به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
محمد مرسی انقلابی است اما محافظه کار و در پی اجرای تدریجی اهداف انقلابی

اولویت اقتصاد، منافع ملی و گردشگری مصر بر تندروی ها

مرسی به اهداف و میثاق انقلاب مردم مصر وفادار است و به دنبال فرصتی برای تحقق اهداف انقلاب است. اما به خاطر وابستگی زیاد اقتصاد مصر به گردشگری و درآمد حاصل ازجهانگردان، وابستگی اقتصاد مصر به عربستان و قطرو سایرکشورها و کمک 3 میلیارد دلاری آمریکا و... نمی تواند اکنون با تندروی به خواسته های انقلابی عمل کند...
کد خبر: ۲۴۵۵
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۷:۳۸
خبراقتصادی:  نامش «محمد محمدمرسی عیسی‌العیاط» است، هرچند او را تا مدت‌ها به عنوان «محمد مرسی» می‌شناختند . او 61 ساله و دارای 5 فرزند است. اما اكنون او به صفت‌های دیگری چون اولین رییس‌جمهور منتخب، اولین رییس‌جمهور غیرنظامی، اولین رییس‌جمهور اسلامگرا و اولین رییس‌جمهور جمهوری دوم مصر می‌شناسند. برای كسانی كه از دور و با نگاهی سطحی و بدون در نظر داشتن تنوع و پیچیدگی جریان‌های سیاسی مصر و صرفا با توجه به عنوان اسلامگرای محمد مرسی، با هراس یا شادمانی، آینده مصر را دنبال می‌كنند، شاید بسیاری از ویژگی‌های محمد مرسی همچون دكترای مهندسی متالورژی، ریاست سابق حزب عدالت و آزادی (تا پیش از پیروزی در انتخابات اخیر) و عضو سابق مكتب ارشاد اخوان‌المسلمین پوشیده باشد. سیاستمداری كه با آموزه‌های اسلامی از یك سو و چارچوب‌های دموكراسی بیگانه نیست و زندگی او نشان می‌دهد اسلامگرایی او با اسلامگرایی گروه‌هایی چون جماعت اسلامی مصر و دموكراسی‌خواهی‌اش با لیبرال‌مآبی‌های مرسوم گروه‌های نزدیك به حاكمیت سابق، تفاوت آشكار دارد.






ناظران سیاسی و بسیاری از رسانه ها از خود سوال می کنند که آیا محمد مرسی رئیس جمهوری مصر بعد از انقلاب مردم این کشور، فردی انقلابی است یا شخصی محافظه کار است که به دنبال تغییرات زیاد در مصر نیست؟
واقعیت این است که ویژگی های تغییرات سیاسی از جمله سرنگونی مبارک و پیروزی اسلامگرایان به معنای انقلابی بودن  محمد مرسی به نمایندگی از انقلاب مردم مصر و اسلامگرایان است اما ایجاد فرصت برای تغییراتی که اسلامگرایان و انقلابیون مصر نیازدارند به صرف زمان و ایجاد شرایط مناسب نیازمند است.
اوانقلابی است و وفادار به آرمان های انقلابی مردم مصر و خون شهدای قیام مصر، اما برای تحقق آن باید منافع ملی مصر را نیز در نظر بگیرد وبه تدریج شرایط را برای تغییرو اصلاحات آماده کند. لذا نمی تواند تندروی کند باید به بهبود اقتصاد و کسب و کار مردم و کشاورزان فکر کند تا شرایط برای بهبود شرایط آماده شود و آرمان های انقلابی به تدریج امکان ظهور پیداکند.

دلیل سیاست های کنونی محمد مرسی، علاوه بر تفاوت آشکارش باتندروی های مذهبی ودیدگاه های طرفداران غرب و الگوهای لیبرال، وضعیت کنونی مصر، اقتصاد مصر و دوران گذار کشوری است که سکان امور اجرایی و مدیریت آن را محمد مرسی به عهده گرفته است. او باید وحدت را حفظ کند وابتدا شرایط زندگی و تداوم مسیر را فراهم کند و در این کارخوب می داند که به همه مردم و دیدگاه ها و کشورهای منطقه نیازدارد.

محمد مرسی در عین حال که منتقد نظام سرمایه داری واسرائیل است، اما به خاطر وابستگی زیاد اقتصاد مصر به گردشگری و درآمد حاصل ازجهانگردان، وابستگی اقتصاد مصر به عربستان و قطرو سایرکشورهای نزدیک به آمریکا و... نمی تواند اکنون با تندروی به خواسته های انقلابی عمل کند.

او باید در عین حال که فردی انقلابی است اما متناسب با ضرورت ها و نیازها و شرایط اقتصاد مصر عمل کند و در نتیجه نمی تواند بااصلاحات و تغییرات تند به پیش برود بلکه باید به تدریج شرایط را آماده کند.
واقعیت این است که بعد از انقلاب مصر، درآمد گردشگری این کشور کاهش یافته است و به منابع مالی برای گردش اقتصاد و تقویت مدیریت دولت نیازمند است.
براین اساس، مصر به کمک مالی 3 میلیارد دلاری که هرسال از آمریکابه خاطر قراردادکمپ دیوید دریافت می کند، نیاز دارد.





