اقتصاد گردان - خسرو نورمحمدی مسوول جمع آوری آثار و اندیشه های دکتر حسین عظیمی، در بیست و سومین سالگرد درگذشت شادروان دکتر حصین عظیمی در سخنرانی خود گفت:
برخی ممکن است این پرسش را مطرح کنند که چرا هنوز پس از سالها، از اندیشههای دکتر حسین عظیمی استفاده میکنیم. پاسخ بنده این است که "ارزش یک نظریهپرداز به استفاده از نظراتش در زمانه خود او محدود نمیشود". عظیمی نیز مانند آدام اسمیت، ریکاردو، هیرشمن، روستو و کینز، دارای چارچوبهای اولیه و بنیادین علمی است که میتوان از آن استفاده دائمی کرد.
جالب است که ما با افتخار از نام تمام دانشمندان خارجی، حتی ناشناختهترین آنها استفاده میکنیم، اما وقتی به نام دانشمند ایرانی میرسیم، گویی نوعی خجالت، شرم و خودباختگی بروز میدهیم. این در حالی است که در "علم توسعه" علاوه بر تئوری، نیاز شناخت شرایط بومی داریم که صرفاً و انحصاراً و اجباراً توسط اندیشمندان داخلی تولید می شود.
اما فراتر از این مسئله، چرا اندیشمندانی مانند آدام اسمیت، ریکاردو، عظیمی، راغفر و مومنی، طایی، نصیری اقدم، شاکری و ... مهم هستند؟ زیرا همه آنها توجهشان به رفع فقر و بیکاری و مشکلات مردم جامعه خودشان معطوف است و راه حل آن را نیز در تولید مدرن، نوآورانه و فناورانه در فضای رقابتی میجویند. این گروه از دانشمندان توسعه عمدتاً نگاهی انسانی، مردمی و دینی به انسانهای جامعه دارند و علاوه بر بازار، نقش دولت را در رفع این مشکلات بسیار مهم میدانند.
بخش اول:
جمهوری اسلامی ایران چه نوع توسعه ای می تواند داشته باشد و نقش اندیشمندان اقتصادی و اجتماعی در این فرآیند به چه نحو می تواند باشد.
جمهوری اسلامی ایران با انقلاب شکوهمند مردمی سال ۱۳۵۷ به رهبری حضرت امام خمینی(ره) به پیروزی رسید. هرچند خواستههای اقتصادی نیز در این انقلاب مطرح بود، اما شعارهای مردم نشان از خواست نوعی رفرم دینی دارد. بلافاصله، شعار مهمی مطرح شد: «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»
این شعار که ممکن است برای بسیاری ساده به نظر برسد، از نظر ابرقدرتهای شرق و غرب و حتی همسایگان ایران که ممکن است در یکی از این دو اردوگاه باشند، مفهومی بسیار عمیق دارد. بدین معنا که ایران اعلام میکند: «من ایران نه در اردوگاه شرق کمونیسم (به رهبری شوروی سابق) قرار خواهم گرفت و نه در اردوگاه غرب (به رهبری آمریکا). حتی با آنها همزیستی نیز نخواهم داشت و خودم یک قطب و قدرت سوم را تشکیل خواهم داد.»
هرچند این ادعا برای عامه مردم چندان جدی به نظر نمیرسد، اما استراتژیستهای بزرگ مفهوم این شعار را در "تقویت قدرت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نظامی ایران" و ایجاد یک هرم جدید قدرت می بینند.
ایران برای ایجاد یک هرم قدرت 2 راه دارد:
1. جمعیت زیادی را باید با خود همراه کند. ازآنجاکه ایران به تنهایی نمیتواند یک قطب قدرت بسازد، بر روی قدرت ملتهای همسایه و همعقیده مانند عراق، لبنان، فلسطین و... کار میکند تا آنها را با خود همراه کند.
