به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
حميد كارگر

فرش دستباف و اقتصاد مقاومتي

کد خبر: ۳۲۹۵
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۷

در شرايطي كه تحريم كنندگان و ستيزه جويان با نظام جمهوري اسلامي ايران بر آنند تا با اعمال فشار به بخشهاي مختلف فعال در گردش چرخ اقتصادي كشور، پويايي و تحرك را از اين چرخ بازستانند و در تپش نبض اقتصاد و تجارت كشور درنگ پديد آورند، روي آوردن و حركت در چارچوب "اقتصاد مقاومتي" راهكاري شايسته است كه بايد به قوت و شدت پي گرفته شود.
 در جستن پادزهري براي سم تحريم تزريق شده از سوي كشورهاي متخاصم، بهتر آنست كه نخست نقاط فشار و هدفگذاري تحريم كنندگان شناسايي شود و سپس ترياقي بر اين سم به دست آيد.
به باور نگارنده اين نقاط فشار را كمينه مي توان در 3 عامل برشمرد: ابزار و فناوري، مواد اوليه و سرمايه. و باز بر اين باورم كه فرش دستباف ايران اين امكان را دارد كه در موضوع اقتصاد مقاومتي و در شرايط سخت تر شدن تحريم ها از همين 3 منظر به ياري اقتصاد و اشتغال در كشور بيايد. 
الف) ابزار و فناوري: تحريم كنندگان تا اندازه ممكن تلاش مي كنند تا ابزار و فناوري هاي لازم براي رونق توليد و تجارت را در اختيار ما قرار ندهند و ايرانيان را از دانش فني در بسياري از حوزه ها نيز محروم سازند. اما هنر- صنعت فرش دستباف اين امكان را به ما مي دهد كه در اين زمينه تحريم كنندگان را ناكام سازيم.
فرش دستباف صنعتي بومي و قديمي در كشور ماست كه همه ابزار و تجهيزات مورد نياز آن در داخل كشور توليد و عرضه مي شود و بي نياز از واردات است. دانش فني و مهارت توليد در سبك ها و تكنيك هاي مختلف بافت نيز در داخل كشور وجود دارد و از اين بابت روي اين هنر-صنعت در حوزه اقتصاد مقاومتي مي توان تكيه كرد.
ب) مواد اوليه: يكي از نقاطي كه ممكن است تحريم كنندگان در ايجاد بحران و فشار براي صنايع داخلي توفيق يابند، در تامين مواد اوليه است. اين حوزه بيش از همه در صنايعي مشكل زا خواهد بود كه عمده مواد اوليه مورد نياز آنها از خارج از كشور تامين مي شود حال آنكه فرش دستباف بيشترين مواد مورد نياز خود را از داخل تامين مي كند و پشم و پنبه و ابريشم و رنگدانه هاي مختلف تا حد زيادي در داخل كشور قابل تامين هستند.
پ) سرمايه: بسياري از صنايع بزرگ براي ايجاد يا تجهيز و تكميل نيازمند سرمايه گذاري فراوان هستند ولي هنر- صنعت فرش دستباف براي راه اندازي و ايجاد اشتغال به سرمايه گذاري اندكي نياز دارد.
شايد در شرايط تحريم و فشارهاي اقتصادي و يا ناامني براي سرمايه گذاري، سرمايه داران تمايلي به مصرف كردن دارايي خود در صنايع بزرگ و با ريسك بالا نداشته باشند اما سرمايه اندك مورد نياز براي راه اندازي كارگاه قاليبافي مي تواند انگيزه مناسبي را در حوزه اقتصاد مقاومتي ايجاد كند.
از اين رو شايسته است تا دولتمردان و تصميم گيران حوزه سياست و اقتصاد نگاه ديگرباره اي به هنر- صنعت فرش دستباف به عنوان پادزهري در برابر تحريم ها داشته باشند.
فرش دستباف عنصري قابل اتكا در شرايط تحريم
فرش دستباف ايراني را كالايي چند وجهي دانسته اند كه هم باري از تاريخ و فرهنگ و هويت را بر دوش مي كشد و هم توان اقتصادي، اشتغالزايي و ارزآوري خود را به رخ مي كشد و ناروا نيست اگر از اين گوناگوني صفات و ويژگي ها در شرايط تحريم و رويكرد اقتصاد مقاومتي بهره وافي برده شود.
الف) وجهه مناسب فرهنگي:
تحريم كنندگان و قدرتهاي متخاصم تلاش مي كنند تا در شرايط تحريم چهره اي نظامي، خشن و سياست زده از ايران اسلامي براي افكار عمومي دنيا تحريم كنند و به اين وسيله همكاري هاي اقتصادي كشورمان با ديگر ملل را تحت الشعاع قرار دهند اما فرش دستباف ايراني با قدمت فرهنگي و هنري خود و پشتوانه غني تاريخي و اصيلش در كنار ويژگي هاي اشتغالزايي و ارزآوري مي تواند تلاش هاي بيگانگان را در اين زمينه كم اثر سازد.
شايد ايجاد فشار براي نقل و انتقال ارز و ايجاد موانع متعدد در بسياري از صنايع و رسته هاي اقتصادي براي افكار عمومي دنيا قابل توجيه باشد ولي مردم دنيا تحريم فرهنگ و هنر را نمي پذيرند.
ب) اشتغالزايي مناسب و كمك به اقتصاد خانوار:
هنر- صنعت فرش دستباف از ديرباز در كشور ما به عنوان شغلي فراگير و مكمل در روستاها و شهرها رواج داشته است و هم اكنون نيز قريب به يك ميليون نفر بافنده در كشور مشغول فعاليت هستند كه با احتساب دارندگان حرفه هاي وابسته به فرش (ريسندگي، طراحي، رنگرزي، مرمت، فروش و...) و لحاظ كردن خانواده هاي آنان مي توان در نظر آورد كه بخش عمده اي از جمعيت كشور به نوعي به فرشبافي پيوند خورده و از آن ارتزاق مي كنند.
