به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵

آمریکا و مسئله تأمین انرژی کشورهای اروپایی و اوکراین، چرا اروپا به تحریم تمام‌ عیار روسیه تن نمی‌دهد؟

از آنجا که اروپا با مشکل امنیت انرژی خود در بلندمدت و اقتصاد بحران‌زده دست‌وپنجه نرم می‌کند، نگرانی بابت توقف ناگهانی عرضه از جانب روسیه می‌تواند سبب روی آوردن کشورهای اروپایی به سمت واردات بیشتر ذغال‌سنگ از ایالات متحده شود
کد خبر: ۲۴۵۵۵
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۳:۱۴
پترونت: در پی تهاجم روسیه به شبه‌جزیره کریمه و افزایش نگرانی‌ها بابت توقف عرضه انرژی به اوکراین و کشورهای اروپایی، ایالات متحده بر آن شده است تا با استفاده از منابع انرژی خود اتحادیه اروپا را «نجات» دهد. باید در نظر داشت که روسیه بیش از یک‌سوم انرژی وارداتی کشورهای اروپایی را تأمین می‌کند. شرکت دولتی گازپروم روسیه، پیش از این تهدید کرده بود که عرضه گاز به اوکراین را که تقریباً 2 میلیارد دلار بدهی پرداخت نشده دارد، متوقف خواهد کرد.

اما در خصوص ادعای ایالات متحده مبنی بر تأمین انرژی اروپا، مشکلی وجود دارد و آن عبارت است از این‌که این کشور تنها یک منبع انرژی غنی برای کمک به اروپا در کوتاه‌مدت در اختیار دارد، اما این انرژی، گاز طبیعی نیست. آمریکا تا چند سال آتی نمی‌تواند مقادیر قابل‌توجهی گاز طبیعی مایع‌شده یا ال ان جی صادر کند، چراکه از یک طرف بیشتر این گاز پیش از این طی قراردادهای بلندمدتی به فروش رفته است و از طرف دیگر اروپا برای خرید مقادیر ناچیز باقی‌مانده باید با کشورهای آسیایی رقابت کند که حاضرند پول بیشتری در ازای آن بپردازند.

از سوی دیگر، قانون‌گذاران ایالات متحده در کنگره استدلال می‌کنند که صادرات گاز به اورکراین می‌تواند راه ساده‌ای برای کمک به دولت جدید غرب‌گرای اوکراین باشد. جان بونر رئیس مجلس نمایدگان ایالات متحده طی مقاله‌ای در روزنامه وال استریت ژورنال خواهان تسریع فرایند اعطای مجوز جهت احداث پایانه‌های صادرات گاز و استفاده از «گاز طبیعی» آمریکا به‌عنوان سلاحی علیه ولادیمیر پوتین قدرتمند شده است. سفرای کشورهای اتریش، لهستان، چک و اسلواکی نیز پیش از این طی نامه‌ای به بونر و هری رید رهبر جناح اکثریت در سنا، خواهان برطرف ساختن موانع موجود بر سر راه صادرات گاز ایالات متحده به اروپا و کمک به هم‌پیمانان این کشور شده‌اند.

با این وجود، یک نکته اساسی در این میان نادیده گرفته شده است و آن عبارت است از این‌که تسهیل صادرات گاز ایالات متحده به‌معنای کمک به هم‌پیمانان اروپایی این کشور نخواهد بود، چراکه مشتریان آسیایی هم خواهان این گاز هستند و هم حاضرند قیمت بالاتری را برای آن بپردازند.

مایکل لوی یکی از متخصصان انرژی در این رابطه می‌گوید «شما می‌توانید کلیه مجوزهای مورد نیاز برای صادرات را کسب کنید. اما شرکت‌ها نمی‌پذیرند که بهای دستیابی ایالات متحده به اهداف استراتژیک‌ خود را با ضرر مالی خود بپردازند». در واقع این شرکت‌های آمریکایی هستند که به عنوان بزرگ‌ترین مانع، رویاهای سیاست‌مداران آمریکایی را نقش بر آب می‌کنند. این امر به معنای نادیده گرفته‌شدن منافع ملی ایالات متحده از جانب متخصصان انرژی نیست. در واقع، صادرات نفت و گاز شیل مطمئناً به تراز تجاری ایالات متحده کمک می‌کند و سبب افزایش نقدینگی در بازارهای جهانی خواهد شد. عرضه بیشتر نفت و گاز به بازار جهانی، کاهش شوک‌های نفتی و آسیب‌های ناشی از افزایش ناگهانی قیمت‌ها را درپی خواهد داشت.