مرسی در عین انقلابی بودن  باید تاحدی محافظه کار باشد و شرایط دوران گذار مصر را ملاحظه کند.
او در عین حال که به تغییرات واصلاحات مورد نظر اسلامگرایان و مردم مصر می اندیشد اما باید به کسب وکار مردم، ارتباط با کشورهای منطقه و غرب توجه کند تا بتواند گردشگران بیشتری را جذب کند و تجارت خود با کشورهای منطقه را گسترش دهد.
او در عین حال سیاست های تندی علیه حکومت سوریه و بشار اسد اتخاذ کرده است و موافق دخالت کشورهای اسلامی در امور سوریه است اما در عین حال برای حفظ وحدت مسلمین با مشارکت و مشاوره و مذاکره کشورها توجه دارد.
او در داخل مصر نیز باید توجه داشته باشد که اگر وضع موجود ساماندهی نشود احتمال درگیری و بروز اختلافات بیشتر خواهد شد و در آن صورت نه تنهاقیام مصر در خطر قرارمیگیرد بلکه منافع ملی و مردم مصر نیز تضعیف می شوند و ناآرامی سمی است که کسب و کار و درآمد گردشگری مصر را شدیدا به خطر می اندازد.
اما در عین حال به میثاق انقلابیون مصر توجه دارد. «عبدالله» پنجمین فرزند مرسی، دوران دبیرستان را سپری می‌كند و پرشور‌تر از سایر فرزندان محمد مرسی است. عبدالله رابطه نزدیكی هم با مردم و مطبوعات دارد، چنان‌كه بعد از اعلام نتایج انتخابات در صفحه فیس‌بوك خود نامه‌ای به پدرش نوشت كه انعكاس گسترده‌ای در مطبوعات مصر داشت. او در این نامه خطاب به پدرش نوشت: برای گام نهادن در راه خدا تو را همراهی كردیم و بر همین اساس، اگر برخلاف انقلاب گام‌برداری علیه تو بر می‌خیزیم و اگر حق شهدای انقلاب را نگیری و راه آنها را ادامه ندهی از فرمانت سرپیچی می‌كنیم.
 محمد مرسی 61 ساله، متولد ۵ آگوست ۱۹۵۱ در روستای «العدوه» در استان الشرقیه مصر است. وی در خانواده‎ای فقیر و کشاورز به دنیا آمده و دارای کارشناسی ارشد مهندسی فلزات و همچنین مدرک دکترای محافظت از موتور‎های فضاپیما از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی آمریکا می‎باشد. او سابقه نمایندگی پارلمان مصر در زمان رژیم مبارک را نیز در کارنامه دارد.

مرسی نامزد حزب آزادی و عدالت شاخه سیاسی جماعت اخوان المسلمین مصر و رییس این حزب بود که با کسب 51.7 درصد آراء به‎عنوان اولین رییس‎جمهوری اسلام‎گرا پس از دوره مبارک قدرت را به دست گرفت. او مواضع خود را در بسیاری از موارد روشن کرده است:


تامل غرب در حمله به ایران

مرسی در مورد سناریوی غرب در حمله نظامی به ایران گفته است: احتمال اجراي سناریوی حمله نظامی به ایران و سوریه با توجه به شرایط حساسی که منطقه با آن مواجه است، بعید بوده و ایران کشور قدرتمندی است که در برابر این اقدامات دست بسته نخواهد بود و همین موجب می‎شود تا غرب در عملی کردن این سناریو تأمل بسیار داشته باشد.

گسترش روابط مصر و ایران

روابط دیپلماتیک و استراتژیک با ایران و تمام کشور‎های اسلامی در سراسر جهان باید دوباره از سرگرفته شود و ما باید روابط طبیعی با ایران را بر اساس منافع مشترک دو کشور و توسعه زمینه‎‎های هماهنگی سیاسی و همکاری اقتصادی از سر بگیریم؛ زیرا این امر «توازن راهبردی» در منطقه ایجاد خواهد کرد.

فلسطین

قضیه فلسطین، قضیه‎‎ای محوری برای رییس‎جمهوری مصر است که باید بر آن تمرکز کند.مرسی می گوید: ما به حق ملت فلسطین برای مقاومت در برابر اسراییل اشغالگر احترام می‎گذاریم و آن را بد نمی‎دانیم. گذرگاه رفح هميشه براي فلسطینیان باز خواهد بود.

رژیم اسراییل

در هر شرایطی در آینده، مخالف سفر به اسراییل بوده و در همین راستا با دعوت از هر مقام مسئول اسراییلی به مصر به‎شدت مخالفم. ما اصلا نمی‎توانیم بپذیریم كه ملتی ۵ میلیون نفری، ملتی ۹۵ میلیون نفري را تهدید کند. سیاست ما در قبال اسراییل سیاست برابری خواهد بود زیرا ما در همه زمینه‎‎ها از آن‎ها کمتر نیستیم و با همه در مورد بازگرداندن حقوق فلسطینیان گفت‎وگو خواهیم کرد زیرا این امر بسیار اهمیت دارد.

