غزه، منابع انرژی و جنگ؛ اصلیترین دلیل حمله به غزه چیست؟
باید در نظر داشت که اسرائیل با بحران انرژی مواجه است، بنابراین منابع غنی غزه یک فرصت چندین میلیارد دلاری برای این رژیم محسوب میشود که تلآویو بهراحتی نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
پترونت: جنگی که رژیم صهیونیستی اخیراً در نوار غزه بهراه انداخته، تاکنون کشته شدن بیش از 2 هزار فلسطینی را درپی داشته است. با این حال، اسرائیلیها برآنند تا به پشتوانه پروپاگاندای رسانهای خود، این فاجعه انسانی را بر مبنای «حق دفاع از خود در برابر تهاجم خارجی» توجیه کنند. این در حالی است که ادعای دفاع از خود، در سرزمینی که متعلق به فلسطینیها است و به اشغال درآمده، نهتنها غیرمنطقی و غیرقابل توجیه است، بلکه بنا به قوانین بینالمللی نیز، موجودیت خارجی قلمداد کردن غزه، هیچ پایه و اساسی ندارد.
در رابطه با ادعای رژیم صهیونیستی مبنی بر حق دفاع از خود در برابر تهاجم خارجی، باید این نکته را در نظر داشت که تحت قوانین بینالمللی، نوار غزه فاقد دولتی مستقل و سرزمینی تحت اشغال است. بنابراین، اسرائیل نهتنها نمیتواند با مردم این منطقه وارد جنگ شود، بلکه بهعنوان یک قدرت اشغالگر، باید از جان مردم نیز محافظت کند.
در واقع، وضعیت اشغال نظامی در قوانین بینالمللی پیشبینی شده است و از سال 1967، جامعه جهانی کناره باختری و نوار غزه را بهعنوان یک قلمرو تحت اشغال نظامی لحاظ کرده است. بنا به قوانین موجود، تا زمانی که اشغال نظامی ادامه داشته باشد، اسرائیل حق محافظت از شهروندان خود را دارد، اما موظف است که نظم و قانون یا به به عبارات دیگر «شرایط عادی زندگی» را نیز در منطقه تحت اشغال خود حفظ کند. این قانون، نه تنها شامل تضمین امنیت و آسایش مردم قلمرو اشغالشده میشود، بلکه این امر باید در اولویت نیز قرار گیرد. این وظایف و مسئولیتها، تحت قانون اشغال تعریف شده است.
در مقابل، حق مقاومت در برابر اشغالگر خارجی نیز برای فلسطینیان محفوظ است و در قوانین بینالمللی نیز چنین حقی به رسمیت شناخته شده است.
با این وجود، مسائل فوقالذکر علیرغم تأکیدی که رسانههای جریان اصلی بر آنها دارند، تنها ظاهر قضیه است. در واقع، مسئلهی اصلیای که در این میان کمتر به آن پرداخته میشود، مسئله انرژی است.
اگر اسرائیل تلاش میکند که حماس را از صحنه خارج کند، دلیل عمده آن عبارت است از مخالفت حماس با توافقنامه تسهیم انرژی که بنا به آن اسرائیل میتواند از منابع گازی سواحل غزه بهرهبرداری کند.
باید در نظر داشت که اسرائیل با بحران انرژی مواجه است، بنابراین منابع غنی غزه یک فرصت چندین میلیارد دلاری برای این رژیم محسوب میشود که تلآویو بهراحتی نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
در واقع، عملیات بهاصطلاح دفاعی اسرائیل، جنگی است که یک دولت استعماری در راستای دزدیدن منابع طبیعی فلسطین بهراه انداخته و با هزینه جان هزاران نفر از مردم بی دفاع غزه، درپی افزایش ثروت خود است.
در واقع، آنچه که صهیونیستها به دنبال آن هستند، منابع زیرزمینی غنی غزه است. به این ترتیب، کلیه ادعاهای آنها تنها بهمنظور انحراف افکار عمومی و پنهان داشتن غارت و چپاول سرزمین فلسطین از چشم جامعه جهانی است. اما اکنون دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست که در پس پروپاگاندای رسانهای گسترده اسرائیل و ایالات متحده بهمنظور توجیه کشتار مردم غزه و در پشت پرده مرگ هر کودک فلسطینی، یک جنگ امپریالیستی نهفته است؛ جنگی که در راستای تصرف و انتفاع از منابع طبیعی غزه، به راه افتاده است.
