قانون اساسی دولت فدرال، قانونیست که درست یا غلط، توسط مقامات کُرد و مردم کردستان پذیرفته شده است و بنابراین حتا اگر خواست مردم کردستان استقلال تمامعیار هم باشد، این امر باید به شیوهای مسالمتآمیز و با رعایت قواعد بازی صورت پذیرد. مطمئناً نیازی به یادآورری عواقب اقدامات شتابزده برای کُردها و همچنین تمام مردم عراق نیست
پترونت: حکومت اقلیم کردستان عراق در ماه ژانویه 2 میلیون بشکه نفتِ خام تولیدی خود را به واسطه یک خط لوله کاملاً مستقل، به بندر جیهان ترکیه در دریای مدیترانه فرستاده است و قصد دارد که هر چه سریعتر این مقدار را به 10 تا 12 میلیون بشکه در ماه افزایش دهد. علاوه بر این آشتی هورامی وزیر منابع طبیعی حکومت اقلیم کردستان عراق نیز به تازگی پرده از هدف بلندپروازنه این حکومت نیمهخودگردان برای تولید مستقل روزانه یک میلیون بشکه نفت خام برداشته است. او افزوده است که حکومت اقلیم، صادرات نفت و گاز استخراج شده در مناطق کُردنشین عراق را حق مشروع خود میداند و این حکومت برای صادرات نفت خود نیاز به مجوز هیچ قدرت سیاسی دیگری ندارد.
بحران فروش نفت مناطق کردنشین در ماههای گذشته و از زمان اعلام صادرات مستقل نفت خام توسط حکومت اقلیم به ترکیه، وارد مرحله جدیای شده و هر هفته بر شدت و دامنه آن افزوده میشود. در این زمینه دولت مرکزی عراق شدیداً مشغول تهدید سیاسی و اقتصادی کردستان عراق است؛ در آینده ممکن است علاوه بر تخصیص داده نشدن بودجه به این مناطق، علیه شرکتها و کشورهایی که در صادرات «غیرقانونیِ» (به زعم مسئولان دولت مرکزی) نفت کردستان دخالت دارند، در محاکم بینالمللی توسط دولت عراق طرح دعوی شود. اما حکومت اقلیم کردستان در مقابل این تهدیدها با بیاعتنایی کامل، هر روز پروژه صادراتی خود را به شکلی بلندپروازنهتر پی میگیرد.
استقلال اقتصادی یک منطقه در کشوری که به صورت پارلمانی و فدرالی اداره میشود به هیچ وجه مسألهای عجیب و غریب به حساب نمیآید و حتا با فلسفه وجودی این سیستم حُکمرانی کاملاً منطبق است؛ اما آن چیزی که این مسأله ساده را در مورد حکومت اقلیم و دولت بغداد کاملاً بحرانی میکند، ذهنیتیست که دو طرف از این فرایند دارند. دولت مرکزی تصور میکند که اقلیم، تحقق رؤیای صدساله کُردهای خاورمیانه برای داشتن دولتی مستقل را در سر میپروراند و حکومت اقلیم نیز هیچ نشانهای مبنی بر باطل بودن این تصور از خود بروز نمیدهد و بنابراین دو طرف عملاً بدون اینکه حرفی از اصل ماجرا بزنند، درگیر یک نزاع استقلالخواهانه همهجانبه شدهاند. در این میان هیاهو در مورد فروش نفت کردستان، صرفاً میدان بازیِ نمادینِ یک جنگ سیاسیِ تمام عیار است.
یک دهه از اشغال عراق توسط آمریکا گذشته است و حالا سیستم سیاسی این کشورِ چندقومیتی- که جمعیت به شدت متشتتی از لحاظ فرهنگی و مذهبی نیز دارد- به طرزی عقلانی، فدرالی تعیین شده است. اما تن دادن به این عقلانیت برای کُردها همواره تنها در سطح یک تاکتیک تعریف شده و استراتژی همچنان ثابت است: تشکیل یک دولت مستقل کُرد در قلب خاورمیانه. تاکتیکی که با گذشت ده سال حالا دیگر برای سران کُرد کهنه به نظر میرسد و آنها قصد دارند با عوض کردن آن، هر چه سریعتر استراتژی خود را دنبال کنند. در زمان فتح بغداد، شرایط به گونهای نبود که کردستان اعلام استقلال و خودمختاری کند و بنابراین کُردها مجبور بودند تا به نظام فدرالی بپیوندند، چیزی که برای آنها تنها یک دوران گذار کوتاهمدت به حساب میآمد و حالا این دوران را پایانیافته میدانند. این را به وضوح از موضعگیریها، چینش کلمات و ادبیات جاهطلبانه مقامات کُرد در برابر دولت نوریالمالکی میتوان دریافت.
اما به نظر میرسد که کردستان عراق دوران گذار خود را بیش از حد، کوتاه مدت درنظر گرفته است. در تاریخ سیاسی، ده سال چیزی بیش از یک لحظه به حساب نمیآید و این عجله، ممکن است عواقب بسیار بدی هم برای کُردها و آرمانخواهی ناسیونالیستیشان و هم برای کل منطقه داشته باشد. این به مردم عراق و در صدر آنها، کردهای این کشور مربوط میشود که قسمتهایی از خاک این سرزمین از سیستم فدرالی فعلی خارج شود یا نه، و مطمئناً به هیچ کس دیگری مربوط نیست. اما چیزی که برای ما حائز اهمیت است، مشکلاتیست که ممکن است یک اقدام ناپخته سیاسی این فرایند را به فاجعهای دیگر برای این کشور جنگزده تبدیل کند.
