مساله نحوه حضور شرکت های خارجی یکبار دیگر در سال های دور در قوانین سوم و چهارم برنامه توسعه هم بوجود آمد . آن موقع شما چه کردید؟
قراردادهای بیع متقابل در شرایطی که قیمت نفت خیلی پایین بود ، منجر به تامین منابع مالی فراوانی برای پروژه های توسعه ا ی نفت در ایران شد و آلان می بینیم که بخش مهمی از حجم تولید نفت در کشور ثمره اجرای همان قراردادهاست که منابع مالی درکنار تکنولوژی وارد کشور شد و به توانمند سازی شرکت های داخلی هم منجر شد.

در کدام حوزه ها توانمندی واقعی روی داد؟
در حوزه های مثل دریا ما اصلا آمادگی و توان ورود نداشتیم . قبلا تاسیسات و تجهیزات انجام فعالیت های نفتی ما در دریا توسط خارجی ها تامین می شد و بخش داخلی در کنار شرکت های خارجی توانست مهارت ها و تجربه هایی را بیاموزند.
سود شرکت های خارجی در برابر این آورده ها چقدر بود ؟
آمار ها نشان می دهد کمتر از 5 درصد درصد از قیمت مجموع نفت خامی که برداشت شده است به پیمانکاران پرداخت شده است و انتفاع دولت 95 درصد بوده است. یعنی علاوه بر آنکه چالش سرمایه گذاری در کشور مدیریت شده و ما چیزی را از دست نداده ایم ، صاحب منابع تازه ای هم شده ایم و از این رهگذر کلی شغل ایجاد شده ، تکنولوژی و دانش مدیریتی و مهارتی در کشور ارتقا پیدا کرده و در مجموع یک برد عمومی بوده است.
این روند مستمرا ادامه داشته است ؟
خیر با کمال تاسف در 8 سال گذشته تها 1.2 میلیارد تومان سرمایه گذاری با منشا خارجی در حوزه نفت صورت گرفته است و در نهایت افزایش تولید هم صورت نگرفته است .
چطور می خواهید از این شرایط خارج شوید ؟
این مهمترین چالشی است که پیش روی صنعت نفت قرار دارد. در حال حاضر سهمی که برای شرکت ملی نفت ایران درنظر گرفته شده 14.5 درصد از قیمت نفت خام و میعانات نفتی تولیدی و ما ناچاریم که سایر هزینه های لازم برای اکتشاف و استحصال را از منابع خارجی تامین کنیم تا تجربه گذشته های تکرار شود ، به تولید کامل برسیم و چرخه مثبت تولید دوباره به راه بیافتد. یعنی سرمایه گذاری با خودش تکنولوژی و اشتغال بیاورد و نیروی انسانی متخصص و مجرب در طول کار تربیت شود.
شرکت های سرمایه گذاری معتقدند که می توانند ریسک سرمایه گذاری دولت را متقبل شوند ؟
در دوره های گذشته هم ادعا شد که منابع مورد نیاز از داخل هم قابل تامین است ولی باز هم در عمل این منابع از محل فروش نفت تامین شده مثل صندوق ذخیره ارزی که پایه اش منابع نفت است . در 8 سال گذشته هم که محدودیت سرمایه گذاری خارجی بود به انواع روش ها متوسل شدند یکبار گفتند خانه های مردم پر از دلار است ولی درعمل این منابع وارد بخش تولید یا جایی مثل صنعت نفت نشد. صورت مساله هم ساده است ، مگر توان بازپرداخت ما در این صنعت چقدر است ؟ مردم انتظار دارند سودی معادل یا بالاتر از بیشترین بهره بانکی ببرند یعنی حداقل 25 درصد سهم ریالی ، خب 14.5 درصد در اختیار شرکت ملی نفت که این ارقام را اگر تغییرات ارزی نداشته باشیم ،پوشش نمی دهد .
به شرکت های خارجی چقدر پرداخت شده ؟
ما به طور متوسط بین 14.5 تا 18.5 درصد نوسان داشته ایم. ولی شرکت های نفتی چون cost over runداشته اند، این رقم به شدت کاهش یافته . ما هم نمی خواستیم به این هزینه ها اعتبار بخشی کنیم. برای همین جذابیت قراردادها زیر سوال رفته.
مشکل اصلی شرکت های خارجی چه بوده است ؟
قراردادهای ما نرخ بازگشت سرمایه را با همه ریسک هایی که به این قراردادها محتمل است تثبیت کرده است . این برای طرف قرارداد مطلوب نیست . چون در بیشتر قراردادها هزینه آنها بیش از محاسبات اولیه بوده است و غالبا کمتر از سود قابل انتظار برداشت کرده اند .