اما این موارد به معنای آن نیست که ایالات متحده در موضعی قرار دارد که بتواند از گاز خود در راستای «نجات» اوکراین و اروپا در حال‌حاضر استفاده کند. در توضیح دلایل این امر باید گفت که اول و مهم‌تر از همه، ساخت پایانه‌های ویژه مورد نیاز جهت تبدیل گاز طبیعی به گاز مایع‌شده و انتقال آن با مخازن ویژه، به سال‌ها وقت و میلیاردها دلار سرمایه نیاز دارد. دپارتمان انرژی ایالات متحده، با پروژه ساخت 30 پایانه صادرات گاز طبیعی مایع موافقت کرده است. اما از میان تنها یک پروژه موفق  به عبور از کلیه مراحل قانونی و اخذ مجوز نهایی شده است.

در واقع، روی کاغذ، مقادیر گاز بالقوه کافی جهت برآوردن دو سوم نیازهای مصرفی سالانه اروپا، وجود دارد. حتی در صورتی‌که برخی از پایانه‌ها ساخته شود، حجم گاز بالقوه موجود به‌منظور صادرات می‌تواند بنا به محاسبات تئوریک، بخش قابل‌توجهی از نیازهای اروپا را حدود 18 تریلیون فوت مکعب گاز در سال برآورد شده است، تأمین کند.

با این وجود، در واقعیت امر صادرکنندگان باید قبل از تخصیص سرمایه‌های میلیارد دلاری لازم جهت ساخت پایانه‌های پیشرفته، از عقد قراردادهای بلندمدت با مشتریان، اطمینان حاصل کنند. اما در حالی‌که چندین شرکت ژاپنی، کره‌ای و هندی موفق به عقد قرارداد با صادرکنندگان آمریکایی شده‌اند، تنها یک شرکت اروپایی تاکنون توانسته است قرارداد بلندمدتی را با صادرکنندگان گاز طبیعی مایع‌شده ایالات متحده به امضا برساند.

به این ترتیب، حتی در صورتی‌که پایانه‌های صادراتی ایالات متحده فعال شود و طی چهار سال آتی با تمام سرعت کار کند، بیشتر گاز عرضه‌شده در اختیار مشتریان آسیایی قرار خواهد گرفت.

مسئله بغرنج دیگر، قیمت گاز صادراتی است. تاکنون قیمت گاز طبیعی در ایالات متحده به دلیل عرضه زیاد و نه رونق صنعت شیل، ارزان بوده است. در واقع، طی دو سال اخیر قیمت گاز طبیعی در ایالات متحده، بین 2 تا 4 دلار به ازای هر میلیون بی تی یو بوده است. اما در فصل زمستان قیمت‌ها افزایش یافت و در هفته اول ماه مارس قیمت گاز تا 7 دلار افزایش یافت.

این امر برای صادرات گاز طبیعی واجد اهمیت است، چراکه گاز صادراتی باید در ابتدا به مایع تبدیل شود و سپس هزاران مایل جابجا شود که نتیجه آن، افزایش قیمت گاز برای کاربران نهایی خواهد بود. انتظار می‌رود که انتقال گاز از ایالات متحده به اروپا سبب افزایش 4 دلاری قیمت آن شود، در حالی‌که انتقال گاز به آسیا احتمالاً افزایش 6 دلاری قیمت را درپی خواهد داشت. این در حالی‌ است که اکثر شرکت‌های اروپایی بهایی حدود 10 تا 11 دلار به ازای هر میلیون بی تی یو را برای گاز روسیه پرداخت می‌کنند و این امر، رقابت را برای ایالات متحده دشوار خواهد کرد. از طرف دیگر، در کشورهای آسیایی قیمت گاز طبیعی مایع بالاتر از دیگر نقاط جهان- حدود 15 دلار به ازای هر میلیون بی تی یو- است. بنابراین، در آسیا ، به‌خصوص با توجه به تلاش ژاپن در راستای جایگزینی انرژی هسته‌ای با گاز و افزایش استفاده از گاز در چین به دلایل محیط‌زیستی، بازار مناسبی برای گاز صادراتی ایالات متحده وجود دارد. به این ترتیب، صادرکنندگان گاز، ابتدا به سراغ مشتریان آسیایی می‌روند که حاضرند قیمت بالاتری را نسبت به اروپایی‌های بپردازند.