نقش اين هنر- صنعت در تامين معيشت خانوارها به ويژه در روستاها و به طور خاص به هنگام خشكسالي ها و كم رونق شدن كشاورزي و دامپروري، و نيز اين امكان كه فرشبافي به عنوان شغل جانبي و مكمل در كنار مشاغل اصلي به اقتصاد و معيشت خانواده ها كمك مي كند، اثربخشي موثري را براي اين هنر- صنعت رقم زده است.
پ) اثرات غيرمستقيم در توسعه پايدار كشور:
سرمايه اندك مورد نياز براي برپاكردن دار قاليبافي و ايجاد اشتغال ارزان و فراوان و همه گير در اين حوزه، به توسعه پايدار كشور كمك هاي غيرمستقيمي رسانده و مي رساند. براي نمونه رونق قاليبافي در روستاها مي تواند به پيشگيري از خروج روستاييان و مهاجرت آنان به شهرها و روي آوردن به مشاغل كاذب ياري رساند.
از طرفي ارزش افزوده بالاي اين هنر- صنعت با وجود سرمايه گذاري اندك، شاخصه اي قابل تاكيد در دوران توجه به اقتصاد مقاومتي است.
گوناگوني و تنوع رشته ها و رسته هاي فرش دستباف نيز كمك مي كند تا شهروندان هر يك بر اساس علاقه خود در يك حوزه همراه و ياور اين حرفه شوند و طراحي، نقاشي، بافت، رفوگري، ساخت دار و ابزار و يا... را برگزينند.
از اين رو نيكوست اگر دولتمردان و تصميم گيران حوزه سياست و اقتصاد نگاه ديگرگوني به هنر- صنعت فرش دستباف به عنوان عنصري قابل اتكا در شرايط تحريم داشته باشند.
فرش دستباف شاه بيتي در غزل اقتصاد مقاومتي
اقتصاد مقاومتي به معناي تن دادن به فشارها و مقاومت سخت و دست و پاگير در برابر فشارها نيست. اقتصاد مقاومتي اقتصادي فعال و پوياست كه با تكيه بر عناصر داخلي و خودي عمل مي كند و مسير پيشرفت را براي كشور مي گشايد و فرش دستباف نيز از جمله همين عناصر داخلي است.
ايراني، جنس ايراني بخر
يكي از ويژگي هاي دوران اقتصاد مقامتي آن است كه بر كالاهاي توليد داخل تكيه كنيم كه به رونق توليد ملي كمك برساند و اشتغال را در كشور بالا ببرد و هر شهروند ايراني استفاده از كالاي ايراني را ارزش بشمارد.
شايد در بسياري از صنايع و توليدات، ايرانيان نمونه هاي خارجي را بهتر و باكيفيت تر از مشابه داخلي آن بدانند اما درباره فرش دستباف ايراني همه اتفاق نظر دارند كه اين كالا از همه انواع مشابه خارجي خود بهتر، بادوام تر، اصيلتر و با كيفيت تر است و از اين منظر افكار عمومي درباره اين كالا آمادگي خريد و استفاده از آن را دارد و نيمي از راه طي شده است.
در حاليكه در زمينه ساير كالاها بايد كار روي افكار عمومي و ترغيب آنان به استفاده از توليدات داخلي صورت پذيرد.
گستردگي و پراكندگي توليد در سراسر كشور
در صنايع مختلف بسته به مزيت منطقه اي، توليدات در نقاط خاصي از كشور صورت مي پذيرد و قابل تعميم و انتقال به ديگر نقاط نيست اما توليد فرش دستباف منحصر به جغرافيا و اقليم خاصي نيست و همه ايرانيان در هر منطقه اي از كشور مي تواند به اين توليد اقدام كنند و از اين نظر مزيتي ويژه براي اين كالا نسبت به ساير توليدات مي توان در نظر گرفت.
صادرات غيرنفتي، محور اقتصاد مقاومتي
رشد و گسترش صادرات غيرنفتي و عدم تكيه به فروش نفت مي تواند در دوران توجه به اقتصاد مقاومتي به عنوان محور فعاليتها مدنظر قرار گيرد و در ميان اين گروه از صادرات نيز از گذشته تاكنون فرش دستباف جايگاهي ويژه داشته است.
هم اكنون سالانه حدود 5 ميلين مترمربع فرش دستباف دركشور توليد مي شود كه بيش از دو سوم آن صادراتي است. از سوي ديگر با نگاه به حجم تجارت جهاني فرش دستباف در مي يابيم كه نزديك به يك سوم از كل تجارت اين محصول در دنيا در اختيار ايران است و در واقع رهبري بازار اين كالا در اختيار كشور ماست.
در سال گذشته بيش از 560 ميليون دلار فرش دستباف از كشور صادر شده است كه اين فرش ها به بيش از 80 كشور دنيا رفته اند و توجه به اين رقم و اين تعداد از كشورهاي خريدار اين محصول نشان دهنده ارزش اين كالا در اقتصاد كشور است.
دنيا خواهان و خريدار فرش ايراني است و از اين منظر مي توان اقتصادي فعال و پويا را رقم زد و از فشار و چنبره تحريم ها گذركرد.  بر اين پايه شايسته است كه دولتمردان و تصميم گيران حوزه سياست و اقتصاد نگاه تازه اي به هنر- صنعت فرش دستباف به عنوان شاه بيتي در غزل توجه به توليد ملي و اقتصاد مقاومتي داشته باشند.
(كارشناس فرش)

captcha