ایران، جایگاه دومین کشور جهان از لحاظ شاخص فلاکت (Misery index) را بدست آورد. به این ترتیب بعد از ونزوئلا که با 79.4 درصد در صدر کشورها در شاخص فلاکت قرار دارد، ایران با 61.6 درصد در رتبه دوم جای گرفت.
خبر اقتصادی: ایران، جایگاه دومین کشور جهان از لحاظ شاخص فلاکت (Misery index) را بدست آورد. به این ترتیب بعد از ونزوئلا که با 79.4 درصد در صدر کشورها در شاخص فلاکت قرار دارد، ایران با 61.6 درصد در رتبه دوم جای گرفت. پس از ایران و ونزوئلا، کشورهای صربستان، آرژانتین، جامائیکا، مصر، اسپانیا، آفریقای جنوبی، برزیل و یونان به ترتیب رتبههای ۳ تا ۱۰ را از آن خود کردهاند. از سوی دیگر، کشورهایی که بهترین وضعیت را از لحاظ شاخص فلاکت در سال ۲۰۱۳ داشتهاند، به ترتیب ژاپن، ازبکستان، تایوان، سنگاپور و کره جنوبی هستند.
شاخص فلاکت یک شاخص اقتصادی است که از افزودن نرخ بیکاری به نرخ تورم بدست میآید. طبق تعاریف جهانی هر زمان این دو شاخص با هم رشد پیدا کند، به معنی وقوع رکود تورمی «شاخص فلاکت» است. در تمام کشور ها و دوره ها، این شاخص نقش مهمی را حتی در عرصه سیاسی و انتخابات ریاست جمهوری ایفا می کند. محسن رضائی، در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری از جمله اولین کسانی بود که در کشور از این شاخص صحبت کرد و گفت در زمان ریاست محمود احمدی نژاد در دولت نهم شاخص فلاکت به 40 درصد رسیده است.
البته بررسی اوضاع تورم و بیکاری از سال 84 تا 92، یعنی هشت سال دولت احمدی نژآد، نشان از این دارد که «شاخص فلاکت» در این بازه زمانی دوبرابر شده است. طبق آمار منتشرشده، عدد فلاکت در سال 84، 21.9 درصد برآورد شده بوده که در همان زمان هم این میزان دو برابر نرخ متوسط جهانی بوده است. در عرصه بین المللی حد معمول و استاندارد این شاخص عددی در بین ۱۱ تا ۱۵ درصد است. الان هم که علی طیب نیا، وزیر اقتصاد می گوید شاخص فلاکت کشور به 50 درصد رسیده است. این در حالی است که نرخ تورم و بیکاری در اقتصاد کشورهای توسعه یافته به طور متوسط عددی کمتر از پنج درصد است. وقتی در ایران ترکیب تورم و بیکاری به عدد 50 درصد رسیده به مفهوم فاصله 500 درصدی شاخص فلاکت ایران با استاندارد کشورهای توسعه یافته است.
البته کارشناسان معتقدند با توجه به اینکه نرخ تورم در دهکهای پایین جامعه بیشتر از دهکهای پردرآمد است، میتوان نتیجه گرفت که شاخص فلاکت در دهکهای پایین جامعه چشمگیرتر و وخیمتر باشد. به گفته آنها، برآورد چهار شاخص غذا، بهداشت، آموزش و مسکن میتواند سطح رفاه خانوار را تعیین کند. وقتی هر یک از این شاخصها را در سالهای گذشته مورد بررسی قرار می گیرد درصدهای بزرگی به چشم می خورد که پیش از این و حتی در دوران جنگ هم نمونه آن را دیده نشده بوده است. تحلیلگران معتقدند وقتی دستیابی به این شاخصها برای گروههای درآمدی پایین جامعه سختتر است و وقتی بیکاری در این دهکها قابلتوجهتر بوده و حداقل دستمزدها هم برای شاغلان این گروهها پرداخت نمیشود، پس شاخص فلاکت هم در این گروه بیشتر خواهد بود.
حال رسیدن این شاخص به عدد 50 درصد بیانگر انحراف شدید آن از استانداردها بوده و به معنی افت سطح رفاه خانوار است. البته چند شاخص جزیی تر می تواند وضعیت رفاه خانوار در سال های گذشته را آشکارتر کند. شاخص قیمت مسکن و اجاره بها، شاخص قیمت اقلام خوراکی، شاخص بهداشت و شاخص آموزش. بررسی اعداد نشان می دهد در خلال سال های 84 تا 91، قیمت خرید مسکن 500 درصد و نرخ اجاره بها 370 درصد رشد داشته است. متوسط هزینه سالانه خانوار برای بهداشت طی سال های 84 تا 91 نیز بر اساس آمار بانک مرکزی 115 درصد افزایش یافته است. این عدد برای اقلام خوراکی 86 درصد و افزایش هزینه های تحصیل نیز 81 درصد برآورد شده است.
تمام این آمار ها در زمانی که فاز دوم هدفمند سازی یارانه ها در حال اجراست بیشتر به چشم می آید و نگرانی از بالاتر رفتن آن هم بیشتر می شود. چرا که بدست آوردن رتبه دو در شاخص فلاکت به دلیل تورم بالای ناشی از اجرای غلط فاز اول قانون هدفمند سازی یارانه ها بود. به عبارتی اگر این قانون در فاز اول درست اجرا می شد، تورم کشور بالا نمی رفت و بیکاری افزایش پیدا نمی کرد و رتبه دوم شاخص فلاکت هم به ایران نمی رسید.