بازماندگان رژیم مبارک

مزدوران مبارک جایی در آینده مصر ندارند و کسانی که عامل فساد در مصر بودند، نباید به قدرت بازگردند.






قانون اساسی جدید مصر

شورای نظامی حق صدور متمم قانون اساسی را ندارد و ما این متمم قانون اساسی را که اختیارات رییس‎جمهوری منتخب را کاهش می‎دهد، رد می‎کنیم. ما همچنان با متمم قانون اساسي تحت هر شرایطی مخالف هستیم. قانون اساسی جدید توسط مجمع منتخب مؤسسان که یک روز قبل از انحلال پارلمان تشکیل شد، تدوین خواهد شد و هیچ کسی هرگز نخواهد توانست انتخابات ریاست‎جمهوری را لغو کند.

دولت آینده مصر

هیأتی از همه گروه‎‎ها و احزاب سیاسی در مصر تشکیل خواهم داد که این گروه وظیفه اداره کشور و تصمیم‎گیری در مسائل مهم کشور را به عهده خواهد گرفت. ممكن است نخست‎وزیري که از سوی رییس‎جمهوری انتخاب می‎شود، لزوما از حزب آزادی و عدالت نباشد، بلکه دیگر احزاب و جریان‎‎های فکری و افراد مستقل نيز می‎توانند این پست را به دست بگیرند.

نظامیان

با ارتش مصر اختلافی ندارم زیرا ارتش از خاک این ملت دفاع می‎کند و من معتقدم که شورای نظامی با وجود اشتباهاتی که دارد، وطن را به مزایده نگذاشته است. بین ما و برادرانمان در شورای نظامی هیچ مشکلی وجود ندارد و تنها فرماندهان و کسانی که به‎طور مستقیم مرتکب خطا علیه ملت مصر شده‎اند، مورد پیگرد قرار خواهند گرفت.

کشور‎‎های عربی

امنیت و ثبات منطقه عربی نیازمند وجود روابط مثبت بین مصر و منطقه (کشور‎های عربی) است، زیرا هیچ‎کدام از دو طرف بی‎نیاز از یکدیگر نیستند. روابط ما با کشور‎های منطقه (عربی) ابدی، قوی و راهبردی و برای بقأ است. برقراری روابط با همه کشور‎های منطقه به منظور احیای نقش مصر در منطقه از طریق همکاری اقتصادی بین کشور‎های عربی و انجام برخی اصلاحات در اتحادیه عرب به منظور فعال‎سازی نقش آن در صحنه بین‎المللی و در کنار آن حمایت از ملت فلسطین در مبارزه مشروع خود برای دستیابی به حقوق‎شان شكل خواهد گرفت.

آمریکا

با توجه به منافع مصر هیچ‎گاه از سیاست‎‎هایی تبعیت نمی‎کنم که وابستگی و دنباله‎روی مصر از کشور‎های بیگانه را به‎دنبال داشته باشد و این موضوع را به شکلی ویژه در روابط آینده مصر با آمریکا مدنظر قرار خواهم داد. روابط ما با آمریکا بر اساس اصل برابری استوار است و منافع مصر در اولویت قرار دارد.




معاهده کمپ دیوید

ما به توافق‎نامه‎‎های رسمی مصر تا زمانی که آن‎ها به‎نفع ملت مصر باشند احترام می‎گذاریم. توافق‎نامه‎ها به این منظور ایجاد شده است که دو طرف به آن پایبند باشند و نه یک طرف. هیچ‎گاه دست اسراییل را در زیر پاگذاشتن بند‎ها و مواد این توافق‎نامه باز نخواهیم گذاشت و در توافق‎نامه کمپ دیوید نیز تجدید نظر خواهیم کرد.

ترکیه

وی در مقایسه انقلاب مصر با الگوی ترکیه، با اشاره به جمعیت انبوه میدان التحریر و فریاد‎های الله اکبر مردم می‎گوید: «بعید است که آنها[مردم مصر] در پی الگوی ترکیه باشند.»



فعالیت انقلابی محمدمرسی رئیس جمهور مصر انقلابی ...

 حالا دیگر در همه جهان نام رئیس جمهور جدید مصر پس از سالها دیکتاتوری مبارک شناخته شده است. محمد مرسى عیسى العیاط، از رهبران جنبش اخوان المسلمین و مبارزی که به خاطر ممنوعیت فعالیت این جنبش در رژیم مبارک سالها تحت فشار دستگاه‌های امنیتی این کشور قرار داشته سرانجام پس از فراز و نشیب‌های فراوان سوگند یاد کرد تا به صورت رسمی کارش را به عنوان اولین رئیس جمهور اسلامگرای جهان عرب آغاز کند.