در این زمینه چند نکته بسیار مهم وجود دارد که سعی میکنیم آنها را در ادامه این یادداشت عنوان کنیم: اول اینکه خاورمیانه در حال حاضر دورانی از پوستاندازی تدریجی را سپری میکند. از یک طرف وقوع خیزشهای مردمی در این منطقه (هر چند که این جنبش منطقهای عموماً با شکستهای تلخی همراه شد) و از طرف دیگر تداوم یافتن جنگهای نیابتی در تعدادی از کشورها و ناامنی در قسمتهای دیگر (که از قضا عراق خود یکی از قربانیان اصلی این ماجراست)، اتفاقی اینچنینی را میتواند به فاجعهای تمام عیار بدل کند.
درست است که امنیت در کردستان عراق به مراتب از نواحی دیگر این کشور بالاتر است و باز این هم درست است که حکومت اقلیم نیروهای مسلح خود را دارد و همنوایی مردم با این حکومت هم در سطح بسیار بالایی قرار داد اما نباید فراموش کرد سوریه هم زمانی جایی با امنیت بالا به حساب میآمد. اتفاقی در سطح خودمختاری سریع کردستان میتواند، کل عراق را که خود در حال حاضر به اندازه کافی در خون غرق است، به منطقهای مانند سوریه بدل کند.
دوم: به نظر میرسد که سران کُرد در محاسبات خود دچار مقداری سادهانگاری شدهاند؛ ترکیه شریک اول اقتصادی کردستان و یکی از بازیگران اصلی بحران فروش نفت این منطقه (بخوانید بحرانِ سیاسیِ استقلالخواهی)، حامی اصلی حکومت اقلیم برای استقلال اقتصادی به حساب میآید و مقامات کُرد نیز ظاهراً این دشمن دیرینه خود را در مقام دوستی خیرخواه پذیرفتهاند؛ اما هر عقل سلیمی میداند که قطعاً ترکیه مخالفت بسیار شدیدی با استقلال سیاسی کردستان نشان خواهد داد، چرا که تشکیل یک حکومت کُردِ مستقل در خاورمیانه به معنای آتش گرفتن کل مرزهای جنوبی ترکیه است. علاوه بر این دولت عوامفریب اردوغان در حال حاضر به علت بحران شدید مشروعیت و در عین حال مشکلات اقتصادی به صورت مقطعی شریک کُردها شده است و دیر یا زود زیر پای آنها را خالی خواهد کرد.
سوم: عربستان این روزها برای به آتش کشیدن عراق دقیقاً منتظر اتفاقی اینچنینیست. همانطور که پیش از این گفته بودیم، عربستان برای مقابله با قدرت اقتصادی دولت عراق و بلندپروزای این کشور در تولید چندبرابری نفت (که خود باعث سقوط اقتصادی شدید عربستان و به وجود آمدن نارضایتی اجتماعی در این کشور میشود) در حال حاضر مشغول ناامن سازی این کشور است. مطمئناً استقلال کردستان و خارج شدن ظرفیت نفت تولیدی این منطقه از نظارت دولت مرکزی، علاوه بر این که خود به خود با اهداف سعودیها در تطابق است، بهانه بسیار خوبی برای سرازیر شدن هرچه بیشتر دلارهای نفتی عربستان به مناطق سنی نشین و ایجاد جنگی فرسایشی، خونین و بیمعنا بین مذاهب مختلف در جنوب عراق خواهد شد.
چهارم: نطفههای نظم نوین جهانی با محوریت اقتصادی چین و رهبری سیاسی روسیه در حال منعقد شدن است. بنابراین کشورهای زیادی هم در منطقه و هم در سطح جهانی در حال طرحریزی و تعریف نقش آتی خود در نقشه سیاسی جهان هستند. این در حالیست که منطقه کردستان عراق در یکی از کلیدیترین مناطق خاورمیانه و درست در نقطهای از لحاظ جغرافیایی واقع شده است که مرز قدرتهای مخالف و موافق در این جنگ نوظهور به حساب میآید. بنابراین دولتمردان کُرد باید ذهنیت روشن و دقیقی از سِیر حوادث داشته باشند تا دوباره کردهای خاورمیانه متحمل خسارتی از جنس خسارتهای خونین قرن بیستم نشوند.
پنجم: از مباحث ژئوپولیتیک هم که بگذریم، ادعای مقامات دولت مرکزی عراق در مورد عمل غیرقانونی کُردها به نظر درست میرسد. قانون اساسی دولت فدرال، قانونیست که درست یا غلط، توسط مقامات کُرد و مردم کردستان پذیرفته شده است و بنابراین حتا اگر خواست مردم کردستان استقلال تمامعیار هم باشد، این امر باید به شیوهای مسالمتآمیز و با رعایت قواعد بازی صورت پذیرد. مطمئناً نیازی به یادآورری عواقب اقدامات شتابزده برای کُردها و همچنین تمام مردم عراق نیست. مردمی که بیش از تمام دیگر ساکنان خاورمیانه طعم تلخ خون و باروت و تحریم اقتصادی و فقر و گرسنگی و جنگهای بیمعنای فرقهای را چشیدهاند، به هیچ وجه مستحق تکرار تراژدی-کُمدیِ تاریخ معاصر خود نیستند.
منبع: پترونت