بحران اوکراین و زغال‌سنگ صادراتی آمریکا

اما ایالات متحده یک منبع انرژی دیگر نیز در اختیار دارد که می‌تواند نیازهای اروپا را برآورده سازد. این انرژی ارزان و وافر که می‌تواند طرفداران محیط زیست در اروپا را برآشفته سازد، ذغال‌سنگ است. در سال های اخیر، رونق گاز در ایالات متحده سبب کنار رفتن ذغال‌سنگ از بازار این کشور شده است و این انرژی روانه بازارهای خارجی شده است. در واقع، تاکنون نیز اروپا بزرگ‌ترین بازار صادراتی ذغال‌سنگ ایالات متحده بوده و هست.

آنچه مسلم است، تسهیلات مورد نیاز جهت صادرات ذغال‌سنگ، پیش از این ساخته و فعال شده است. به علاوه، علی‌رغم موانع قانونی‌ای که پیش‌روی صادرات گاز وجود دارد، فروش ذغال‌سنگ می‌تواند به‌راحتی صورت گیرد و کشورهای اروپایی نیز نیازی به ساخت پایانه‌های جدید جهت بکارگیری ذغال‌سنگ وارداتی ندارند.

اما مشکلی در این میان وجود دارد و آن عبارت است از این‌که آلودگی ذغال‌سنگ نسبت به گاز بیشتر است  و میزان گازهای گلخانه‌ای ناشی از سوخت آن تقریباً دو برابر گاز طبیعی است. کشورهای اروپایی تاکنون علی‌رغم قیمت بالاتر گاز و ذغال‌سنگ ارزان‌تر ایالات متحده، به‌دنبال کاهش مصرف ذغال‌سنگ بوده‌اند.

با این وجود، از آنجا که اروپا با مشکل امنیت انرژی خود در بلندمدت و اقتصاد بحران‌زده دست‌وپنجه نرم می‌کند، نگرانی بابت توقف ناگهانی عرضه از جانب روسیه می‌تواند سبب روی آوردن کشورهای اروپایی به سمت واردات بیشتر ذغال‌سنگ از ایالات متحده شود.     

واردات بیشتر زغال‌سنگ از آمریکا، اگر چه گزینه‌ای محتمل پیش پای کشورهای اروپایی است، اما جنبه‌ تراژیک قضیه را نیز هویدا می‌کند. آمریکا از یک طرف از اروپا می‌خواهد تا تحریم‌های بیشتری بر علیه روسیه وضع کند و در عوض چیز خاصی ندارد که به اروپا بدهد. تنها چیزی که آمریکا می‌تواند به اروپا بدهد، زغال‌سنگی است که نه تنها تبعات شدید زیست‌محیطی برای اروپا به همراه دارد، بلکه وضعیت گرمایش هوای کره زمین را نیز از این چیزی هست، بغرنج‌تر خواهد کرد. دقیقاً به همین دلیل است که اروپا به تحریم تمام‌عیار روسیه، یعنی چیزی که مدنظر آمریکا است، تن نمی‌دهد. آمریکا زمانی می‌تواند اروپا را به تحریم تمام‌عیار روسیه قانع کند که بتواند نه تنها انرژی این قاره بلکه امنیت انرژی آن را نیز تأمین کند.

نویسنده: عبدالکریم پهلوانی
captcha