سالها پیش زمانی که حسنی مبارک با آن دستگاه عریض و طویل امنیتی‌اش قدرت را در مصر اختیار داشت و مامورانش با استفاده از وضعیت فوق‌العاده می‌توانستند هر کسی را بدون محاکمه مدتها در زندان نگه دارند هیچکس حتی نمی‌توانست تصورش را بکند که یکی از رهبران اخوان المسلمین روزی وارد دفتر مبارک شود تا این کشور را اداره کند.

محمد مرسی، رئیس حزب آزادی و عدالت (شاخه سیاسی جنبش اخوان المسلمین) که مردم مصر روزها در شهرهای مختلف برای پیروزی‌اش جشن و پایکوبی برگزار کردند در خانواده‌ای کشاورز و فقیر در روستای العده استان الشرقیه(در شمال مصر) به دنیا آمده و به سختی مسیر زندگی و تحصیلات خود را پشت سر گذاشته است.
 
 مرسی که سه برادر و دو خواهر دارد لیسانس و فوق‌لیسانس خود را در رشته مهندسی فلزات در سالهای ۱۹۷۵و ۱۹۷۸از دانشگاه قاهره گرفته است. گفته می‌شود در همین سالهای دانشجویی بوده است که او به اخوان المسلمین و فعالیت‌های این جنبش علاقه‌مند می‌شود. در سال ۱۹۷۹او رسما به این جنبش پیوست تا مهمترین قدم را در زندگی سیاسی خود بردارد. پس از گرفتن فوق لیسانس مرسی برای ادامه تحصیل به آمریکا می‌رود و دکترای خود را در سال ۱۹۸۲از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی می‌گیرد.

در میان سال های حضور در آمریکا بود که او تصمیم به ازدواج با نجلا محمود دختر دایی خود می‌گیرد که او هم در آمریکا مشغول به تحصیل بود. نجلا محمود هم مشغول خواندن درس‌های دبیرستان در آمریکا بود که به اخوان المسلمین پیوست و به ویژه در بخش فعالیت‌های خیریه این جنبش فعال شد. او در سال ۱۹۷۹زمانی که ۱۷سال داشت و سال آخر دبیرستان را پشت سر می‌گذاشت با محمد مرسی ازدواج کرد تا خانواده آنها شکل بگیرد.



پدربزرگی با سه نوه

محمد مرسی و نجلا محمود پس از ۳۳سال زندگی مشترک حالا 1دختر و 4 پسر دارند. احمد و شیماء،پسر و دختر بزرگ آنها در زمان اقامت‌شان در آمریکا متولد شده‌اند و به همین خاطر شهروندی این کشور را دارند. اسامه ،عمر و عبدالله سه فرزند دیگر این خانواده هستند. احمد پسر بزرگ این خانواده اکنون پزشک متخصص ارولوژی است و به تازگی ازدواج کرده است. محمد مرسی، رئیس جمهور جدید مصر پدر بزرگ هم شده است. شیماء،دختر او خیلی زودتر از برادر بزرگترش ازدواج کرده و سه فرزند دارد.

نجلا محمود که خود از اعضای اخوان المسلمین بوده در تمام سالهای مبارزاتی محمد مرسی در کنار او بوده است. او به همین خاطر با رسیدن مرسی به ریاست جمهوری خود را خادم مردم مصر خواند و از همه خواست به جای لقب بانوی اول او را ام احمد،خواهر نجلا یا حاج خانم صدا کنند. او در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد اسلام بین مردم فرقی قائل نیست و همه در خدمت وطن خود هستند. رئیس جمهور خادم ملت است بنابراین همسر وی هم خادم مصر به حساب می‌آید.

استاد دانشگاه در آمریکا

 مرسی پس از گرفتن دکترای خود سه سال به عنوان استادیار در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در نورتریج تدریس کرده است. او به همراه خانواده‌اش زمانی که که پسر اول‌شان ۴/۵سال و دخترشان ۲/۵سال داشت آمریکا را ترک کردند.

در سال ۱۹۸۵او پس از چند سال دوری از وطن به مصر بازگشت تا در دانشگاه الزقازیق به تدریس بپردازد. مرسی تا سال ۲۰۱۰رئیس بخش مهندسی مواد در این دانشگاه بود و در تمامی این سال‌ها فعالیت خود را به عنوان یکی از رهبران اخوان المسلمین با وجود تهدیدهای فراوان ادامه داد.

تحت تعقیب نیروهای امنیتی

 این استاد دانشگاه عضو دفتر ارشاد اخوان المسلمین و از رهبران سیاسی این گروه بود. به خاطر ممنوعیت فعالیت این جنبش در رژیم مبارک، محمد مرسی در سال  ۲۰۰۰به عنوان نامزد مستقل وارد پارلمان مصر شد تا یک دم بزرگ در فعالیت‌های سیاسی خود بردارد. بسیاری این موفقیت را تا حد زیادی مدیون قدرت سخن‌وری و توانایی گفتاری‌ مرسی می‌دانند.دوران نمایندگی‌ این عضو اخوان المسلمین تا سال ۲۰۰۵ادامه داشت و در این مدت رابطه او با اعضای دفتر ارشاد نزدیک شد.