2. ابرقدرت ها به طریقی (نظامی، اقتصادی، فرهنگی و ...) قبول کنند ایران یک هرم قدرت است.
ولی از نظر اقتصاددانات توسعه این شعارها و اقدامات یعنی هدف نهایی، ایجاد یک قدرت توسعهای و تمدن متفاوت یا حتی یک ابرقدرت جدید است. اما پرسش اساسی این است: آیا ایران راه توسعه را در ابعاد مختلف می داند و می پیماید میداند؟ یا راه شوروی سابق را در پیش می گیرد؟
نظام کمونیستی شوروی بعد از 70 سال حاکمیت به عنوان یک ابرقدرت، در سه حوزه تولید فناورانه حرفی برای گفتن داشت:
1. موشک های دوربرد 2. بمب اتم 3. صنایع فضایی
که هر 3 در راستای اقزایش قدرت تولیدی نظامی بودند و در سایر حوزه های تولیدی فاقد تولید فناورانه قابل توجه بود. که بتواند با استفاده از دانش بومی تولیدی را انجام دهد و آن را صادر کند و ما به ازای آن نیازهای وارداتی خود را تامین کند
یعنی ابرقدرت شوروی در حوزه تولیدات صنعتی، کشاورزی و خدمات حرفی برای گفتن نداشت. مردم تامین نشدند و نارضایتی خاموش بسیار زیاد بود و نهایتاً این کشور از هم فرو پاشید.
ولی چرا نظام شوروی در این 3 حوزه تولید فناورانه موفق بود؟
1. تصمیم ملی بر توسعه این سه بخش (برنامه ریزی غیر جامع در این حوزه ها) از طریق تامین الزامات، منابع و سایر شرایط
2. تکیه بر دانش بومی
3. رقابت فشرده با دنیای صنعتی
و چرا در سایر حوزه ها موفق نبود؟
1. از برنامه ریزی جامع با کنترل شدید دولت استفاده کردند.
2. با دنیای صنعتی وارد رقابت فناورانه نشد. و اتلاف شدید منابع داشت.
3. دانش بومی کافی نداشت یا نمی توانست از آن استفاده کند.
4. مشارکت مردم و متخصصین در حداقل بود یا به اندازه کافی نبود.
بخش سوم:
برخورد هرم های اصلی قدرت با جمهوری اسلامی ایران: جنگ، تحریم، ترور و ...
مرحله اول: تحمیل جنگ 8 ساله و تحریم ها
به نظر می رسد در ابتدا جمهوری اسلامی ایران با کار فرهنگی و سیاسی این هدف را دنبال می کند. لذا خیلی زود و از همان ابتدا، درگیری بین ایران و ابرقدرتها آشکار میشود. این درگیری و برخوردها از نوع ساده و ظاهری نیست، بلکه در شعارهای روزمره حکومت مانند «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر شوروی» تجلی مییابد.
اما فراتر از شعارها، حکومت مباحثی مانند بازگشت به اصول دینی، مبارزه با استکبار، و چپاول ثروت ابرقدرتها را مطرح میکند. اینها مسائلی است که بخش عمده مردم مسلمان منطقه آن را درک کرده و بدان باور دارند. بنابراین، زبان فرهنگی و سیاسی انقلاب اسلامی ایران برای مردم مسلمان منطقه معنیدار، مهم و با جاذبه میشود.
اگر این فرضیه درست باشد، ابرقدرتها و مخالفین تا زمانی که ارزشهای این قدرت نوظهور مورد توجه باشد، درگیری با این انقلاب را کنار نمیگذارند.
شاید برای دو ابرقدرت چارهای نمیماند جز اینکه جلوی این ادعا و خطر را بگیرند. برای بیثبات کردن این قدرت ادعایی جدید، جنگ در سال ۱۳۵۹ به ایران تحمیل میشود و هر دو ابرقدرت نیز پشتوانه این جنگ هستند. در کنار تضعیف ایران، یک بازار اسلحه نیز ایجاد میکنند.
