اوج قیمت خود، یعنی 650 دلار در هر اونس در سال 1980، دیگر دچار افزایش قیمت نشد. در اوایل سال 2001، از 250 دلار به 550 دلار در هر اونس افزایش یافت؛ یعنی قیمت آن تقریباً دو برابر شد و در ماههای اخیر نیز افزایش قابل توجهی داشته است.
اگرچه پیشبینیها از صعود قیمت طلا در آینده به عنوان دارایی مطمئن و جایگزین و پوشش دهندهی ریسک سایر داراییها مورد قبول است، اما رشد و برنامههای رو به بهبود اقتصادی میتواند در کند شدن قیمت طلا تأثیرگذار باشد. با تمام این تفاسیر، نکتهی اصلی اینجا است که برنامهی بانکهای مرکزی جهان و تصمیمات مهم اقتصادی منطقهی یورو، ایالات متحده و حتی چین نشان از این دارد که افزایش سطح نقدینگیها به منظور کمک به رشد اقتصادی کشورها، بالاجبار افزایش نرخ تورم و به تبع آن افزایش استفاده از طلا به عنوان دارایی بازدارنده از نرخ تورم را به دنبال دارد
گروه اقتصادی برهان/ مریم فکوری؛