محمد مرسی در زمان حکومت مبارک تحت فشار گسترده نیروهای امنیتی قرار داشت و بارها مانند دیگر اعضای اخوان المسلمین دادگاهی شده است. در سال ۲۰۰۶به خاطر شرکت در تظاهرات گسترده علیه تقلب در انتخابات پارلمانی مرسی بازداشت شد و ۷ماه در زندان به سر برد. پس از آزادی هم نیروهای امنیتی او را تحت حبس خانگی قرار دادند. احمد،پسر محمد مرسی هم در سال ۲۰۰۰برای منصرف کردن او از نامزدی پارلمان بازداشت شد.

در جریان انقلاب مصر هم در صبح ۲۸ژانویه (روز موسوم به روز خشم) او به همراه ۳۴مقام دیگر اخوان المسلمین برای جلوگیری از شرکت‌شان در تظاهرات دستگیر شد. نجلا محمود می‌گوید آن روز نیروهای امنیتی مبارک به خانه آنها حمله کردند و همه چیز را تخریب کردند. همسر محمد مرسی اما توانسته با جمع کردن بعضی وسایل شخصی مانند دو لپتاپ فرار کند. محمد مرسی به همراه مقام‌های دیگر اخوان المسلمین دو روز بعد توسط انقلابیون آزاد شدند.

در سال ۲۰۱۱این عضو دفتر ارشاد با تاسیس حزب آزادی و عدالت به عنوان اولین رئیس آن انتخاب شد و پس از رد صلاحیت خیرت الشاطر،یکی از نزدیک‌ترین دوستانش،اخوان المسلمین نام او را به عنوان نامزد ریاست جمهوری اعلام کرد. محمد مرسی که نظامیان و نیروهای امنیتی مصر پیش از این در تعقیب‌اش بوده‌اند حالا مقام اول مصر را در دوره دمکراسی این کشور به دست آورده است.

او هر چند برای رسیدن به این مقام و انتخاب شدن از سوی مردم کشورش روزهای سختی را در همه این سالها پشت سر گذاشته اما بدون شک مسیر ریاست جمهوری او با سیطره نظامیان بر قدرت هم پر فراز و نشیب خواهد بود



تاریخچه زندگی

محمد مرسی در 20 آگوست 1951 در روستای العدوه (مركز هحیا در استان الشرقیه)، در خانواده‌ای فقیر از پدری كشاورز و مادری بی‌سواد و خانه‌دار به دنیا آمد. محمد پسر بزرگ خانواده بود و دو خواهر و سه برادر داشت. او دوران ابتدایی و متوسطه را در زادبوم خود سپری كرد و برا ی تحصیل در رشته مهندسی فلزات (متالورژی) به دانشگاه قاهره رفت تا در سال 1975با درجه ممتاز از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شود. مرسی در سال 1975 وارد ارتش و در تیپ دوم پیاده، واحد جنگ‌های شیمیایی مشغول به خدمت شد. مرسی یك سال پس از پایان خدمت با نجلا محمود ازدواج كرد (30نوامبر1978) كه حاصل این ازدواج پنج فرزند به نام‌های احمد، شیماء، اسامه، عمر و عبد‌الله است. نجلا محمود در طول تبلیغات انتخاباتی، محمد مرسی را همراهی می‌كرد. وی دختردایی مرسی و متولد سال 1962 در قاهره است. نجلا محمود در زمان تحصیلات مرسی در آمریكا، به گروه اخوان‌المسلمین پیوست و پس از بازگشت به مصر به‌عنوان یك عضو فعال در كارهای خیریه و آموزش این گروه به فعالیت پرداخت. خانواده مرسی در مصاحبه‌های مختلف تاكید كرده‌اند كه تمایلی به انتقال به كاخ ریاست‌جمهوری ندارند و خانه استیجاری خود در فاز پنجم شهرك «التجمع» را ترجیح می‌دهند هرچند تاكنون در این‌باره با محمد مرسی صحبت نكرده‌اند. زندگی كنونی خانواده مرسی در رفت و آمد میان قاهره و زقازیق است و نزدیكان این خانواده هم تاكید می‌كنند كه تغییر یا هیجان چندانی در آنها حس نكرده‌اند. آن‌گونه كه خبرنگاران مختلف با ارزیابی واكنش این خانواده متوجه شده‌اند، اعضای خانواده مرسی ترجیح می‌دهند به دور از تشریفات یا حفاظت‌های خاص نیروهای امنیتی به زندگی خود ادامه دهند تا رابطه عادی خود را با مردم حفظ كنند. «نجلا محمود»، همسر مرسی چندان علاقه‌ای به لقب بانوی اول ندارد و گفته است كه دوست دارد به دور از سیاست باشد، هرچند مثل گذشته فعالیت‌های خیریه و اجتماعی خود را به دور از چشم رسانه‌ها انجام خواهد داد. خانم مرسی با لباس‌هایی به شدت ساده و ارزان‌قیمت كه گاه موجب تمسخر او نیز می‌شود، در انظار ظاهر می‌شود؛ ظاهری كه برای مردم مصر كه به لباس‌های گرانقیمت و دوخت پاریس «سوزان مبارك» خو كرده بودند، چندان طبیعی و مانوس نیست.