اما این جنگ تحمیلی به پشتوانه مردمی به پایان میرسد و به نظر می رسد که نتیجه دلخواه ابرقدرتها را به بار نمیآورد و سرانجام در سال ۱۳۶۷ پایان مییابد.
مرحله دوم : جنگ تحمیلی دوم و سوم و تحریم ها
ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران به نظر میرسد راه دیگری را برای آینده کشور برگزیده است. ولی ابرقدرت بازمانده (آمریکا) و متحدانش به هر حال باید با این کشور و ادعای جدید مبارزه کنند.
و سرانجام در اواخر سال ۱۴۰۴ به این نتیجه میرسد که قدرت جدید ادعایی جمهوری اسلامی ایران را میتوانند و باید با تهاجم مستقیم و سریع و حتی بدون برنامه دقیق و همکاری متحدین نظامی، با بمباران مراکز نظامی-امنیتی، زیرساختها، ایجاد وحشت و... از پای درآورند. نتیجه را میبینیم.
بخش چهارم: نتیجه گیری
• به نظر نمی رسد که درگیری میان هرم قدرت آمریکا با ایران به سادگی و در کوتاه مدت حل و فصل شود.
• لذا احتمالا تا یک دهه آینده این بحران ها ادامه خواهد داشت.
• در این شرایط اگر ما بخواهیم فرآیند توسعه یا قدرتمندشدن ایران را به درستی و کامل طی کنیم، باید در تمام حوزههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی باید توسعه پیدا کنیم و قوی شویم.
البته خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران در سایر حوزه های تولید فناورانه نیز موفق بوده است:
• تجهیزات پزشکی و زیستفناوری (بیوتک)
• صنایع سنگین و ماشینسازی پیشرفته
• کشاورزی و امنیت غذایی
• خدمات فنی و مهندسی
عظیمی: کشور متعلق به ساختار سیاسی است. اصلا حکومت می خواهد کشور را بفروشد، در جنگ یا دفاع یا صلح یا ... وارد شود. ولی قبل از آن باید هزینه فایده تصمیماتش را (بر توسعه، فقر، تورم، بیکاری و ...) از اقتصاددان بپرسد و بعد با علم به این ها اقدام کند. در غیر اینصورت ممکن است کشور را به توسعه نیافتگی، ورشکستگی و ... بکشاند.
که کافی به مقصود توسعه نیست و لذا می بایست با استفاده از دو ایزار اصلی برای تحقق تولید فناورانه (انسان و علم و فناوری) حرکت کنیم:
1. مشارکت بیشتر و وسیع تر و کارآمدتر و فناورانه تر نیروی انسانی ایرانی در تولید فناورانه (مشارکت آگاهانه، واقعی و فناورانه مردم و متخصصین در فرآیند تولید و توسعه کشور)
2. حداکثر استفاده از علم و فن در تولید فناورانه (تولید و توسعه فناورانه)
و برای اطمینان از استفاده درست و به نتیجه رسیدن این دو ابزار و وجود فضای رقابت در بخش های ممکن یا منتخب، به حوزه صادرات تولید فناورانه توجه کنیم.
با توجه به علم اقتصاد، تجربیات جهانی و تجربیات کشور، استفاده از راهکارهای ذیل:
1. برنامه ریزی توسعه داشته باشیم.
2. از روش برنامه ریزی هسته های خط دهنده با انتخاب تولید محصولات مزیت دار استفاده کنیم.
3. بخش رانتی اقتصاد ایران را در راستای تقویت تولید ضعیف کنیم. رانت ها را به سمت توسعه هدایت کنیم. (تجربه آمریکایی ها در برنامه های سوم و چهارم عمرانی قبل از انقلاب)
4. وارد فضای رقابت داخلی و نیز صادرات برای افزایش قدرت رقابت خارجی شویم.