قصد تغییر در این فرمت را دارید ؟
مدل هایی که در سایر کشورهای اطراف دارد عمل می شود را رصد می کنیم . مثلا در عراق هنوز چون قراردادها به بهره برداری کامل نرسیده اند تصویر ما کامل نیست که چه اتفاقی افتاده ولی صورت های مالی منتشر شده نشان می دهد که عموما انتظارت شرکت ها سود بالای 10 درصد است و گاهی به 20 درصد هم می رسد .
شما دنبال چه هستید ؟
ما می خواهیم به متوسط نرخ سودآوری قراردادها در جهان نزدیک باشیم .
آیا در طول سال های گذشته فرمت قراردادها ثابت بوده اند؟
خیر در قراردادهای نسل سوم که قبل از تشکیل کمیته بازنگری در نفت اجرایی شدند سقف قرارداد ((capexآزاد شد. بخشی از افزایش هزینه فعالیت شرکت ها cost over run را هم ماعملا پرداخت کردیم. یعنی تغییراتی به نفع پیمانکاران اعمال شد .
قراردادهای جدید چند مدل اند ؟
ما علاقمندیم که یک یا دو مدل قراردادی داشته باشیم و تنوع زیادی ندهیم .
برخی معتقدند که قراردادهای یکپارچه اکتشاف توسعه و تولید بهترند نظر شما چیست ؟
به نظرم در مناطقی که ریسک بالایی دارند مثل اکتشاف های تازه یا میادین سخت تر، این مدل خوبی خواهد بود
به نظر شما ایا فقط شرکت های نفتی باید برای توسعه میادین دعوت شوند ؟
بخش مهمی از نفت استحصال شده هنوز خام فروشی می شود و بازار فروش توسط شرکت های نفتی که با خرید و عرضه نفت خام در جهان سر و کار دارند مدیریت می شود . خب اگر یک شرکت نفتی در میدان حضور داشته باشد می تواند همزمان بازار را هم برای ما فراهم کند .
چرا ما شرکت نفتی نداریم ؟
تفکر درهای بسته و اینکه همه چیز همیشه به دست دولت باید حل شود اجازه نداده است تا دراین مورد سرمایه گذاری درستی انجام شود . نه فقط در سال های بعد از انقلاب که در سال های ماقبل از آن هم شما اثری از تلاش برای توسعه بخش خصوصی و مثلا پالایشگاه هم خصوصی نبودند .
شرکت نفت هم یک بدنه سنگین و بی رقیب را در این سالها به دوش کشیده ، شاید وقت ان باشد که یک رقیب تازه ، این بدنه سنگین را بحرکت وادارد .
به نظر شما ظرفیت آن درداخل وجود دارد ؟
بله بارها طرح هایی ارائه شد است به دولت برای واسپاری میادین کوچک به بخش خصوصی این مقدمه تاسیس شرکت های نفتی در ایران می شود . یک شرکت خصوصی که سهامدار عام در مقیا س چند میلیون نفر داشته باشد می تواند با اتکا به سرمایه های مادی و معنوی داخل پابگیرد و با شرکت ملی نفت رقابت کند . مثلا کمتر از 14.5 درصد از دولت بگیرد . کوچک تر و سبک تر که باشد هزینه هایش را بهتر مدیریت می کند .
بخش خصوصی توانمند وجود دارد ؟
این کار به دست کنسرسیومی از پیمانکاران داخلی حوزه های اکتشاف ، تولید ، ساخت و امثالهم امکان پذیر است .
منع قانونی وجود ندارد ؟
خیر . در حدود اختیارات وزارت نفت قرار دارد . باید مجوزش را نه از شرکت ملی نفت که از وزارت نفت بگیرد .
پس چرا این اقدام تاکنون صورت نگرفته ؟
دوباره برگشتید به سوال اول . چون زمینه های فرهنگی و فکری آن نه در دولت و نه در سایر بخش ها وجود ندارد . هنوز تشکل های بخش خصوصی قوی نشده اند و با هم کار کردن هم سخت و دشوار است . از طرفی توسعه صنعت نفت به شدت کند شده و تحرک شرکت ها هم به تبع آن کم شده و ... . چرخه ای معیوبی از همه این عوامل مانع شده است.
به نظر شما نقطه عزیمت و خروج از این چرخه کجاست ؟
شاید اصلاح قراردادها و توسعه فعالیت های نفتی . بازار که داغ شود خیلی از اتفاق هم خود به خود خواهد افتاد.