«احمد مرسی»، پسر بزرگ محمد مرسی پزشك متخصص ارولوژی است و در بیمارستان المانع در منطقه الاحساء عربستان كار می‌كند. او پس از موفقیت پدرش تاكید كرده قصد ترك عربستان را ندارد و ترجیح می‌دهد به دور از هیاهوی سیاست و وضعیت جدید خانواده‌اش به زندگی عادی خود ادامه دهد.


«شیماء» تنها دختر مرسی نیز پزشك است. او فارغ‌التحصیل دانشگاه زقازیق است كه با دكتر عبدالرحمان فهمی استاد دانشكده طب زقازیق ازدواج كرده است. شیماء سه فرزند به نام‌های علی، عایشه و محمود دارد و به واسطه تنها دختر محمد مرسی و مادر سه نوه اوست كه رابطه عاطفی نزدیكی با پدر دارد. «اسامه» سومین فرزند محمد مرسی لیسانس حقوق و در زقازیق دفتر وكالت دارد. او نیز می‌گوید كه قصد ترك این شهر را ندارد. «عمر» چهارمین فرزند محمد دانشجوی سال آخر رشته بازرگانی است و در فعالیت‌های انتخاباتی پدرش نقش فعالی داشت. «عبدالله» پنجمین فرزند مرسی، دوران دبیرستان را سپری می‌كند و پرشور‌تر از سایر فرزندان محمد مرسی است. عبدالله رابطه نزدیكی هم با مردم و مطبوعات دارد، چنان‌كه بعد از اعلام نتایج انتخابات در صفحه فیس‌بوك خود نامه‌ای به پدرش نوشت كه انعكاس گسترده‌ای در مطبوعات مصر داشت. او در این نامه خطاب به پدرش نوشت: برای گام نهادن در راه خدا تو را همراهی كردیم و بر همین اساس، اگر برخلاف انقلاب گام‌برداری علیه تو بر می‌خیزیم و اگر حق شهدای انقلاب را نگیری و راه آنها را ادامه ندهی از فرمانت سرپیچی می‌كنیم.


خانواده مرسی هیچ‌گاه از آسیب فعالیت‌های سیاسی او بركنار نبوده‌اند، چنانكه در انقلاب اخیر نیز تركش‌های این فعالیت‌ها به آنها هم رسید. چهارشنبه دوم فوریه 2012 عبدالله به همراه 70 نفر از هم‌كلاسی‌هایش مورد حمله 300 نفر از اراذل و اوباش وابسته به حكومت قرار گرفت و پس از آن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. كمی بعد پلیس آزادی او را به اخذ وثیقه مالی منوط كرد و وقتی اسامه برادر بزرگ‌تر برای پرداخت وثیقه به پاسگاه پلیس زقازیق رفت او را به درختی بستند و پس از غارت اموال و برگه‌های هویت، لباس‌های او را پاره كرده و استخوان‌های دست و كتف او را شكستند. اسامه 35 ساعت در این وضعیت به‌سر برد و در همان روز عمر، دیگر فرزند مرسی نیز در جریان یك راهپیمایی مورد ضرب و شتم پلیس قرار می‌گیرد وآن‌گونه كه محمد مرسی در مصاحبه‌ای گفته است: به دلیل ضربه باتوم به سرش دو هفته در خانه بستری می‌شود.






پایان خدمت محمد مرسی در ارتش با قبولی او در مقطع كارشناسی ارشد مهندسی متالورژی دانشگاه قاهره همزمان شد و از همین جا بود كه موفق به اخذ بورسیه تحصیلی مقطع دكترا در دانشگاه كالیفرنیای جنوبی در رشته مهندسی تعمیر و نگهداری موتورهای فضاپیما از این دانشگاه شد. دوران تحصیل در آمریكا، دورانی است كه سختكوشی و مهارت‌های بالای این جوان مصری مورد توجه «پروفسور كروگر» از استادان سرشناس دانشگاه كالیفرنیای جنوبی قرار می‌گیرد و به توصیه و حمایت او بود كه محمد مرسی به عنوان استادیار و كمی بعد استاد دانشگاه كالیفرنیای جنوبی و دانشگاه ایالتی در نورث‌ریج و لس‌آنجلس (1985-1982) مشغول به كار می‌شود. علاوه بر آنچه گفته شد فعالیت علمی و پژوهشی و تدریس در دانشگاه‌های قاهره، زقازیق و الفاتح طرابلس (لیبی) در كارنامه محمد مرسی وجود دارد.
اگرچه مرسی فعالیت سیاسی خود را از بدو ورود به دانشگاه قاهره آغاز كرد اما ورود رسمی او به این فعالیت‌ها در سال 1979 و با عضویت در اخوان‌المسلمین است، امری كه در سال 1992 و با تاسیس شاخه سیاسی اخوان شدت یافت. مرسی در سال 1995 نامزد نمایندگی در مجلس شعب مصر شد اما ورود او به مجلس شعب در انتخابات سال 2000 این مجلس رقم خورد و نام او در طول مدت نمایندگی به عنوان سخنگوی فراكسیون اخوان در این مجلس بر سر زبان‌ها افتاد.