5. باید به تمام ابعاد توسعه توجه داشت و موفقیتهای موردی نباید از دید جامع ما را باز دارد. توسعهیافتگی واقعی زمانی حاصل میشود که تمام نهادها و ساختارهای جامعه در هماهنگی با یکدیگر و در مسیر علممحوری و انسانمحوری حرکت کنند.
بخش پنجم: توصیههای سیاستی کوتاهمدت و بلندمدت
ابزار عظیمی 1. مردم 2. تولید فناورانه
• توصیههای کوتاهمدت
بر اساس شرایط کنونی کشور و تجارب جنگ تحمیلی و سالهای پس از آن، توصیههای زیر در افق کوتاهمدت ضروری به نظر میرسد:
۱. توجه به سیستم معیشتی مردم. مهمترین سرمایه کشور انسان های آن جامعه هستند که طبق قانون اساسی باید از حداقل معیشت برخوردار باشند.
۲. توجه به ارزآوری و تامین مالی تولیدات فناورانه در شرایط تنگناهای ارزی
۳. توجه به اشتغال به ویژه نگهداشت سرمایه های انسانی فناور
4.توجه به رشد اقتصادی
5. کنترل تورم
6. تقویت اعتماد عمومی در حوزه های اجتماعی و فرهنگی
7. فعالسازی زیستبوم فناوری در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی با ایجاد مراکز نوآوری و فناوری در دانشگاه ها به ویزه شرکت های دانش بنیان صادرات محور فناورانه
8. تهیه گزارش سالانه تولیدات فناورانه بومی اولویت دار کشور (طبق برنامه توسعه) توسط موسسه مطالعات دین و اقتصاد با همکاری دولت و سایر مراکز تحقیقاتی و ارایه به دولت یا ... (به صورت محرمانه)
• توصیههای بلندمدت
برای گذار از وضعیت موجود و ورود به مسیر توسعه پایدار و واقعی، اصلاحات ساختاری بلندمدت اجتنابناپذیر است:
1.تضعیف بخش رانتی اقتصاد در راستای تقویت تولید فناورانه بومی
2. تدوین تئوری جامع توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
۲. داشتن برنامه توسعه علمی با کمک همه اندیشمندان و صاحبنظران جامعه
۳. توجه به برنامهریزی «هستههای خطدهنده فناورانه» و پرهیز از برنامهریزی جامع صرف ( یا طراحی الگوی بومی فناوری مبتنی بر مزیت های رقابتی). منظور از برنامهریزی «هستههای خطدهنده»، شناسایی چند محور حیاتی (پیشرانهای توسعه) و متمرکز ساختن منابع و انرژی بر روی آنهاست؛ برخلاف برنامهریزی جامع سنتی که همه حوزهها را همزمان پوشش میدهد و غالباً به نتیجه نمیرسد. در آستانه سال ۲۰۲۵، ایران به سمت تدوین ۲۶ بسته اجرایی در حوزههای راهبردی سلامت، کالاهای اساسی، نفت، بانکداری و صنعت حرکت کرده است که نوعی تمرکز بر «هستههای خطدهنده» محسوب میشود.
۴. اهمیت ایجاد رقابت برای تقویت نوآوری و تولید فناورانه. رقابت تنها مختص اقتصاد نیست؛ بلکه باید در نهادهای سیاسی، نهادهای مدنی، محیطهای علمی و آموزشی نیز جاری شود.
5. بینالمللیسازی تولید فناورانه با اولویت کشورهای همسو
6. استقرار نظام پایش و ارزیابی تولید بومی و فناورانه ایران توسط موسسه مطالعات دین و اقتصاد با همکاری دولت، سایر مراکز تحقیقاتی و متخصصان و ارایه به دولت یا ... به صورت محرمانه
7.طراحی «پیش نویس سند ملی توسعه فناورانه» با همکاری موسسه مطالعات دین و اقتصاد