برای شفافتر شدن موضوع، برآوردهای صورتگرفته پیرامون میزان منابع طبیعی فلسطین را مدنظر قرار میدهیم. شرکت بریتیشگس طی عملیات اکتشافی خود در منطقه دریایی متعلق به فلسطین در سال 2002، منابع گاز طبیعی غزه را معادل 4 میلیارد دلار برآورد کرد. واضح است که چنین اکتشافی، رژیم صهیونیستی را شوکه کرد، چراکه باریکه غزه ناگهان به یک حوزه ژئواستراتژیک کلیدی بدل شد و همین امرکافی بود تا دسترسی به منابع غنی غزه در دستور کار مقامات اسرائیلی قرار گیرد.
با این وجود، پس از اعلام برآوردهای اولیه توسط شرکت بریتیشگس، معلوم شد که میزان ذخایر گازی غزه بسیار بیشتر از مقادیر پیشبینی شده است. بنا به گفته مایکل چاسودوفسکی تحلیلگر کانادایی، غزه واجد ثروتی معادل ثروت دولت کویت است.
در واقع، مردم غزه میبایست در عوض وضعیت آشفته فعلی، یک مرکز کسبوکار موفق و از اقتصادی قدرتمند بهرهمند باشد.
شایان ذکر است که اشغال سواحل غزه توسط اسرائیل، همزمان با اکتشافات شرکت بریتیشگس در این منطقه صورت گرفت. در واقع، از سال 2000 بود که اسرائیلیها امکان دسترسی فلسطین به آبهای منطقه را رد کردند و با زیر پا گذاشتن قوانین بینالمللی، غزه را محاصره کردند و همه اینها برای آن بود که به کنترل منابع گازی فلسطین را بهدست بگیرند.
موشه یلعون یکی از مقامهای نظامی سابق اسرائیل در سال 2007 در رابطه با منابع گاز طبیعی غزه گفت «سودهای حاصل از فروش گاز فلسطین به اسرائیل، کمکی به بهبود زندگی مردم فلسطین نخواهد کرد. بلکه با توجه به تجربههای پیشین اسرائیل، چنین سودهایی صرف افزایش حملات هوایی به اسرائیل خواهد شد. واضح است که بدون یک عملیات نظامی تمامعیار بهمنظور بیرون راندن حماس از غزه و بدست گرفتن کنترل منطقه، انجام عملیاتهای حفاری امکانپذیر نخواهد بود».
در واقع، وی میگوید از آنجا که حصول توافق بین حماس و اسرائیل ناممکن است، بنابراین رژیم صهیونیستی باید حماس را از صحنه خارج کند. این در حالی است که حماس هم بخشی از جنبش مقاومت است و بر اساس قوانین بینالمللی، حذف این گروه توسط اسرائیل غیرقانونی است.
حال باید دید که چرا اسرائیل اکنون آتش جنگ را برافروخته است؟ اسرائیل در حالحاضر با نرخ بالای بیکاری و تورمِ فزاینده مواجه است، بنابراین باید راهحلی برای بحران انرژی و برطرف ساختن مشکلات اقتصادی خود بیابد. این در حالی است که جنگ مداوم هم، هزینههای بالایی برای رژیم صهیونیستی بهدنبال دارد.
بنا به گفته مقامات اسرائیلی، رژیم صهیونیستی با فرارسیدن سال 2020 با یک بحران انرژی حاد مواجه خواهد شد. روزنامه اسرائیلی هاآرتض در ماه ژوئیه گزارشی را منتشر کرد که در آن مقامات وزارت انرژی اسرائیل تأکید بوده بودند که مصرف گاز طبیعی تولید داخل اسرائیل باید تا سال 2020 افزایش یابد و صادرات گاز نیز نباید صورت پذیرد. بنا به این گزارش، یک شکاف 100 تا 150 میلیارد مترمکعبی بین عرضه و تقاضای گاز طبیعی در اسرائیل وجود دارد و ذخایر گاز موجود آنها، کمتر از 40 سال دوام خواهد داشت.
به این ترتیب، اسرائیلیها فرصت چندانی در اختیار ندارند و با توجه به اعتراضاتی که نسبت به شرایط زندگی و بیعدالتی اجتماعی در سرزمین اشغالی صورت گرفته است، مقامات اسرائیلی بهدنبال کوتاهترین راه برای حل بحرانهای پیشروی خود هستند.
شایان ذکر است که تهاجم قبلی اسرائیل به نوار غزه همزمان با مذاکره با شرکت بریتیشگس پیرامون بهرهبرداری از منابع گاز طبیعی غزه صورت گرفت.
به این ترتیب، جنگ اخیر در غزه نیز هیچ ربطی به دفاع از خود یا مقابله با تروریسم ندارد. این جنگ، جنگی استعمارگرانه است و تنها در راستای جاهطلبیهای نئوامپریالیستی رژیم صهیونیستی، برپا شده است.
نویسنده: کاترین شکدام
مترجم: حسین نیکبخت