 

موفقیت مرسی در انتخابات 2005 مجلس شعب برخلاف دو دوره گذشته به سادگی اتفاق نیفتاد زیرا آرای او كه سه برابر بیشتر از خالد زردق سرلشكر سابق ارتش بود چندان به مذاق مسوولان امر انتخابات خوش نیامد و هرچند در نهایت مرسی به مجلس راه یافت اما روند انتخابات با درگیری‌های فراوانی همراه بود كه در نهایت به مجروح شدن دست‌كم 18 نفر در حوزه انتخابیه زقازیق منجر شد. مرسی در طول دوران فعالیت نمایندگی خود و به مدد جسارت و بیان خود بارها در كانون توجه رسانه‌ها قرار گرفت اما آنچه بیش از همه در ذهن مردم مصر باقی مانده، طرح سوال وی از دولت در سانحه قطار الصعید بود. عضویت در كمیته مقاومت در برابر صهیونیسم در استان الشرقیه، عضویت در كنگره بین‌المللی احزاب و گروه‌های سیاسی و سندیكاهای صنفی و نیزتاسیس كمیته مصری «مقاومت در برابر پروژه صهیونیسم» از جمله دیگر فعالیت‌های سیاسی مرسی است كه وجه ضدصهیونیستی او را در مصر پررنگ‌تر كرده است. مرسی در سال 2004 با همكاری دكتر عزیز صدقی، جبهه ملی تغییر و در سال 2010 نیز با همكاری محمد البرادعی جمعیت ملی تغییر را تاسیس كرد چنانكه در سال 2011 با همكاری 40حزب و جناح سیاسی ائتلاف دموكراتیك برای مصر را بنا نهاد تا وقتی در 30 آوریل 2011 به عنوان رییس حزب عدالت و آزادی مصر در كنار عصام العریان (معاون این حزب) و محمد سعد الكتاتنی (دبیركل حزب) انتخاب شود، به عنوان چهره‌ای كاملا آشنا در افكار عمومی مصر تثبیت شود.


محمد مرسی بارها به واسطه فعالیت‌های سیاسی خود بازداشت شده است. در جریان انتخابات مجلس شعب در سال 2005، محمود مكی و هشام البسطیوسی، دو نفر از قضات خوشنام مصری به تقلب در این انتخابات اعتراض كردند، امری كه باعث تعقیب قضایی و سرانجام بازداشت آنان به دستور كمیته صلاحیت‌ها باعث شد كه محمد مرسی در حمایت از این دو عهده‌دار هماهنگی تجمع گستره اعتراض‌آمیزی (18 می‌2006) شود و به همین جرم به همراه 40 نفر دیگر از اعضای اخوان نیز دستگیر شود. بار دومی كه مرسی زندان دوران مبارك را تجربه كرد صبح روز جمعه خشم، 28ژانویه 2011 و در راستای ممانعت از حضور وی و همراهانش در كنار انقلابیون رخ داد اما چندروز بعد و با گسترده‌شدن اعتراض‌ها و تجمع در برابر زندان وادی النطرون كار به جایی رسید كه مقامات امنیتی ترجیح دادند كه او را آزاد كنند لیكن این اقدام آنان با مخالفت مرسی روبه‌رو شد و وی اعلام كرد كه تا مشخص‌شدن دلایل قانونی بازداشتش در زندان می‌ماند. با پیروزی انقلاب مردم مصر و پس از كش و قوس فراوان و مشخص‌شدن زمان قطعی انتخابات ریاست‌جمهوری اگرچه عدم حمایت اخوان از محمد ابوالفتوح با نارضایتی وی و معرفی خیرت‌الشاطر به‌عنوان نامزد این حزب همراه بود اما رد صلاحیت خیرت‌الشاطر باعث شد كه نام محمد مرسی به عنوان نامزد اخوان در انتخابات مطرح شود.


دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری مصر رقابت بر سر چهره‌ها و اشخاصی بود كه هركدام سودای ورود به كاخ ریاست‌جمهوری را داشتند، اما دور دوم عرصه‌ای برای رویارویی بین دو قطب اصلی سیاسی در این كشور شد. قطب اول جریان انقلابی بود كه خواهان تغییرات بنیادین در ساختارها و رویه‌های سیاسی در این كشور است و مرسی نمایندگی آن را داشت، هرچند در این دوره عده‌ای نیز با اشاره به جایگزینی ناگزیر وی برای رویارویی انقلاب با نظام سابق، او را با لقب «لاستیك زاپاس» مورد شماتت قرار می‌دادند. قطب دوم این كارزار هم احمد شفیق بود كه به‌زعم مخالفان انقلابی‌اش ریشه در جریان محافظه‌كاری وابسته به نظام پیشین مصر داشت و در محافل انقلابی نماد چكمه نظامیان تمامیت‌خواه معرفی می‌شد. در چنین وضعیتی صدور احكام دادگاه قانون اساسی دو روز مانده به برگزاری دور دوم انتخابات، فضای سیاسی مصر را ملتهب و فضای دو قطبی انتخابات را تشدید كرد. دادگاه قانون اساسی مصر ضمن باطل‌دانستن آرای یك‌‌سوم از نمایندگان مجلس اصلی مصر موسوم به مجلس مردم، رای به انحلال این مجلس داد. این در حالی بود كه كمتر از شش‌ماه از تشكیل این مجلس می‌گذشت. از سوی دیگر دادگاه قانون اساسی در حكمی دیگر، صلاحیت احمد شفیق برای شركت در انتخابات را تایید كرد. این حكم دادگاه قانون اساسی مصر، مصوبه اخیر مجلس مردم مصر را كه به قانون «محرومیت سیاسی» موسوم است، نقض می‌كرد. به موجب این مصوبه، وابستگان به رژیم گذشته مصر حق تصدی هیچ منصبی را نداشتند. در چنین شرایطی دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری مصر روزهای 27 و 28 خرداد، برگزار شد. البته فقط چندساعت پس از پایان رای‌گیری در دور دوم، شورای‌عالی نظامی مصر كه اداره این كشور را از زمان سقوط مبارك برعهده داشته، با صدور بیانیه‌ای در اقدامی بحث‌برانگیز اعلامیه‌ای را منتشر كرد كه در آن اختیارات بیشتری برای خود در حوزه قانونگذاری، تعیین بودجه و نیز فرماندهی نیروهای مسلح در نظر گرفت. وقوع تحولات متوالی از انحلال مجلس گرفته تا اعلامیه شورای نظامی انقلابیون را در مصر به این نتیجه رساند كه طرح‌هایی در كار است تا با مانع‌تراشی در برابر فرآیند دموكراسی‌سازی در این كشور، شرایط را به قبل برگردانند. برخی حتی این وقایع را كودتای ارتش علیه دموكراسی نوپای مصر خواندند. نگرانی‌ها در این زمینه باعث شد تا در روزهای اخیر ‌هزاران نفر از انقلابیون را در میدان تحریر قاهره گرد هم آورد تا نسبت به شرایط موجود در مصر اعتراض كنند.


پس از آنكه هر دو نامزد انتخابات خود را پیروز اعلام كردند، كمیسیون انتخابات اعلام نتایج را به تعویق انداخت و اعلام كرد كه به دلیل بالابودن شكایات دو رقیب علیه یكدیگر رسیدگی به این موضوع نیازمند زمان لازم است با این حال سرانجام با معرفی محمد مرسی به عنوان رییس‌جمهوری جدید، پرونده انتخابات بحث‌برانگیز ریاست‌جمهوری این كشور بسته شد. تردیدی نیست كه محمد مرسی به‌عنوان رییس‌جمهوری جدید راه دشواری را در فضای تاریك و مبهم سیاسی مصر خواهد داشت. شورای‌عالی نظامی مصر گرچه اعلام كرده كه تا چند روز دیگر قدرت را به رییس‌جمهوری منتخب واگذار خواهد كرد، اما با توجه به اینكه هنوز قانون اساسی جدید مصر تدوین نشده، حدود وظایف و اختیارات رییس‌جمهوری نیز چندان روشن نیست. در چنین فضایی، نبود پارلمان با توجه به انحلال آن و نیز بیانیه اخیر شورای نظامی كه اختیارات بسیاری را برای خود در نظر گرفته، این نگرانی را ایجاد كرده كه رییس‌جمهوری برای اداره كشور با موانع بسیاری روبه‌رو باشد.

از سوی دیگر احمد شفیق گرچه نتوانست در انتخابات پیروز شود، اما احتمالا جریان اپوزیسیون قدرتمندی را در برابر دولت نوپای مرسی كه سكاندار مصر و اوضاع اقتصادی درهم ریخته آن است، تشكیل خواهد داد. آنچه محمد مرسی در فضای كنونی روی آن حساب كرده، حمایت گسترده افراد و جریان‌های انقلابی از وی است. در صورتی كه این حمایت‌ها ادامه پیدا كند و محمد مرسی بتواند توازن لازم میان آرمان‌های اسلام‌گرایانه و مطالبات دموكراسی‌خواهانه اقشار مختلف مصر را در چارچوبی متوازن و منطقی گرد هم آورد، وی می‌تواند در تلاش برای به كرسی نشاندن برنامه‌ها و سیاست‌های خود در قالب «پروژه اخوانی نهضت مصر» كه پیش‌تر قول آن را داده بود، به موفقیت خود در ایجاد ثبات و امنیت در جمهوری دوم مصر امیدوار باشد.

captcha